منبع تحقیق درمورد آزادی بیان، قانون اساسی، عامل اجتماعی، نظام حقوقی ایران

دانلود پایان نامه ارشد

ر حیوانات، نبادات و جمادات نیست. به همین دلیل انسان نسبت به یک حیوان یا گیاه محترم است.
«و علًم آدم الأسماء کلًها» خداوند همهی اسماء خودش را به آدم آموخت، انسان یک سلسله استعدادهای اخلاقی و معنوی دارد.
شریفترین استعدادهایی که در انسان است بالا رفتن به سوی خداست. بنابراین ملاک شرافت و احترام انسان این است که انسان در مسیر انسانیت باشد.
0قل الحق من ربکم فمن شاء فلیؤمن ومن شاء فلیکفر بگو حق از ناحیهی پروردگارتان است هرکه میخواهد ایمان بیاورد و هر که میخواهد کافر شود.
0لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی؛ هیچ اکراه و اجباری در دین نیست.اعتقادات و ایمان از امور قلبی است که اکراه و اجبا ر در آن راه ندارد.عقیده را نمیتوان زائل کرد ولی میتوان با تشکیک و وسوسه آن را تضعیف نمود.
کسی که پس از ایمان به خدا ا ظهار کفر کند مرتد و کافر است مگر آن که قلب او اطمینان به ایمان داشته و با اکراه و زور اظهار ارتداد کرده باشد که در این صورت ایمان او از بین نمیرود.

امام علی(ع) به امام حسن(ع) فرمودند:
0 لا عباده کالتفکًر فی صنعه الله عًزوجلً .
هیچ عبادتی مانند اندیشیدن به مخلوقات خدای عزوجل نیست.امام علی(ع) هدایت اندیشهها را از مهمترین وظایف خود میداند و در مواردی اندیشههای پاک را از خطر انحراف و تباهی برحذر میداشت و از تفکردر حوزههایی که از دسترس فهم انسانهای عادی بیرون است، نهی میکرد.
امام صادق(ع) فرمودند: بالاترین عبادت، اندیشیدن پیاپی در کارهای خدا، نیرومندی و توانایی اوست.
علامه طباطبايي اين آزادي رابردوقسم تقسيم نموده است:
آزادی تکوینی یعنی انسان به حسب فطرتش نسبت به انجام یا ترک کارها آزاد است.
آزادی تشریعی یعنی هر راهی را در زندگی برای خودش انتخاب کند و هرکاری که میخواهد انجام دهد. بنابراین هیچ فردی حق ندارد بر اراده و اختیار دیگری مسلط شود و آزادی را از او سلب کند.
استاد شهید مطهری معتقداست:آزادی عقیدتی و دینی در مغرب زمین معلول دو عامل اجتماعی و فکری است.
الف: عامل اجتماعی عملکرد و روش عملی غلط کلیسا در قرون وسطی و ایجاد محکمه تفتیش عقاید و مجازات های سخت بر افرادی که فکر و عقیدهای مخالف با کلیسا داشتند.
ب: عامل فکری به نظر فلاسفهی اروپا مذهب و دین مربوط به دین مربوط به وجدان اشخاص و افراد است یعنی هر فردی در وجدان خودش به یک سرگرمی به نام مذهب نیاز دارد که خوب بد، راست و دروغ ندارد و مذهب حق و باطل ندارد.
فرق است میان آزادی تفکر و آزادی عقیده، آزادی تفکر ناشی از همان استعداد انسانی بشراست که میتواند در مسایل بیندیشد. این استعداد بشری حتما باید آزاد باشد. پیشرفت و تکامل بشر در گرو این آزادی است و اما آزادی عقیده خصوصیت دیگری دارد. میدانید که هرعقیده ای ناشی از تفکرصحیح و درست نیست. منشا بسیاری از عقاید، یک سلسله عادتها و تقلیدها و تعصبهاست. عقیده به این معنا نه تنها راه گشانیست، که به عکس نوعی انعقاد اندیشه به حساب میآید. یعنی فکر انسان در چنین حالتی به عوض اینکه بازو فعال باشد، بسته و منعقد شده است و در این جاست که آن قوه مقدس تفکر به دلیل این انعقاد و وابستگی در درون انسان اسیر و زندانی میشود. آزادی در معنای اخیر نه تنها مفید نیست بلکه زیانبارترین اثرات را برای فرد و جامعه به دنبال دارد.
مقدسترین نوع آزادی، آزادی معنوی است که هدف مهم انبیاء همین آزادی است. آزادی انسان از قید اسارت خودش است. بزرگترین برنامهی انبیاء آزادی معنوی است تا انسان از بند همه ی اسارتهای نفسانی آزاد گردد.
یکی از سادهترین و نیز حساسترین وجوه آزادی این است که شخص در انتخاب و پذیرش هرنوع اندیشه و فکری اعم ازاجتماعی– فلسفی– سیاسی– مذهبی و…. آزاد بوده و بدون هیچ گونه احساس نگرانی، بیم و هراس، هر آنچه از حقیقت جان و اندیشهاش میجوشد برگزیده و اظهار نماید. قرآن مجید بشر را مقید به نظریهی علمی خاصی نکرده است که تجاوز از آن مستوجب باز خواست گردد.
اسلام به تأمل و تفکر در مورد جهان توصیه نموده و مسلمانان را آزاد گذاشته است تا مسائل را آزادانه درک کنند و دربارهی آن تصمیم بگیرند.آزادی عقیده و اندیشه از مهمترین حقوق همه شهروندان است .یعنی هر انسانی حق داشته باشد هر نوع عقیده و مذهبی را که به نظر او صحیح است انتخاب کند و به انسان این اجازه میدهد تا باورهای دینیاش را برگزیند. اسلام بر این آزادی، حرمت نهاده، در سخن، رفتار و اندیشه آن را پاس داشته است. هیچ شخصی حق ندارد به زور و اجبار عقیدهای را بر کسی تحمیل کند. پیروان ادیان آسمانی کشورهای اسلامی با آزادی کامل زندگی میکنند و تحت حمایت حکومت و قوانین اسلامی هستند و نمیتوان آنان را بر ترک مراسم مذهبی مجبورکرد. میتوان از راه گفتگو با روش حکیمانه و مجادله ای نیکو، دیگران را به دین حق دعوت کرد. بنابراین، انسان در اندیشیدن و اعتقاد آزاد است و کسی نمیتواند دیگری را به انتخاب دینی خاص مجبورکند. هر فردی میتواند در باطن خودش هر نوع اعتقادی نسبت به اخلاق، مذهب و امورد یگر داشته باشد. اسلام راه اندیشه را باز گذاشته و از آن جا که این امراختیاری به دو گونه تحقق میپذیرد. یکی تفکر صحیح و بجا که باعث ترقی و تکامل انسان میشود. دیگری تفکر باطل که باعث تنزل وسقوط انسان میشود. به همین دلیل اسلام اندیشه صحیح را تعریف و تمجید و تفکر باطل را مذموم و مردود نموده است. اسلام خدا را انگیزه و هدف هرنوع ا ندیشهای قرار داده است اما ا ندیشهی غیراسلامی، مادیات و دنیا را هدف اصلی قرار داده است. اسلام به یک اندیشمند و مبتکر و ….. توصیه میکند که در تمام کارهایش خدا را در نظر بگیرد و در مسیر او حرکت کند تا هم در دنیا و هم در آخرت سر بلند باشد. اما در غرب تمام توجه به مادیات است. هر چه پیش میروند ظلم و ستمشان افزون میگردد و به ملتهای محروم و ضعیف هر نوع ظلمی را روا میدارند.
2-5-3-آزادی سیاسی:
منظور از آزادی سیاسی این است که هر انسانی بتواند از حقوقی که جامعه به هر فردی داده است بهرهمند شود. از جمله اینکه مردم با قطع نظر از وابستگیهای قومی، نژادی، زبانی و… در تکوین و هدایت نظام سیاسی جامعه نقش داشته باشند و بتوانند آن نظام را به سمت مطلوب خودشان هدایت کنند و هر فردی از افراد مملکت حق داشته باشد بدون بیم و هراس نظرات اصلاحی و انتقادی خود را بیان کنند.
آزادی سیاسی بر دو پایه استوار است:
الف: هر فردی از افراد ملت حق دارد هر منصبی از مناصب اداری مملکت را که شایستگی تصدی آن را دار است اشغال نماید و در پی ریزی تشکیلات سیاسی و اجتماعی مملکت خود سهیم باشد.
ب: هر فردی از افراد مملکت حق دارد نظرات اصلاحی و انتقادی خود را به طور آزاد و بدون هیچ گونه بیم و هراسی ابراز نماید .
امام علی(ع) چنین فرمان میدهد: در استخدام کارمندان و فرمانروایان شفاعت و وساطت کسی را مپذیر، مگر شفاعت شایستگی و امانت داری خود آنها را. هرانسانی حق دارد که در امور سیاسی و ادارهی کشور و پیشبرد مصالح دولت و ملت مشارکت کند. از گرفتار آمدن به استبداد و تمامی مظاهر ستم و سرکشی، در امان باشد و تا موجودیت دولت، نظام ومصلحت مردم، گزندی نبیند.
در نظر اسلام ملاک مشروعیت دولت و قدرت حاکم رأی اکثریت افراد است. مثل انتخابات که حق مردم است و هیچ قدرتی نمیتواند این حق را از مردم سلب کند یا در اختیار فرد یا گروه خاصی قرار دهد. در اصل 56 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران این حق به رسمیت شناخته شده است.
2-5-4-آزادی بیان :
همه مردم چه در امور دینی یا سیاسی در اظهار عقیده آزادند. تعارض افکار از نظر علمی و سیاسی موجب رشد علم و افکار مردم میشود که دارای منافع زیادی است که اگر این آزادی از آنان سلب شود حرکت تکاملی جامعه و افراد مختل خواهد شد. لازم به ذکراست که آزادی بیان به این معنا نیست که هر کس هر چیزی را که خودش صلاح دید بیان کند حالا بیانش مفید یامضر باشد یا موجب فساد فتنه یا آشوب، آزادی بیان حدودی دارد که قانون تعیین کنندهی آن است.
2-6- ماهیت آزادی ازديدگاه فقه امامیه وعلماي اسلام:
0 خداوند میفرمایند: انا هدیناه السبیل اماشاکرا و اما کفورا؛
ما انسان را هدایت کردیم یا سپاسگذار این نعمت است و یا کافر به آن.
0 ان الله لایغیروا ما بقوم حتی یغیروانا بانفسهم؛
خداوند وضعیت هیچ قوم وگروهی از انسانها را دگرگون نمیکند مگر اینکه خود بخواهند.
ماهیت آزادی در اسلام با توجه به دو مسأله قابل فهم است .از دیدگاه اسلام انسان موجودی است که دارای ادراک و قوه تشخیص و انتخاب است.
اسلام این دنیا را مثل گذرگاهی میداند که دارای قوانینی است که انسان برای عبور از این گذرگاه و به فعالیت رساندن استعدادهایش باید آن قوانین را رعایت کند این آزادی را مسؤلانه گویند یعنی رعایت قوانین همراه با رعایت حقوق آزادی دیگران.
قانونگذاری در اسلام براساس توحید بوده و پایهی دیگر آن فضائل اخلاقی است.
شهيدمطهري معتقد است که انسان در اعمالش آزاد است و درمقابل هیچ عمل طبیعی یا ما فوق طبیعی مسلوب الاختیار نیست انسان وجدانا احساس میکند که در هر حالتی و تحت هر شرایطی در انتخاب فعل یا ترک فعل آزاد است.
درتفكرات حوزوي آزادي يعني رهايي ازقيدبندگي حكومت ونفي استبداد است.
مرحوم آقا نوراله اصفهاني از مشروطه خواهان طرفدار اصل آزادی بودند آزادی مذهبی در روایت آمده تمام مردم آزادند اما خداوند بعضی از شما را بر بعضی دیگر برتری داده است .
علامه محمدتقي جعفري معتقد است: آزادی به این معناست که بشر هر چه را که خواست میتواند انجام دهد و به واسطه ی داشتن این آزادی است که انسان میتواند به حیات خودش معنای حقیقی بدهد و نباید باعث تزاحم آزادی دیگران شود.
ماهیت آزادی در نزد صوفیان: به معنای انقطاع کامل فکر از اتصال و پیوستگی به هر چیزی جز خداوند است و انسان آن گاه به آزادی میرسد که هیچ مقصود دنیوی برای دنبال کردن وپروای دنیا و عقبی نداشته باشد، زیرا چیزی که تو در بند آنی، بندهی آنی. انسان کامل که آزاد نامیده میشود، هشت چیز را به کمال رسانده است: اقوال و افعال، معرفت واخلاق نیک، ترک، عزلت، قناعت و فراغت. اگر کسی چهار خصوصیت اول را دارا باشد، او را بالغ وکامل گویند نه آزاد.
2-7- ماهیت آزادی در نظام حقوقی ایران:
درحقوق اسلامي ،آزادي به عنوان اصل پذيرفته شده است (اصاله الاباحه).انسان باعقل خودمي تواندراه پرپيچ وخم زندگي خودراطي كند،مشروط براينكه ازاحكام الهي تجاوزنكند.يكي ازشاخه هاي مهم اصل اباحه ،كه درحقوق عمومي اهميت فراواني دارد،اين است كه هيچ كس برديگري ولايت ندارد،مگراينكه دليلي درقانون براين ولايت تصريح شده باشد(مانندولايت پدربرفرزندان:ماده1180ق .م.).قانون اساسي ،دربند6اصل دوم ،تركيبي ازآزادي وتكليف راعنوان كرده است كه به ظاهرمتناقص است:اين بند،يكي ازپايه هاي نظام جمهوري اسلامي را(كرامت وارزش والاي انسان و آزادي توأم بامسؤليت اودربرابرخدا)قرارمي دهد.
اگر قدرتمداران آزادی مردم را که موجب رشد و شکوفایی استعدادهاست ازآنان سلب کنند در واقع حیات را ازآنان گرفتند.
از اصول حقوق اساسی انسان در اسلام و در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
1-اصل كرامت:
اصل کرامت و ارزش والای انسان قرآن انسان را میان دو بینهایت معرفی کرده:
الف: بعد حیوانی ب: بعد انسانی،
بشر از جنبهی مثبت انسانی، موجودی برتر، آگاه، امانتدار، خلیفهی خدا در، روی زمین و صاحب فضیلت و کرامت است این اصل ریشه در تفکر توحیدی و جهان بینی دارد، نه تفکر مادی. اسلام انسان را والاترین و برترین موجودات و جانشین خدا و حاکم زمین معرفی میکند.
هیچ فرد گروه یا مقامی حق ندارد به اسم آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی ایران خدشهای وارد کند .
سرچشمهی همه حقوق

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد امام صادق، امام حسین(ع)، نفس اماره، امام حسین Next Entries منبع تحقیق درمورد قانون اساسی، آموزش و پرورش، آزادی بیان، نهج البلاغه