منبع تحقیق درمورد آسیای مرکزی، بحران هویت، ژئوپلیتیک، سیاست خارجی ایران

دانلود پایان نامه ارشد

نیست شرق هم چنین است (ولایتی،1385: 2) بر این اساس باید گفت ما نه مدافع شرق هستیم و نه غرب؛ ولی چون در حال حاضر پیوند با شرق منافع ما را بیشتر تامین می‌کند از آن حمایت می‌کنیم (ولایتی،1385: 3) البته باید توجه داشت که ما چون شرقی هستیم اساسا گرایش شرقی قوی‌تری هم داریم. در کنار آن باید به تجربه همکاری هم توجه کرد. همچنین کشورهای شرقی در روابط بین الملل عملکرد قابل دفاع‌تری داشته اند.

عدم ایجاد اتحادیه ای توانمند در مناطق
ایران به عنوان یک کشور شیعه با محدودۀ مرزی سنی نشین و با گذشته باستانی مبتنی بر ایرانیت و همینطور به عنوان یک کشور مبتکر و پیشرو اندیشه سیاسی( تجدد، ملی شدن صنعت نفت، اسلام خواهی و عدم وابستگی به غرب و شرق)، نسبت به همسایگان خود بسیار ممتاز است. از نظر سطح توسعه ی سیاسی در سطح مطلوب و از نظر پیشرفت علمی در جایگاه خوبی قرار دارد ضمن اینکه از نظر اقتصادی یک کشور در حال توسعه محسوب می شود، همچنین دارای موقعیت ژئوپولیتیکی ممتازی می باشد. اما با وجود تمام این مزیتها و پیشرفتها جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب اسلامی نتوانسته با مناطق همجوار خود که شامل آسیای مرکزی و قفقاز ، خاورمیانه، خلیج فارس می باشد ائتلاف کند و همیشه خاص مانده و رفتار کرده است. ایران خواستار تجدید نظر در نظم موجود نظام بین الملل می باشد و آن را ناسازگار با منافع مسلمانان می دارند، در حالی که کشورهای فوق هیچ کدام ناسازگاری میان منافع مسمانان و جهت گیری های غرب نمی بینند. یک دلیل می تواند این باشد که اکثر کشورهای همجوار ایران سنی مذهب بوده و تلقی فرهنگ سیاسی شیعه با تلقی اهل تسنن متفاوت است. جمهوری اسلامی نگاهی مبارزه جویانه به غرب دارد، در حالی که تندرو ترین مسلمانان اهل تسنن، صرفاً به سیاستهای غربی اعتراض دارند و معتقدند باید رفتار امریکا و غرب را تغییر داد و اروپا را نسبت به افکار دینی و شریعت اسلام آگاه نمود. تلقی بسیاری از کشورهای مسلمانان منطقه نسبت به اسرائیل نیز با آنچه که عرف سیاست خارجی ایران می باشد، بسیار متفاوت است. کشورهای همجوار ایران اغلب به دلایل امنیت از حضور امریکا استقبال کرده و برای امریکا نقش خاصی قایل اند در حالی که ایران ایجاد امنیت در منطقه را در گرو عدم حضور کشورهای فرا منطقه ای و از جمله امریکا می داند. با وجود اینکه قانون اساسی اولویت و ارجحیت سیاست خارجی ایران را به همسایگان، کشورهای مسلمان، کشورهای جهان سوم و کشورهایی که به نوعی یکی از نیازهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و یا نظامی ایران را برطرف سازند، داده است اما با وجود اختلافات و منازعات کشورهای منطقه با یکدیگر و بحران های داخلی، این کشورها از قابلیت ایجاد یک اتحادیه قوی و توانمند برخوردار نیستند. در این چارچوب و وضعیت فعلی، ایران چگونه می تواند با دنیای عرب، کشورهای جنوب و آسیای مرکزی ائتلاف نماید؟ لذا جمهوری اسلامی باید هر گونه عاملی را که منجر به نادیده گرفته شدن این شرایط مثبت علمی، سیاسی، اقتصادی ، فرهنگی و موقعیت مناسب ژئوپلیتیکی می شود را کمرنگ سازد و از موقعیت موجود در راستای مصالح و منافع خود و امنیت ملی کشور استفاده نماید.

1)آسیای مرکزی، خزر و قفقاز
محور آسیای مرکزی – خزر – قفقاز نماینده یکی از پیچیده‌ترین و مهم‌ترین مناطق و حوزه‌ها در روابط جاری بین المللی است زیرا در این منطقه علاوه بر مشکلات داخلی کشورها (که بخش عظیمی از آنها ناشی از فروپاشی شوروی و خلاء قدرت بوجود آمده ناشی از آن می‌باشد) شاهد رقابت شدید میان دول غربی از طریق ناتو، شورای همکاری کشورهای اروپایی، شورای اروپا، دولت‌های اسلامی عربی- غیرعربی خاورمیانه و دو قدرت جدید هسته‌ای هند و پاکستان، (همگی به عنوان کشورهای مدار لایه بیرونی) بر سر کنترل استراتژیک و دستیابی به منابع غنی آسیای مرکزی هستیم(حسینی فائق، 1386 : 101) علاوه بر کشورهای موجود، بازیگران مطرح در این منطقه در دو گروه منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای قابل شناسایی هستند بازیگران منطقه‌ای که در درون منطقه یا حاشیه یا کرانه منطقه قرار دارند عبارتند از: ایران، روسیه، چین، قزاقستان، ازبکستان و ترکیه و بازیگر فرامنطقه ای همچون امریکا، که هر یک از این بازیگران با ابزارها و استراتژی های خاص خود، در پی توسعه حوزه نفوذ منطقه‌ای خود هستند. حضور آنها در این محور به ایجاد ثبات در منطقه کمکی نمی‌کند، زیرا هدف اصلی آنها در منطقه، فقط حفظ منافع خودشان است، لذا در جهت حل مشکلات داخلی این کشورها و کمک به ثبات منطقه، فعالیتی انجام نمی‌دهند.
آسیای مرکزی متشکل از چند کشور قزاقستان،قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان، در میان فضای اقلیمی پهناور اوراسیا واقع شده و نزدیک به 60 میلیون نفر را در خود جای داده است، اگرچه در نگاه نخست آسیای مرکزی، منطقه‌ای از نظر جغرافیایی محصور در خشکی به نظر می‌آید که کشورهای منطقه را به همسایگان و جامعه جهانی وابسته کرده است، اما واقعیت امر آن است که این منطقه تحت لوای تاریخ طولانی خود یکی از مهم‌ترین مناطق جهان شناخته می‌شود.علاوه بر آن میراث‌دار اقتصاد بزرگ جاده ابریشم و پل ارتباطی میان اروپا، آسیای شرقی و در میان شمال و جنوب قاره آسیا به شمار می‌آید، امروز به سبب کشف منابع غنی انرژی نیز در کانون توجه شدید بازیگران بین المللی قرار گرفته است (سنایی،1388: 2) این منطقه به دلیل موقعیت جغرافیایی خود به «شاهراه» غرب معروف است و دولت‌های جدید آسیای مرکزی می‌توانند از طریق این شاهراه به غرب راه یابند. در برابر این برتری جغرافیایی، قفقاز را می توان موزائیک قومیت‌ها نامید. وجود بیش از 50 قومیت مختلف در این منطقه از جمله مسایلی است که ادعای فوق را تاکید می‌کند. این قومیت‌ها که دارای تفاوت‌های نژادی، زبانی، مذهبی، فرهنگی و اجتماعی بسیار زیادی می‌باشند، وضعیتی منحصر به فردی به این منطقه بخشیده‌اند. حضور قومیت‌های مختلف در منطقه و سیاست‌های تفرقه انگیزی که در گذشته نسبت به آنان اعمال شده و اختلافات ریشه داری که بعضی از قومیت‌ها نسبت به هم داشته‌اند( مثل ارامنه و ترک‌ها) به همراه بعضی دلایل دیگر، موجب شد در پی سقوط شوروی، این اختلافات فعلیت یابند. بررسی سابقه درگیری‌ها نشان دهنده وضعیت بغرنج اختلافات قومی- سرزمینی در این منطقه می‌باشد. وضعیتی که به مانند آتش زیر خاکستر، هر آن توانایی بروز ناآرامی در آینده را دارا می باشد(افشردی، 1380 :143-142) در این منطقه وسیع ژئوپلیتیکی که مرزهای آن از سمت شرق تا چین و از سمت مغرب تا دریای سیاه گسترده است، روسیه و ایران در مقایسه با کشورهای تازه استقلال یافته از سابقه بسیار طولانی حاکمیت برخوردارند و به عنوان دو قدرت منطقه‌ای محسوب می‌شوند و به همین دلیل، نقش آفرینی آنها در حل مسایل منطقه و دیدگاه‌های مستقلی که نسبت به مداخله قدرت‌های برون منطقه‌ای دارند، حائز اهمیت است.(حسینی فائق، 1386: 102) بعد از فروپاشی شوروی و استقلال این کشورها، رقابت شدیدی میان کشورهای منطقه ای و امریکا جهت نفوذ، ایفای نقش و جهت دهی به سیاست و اقتصاد این جمهوری ها به وجود آمد که نتیجه ی این رقابت ها بسط سیطره و نفوذ کشورهای روسیه و امریکا بود. روس‌‌ها معتقدند جمهوری‌های شوروی سابق، حوزه منافع حیاتی روسیه به شمار می‌روند و بایستی از تشکیل اتحادیه با یکدیگر و یا با کشورهای ثالث که سمت‌گیری ضد روسی داشته باشند، منع شوند (Middle East Studies, 1998, 4) به اعتقاد تحلیلگران سیاسی – نظامی، هنوز روسیه نسبت به آسیای مرکزی و قفقاز نگرش و رابطه امپریالیستی دارد. هر چند روسیه به لحاظ حقوقی بر این منطقه حاکمیت سیاسی ندارد ولی همچنان مهمترین نیروی فرهنگی، سیاسی و امنیتی در کشورهایی می باشد که نزدیک به هفتاد سال بر آنها سیطره کامل داشته است. نیروهای مهم دیگر در این منطقه بعد از روسیه به ترتیب امریکا، ترکیه، عربستان سعودی، اسرائیل، ایران و پاکستان می باشند ( Goble,1997) گرچه این کشورها استقلال یافته اند اما دارای مشکلات و نارسایی های بسیاری می باشند که این امر مانع همگرایی میان کشورهای منطقه شده است. اکثر کشورهای محور آسیای مرکزی- قفقاز درگیر بحران‌های متعدد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و قومیتی می‌باشند و همین مشکلات و نیز ضعف د‌ولتهای حاکم بر آنها و وابستگی دولت‌های آنان به سایر قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، سبب شده است که تاثیرگذاری آنها در منطقه کاهش یابد. نزاع برای کسب قدرت، اختلاف در خصوص تقسیم دوباره قدرت و دستیابی به منابع، فقدان ثبات سیاسی، دیدگاه‌های متعارض، درگیری‌های منطقه‌ای، مسائل مرتبط با اقلیت‌های قومی مرزهای بین کشورها، فجایع زیست محیطی و مداخله بازیگران فرامرزی و منطقه‌ای، نمونه‌هایی از مشکلات هستند.(بهمن، 1389: 23) در میان مسایل گفته شده، بحران هویت، بحران سرزمینی یا مشکلات سرزمینی( تقسیمات سیاسی- اداری نادرست که ناشی از پدیده ی استعمار است ) به علت وجود اقوام گوناگون و اقلیت های قومی به همراه قوم گرایی و خیز ناسیونالیسم افراطی، از جمله عوامل داخلی مهم در عدم ایجاد امنیت در داخل کشورهای آسیای مرکزی بخصوص قفقاز است.(سیف زاده، 1378: 85) ملت های ساکن در این منطقه، ریشه‌های فرهنگی و زبانی متفاوتی از یکدیگر دارند. برای مثال زبان بومی مردم آسیای مرکزی، ترکی است. آذربایجانی‌ها نیز به این ریشه نزدیک می‌باشند. اما تاجیک‌ها با زبان و فرهنگ فارسی، استثنایی در منطقه محسوب می‌شوند و به دنبال آنها ارمنی‌ها و گرجی‌ها نیز در دو کشور ارمنستان و گرجستان ریشه‌های فرهنگی مجزایی دارند. اختلافات عدیده تاجیک‌ها با ازبک‌ها و جنگ‌های خونین گذشته و وضعیت «نه جنگ، نه صلح» امروز میان ارمنستان و آذربایجان نیز مصادیقی از تفاوت ریشه‌های فرهنگی – زبانی موجود می‌باشد (فلاحت پیشه، 1380: 8) و نهایتا تلفیق و همزمانی بحران هویت با بحران‌های دیگر، کشورهای مختلف آسیای مرکزی و قفقاز را با مسائل و مشکلات بنیادین به ویژه در جنبه‌های امنیتی مواجه ساخته است و این مشکل به طور مستقیم و غیرمستقیم بر اهداف و سیاست‌های امنیتی کشورها و منطقه تاثیر گذاشته است، به گونه‌ای که هنوز این کشورها نتوانسته‌اند نظم مناسبی برای رفتارهای جمعی خود در سه سطح کشوری (ملی)، منطقه‌ای و بین‌المللی بیابند (سیف زاده، 1373: 89-88) ازبکستان، تاجیک‌ها را ازبک‌های «فارسی زبان شده» می‌خواند و مشروعیت دولت تاجیکستان را زیر سوال می‌برد. در مقابل، تاجیک‌ها خود را دارای هویت جداگانه (و فرهنگی متعالی‌تر از فرهنگ ازبک‌ها) دانسته و از احتمال پا گرفتن یک جنبش «پان ترکیسم» پرخاشجو با ریشه‌هایی در ازبکستان ابراز نگرانی می‌کنند (فلاحت پیشه،1380: 14) همچنان آذربایجان و ارمنستان نگران یک جنگ جدی می‌باشند و علیرغم شرایط آتش بس مقطعی، هنوز صلح میان دو کشور دور از دسترس به نظر می‌آید (فلاحت پیشه، 1380: 15) قزاقستان با روسیه مشکلات امنیتی عمده‌ای از جمله در زمینه سلاح‌های هسته‌ای دارد. گرجستان نیز همچنان با بی‌ثباتی ناشی از تداوم جنگ و ناآرامی‌های داخلی مواجه می‌باشد .احتمال تحقق جنگ در قفقاز مانع از پیدایش تدابیر امنیتی منطقه‌ای، دو جانبه و یا دسته جمعی شده است. در این منطقه تحولات مناطق جنوب روسیه و قفقاز شمالی تاثیر عمده‌ای در ممانعت از ایجاد فضای امنیت دسته جمعی و منطقه‌ای داشته است(فلاحت پیشه، 1380: 15) همچنین ویژگی اقتدارگرایانه دولت‌های منطقه در دنیای کنونی که حرکت به سوی دمکراتیک شدن جوامع شدت یافته، می‌تواند موجبات بی‌ثباتی داخلی و منطقه‌ای را فراهم سازد. پس از فروپاشی شوروی و تشکیل کشورهای مشترک المنافع، “ایدئولوژی سیاسی اقتدارگرایی سکولار،‌ جانشین کمونیسم در آسیای مرکزی – قفقاز شد. احتمالا به استثنای ارمنستان، کلیه رهبران این منطقه به این نتیجه رسیده‌اند که با توجه به شرایط موجود درکشورهایشان، دوره‌ای از فرمانروایی اقتدارگرایانه برای مرحله انتقال از کمونیسم به لیبرال- دموکراسی ضرورت دارد” (حاجی یوسفی، 1384: 107) مسائل اقتصادی در منطقه آسیای مرکزی – قفقاز نیز می‌تواند به

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد نگاه به شرق، سیاست خارجی، ژئوپلیتیک، کشورهای آسیایی Next Entries منبع تحقیق درمورد خلیج فارس، آسیای مرکزی، شورای همکاری خلیج فارس، انقلاب اسلامی