منبع تحقیق درباره عزت نفس، متقاضی طلاق، هیجان مثبت

دانلود پایان نامه ارشد

زنان متقاضی طلاق و زنان عادی.

اهداف علمی: بی شک سبک‏های دلبستگی به عنوان یکی از مولفه‌های تاثیر گذار، بر ارزیابی فرد از خودش و درنتیجه بهبود یا به مخاطره افتادن سلامت روانی وی تاثیر غیر قابل انکاری را می‏گذارد. هم‏چنین عزت نفس نیز از سبک‏های دلبستگی تاثیر می‌پذیرد.
اهداف کاربردی: این تحقیق دارای هدف کاربردی شناخت وضعیت سبک‏های دلبستگی و عزت نفس زنان متقاضی طلاق و زنان عادی می‏باشد، که آن‏چه در این میان لازم به نظر می‌رسد شناخت مقایسه ای زنان متقاضی طلاق و در نتیجه برنامه‌های درمانی همسو با آنان در پژوهش هاي آتي می‏باشد.

5-1- فرضيه‌های پژوهش:
1- بین سبک‏های دلبستگی (اضطرابی، اجتنابی) زنان متقاضی طلاق و زنان عادی تفاوت معنادار وجود دارد.
2- بین عزت نفس (عمومی، خانوادگی، اجتماعی، شغلی/تحصیلی) زنان متقاضی طلاق و زنان عادی تفاوت معنادار وجود دارد.

6-1- تعریف نظری متغیرها:
طلاق: طلاق خاتمه دادن به پیوند زناشویی تحت شرایط خاص قانونی، شرعی و عرفی است که پس از آن زن و شوهر نسبت به یکدیگر حقوق و تکلیفی ندارند (لطافت، 1390).
سبک دلبستگی: دلبستگی، پیوند هیجانی پایدار بین دو فرد است، به طوری که یکی از دو طرف کوشش می‏کند نزدیکی یا مجاورت با موضوع دلبستگی را حفظ کرده و به گونه ای عمل نماید تا مطمئن شود که ادامه می‏یابد (بالبی، 1969).
عزت نفس: از دیدگاه مزلو (1968) عزت نفس عبارت است از: شایستگی، توانمندی، اطمینان، استقلال، آزادی. چنان چه عزت نفس ارضا گردد، افراد احساس ارزشمندی، توانایی، مثمر ثمر بودن و اعتماد به خود می‏کنند و اگر ارضا نشود به احساس حقارت و درماندگی منجر می‌گردد. عزت نفس عبارت از ارزشی است که اطلاعات درون خود پنداره، برای فرد دارد و از اعتقادات فرد در مورد تمام صفات و ویژگی‏هایی که در او هست، ناشی می‏شود. عزت نفس از مجموعه‏ای از اعتقادات و احساساتی تشکیل می‏شود که فرد در مورد خود دارد ومی‏توان از آن به عنوان “درک فردی” نیز نام برد (بیابانگرد، 1382).

7-1- تعریف عملیاتی متغیرها:
زنان متقاضي طلاق:زنان متقاضي طلاق را در این پژوهش افرادی را تشکیل مي‌دهند که برای دادخواست طلاق به دادسرا، دادگستری یا وکیل مراجعه کرده بودند.
سبک‏های دلبستگی:منظور از سبک‏های دلبستگی در این پژوهش میزان نمره ای است که هر آزمودنی از پرسشنامه تجدید نظر شده در روابط نزدیک (ECR-R) به دست می‌آورد که کمترین نمره آن 36 و بالاترین نمره 144 می‏باشد.
عزت نفس: میزان نمره ای است که هر آزمودنی از پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت به دست می‌آورد؛ پرسشنامه‏ای 58 ماده‌ای که کمترین نمره به دست آمده در آن صفر و بیشترین نمره50 می‏باشد.

فصل دوم
مباحث نظری و پیشینه تحقیق

این فصل از پژوهش دو قسمت دارد: 1- مباحث نظری 2- پیشینه تحقیقاتی. در مباحث نظری به خانواده، وظایف خانواده، ازدواج، سبک‏های ازدواج،تعارضات در زندگی مشترک، عوامل تهدید کننده زندگی مشترک، طلاق، سبک‏های دلبستگی، عزت نفس… و غیره میپردازد، در بخش پیشینه تحقیقاتی به تحقیقات خارجی و داخلی مرتبط با اهداف پژوهش پرداخته میشود.

1-2-مباحث نظری
در این قسمت مجموعه نظریه ها و دیدگاه ها در باب متغیر طلاق و متغيرهایمربوط به آن از قبيل ازدواج، خانواده، طلاق، متغیرهای پژوهش شامل: سبک‏هاي دلبستگی و عزت نفس مطرح می‌شود.

1-1-2-ازدواج
انسان براساس اراده الهي به صورت فطري موجودي است اجتماعي و اين ساختار اجتماعي در كوچكترين و محدودترين شكل خود در خانواده تجلي يافته است. ساختاري كه از طريق ميثاق ازدواج بين زن و مرد صورت گرفته و بوجودميآيد. در واقع ازدواج يك سنت ديرينه اجتماعي است،كه از زمان هاي بسيار قديم از آغاز زندگي بشر مرسوم بوده است (فضلالله،1373).
كارلسون1 (1963)ازدواج را فرآيندي می‏داند كه از كنش متقابل بين دو فرد، يك مرد و يك زن كه برخي شرايط قانوني را تحقق بخشيدهاند و مراسمي را براي برگذاري زناشويي خود برپا داشتهاند، بوجود ميآيد (به نقل از نجاتي، 1389).
به طور كلي، ازدواج را مي‏توان ارتباطي دانست كه داراي تماميت بي نظير و گسترده اي مي‏باشد، ارتباطي كه داراي ابعاد زيستي، عاطفي، رواني، اقتصادي و اجتماعي است.به عبارت ديگر، همزيستي زوجين در درون خانواده موجب چنان ارتباط عميق و همه جانبه اي مي‏شود كه بي هيچ شك و شبهه اي قابل مقايسه با هيچ يك از ارتباطات انساني نمي‏باشد، به نحوي كه قرار داد ناشي از آن نوعي تقدس است (مهدوي، 1375، به نقل از شیخ محسنی، 1385).
ازدواج يك سنت ديرينه‌ي اجتماعي است كه از زمآن‏هاي بسيار قديم، بلكه از آغاز زندگي بشر مرسوم بوده است. پيماني است مقدس كه در بين تمام اقوام و ملل و در تمام اعصار و امكنه وجود داشته و دارد. در اين پيمان مقدس، زوجين، يعني زن ومرد، زندگي مشترك را تأسيس مي‌كنند و پيمان مي‌بندند كه در كنار هم و يار و غمخوار يكديگر باشند. ازدواج براي انسان‏ها يك نياز طبيعي است كه از آفرينش ويژه آن‏ها سرچشمه مي‌گيرد. چنان كه انسان به آب و غذا نياز دارد، در سنين خاصي به ازدواج هم نياز پيدا مي‏کند (بيابانگرد، 1382).

1-1-1-2-سبک‏های ازدواج
در دهه‌های اخیر پژوهش‏های زیادی درباره سبک‏ها و گونه‌های ازدواج و شیوه ارتباط زن وشوهرها به عمل آمده است. برای نمونه کوپر و هارفس21(2000)، به نقل ازشیخ محسنی، (1385). پنج سبک یا پنج گونه ازدواج را معرفی می‏کند که این سبک‏ها عبارتند از:
1- ازدواج هایی که کشمکش در آن ها عادت شده است
2- ازدواج‌های عاری از شور و شوق یا ازدواج‌های بی روح و سرد
3- ازدواج هایی که در آن زوجین به گونه ای غیر فعال با هم به مراوده می‌پردازند
4- ازدواج‌های سرشار از شور و شوق
5- ازدواج‌های تمام عیار
ازدواج هایی که کشمکش در آن ها عادت شده است: این گونه ازدواج ها با نزاع و اختلاف نظر همیشگی مشخص می‌شود. در این قبیل ازدواج ها میل به دعواهایلفظی و کشمکش قوی است. آنان همواره به تحریک احساسات یکدیگر می‌پردازند. این تحریک نیز موجب دعوا و کشمکش می‌شود، به علاوه، کشمکش و اختلاف نظر ضامن تداوم ازدواج می‌باشد.
ازدواج‌های عاری از شور و شوق یا ازدواج‌های بی روح و سرد: در اینگونه ازدواج ها رابطههایی که زمانی عاشقانه و صمیمی بوده اند، رنگ و بوی طلاق عاطفی به خود می‌گیرند و ازدواج عاری از عشق می‌شود و زوج‏ها نسبت به هم بی تفاوت اند، با این وجود آنان می‌کوشند با هم باشند، چون بین زوجین گفتگوی زیادی صورت نمی‌گیرد، اختلاف نظر نیز اندک است. ممکن است عده زیادی احساس کنند که احمقانه فرض کردن چنین ازدواج هايی، امری عادی است و عده ای از زوج‏ها نیز احساس می‏کنند که وجود رابطه بهتر از نبود آن است. با این حال، عده ای از زن و شوهرها احساس می‏کنند که برای انجام برخی مسئولیت‌های شخصی و اجتماعی حفظ وضعیت تأهل ضروری است.
ازدواج‌هایی که در آن زوجین به گونه ای غیر فعال با هم به مراوده می‌پردازند: در اینگونه ازدواج ها، زوجین به طرز غیر فعالانه با هم مراوده دارند. ممکن است که چنین ازدواج هایی از همان آغاز احمقانه به نظر برسند، در این گونه ازدواج ها هیچ گونه احساس رابطه رضایت بخش و مهیجی وجود ندارد. زیرا هیچ گونه تعلق به دیگری وجود نداشته است. این گونه ازدواج ها به ازدواج مصلحتی نیز موسوم است. در این نوع ازدواج شور زندگی وجود ندارد.
ازدواج‌های سرشار از شور و شوق: در این گونه ازدواج ها رابطه عاشقانه و گرم و صمیمی به بهترین وجهی وجود دارد، زن و شوهر به یکدیگر علاقمندند و نسبت به یکدیگر و ازدواج پایبند و مقید می‌باشند. استقلال رأی و رشد شخصی طرفین تشویق می‌شود و در صورت وجود اختلاف نظرها، معمولاً شدت آن بسیار کم است. نسبت به اهداف زندگی اشتراک نظر دارند و مشتاقانه برای حفظ مشارکت تن به کار و فعالیت می‌دهند.
ازدواج‌های تمام عیار: این گونه ازدواج ها به مراتب جذاب تر و گیراتر از ازدواج‌های پرشور است. زوجین به چیزی غیر از شریک زندگیشان نمی‌اندیشند و با هم برای آینده بهتر تلاش می‏کنند و از انسجام بیشتری برخوردارند.
با این حال ازدواج به هرگونه ای که باشد از دو سبک عمده پیروی می‏کند. (الف) ازدواج با سبک سنتی، (ب) ازدواج با سبک غیر سنتی.
ماهیت روابط زوجین در ازدواج‌های سنتی عبارتند از: شوهر نان آور / زن خانه دار، نقش‌های جنسی سنتی به تبع الگوی مردانگی / زنانگی ثابت است، حق تقدم در تصمیم گیری با شوهر است، شوهر آغازگر رابطه جنسی است، شوهر نقش اجرایی دارد و زن نقش عاطفی دارد.
ماهیت روابط زوجین در ازدواج‌های غیر سنتی عبارتند از: هر دو نان آور، هر دو نقش مراقبت از فرزندان را بر عهده دارند، نقش‌های جنسی بر اساس انتخاب و تجربه انعطاف پذیر است، تصمیمات به صورت مشترک اخذ می‌شود، زوجین هر دو متقابلاً رابطه جنسی را برقرار می‏کنند، زوجین هر دو در احساسات سهیم هستند ( مهدوی و همکاران، 1380، به نقل از شیخ محسنی، 1385).
گاتمن(1993) و فیتزپاتریک(1988) با استفاده از پرسشنامه و مشاهده به وجود دو نوع سبک ازدواج یا الگوی ارتباطی در ازدواج پی بردند: زوجیت با ثبات، زوجیت بی ثبات. زوجیت باثبات شامل: زوج‏های سنتی، زوج‏های دوجنسیتی و زوج‏های اجتنابی ( دوری گزین) می‌شود.
زوج‏های سنتی با نقش‌های جنسی سنتی یعنی نقش‌های مردانه و زنانه انطباق دارند. زن و مرد کاملاً از یک دیگر متمایز و مشخص اند. اهداف خانوادگی را بر اهداف فردی ترجیح می‌دهند. دارای برنامه منظم و مشخص روزانه هستند. در منزل در مکانی مشترک زندگی می‏کنند و هیچ یک اطاق خصوصی متعلق به خود ندارد. حد متوسطی از هیجانات مثبت و منفی را از خود نشان می‌دهند. از به وجود آمدن تعارض به جز در مسایل بسیار مهم اجتناب می‏کنند. به یک دیگر گوش داده و سعی در ابراز همدلی به هم می‏کنند و بعد از پایان هر تعارض آشکارا در پی راضی کردن و متقاعد کردن طرف مقابل هستند.
در زوج‏های دو جنسیتی ( آندروژن ) زن و مرد هر دو در قبول نقش‌های جنسی زنانه و مردانه مساوات طلب هستند، یعنی وظایف زوجین به وظایف مردانه و زنانه تقسیم نمی‌شود، بلکه هر دو در مواقع مقتضی هر دو نقش را ایفا می‏کنند. اهداف فردی را بر اهداف خانوادگی ترجیح می‌دهند. برنامه زندگی منظم و از پیش تعیین شده ای ندارند. در منزل اطاق خصوصی دارند. سطوح بالایی از هیجان مثبت و منفی را از خود نشان می‌دهند و ترجیح می‌دهند برای حل مشکلات، درگیر در مذاکره و بحث طولانی در مورد بسیاری از مسایل شوند.
زوجین اجتنابی (دوری گزین) با نقش‌های جنسی سنتی یعنی نقش‌های مردانه و زنانه سازگاری دارند، وظایف مرد و زن کاملاً از هم جدا و متمایز است. در منزل اطاق‌های خصوصی دارند. از بروز هرگونه تعارض اجتناب می‏کنند ؛ دارای مهارت‌های اندکی در جهت حل تعارض هستند؛ زمانی که تعارضی به وجود می‌آید هر یک نظر خود را بیان می‏کند، ولی هیچ کدام تلاشی برای متقاعد کردن طرف مقابل و ایجاد تفاهم انجام نمی‌دهند؛ آن ها معتقدند که اختلاف شان در مقایسه با ارزش ها و اصول مشترک شان اندک و ناچیز است و بالاخره بحث‌های آن ها هیجانی و عاطفی نیست.
زوجیت بی ثبات نیز شامل زوج‏های ناسازگار و زوج‏های آزاد و مستقل می‌شود: زوج‏های ناسازگار در زمانی که درگیر تعارض می‌شوند هیچ کدام کوشش سازنده ای برای حل آن نمی‏کنند؛ ارتباط این زوجین توأم با عیب جویی و سرزنش دائمی، ذهن خوانی و حالت تدافعی، بروز هیجان منفی زیاد و هیجان مثبت اندک است؛ الگوی تعاملی با حمله و کناره گیری همراه است
زوج‏های آزاد و مستقل از بروز تعارض جلوگیری می‏کنند و مهارت‌های اندکی در جهت حل مسئله دارند؛ ویژگی تعامل و ارتباط آن ها با عیب جویی و سرزنش مختصر و کوتاه و ذهن‌خوانی و حالت تدافعی اندک همراه است. سطح هیجان آن ها بسیار پایین و تقریبا هیچ هیجان مثبتی از خود بروز نمی‌دهند؛ الگوی آن‌ها کناره گیری – کناره گیری است.
السون و فاورز22 (1992؛ به نقل از احمدی، 1384) نیز در گونه شناسی خود، زوجین را به چهار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع امام صادق، نفس اماره، ضعف اراده Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع انسان کامل