منبع تحقیق درباره قرآن کریم، صراط مستقیم، کمال مطلق، قانونگذاری

دانلود پایان نامه ارشد

ى أَتْقَنَ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ إِنَّهُ خَبِيرُ بِمَا تَفْعَلُونَ﴾76
[اين‏] صُنعِ خدايى است كه هر چيزى را در كمال استوارى پديد آورده است. در حقيقت، او به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.77
گواه معنى دوم نيز اين آيه است كه مى‏فرمايد:
﴿وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنهَُمَا بَاطِلًا﴾78
و آسمان و زمين و آنچه را كه ميان اين دو است به باطل نيافريديم‏79
گذشته از اين، خداوند كمال مطلق است و فعل او نيز بايد از كمال برخوردار بوده و از عبث و بيهودگى پيراسته باشد.
وقتی که همه ی اموردر زندگی به سوی آخرت جهت دار شود، همۀ استعدادهای نورانی انسان شکوفا میشود و در صراط مستقیم الهی میگیرد و تمام تلاش خود را در راه کسب رضایت خدا قرار میدهد که بالاترین آرمانها در نهجالبلاغه میباشد.
بر اساس آموزههاي دینی، حرکت همۀ هستي به سوي خداوند متعال ـ کمال مطلق ـ است.
﴿لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلىَ اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ﴾80
فرمانروايى [مطلق‏] آسمانها و زمين از آنِ اوست، و [جمله‏] كارها به سوى خدا بازگردانيدهمى‏شود. 81
مرجع و بازگشت همه چيز بهسوى اوست. در روز قيامت، يعنى به-راستى هر كس در دنيا مالك چيزى باشد ملكش فانى و زايل ميشود، جز ذات مقدّس پروردگار سبحان كه سلطنتش و ملكش ابدى است، چنانچه چنين بوده پيش از آنكه خلقى را بيافريند.82
جهانبینی توصیف شده در نهجالبلاغه توحیدی است، یعنی جهان “یک قطبی” و”تک محوری “است. جهانبینی توحیدی یعنی جهان ماهیت “از اویی”یا “انا لله” و به “سوی اویی” یا “انا الیه راجعون” دارد. 83
بنابراين غايت همۀ موجودات بهسوي حضرت حق است. موجودی آگاه و باتدبیر آنها را به سمت غایتی خاص هدایت میکند. امیر مؤمنان علی × در اشاره به هدفمندیِ طرح عالم، فرمود:

«قَدَّرَ مَا خَلَقَ فَأَحْكَمَ تَقْدِيرَهُ وَ دَبَّرَهُ فَأَلْطَفَ تَدْبِيرَهُ وَ وَجَّهَهُ لِوِجْهَتِهِ فَلَمْ يَتَعَدَّ حُدُودَ مَنْزِلَتِهِ وَ لَمْ يَقْصُرْ دُونَ الِانْتِهَاءِ إِلَى غَايَتِهِ»84
آنچه را آفرید حکیمانه اندازه نهاد و لطیف و دقیق به تدبیر آن پرداخت و آن را به سوی مقصد خویش به راه انداخت، به گونهای که از حدود منزلتش فراتر نرود و از حرکت به سوی هدفش کوتاهی نورزد.85
در جملۀ «قدرّ ما خلق فأحكم تقديره» امام علی × اشاره به اين امر است كه هر مصنوعى و مخلوقى در وجود برابر حكمت الهى اندازه‏گيرى دقيق شدهاست؛ بدانحد كه اگر از مقدار معيّن فزونى گيرد و يا نقصان پيدا كند در مصلحت آن شيئى خللى پديد مى‏آيد و منفعت مقرّر بر وجود آن دگرگون مى‏شود.
«و دبّره فألطف تدبيره»
هر شيئى را برابر ارزش و مصلحت وجودى‏اش بيافريد، و باظرافت و باريكبينى خاصّى در همه ذاتيّات و اوصاف آن تصرّف كرد و بدون آنكه كسى جز خداوند بر آن آگاهى و اطّلاعى داشته باشد، تمام تغييرات لازم كلّى و جزئى را دربارۀ آن موجود بهانجام رساند.
تمام استعداد شي‏ء موجود را به وى افاضه كرد و براى هدفى كه آن را آفريدهبود، آماده‏اش ساخت و چون سرنوشت معيّنى در لوح محفوظ برايش رقم خورده بود، از جايگاه معلومى كه مقرّر بود بدان برسد تجاوز نكرد. يعنى نه از سر منزل معلوم و مقصود فراتر گام نهاد و نه در كمتر از آن حد توقّف كرد. چه اگر غير از اين انجام مى‏گرفت در علم خداوند دگرگونى بوجود مى‏آمد و اين امر محالى است. 86

2.1.3. ربوبیت
خداوند هستی را با هدف نیل به کمال آفریدهاست و برای رسیدن به این هدف مطلوب اسباب هدایت را فراهم نموده و آنان را تربیت مینمایند. تربیت باواسطۀ خداوند در قرآن کریم و در کلام معصومان: در قالب واژۀ «رب» و «ربوبیت» همواره مورد عنایت بودهاست. از این رو میتوانگفت، ربوبیت از مبانی مهم خداشناسی و دستیابی به آرمانهای الهی است که خداوند این نیروی درونی را در فطرت همۀ موجودات هستی و بهطور ویژه در وجود انسانها به ودیعت نهادهاست.
«ربوبیت » یا «پروردگاری» از صفات کمال خداوندی است.ربوبیت، برگرفته از کلمه ربّ است که در لغت، مصدر بوده و به معنای تربیت میباشد ولی استعمال رایج آن به معنای اسم فاعل یعنی تربیتکننده میباشد.87 «ربّ» به‌معناى پروردگار و از اوصاف خداوند است. قرآن در آيات بسيارى از خدا به عنوان «ربّ‌« ياد كرده و اين نشانگر عنايت خاص قرآن نسبت به مسألۀ «ربوبيت» است.
دراهمیت این امر میتوانگفت بيشترين طرفداران شرك كسانى بودند كه توحيد در خالقيّت را پذيرفته ، ولى در مسئلۀ تدبير جهان، موجودات ديگرى را همتاى خدا قرار داده، گرفتار شرك در ربوبيت بودند. براساس منطق اسلام، موحّد كسى است كه علاوه بر اعتقاد به يگانگى آفريدگار هستى، به «ربوبيت» نيز معتقد باشد.
بر این اساس شئون مختلف ربوبيّت را مى‌توان به دو دسته كلى تقسيم كرد؛ ربوبیت تکوینی و ربوبیت تشریعی.

1.2.3.1.ربوبیت تکوینی
ربوبيت تكوينى يعنى، تدبير و ادارۀ جهان آفرينش تنها در دست خدا بوده و مدبر، مربّى و نظام‌بخش هستى تنها ذات پاك اوست و در اين جهت، هيچ موجودى بدون اذن و ارادۀ او نقشى در تدبير جهان و استقلال در تأثير ندارد.وهمه موجودات را در مسیر رسیدن به کمالات هدایت مینماید. به تعبیری ربوبيّت تكوينى شامل اداره امور همه موجودات و تأمين نيازمنديهاى آنها و در يك كلمه «كارگردانى جهان» مى‌شود. 88
در قرآن کریم خداوند به داستان حضرت موسی اشاره دارد. زمانی که حضرت موسی و به اتفاق برادرش هارون از جانب پروردگار مأمور شدندکه جلوی طغیان فرعون رابگیرند ونگذارند که به دروغ مدعی مقام ربوبیت شود. وقتی در برابر فرعون قرار گرفتند،فرعون پرسید: شما که ربوبیت مرا پذیرا نیستید،پس ربّ شماکیست؟
﴿قَالَ فَمَن رَّبُّكُمَا يَامُوسىَ‏﴾
]فرعون‏[گفت: «اى موسى، پروردگار شما دو تن كيست؟»89
﴿قَالَ رَبُّنَا الَّذِى أَعْطَى‏ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ خَلْقَهُ ثمُ‏َّ هَدَى‏﴾
گفت: «پروردگار ما كسى است كه هر چيزى را خلقتى كه درخور اوست داده، سپس آن را هدايت فرموده است.»90
كلمه هدايت به معناى اين است كه راه هر چيز را به آن طورى نشان دهيم كه او را به مطلوبش برساند، و يا لا اقل راهى كه به سوى مطلوب او منتهى مى‏شود به او نشان دهيم و برگشت هر دو معنا به يك حقيقت بر مى‏گردد و آن عبارت است از نوعى رساندن مطلوب، حال يا رساندن به خود مطلوب، و يا رساندن به طريق منتهى به آن.
روشن شد كه مراد از هدايت، هدايت عمومى است كه دامنه‏اش تمامى موجودات را گرفته است، نه هدايت مخصوص به انسانها و معناى هدايت عمومى با تجزيه و تحليل هدايت خاص انسانى و سپس القاء خصوصيت انسانى آن به خوبى معلوم مى‏شود، زيرا اگر اين كار را انجام دهیم مى‏فهميم كه هدايت هر چيزى عبارت از راه نشان دادن به آن است، راهى كه آن را به مطلوبش برساند، و به طور كلى «راه» عبارت است از رابطه ميان قاصد و مقصود، پس هر چيزى كه مجهز به جهازى شده كه او را به چيزى برساند و بدان مربوطش كند در حقيقت به سوى آن چيز هدايت شده است، پس به اين اعتبار هر چيزى با جهازى كه بدان مجهز گشته به سوى كمالش هدايت شده و هادى او خدا است. 91
این، تعریفی کوتاه و پر معنا از کلمة ربّ است که حضرت موسی × به آن اعتقاد داشته است؛ از این رو در تمام مشکلات بر او توکل کرد و خداوند هم به زیبایی عهده دار امور او شده، او را به سوی کمال هدایت کرد و فرعونیان را مغلوب او ساخت.
اگر فطرت موسوی ما نیز – همچو موسی- به اربابان ظاهری و باطنی پشت پا زده و برابر فرعون نفس امّاره بایستد و به مجاهده بپردازد و در تمام مراحل، به رب الارباب تمسک جسته و از او کمک خواهد، خداوند قطعاً ما را پرورش داده و به سوی کمال هدایت میکند.
حضرت علی × نیز عنایت خاصی به امر ربوبیت تکوینی و جریان هدایت جملگی مخلوقات از جانب ذات مقدس الهی داشته و در این راستا اشاره داشتهاند که:
«قَدَّرَ مَا خَلَقَ فَأَحْكَمَ تَقْدِيرَهُ وَ دَبَّرَهُ فَأَلْطَفَ تَدْبِيرَه وَ وَجَّهَهُ لِوِجْهَتِهِ فَلَمْ يَتَعَدَّ حُدُودَ مَنْزِلَتِهِ وَ لَمْ يَقْصُرْ دُونَ الِانْتِهَاءِ إِلَى غَايَتِهِ وَ لَمْ يَسْتَصْعِبْ إِذْ أُمِرَ بِالْمُضِيِّ عَلَى إِرَادَتِهِ فَكَيْفَ وَ إِنَّمَا صَدَرَتِ الْأُمُورُ عَنْ مَشِيئَتِهِ»
آنچه را آفرید حکیمانه اندازه نهاد و لطیف و دقیق به تدبیر آن پرداخت، و آن را به سوی مقصد خویش به راه انداخت، به گونهای که از حدود منزلتش فراتر نرود و از حرکت به سوی هدفش کوتاهی نورزد و به هنگام فرمان، در حرکت بر افق خواست او چموشی نکندچگونه چنین نباشد با آن که همۀ امور از خواست او سرچشمه گرفتهاست.92
فقوله ×:
«قدرّ ما خلق فأحكم تقديره»
اين جمله امام × اشاره به اين است كه هر مصنوعى و مخلوقى در وجود برابر حكمت الهى اندازه‏گيرى دقيق شده است، بدان حد كه اگر از مقدار معيّن فزونى گيرد و يا نقصان پيدا كند در مصلحت آن شيئى خللى پديد مى‏آيد و منفعت مقرّر بر وجود آن دگرگون مى‏شود.
قوله ×:
«و دبّره فألطف تدبيره»
هر شيئى را برابر ارزش و مصلحت وجودى‏اش بيافريد، و با ظرافت و باريك بينى خاصّى در همه ذاتيّات و اوصاف آن تصرّف كرد، و بدون آن كه كسى جز خداوند بر آن آگاهى و اطّلاعى داشته باشد، تمام تغييرات لازم كلّى و جزئى را در باره آن موجود بانجام رساند.
قوله ×:
«و وجّهه لوجهته الى قوله الى غايته»
تمام استعداد شي‏ء موجود را به وى افاضه كرد، و براى هدفى كه آن را آفريده بود آماده‏اش ساخت و چون سرنوشت معيّنى در لوح محفوظ برايش رقم خورده بود، از جايگاه معلومى كه مقرّر بود بدان برسد تجاوز نكرد. يعنى نه از سر منزل معلوم و مقصود فراتر گام نهاد و نه در كمتر از آن حد توقّف كرد. چه اگر غير از اين انجام مى‏گرفت در علم‏ خداوند دگرگونى بوجود مى‏آمد و اين أمر محالى است.
قوله ×:
«و لم يستصعب إذ امر بالمضّى على إرادته»
چون خداوند آفريده را امر كرده است تا در جهت رسيدن به كمال مطلوب وجوديش برابر اراده وى حركت كند و حكمت الهى نيز او را به سمت نهايت مطلوبش به پيش مى‏برد، تخلّف پديده از حركت در غير آن جهت ممكن نيست و سرپيچى از دستور و فرمان محال است.
امر كردن خداوند به پديده، اشاره به اين است كه اسباب كمال يافتن آن را مطابق قضاى الهى تا رسيدن به مطلوب آماده مى‏سازد.
قوله ×:
«و كيف و إنّما صدرت الأمور عن مشيته»
تقدير كلام حضرت چنين است «اى و كيف يستصعب» يعنى، چگونه پديده از فرمان خداوند سرپيچى مى‏كند (هرگز نمى‏تواند تخلّف و سرپيچى نمايد) پس از بيان عدم امكان سرپيچى و تخلّف آفريده از دستورات الهى، به علت عدم امكان سرپيچى و فرمانبردارى سريع و تسليم بودن در برابر فرمان حق متعال اشاره كرده، و دليل آن را مستند بودن تمام آثار مخلوق به مشيّت پروردگار مى‏داند. زيرا هر اثرى لزوما از مؤثّر خود تبعيّت مى‏كند، و تمام پديده‏ها در سلسله نياز و حاجت به اراده حق تعالى متّكى هستند، و وجوباً از آنجا مدد مى‏گيرند، حقيقت اين موضوع در علم الهى باثبات رسيده است. 93

1.2.3.2. ربوبیت تشریعی
قانونگذاری جزئى از تدبير است و تنها خداوند مدبّر این اختیار را دارد كه بندگان را مكلّف به برخی از امور كند؛ زيرا تنها اوست كه به تمامى مصالح و مفاسد بندگان خود آگاه است. در واقع، ربوبيّت تشريعى به موجودات ذى شعور و مختار اختصاص دارد و شامل مسائلى از قبيل فرستادن انبياء و نازل كردن كتب آسمانى و تعيين وظايف و تكاليف و جعل احكام و قوانين مى‌گردد.94
آيه اى كه در قرآن مجيد به وضوح دلالت بر ربوبيت تشريعى دارد عبارت از اين آيه است:
﴿ما تعبدون من دونه الا سميتموها انتم و ءاباوكم ما انزل الله بها من سلطان ان الحكم الا لله امر الا تعبدوا الا اياه ذالك الدين القيم ولكن اكثر الناس لايعلمون﴾
اين معبودهايى را كه غير از خدا مى پرستيد چيزى جز اسمهايى كه شما و پدرانتان آنها را خدا ناميده ايد نيست، خداوند هيچ دليلى براى آن نازل نكرده، حكم تنها از آن خداست، فرمان داده كه غير او را نپرستيد، اين است آيين پابرجا، ولى اكثر مردم نمى دانند.95
خداوندسبحان ،

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره تعالیم اسلام، وجود خداوند، ظاهر و باطن، کمال مطلق Next Entries منبع تحقیق درباره شناخت انسان، مبدأ و معاد، انسان کامل