منبع تحقیق درباره عقل و ایمان، خداشناسی فطری، شهید مطهری، ترس از خدا

دانلود پایان نامه ارشد

میباشد.110
در قرآن و نهجالبلاغه نیز، به این امر مهم پرداختهشدهاست، حقیقت انسان همان روح الهی است که او را به سوی کمال مطلق که خداشناسی فطری هدایت میکند. انسان به طور فطری حقیقتجو است. بههمین علت در همۀ جوامع بشری این میل دیدهمیشود.
بنابراین فطرت آدمى، مطلق گراست و آرزو دارد به كمال مطلق برسد. از اين رو، به هيچ حدّى از كمالات، قانع نيست. اين خصوصيت فطرى، يكى از دلايل مهم خداشناسى است، چنانكه در نامۀ امام خمينى & به گورباچف، رهبر شوروى سابق، به اين نكتۀ مهم، اشاره شده است:
«انسان، در فطرت خود، هر كمالى را به طور مطلق مىخواهد و شما خوب مىدانيد كه انسان، مىخواهد قدرتِ مطلق جهان باشد و به هيچ قدرتى كه ناقص است، دل نبستهاست. اگر عالم را در اختيار داشتهباشد و گفتهشود که جهان ديگرى هم هست، فطرتاً مايل است آن جهان را هم در اختيار داشتهباشد. انسان، هر اندازه دانشمند باشد و گفتهشود که علوم ديگرى هم هست، فطرتاً مايل است آن علوم را هم بياموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق بايد باشد تا آدمى دل به آن ببندد. آن، خداوند متعال است كه همه به آن متوجّهيم، گرچه خود ندانيم. انسان مىخواهد به «حقّ مطلق» برسد تا فانى در خدا شود. اين سخنان امام × يادآور برخي از آيات قرآن است که انسان را خوب و زيبا جلوه مي‌دهد،‌ او را خليفه خدا در زمين معرفي مي‌کند و داراي روح الهي و فطرت الهي مي‌خواند … »
فـطرت از ماده “فَطَر” مانند﴿ فَطَرَ اللّهُ الخلقَ﴾ همان ايجاد و آفريدن و ابداع آن است بر طبيعت و شكلى كه آماده فعلى و كارى باشد.111
فـطـرت با اين وزن ـ فِعْلهْ ـ فقط در يك آيه آمده و آن هم در مورد انسان است. قرآن در اين زمينه مىفرمايد:
﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتىِ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَالِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لَاكِنَّ أَكْثرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ﴾112
پس روى خود را با گرايش تمام به حقّ، به سوى اين دين كن، با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرينش خداى تغييرپذير نيست. اين است همان دين پايدار، ولى بيشتر مردم نمى‏دانند.113
پس آيۀ ﴿فِطْرَتَ‏ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها﴾ اشاره‏اى از خداى تعالى است به آنچه را كه ابداع نموده و آفريدهاست و در آنچه كه در وجود مردم از گرايش به شناخت خداى تعالى متمركز ساخته و نهادهاست.
از اين رو، خداوند در قرآن کریم مردم را برای نیل به سعادت حقیقی که امری فطری در وجود همه انسانهاست دعوت مینمایند. خداشناسی به طور فطری در نهاد همۀ انسانها در طول تاریخ دیدهمیشود. این میل درونی ناشی از حقیتجویی وی میباشد، که از طرف خدا در سرشت آدمی به ودیعت گذاشتهشدهاست.
از این روی امام علی × انسان را خداشناس و خداجو معرفي مي‌کند. براي نمونه، ایشان، در نهجالبلاغه مي‌فرمايند:
«إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى الْإِيمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ الْجِهَادُ فِي سَبِيلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ الْإِسْلَامِ وَ كَلِمَةُ الْإِخْلَاصِ فَإِنَّهَا الْفِطْرَةُ»114
برترین چیزی که اهل توسل به خداوند پاک و بلندمرتبه به آن توسل جویند، چنین است ایمان به خدا ورسولش و جهاد در راه او که قله اسلام است، وکلمۀ اخلاص (شهادت به یکانگی خداوند)که فطرت توحیدی است115
امام × در اين خطبه به برترين وسايلى كه انسان را به خداوند سبحان نزديك مى‏گرداند و آن ايمان كامل است اشاره فرموده و ايمان به خدا همان گواهى بر هستى اوست، و اين اصل و پايۀ ايمان است و پس از آن به ذكر لوازم و مراتب كمال آن مى‏پردازد و مى‏فرمايد:
«كلمة الإخلاص»
اين همان كلمۀی توحيد يعنى لا إله إلّا اللّه است، كه مستلزم نفى هر نوع شريك و مانند از خداوند است، و چون اخلاص به همين معناست، لذا به آن، كلمه اخلاص گفته شده است، امّا جهت فضيلت آن اين است كه اين كلمه، آواى فطرت انسان است و خداوند نهاد او را با آن سرشته، و بر اين فطرت و جبلّت وى را آفريده است؛ همچنان كه خردهايى كه از آلودگى علايق بدنى و تيرگيهاى نفسانى مصون، و از عوارض و تأثيرات تربيتهاى انحرافى محفوظ و به دور ماندهاست، گواه و معترف است، كه اقرار بر يگانگى پروردگار و تنزيه وى از شريك و مانند، از همان آغاز آفرينش با سرشت انسان در آميخته و پيمان آن در عهد الست با او بسته شده، و به آن، نام فطرت دادهشدهاست. هر چند اطلاق اين نام بر سبيل مجاز و از باب اطلاق نام ملزوم بر لازم آن مى‏باشد.116
مسئله ی ایمان بهعنوان با اهمیتترین رکن وجودی انسان، از جایگاه و اهمیت ویژه‏اى برخوردار است و به جهات گوناگون آن پرداخته شدهاست، سبب نزدیکی به خدا میشود.

2.2.2. تقوا
همانطور که مطالب پیشین گفتهشد انسان موجودی دو بعدی است. به وسیلۀ هواهای نفسانی همواره در معرض وسوسۀ انجام گناه، خطا است و گناه و خطا موجب میشود فطرت حقیقتجو انسان با گرد و غبار غفلت پوشیدهشود و از راه رشد کمال و رسیدن به سعادت حقیقی بازماند. در این هنگام است که بهوسیلۀ تقوا و مراقبت از نفس انسان میتواند به درجات کمال الهی برسد.
انسان به وسیلۀ تقوا به مراتبی میرسد که به واسطۀ آن راهیابی حق از باطل را تشخیص میدهد. امام علی × در موارد متعدّدي به اين حقيقت تصريح مي‏كند که تقوا، پردههای غفلت را کنار میزند و حقایق وقایع را به انسان نشان میدهد.
«فَإِنَّ تَقْوَى اللَّهِ دَوَاءُ دَاءِ قُلُوبِكُمْ وَ بَصَرُ عَمَى أَفْئِدَتِكُمْ وَ شِفَاءُ مَرَضِ أَجْسَادِكُمْ وَ صَلَاحُ فَسَادِ صُدُورِكُمْ وَ طُهُورُ دَنَسِ أَنْفُسِكُمْ وَ جِلَاءُ غِشَاءِ أَبْصَارِكُمْ»117
همانا تقوا و ترس از خدا، داروي بیماریهای دل‏ها، روشنایی قلبها و درمان دردهای بدنها، مرهم زخم جانها، پاککنندۀ پلیدیهای ارواح و امنیت در ناآرامیها، روشنکنندۀ تاریکیهای شماست.118
امير مؤمنان × صفات و آثارى از تقوا به شرح زير بيان مى‏كند كه انسان وادار مى‏شود به اين فضيلت رو آورد و آن را پناه خود گرداند:
الف) پرهيزگارى داروى دردهاى اخلاقى و صفات زشت نفسانى است كه موجب هلاكت انسان است.
ب) بينايى براى كورى دلهاى شماست، مراد رهايى چشمهاى دل از كورى نادانى است.
ج) تقوا، موجب اصلاح تباهى سينه‏هاى شماست، منظور زدودن زنگار كينه، حسد، پليدى و نيّات بدى است كه بر خلاف دستورهاى خداوند در دلها جاى دارد، و تقوا مستلزم نفى و ترك همه اينها و پاكيزه شدن دل از اين صفات است؛ زيرا مبدأ اينها و همۀ بديها دوستى دنيا و دلبستگى به لوازم پوچ آن است و آن كه تقوا را پيشۀ خود ساخته و از اينها بر كنار مى‏باشد.
د) پاككننده آلودگى جانهاى شماست؛ يعنى تقوا جانهاى شما را از آلودگى و پليدى صفات زشتى كه مايۀ نابودى شماست پاكيزه مى‏كند. اين سخن همانند گفتار پيش آن حضرت است كه فرمودهاست تقوا داروى دلهاى شماست؛ ليكن اين دو تعبير با يكديگر فرق دارد؛ زيرا در آنجا كه داروى دلها گفتهشده به اعتبار اين است كه صفات زشت مانند بيماريهاى زيانبارى است كه انسان را دچار نابودى مى‏سازد و تعبير دوّم از نظر اين است كه خويهاى ناپسنديده به منزلۀ آلودگيها و پليديهايى است كه مانع ورود انسان به بهشت قدس خداوند و جايگاه صدق مى‏گردد.
هـ) زدايندۀ تاريكى چشمهاى شماست؛ اين معناى جملۀ “و جلاء عشاء أبصاركم” مى‏باشد. واژۀ “عشاء” براى تاريكى كه عارض ديدۀ باطن مى‏شود و صفات زشتى كه مانع ادراك حقايق مى‏گردد استعاره شدهاست. اين كلمه با “غين” نيز روايت شده و مراد از آن تاريكى اوهام ناشى از نادانى است كه از آن به پردۀ غفلت تعبير مى‏شود. بنابراين تقوا كه نفس را براى وصول به درجات كمال آمادگى و شايستگى مى‏دهد، زدايندۀ اين تاريكى و روشنىبخش چشم باطن انسان است.
و) ايمنى براى ترس دلهاى شماست؛ زيرا مى‏دانيم كه پرهيزگارى سبب ايمنى از عذاب آخرت است و ممكن است در برابر ترس و بيمهاى دنيا نيز مايه امنيّت و سلامت باشد؛ زيرا بزرگترين ترس و بيم انسان در دنيا مرگ و هر چيزى‏ است كه موجبات آن را فراهم كند. در حالى كه ارباب تقوا و معرفت از بيم مرگ فارغ بوده و بسا اين كه مردن و رهايى يافتن از قفس تن محبوب آنها نيز مى‏باشد؛ زيرا مرگ براى آنان وسيلۀ خلاصى و وصول به لقاى برترين محبوبشان است.119
از نظر شهید مطهری، روشنبینی و بصیرت از آثار مهم تقوا است. ملکۀ تقوا که آمد دشمن عقل را که هوا و هوس است رام و مهارمی‌کند، دیگر نمی‌گذارد اثر عقل را خنثی کند، گرد و غبار برایش به‌وجود آورد و یا پارازیت ایجاد کند.120
درنتیجه، تقوا مبنای مهم بصیرت و موجب بینش صحیح حقایق میشود؛ تقوا، عقل را آزاد می‌کند؛ امّا بی‌تقوایی ـ تمایلات نامشروع و شیطانی ـ چراغ عقل را خاموش می‌سازد و آدمی را در زندگی، کور و کر می‌کند.
بر این اساس، انسانهای باتقوا در پرتو نور عقل و ایمان، حقایق امور را بهتر می‌بینند و می‌شنوند و می‌فهمند از این رو، میتوانگفت تقوا پایه و اساس دریافت درست واقعیات و خارج نشدن از مسیر الهی است.

2.2.3.بصیرت
داشتن بصیرت پس از تقوای الهی یکی دیگر از مبانی مهم رسیدن به واقع بینی میباشد؛ زیرا عدم بصیرت سبب میشود که انسان در فتنهها و شبههها در شناخت واقعیات منجر به ضلالت و گمراهی میشود. البته هرکسی توان شناخت حق را از مشابهش ـ شبهه ـ ندارد، این مهم از عهدۀ افرادی ساختهاست که ابزار لازم را در دست داشته و به آن مسلح باشند. این امر مهم سبب برجسته شدن جایگاه خواص و مسئولیت آنها را خطیر میکند؛ امام علی × دربارۀ وظیفۀ مهم این گروه خاص میفرمایند:
« فَأَمَّا أَوْلِيَاءُ اللَّهِ فَضِيَاؤُهُمْ فِيهَا الْيَقِينُ وَ دَلِيلُهُمْ سَمْتُ الْهُدَى»121
اما دوستان خدا نور هدایتکنندۀ آنها در شبهات یقین است و راهنمای آنان مسیر هدایت الهی است.122
موضع‏گيرى مردم نسبت به شبهه موضعى دوگانه است؛ زيرا مردم يا دوستان خدا و يا دشمنان اويند. جانهاى دوستان خدا به نور يقين درخشان و به چراغ نبوت در پيمودن راه راست روشن و به وسيلۀ روشنى انديشه در تاريكى شبهات هدايت شده‏اند و از پرتگاههاى نادانى و هواپرستى بركنارند چنان كه خداوند متعال در اين زمينه فرموده است:
﴿يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى‏ نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ بُشْراكُمُ الْيَوْمَ﴾123
هدايت حقيقتى است كه بايد جهت آن را رعايت و به سمت ويژگيهاى آن حركت كرد. منظور از عبارت امام × كه روشنى آنها دربارۀ ترك شبهه، يقين آنها و راهنمايى‏شان خود جهت هدايت است، با توضيح فوق روشن گرديد.124
عدهای به یقین رسیدهاند و همین یقین، چون نورافکنی راه را بر آنان روشن میسازد و نشانگان راهنمای آنها نیز در جهت هدایتی است که پیدا کرده اند و معلوم است که هم ایشان اولیاء الهیاند.
در نگاه امام × اين انسان با اين ويژگيها، صلاحيت آن را پیدا میکند، که خداوند امانت الهي را به او بسپارد؛ ‌او را خليفه خدا در زمين معرفي مي‌کند.
از این رو است، گرایش به مذهب و ایمان به خدا در نخستین مراحل تجلیاتش، از انگیزههای غریزی و ادراکات فطری سرچشمه میگیرد و آنگاه به یاری تقوا و تعقل رشد و تکامل مییابد و در کشاکش فتنهها راه مستقیم الهی را با قوۀ بصیرت تشخیص میدهد.
بدينسان در نگاه امام على × دستيابى به خودشناسى و خداشناسى را از رهگذر عقل است. به طور كلى، نگاه به انسان در نهجالبلاغه مبتنی بر جهانبينى توحيدى اسلام استوار است و در این نگاه، پرورش انسان صالح مؤمن به دو بعد جسم و روح يا جنبههاى مادى و معنوى، دنيوى و اخروى او توجه كامل دارد و هدف الهی از آفرینش انسان، حرکت به سوی تکامل و کمال است و کمال انسان زمانی است که همه تواناییها و استعدادهایش در مسیر درست و متعادل در حد اعلا رشد پیدا کند.
پس از این روی میتوانگفت که انسانشناسي راهي به سوي شناخت خداوند است؛ زیرا بر پایۀ این شناخت، يك سو انسان را با آغاز و انجامش پيوسته مي بيند؛ در نتیجه،

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره شناخت انسان، مبدأ و معاد، انسان کامل Next Entries منبع تحقیق درباره عقل و ایمان، حکومت اسلامی، صراط مستقیم، سیر تکاملی