منبع تحقیق درباره کرامت انسانی، امیرالمومنین، کرامت انسان

دانلود پایان نامه ارشد

میباشد.

4.5.2. حفظ كرامت انسانى
انسانها بالاتر از حق حيات، داراى حق كرامت هستند. اين حق امرى قابل زوال نيست و مشروط به برخوردارى صحيح از همۀ نيروها و استعدادها و ابعاد مثبت است كه در انسان وجود دارد، حتى اگر كسى نتواند از آنها به طور صحيح بهرهبردارى نمايد و اگر از آنها به ضرر خود و ديگران سوءاستفاده نكند، باز از حق كرامت برخوردار است. كرامت يعنى انسان داراى شرف و عزت و حيثيت ارزشى است.
با توجه به اين كه عقل و آيات، امتيازات عالى مانند انديشه و استعداد كماليابى و وجدان و حس گذشت از لذایذ و فداكارى در راه ارزشهاى عالى انسانى را براى بشر اثبات نموده، لذا كرامت و ارزش انسانى براى آدمى ثابت شده و موجب بروز حق و تكليف است. از ديد امام علی ×، حق حيات و كرامت انسانها مىبايست نزد
حكومتها و توسط آنها محفوظ بماند و اين يكى از آرمانهاى اساسى دولت اسلامى است. اميرالمؤمنين× در خطبهاى فرموده اند:
«أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ آدَمَ لَمْ يَلِدْ عَبْداً وَ لَا أَمَةً وَ إِنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ أَحْرَارٌ وَ لَكِنَّ اللَّهَ خَوَّلَ بَعْضَكُم بَعْضاً… وَ نَحْنُ مُسَوُّونَ فِيهِ بَيْنَ الْأَسْوَدِ وَ الْأَحْمَرِ»247
اى مردم، آدم هرگز كسى را بنده و كنيز نزاد؛ بى ترديد همه مردمان آزادند، ولى خدا برخى از شما را عطا كرد و نعمت ارزانى نمود… و ما مساوات را ميان سياه و سرخ رعايت مى كنيم.
عبدالله بنصلت از مردى از اهل بلخ گزارش مىكند كه در سفر به خراسان با امام رضا× بودم. ديدم با خدمتكاران سياه پوست و سفيدپوستِ خود بر سر سفره نشست. گفتم: «قربانت شوم، كاش براى اينها سفره جداگانهاى مىگسترديد.» فرمود: «ساكت شو، خداىِ ما و اينها يكى است، مادر ما يكى است، پدر ما يكى است و كيفر و پاداش هر كس به اعمال اوست.» 248
امیرالمومنین × در فرمان مالک اشتر، به وی زمینه واقتضای اولیه کرامت و شرافت را متذکر میشوند و با جملهای دستوری چنین میفرمایند:
«وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ‏»249
دل خود را سرشار از مهر و محبت و لطف با رعیت ساز، و بر آنان چون حیوانی درنده مباش که خوردنشان را غنیمت شماری، زیرا آنان دوگروهند:یا برادران دینی تو هستند یا همنوعان تو در آفرینش.
و به هرحال ای مالک، انسانها باید مورد مهر و محبت تو قرار بگیرند و چنانکه از این جملۀ مبارکه بر میآید، انسانها بالاتر از حق حیات، حق کرامت دارند. نهایت امر، این حق یک امر قابل غیر قابل سقوط وزوال نیست، بلکه این حق مشروط به برخورداری صحیح از همۀ نیروها و استعدادها و ابعاد مثبت است که در انسان وجود دارد.
لذا، امام علی × در توصیههای مهمّ تاریخی خود به مالک اشتر بر حفظ کرامت انسانی تاکید مینمایند که از مشخصههای مهمّ یک جامعۀ آرمانی و اسلامی است.

5.3.4. تأمين سعادت مادى و معنوى
تفاوت آرمانها در حكومت امام على × با آرمانهای سایر حكومتها در اين است كه، حكومت براى حضرت، هدف نيست، بلكه وسيلهاى براى رسيدن به آرمانهاى معنوى است. امام براى حكومت شأن واقعى قائل نيست، اما بنا به حقّ شرعى خويش و اشتياق و نياز فوق العاده مردم به حكومت ايشان، اين امر را به عنوان وظيفۀ الهى مىپذيرد و با پايدارى از آن دفاع مىكند:
«لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِيَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ … لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِهَا»250
اگر نبود حضور این جمع حاضر وتمام بودن حجت بر من به خاطر وجود یاور، …، لگام این شتر را برکوهانش میافکندم و پایان آن را با پیمانه تهی اولش سیراب میکردم.
امام علی× از جمله دلايل پذيرفتن خلافت سه چيز را نام مى‏برد:
1ـ حضور جمعيّت فراوان براى بيعت با آن حضرت.
2ـ دليلى براى ترك قيام نمى‏ديد؛ زيرا به ظاهر حجّت بر او تمام بود و ياور براى طلب حق وجود داشت.
3ـ عهدى كه خداوند از علما گرفتهاست كه منكرات را بر طرف سازند و ظالمان را نابود كنند و با داشتن قدرت ستمها را از ريشه بركنند.
تحقّق دو دليل اوّل شرط تحقّق دليل سوّم است؛ زيرا با بيعت نكردن مردم با امام و نبودن ياور، منكرات از بين نمى‏رود ـ و ستمگر سركوب نمى‏شودـ .
مقصد اصلى در حكومت آرمانی امام علی ×، آخرت است كه از گذرگاه دنيا مىگذرد و وظيفۀ اصلى حكومت تمهيد بستر زمينى اين حركت براى آدميان است. آخرتخواهى و توشهبرگيرى دنيوى براى سراى باقى میباشد.
لازم به ذكر است در نهجالبلاغه امام ورهبر، رأس حكومت است، ولىّ امر و متصدى كارهاى مردم است و مكلف به تكليف الهى مهمى مىباشد. او انسانى است كه بيشترين بار و سنگينترين مسؤوليت بر دوش اوست. در سوى ديگر، مردم قرار دارند كه بايد با همۀ ارزشهاى مادى و معنوى و آرمانهايشان مورداحترام قرار گيرند و دين و دنياى آنها با هم و در تعامل، ملاحظه شود.

5.4.4. خود کفایی
خود کفایی یکی از نشانههای جامعۀ آرمانی است و سبب بینیازی و مناعت طبع افراد در زندگی میشود که مطلوب هر انسان آزادهای میباشد. امام علی × دربارۀ ضرورت این امر در زندگی میفرمایند:
«اللَّهُمَّ صُنْ وَجْهِي بِالْيَسَارِ وَ لَا تَبْذُلْ جَاهِيَ بِالْإِقْتَارِ فَأَسْتَرْزِقَ طَالِبِي رِزْقِكَ وَ أَسْتَعْطِفَ شِرَارَ خَلْقِكَ وَ أُبْتَلَى بِحَمْدِ مَنْ أَعْطَانِي وَ أُفْتَتَنَ بِذَمِّ مَنْ مَنَعَنِي وَ أَنْتَ مِنْ وَرَاءِ ذَلِكَ كُلِّهِ وَلِيُّ الْإِعْطَاءِ وَ الْمَنْعِ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِير»251
خداوندا، با دارایی و بی نیازی آبرویم را نگه دار، و با تنگدستی طبع بلندم را پایین میار، تا ناگزیر نشوم از روزی خواهان تو روزی بخواهم، ومهر ودلسوزی آفریدگان نابکارت را بجویم، وبه ستایش آنان که چیزی به من میدهند گرفتار آیم، و به بدگویی کسانی که ازمن دریغ میدارند دچار گردم، حال آن که در پس همه این ها صاحب اختیار منع و بخشش تویی.
امام علی × دعا كرده و از خداوند خواستهاست كه او را بى‏نياز كند و از تنگدستى و لوازم آن به وى پناه بردهاست، غنا و بى‏نيازى مطلوب حضرت، آن مقدارى از مال دنياست كه با قناعت و ميانهروى نيازهاى ضرورى او را بر طرف كند، نه اين كه بيشتر از حد نياز بهدستآورد و براى خود اندوخته‏كند و نه گشايشدادن به زندگى بيش از نياز چنان كه در ميان اغلب مردم معروف است. پيداست كه دعا براى بى‏نيازى به معناى خاصّ اول پسنديده است؛ ولى درخواست ثروت بر وجه دوم كه اغلب مردم نظر دارند، نكوهيده و ناپسند است، فقر و بى‏چيزى آن است كه آدمى محتاج به سؤال از مردم شود، و اين، خود لوازمى را در پى دارد كه انسان را از توجه به خدا و پرستش او باز مى‏دارد.
1ـ نخستين پى‏آمد چنين فقرى، به پستى گراييدن شخصيت انسان و كم شدن آبرو و حرمت اوست و چون آبرومندى و بى‏نيازى مانند دو امر متلازمند كه هيچ كدام بدون ديگرى تحقق نمى‏يابد؛
2ـ دومين پیامد فقر و تنگدستى، آن است كه آدمى مجبور مى‏شود، دست نياز به سوى مردمى دراز كند كه به هيچ وجه شايستگى آن را ندارند؛ زيرا سراسر وجود آنان نياز و احتياج است و چون لازمۀ اين كار تواضع و فروتنى در نزد غير خداست و انسان را از توجه و روآوردن به معبود حقيقى باز مى‏دارد، نوعى پستى و بدبختى است كه بايد از آن به خداوند پناه برد.
3ـ پى‏آمد دیگر تنگدستى و نيازمندى آن است كه آدمى ناچار مى‏شود كسانى را كه به وى بخشش و مساعدت كرده‏اند، بستايد و آنانى را كه كمك نكرده‏اند نكوهش و مذمّت كند. و اين خود صفتى است كه انسان را از توجه به خدا و روآوردن به قبله حقيقى باز مى‏دارد. 252
خودکفایی یکی دیگر از آثار یک جامعۀ آرمانی است. در این جامعه، انسانها به دلایل فوق شایستگی و آمادگی لازم را در دستیابی به آرمانهای الهی را پیدا میکنند.

4.5.5. وحدت سیاسی
وحدت سیاسی جامعه در سایه حكومتِ رهبرى الهى محقق میشود. حكومت از نگاه امام على × در نهجالبلاغه، نقش مستقيم و مؤثرى در وحدت و يكپارچگى امت دارد؛ زيرا امتى كه با داشتن هدف الهى، در مسير تكامل گام برمىدارد، به ناچار بايد به رهبرى تمسك جويد كه تبلورى از آرمان الهى و مورد قبول و پذيرش مردم باشد. امام علی × با اشاره به سياستى كه زمامدار جهت حفظ نظام و ایجاد وحدت امت بايد بهكارگيرد، چنين بيان مىفرمايند:
« وَ مَكَانُ الْقَيِّمِ بِالْأَمْرِ مَكَانُ النِّظَامِ مِنَ الْخَرَزِ يَجْمَعُهُ وَ يَضُمُّهُ فَإِنِ انْقَطَعَ النِّظَامُ تَفَرَّقَ الْخَرَزُ وَ ذَهَبَ ثُمَّ لَمْ يَجْتَمِعْ بِحَذَافِيرِهِ أَبَداً»253
جایگاه زمامدار در حکومت، جایگاه رشتهای است که مهرهها را جمع میکند و به هم میپیوندد، و اگر رشته بگسلد مهرهها پراکندهشده هریک به جایی میرود، و دیگر هیچگاه همۀ آنها گرد هم نیایند.
امام علی ×، موقعيّت زمامدار و سرپرست امر را به رشتۀ گردنبند تشبيه فرمودهاست، وجه تشبيه بيان خود آن حضرت است كه فرموده است: «يَجْمَعُهُ وَ يَضُمُّهُ… تا أَبَداً» يعنى مهره‏ها را جمع مى‏كند و در كنار هم قرار مى‏دهد.
در ادامه امام × میفرمایند:« ثُمَّ لَمْ يَجْتَمِعْ بِحَذَافِيرِهِ أَبَداً»
دليل اين كه ديگر هرگز به تمامى، گرد هم نمى‏آيند آن است كه پس از تباهى رشته پيوند و فساد نظام آنها بر اثر كشته شدن رهبر مثلاً طمع دشمنان برانگيخته مى‏شود و با دستيافتن بر آنها موجبات استيصال و درماندگى آنان فراهم مى‏گردد، پس از اين امام علی × به رفع اين شبهه كه القا شدهبود پرداخته و عدم نياز به بسيج همگى اعراب را براى جنگ گوشزد مى‏كند؛ زيرا اعراب بر اثر داشتن ديانت اسلام و رویآوردن دولت و عزّت به آنها كم آنها بسيار و يگانگى و هماهنگى و همدلى، بهتر از كثرت اشخاص است.
امام × با اين تشبيه ساده خاطر نشان مىسازد آرمان عالىِ وحدت امت، بستگى به وجود قيم و سرپرستى دارد كه به دور از اختلافنظرها و جداى از عوامل تفرقه و تبعيض، امت را در يك محور بنيادين گرد آورد و متشكل سازد و از تشتت و تفرق، كه سبب آسيبپذيرى است، مصونيت دهد.254
طبيعى است چنين توفيقى براى هر زمامدار حاصل نمىآيد؛ بلكه زمامدارى صالح بايد، تا با توجه به رمز وحدت و با اهتمام به پركردن شكافها و درهمريختن ديوارهاى تبعيض، جادۀ اتحاد و همبستگى امت را در پرتو مكتب توحيد هموار سازد.255

4.5.6.تأمين رفاه عمومى
فراهم آوردن رفاه و آسايش و تحقق كفاف در زندگى براى تمامى اقشار اجتماع، از اهداف اساسى حكومت علوى بود كه زمينهساز تعالى و بالندگى معنوى مىباشد. امام × در حكمتى بليغ در اينباره مىفرمايد:
«من اقتصر على بُلْغَةِ الكَفافِ فقد انتظمَ الراحَة، و تَبوَّأَ خَفْضَ الدَّعَةِ»256
هرکه به روزی لازم اکتفا کند به راحتی رسیده ودر سایه امن وآسایش جای گرفته است.
هر كس بر آنچه روزى وى شده، بسنده كند، به آسايش رسيده؛ يعنى از غم دنياخواهى و جذبشدن به اهل دنيا آسودهشدهاست و در آرامش فرود آمده؛ يعنى بستر آرامش را پناه و مرجع خود قرار دادهاست.257
امام × در حيطۀ حكومت خود، حداقل نياز معيشتى همگان را تأمين كرد و در راه فقرزدايى و تأمين معيشت گامهاى جدى برداشت. خود مىفرمايد:
«ما اصبح بالكوفة احدٌ الّا ناعماً، اِنَّ اَدْناهم مَنزلَةً لَيَأْكل البُرَّ و يجلسُ فى الظِّلِّ، و يَشْرَبُ من ماء الفرات»258
كسى در كوفه نيست كه در رفاه به سر نبرد، حتى پايين ترين افراد، نان گندم مى خورند و سرپناه دارند و از آب فرات مى آشامند.
امام × به رفاه عمومى توجهى تام داشت و عمران و آبادى سرزمينها و تأمين شرافتمندانه و كرامتمدارانه مردمان را از اهداف حكومت مىدانست و همچنان كه در عهدنامۀ مالك آمدهاست حكومت را از ايجاد تنگنا و در مضيقۀ اقتصادى گذاشتن افراد بر حذر مىداشت و تلاش براى تأمين رفاه مردم را از آرمانهای اصلی یک حکومت الهی میداند.

4.5.7.تأمين امنيت
امنیت از نعمتهای بزرگ الهی در

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره جامعه اسلامی، اتحاد اسلام Next Entries منبع تحقیق درباره رشد و بالندگی، انصاف و عدالت