منبع تحقیق درباره عزت نفس، خودکارآمدی، خودپنداره

دانلود پایان نامه ارشد

خویشتنداری، استقلال و قاطعیت میشود. والدین و معلمین میتوانند با هدایت بازیهای کودکان، علاوه بر توجه به رشد جسمانی، به رشد فکری و روانی آنان توجه کنند. ورزش، نشاط و شادزیستن را آموزش میدهد و فرصتی برای تخلیه هیجانها و نیروهای جسمی و روانی فراهم میکند و بدین ترتیب در توسعه سلامت روانی موثر است. توسعه خصوصیات شخصی مثبت از قبیل جوانمردی و شهامت و نیز رشد عادتهای روانی مطلوب مانند انضباط، دقت، کنجکاوی و هدفمند بودن از دیگر فواید روانی، فعالیت بدنی و تمرین در دوران کودکی و نوجوانی میباشد (40).
بهطور خلاصه میتوان گفت صاحبنظران و محققین با مطرح ساختن حرکت و ورزش بهعنوان کلید حیات، افق جدید و چشم انداز تازهای در باب تعلیم و تربیت گشودهاند. آنان میگویند: فعالیتهای حرکتی و آموزش صحیح در تربیت بدنی، اساس پیشرفت کلی کودکان و نوجوانان در حال رشد را تشکیل میدهد چرا که:
1. فعالیتهای جسمانی با حالت بخشیدن به اندامها، باعث بهبود کار دستگاههای گردش خون و قلب و تنفس و گوارش میشوند.
2. از دیدگاه بهداشت روانی، مطابق با تحقیقات انجام شده دانشآموزانی که از نظر قدرت جسمانی ضعیف هستند رو به سوی ضعف سلامتی، مشکلات اجتماعی، احساس حقارت، عدم توانایی لازم در تطبیق خود با دیگران در جهات مختلف دارند و اغلب خجالتی، گوشهگیر و هیجانزده میباشند.
3. از نظر اجتماعی دانشآموزانی که دارای تواناییهای حرکتی خوب هستند، علاقهمند به شرکت در فعالیتهای مختلف، فروتن، مدبر و مسئولیتپذیر هستند.
4. از نظر بهداشتی با توجه به ارتباط تنگاتنگ فعالیتهای حرکتی و تربیت بدنی و بهداشت و اثرات مثبت و کیفی آن بر سلامت اجتماعی افراد، امر مهم تربیت بدنی و ورزش بهویژه در دوران کودکی و نوجوانی که سنگ زیربنایی سلامت جسم و روح در آن گذاشته میشود و از نظر بهداشت و سلامتی نسل، افراد را قادر به انجام فعالیتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی میسازد، از اهمیت بسزایی برخوردار است.
5. از همه مهمتر اینکه در نظام تربیتی اسلام، فعالیتهای حرکتی و تربیت بدنی، بخش مهمی از برنامههای پرورشی انسان را تشکیل داده و بهوسیله حرکت و ورزش، جریان رشد و تکامل را در تمام ابعاد وجودی انسان تسهیل و هماهنگ کرده و به شکوفایی و تکوین استعدادهای مطلوب و خدادادی کمک میکند. در هر صورت تاثیر تمرینات بدنی را میتوان از دو جنبه جسمانی یعنی بهبود کارایی دستگاههای مختلف بدن و جنبه روانی یعنی حفظ و سلامت روانی و کسب شادابی و نشاط مورد توجه قرار دارد (3) که در ارتباط با جنبه روانی آن و اکیداً ادراک بدنی مدلهایی پیشنهاد شده که در ذیل آمدهاست:
2-2-7-2-1 مدلهای تاثیر فعالیت بدنی بر خودپنداره جسمانی
در سال 1978 یک «مدل روانشناختی برای شرکت در فعالیتهای بدنی34» (شکل 1-2) از جانب سانستروم ارائه شد که هدف آن براورد بدنی35 به معنای ارزشیابی شخصی از شمار زیادی از مهارتهای بدنی و ورزشی بود. در این مدل پیشنهاد شده است که شرکت در فعالیت بدنی سبب افزایش توانایی بدنی شده که دارای منافع روانی از جمله افزایش عزت نفس میباشد. اگرچه عزت نفس تحت تاثیر تمرین و افزایش آمادگی به میانجیگری تاثیر «برآورد» قرار میگرفت، به این معنی که افزایش آمادگی منجر به افزایش لیاقت بدنی درک شده گشته که آنها نیز با افزایش متعاقب آن در عزت نفس در ارتباط هستند. در این مدل «جاذبه36» حاکی از گرایش بهسوی انجام فعالیتهای سنگین و شدید است (50).
در واقع این مدل پیشنهاد شده است که لیاقت بدنی درک شده منجر به افزایش گرایش بهسوی فعالیت شدید میشود و این دو پیشبینی کننده شرکت بعدی در تمرینات بدنی خواهند بود. همچنین در این مدل پیشنهاد شدهاست که لیاقت بدنی درک شده بهعنوان پل ارتباطی بین تمرینات بدنی و عزت نفس درونی عمل میکنند. تحقیقاتی که در مورد اعتبارسنجی این مدل انجام شدهاند، نشان میدهند بین نمرات مربوط به مقیاس برآورد با نمرات آمادگی جسمانی ارتباط وجود دارد و تعدادی از آنها نشان دادند با افزایش میزان آمادگی جسمانی بر مقیاس برآورد نیز افزوده شده است. چنین ارتباط معناداری نیز بین مقیاس جاذبه با نمرات با نمرات آمادگی جسمانی نیز نشان داده شدهاند. این مدل بهعلت ضعف در اندازهگیری مقیاس جاذبه، کفایت لازم جهت پیشبینی گرایش و استقبال به تمرینات بدنی برخوردار نیست (50).

شکل 2-1: مدل روانشناختی شرکت در فعالیتهای بدنی

سانتسروم و مورگان37 (1989) در جستجوی پاسخ چگونگی افزایش عزت نفس از طریق فعالیتهای بدنی، مدلی را با نام «مدل تمرینات بدنی و عزت نفس38» در جهت تبیین چگونگی تعمیم اثرات انجام تمرینات بدنی بر عزت نفس عمومی، ساختند (شکل 2-2).

اندازههای جسمانی
شکل 2-2: مدل تمرینات بدنی و عزت نفس (فاکس- 1997)
در این مدل به دو بعد لیاقت بدنی درک شده و پذیرش خود که به نظر میرسد بهعنوان مبانی شکلگیری عزت نفس مطلوب و موردپسند باشند، پرداخته شدهاست. پذیرش خود، به ارزش و دلبستگی فرد نسبت به خود و خصوصیات خود، صرف نظر از سطوح لیاقت درک شده اطلاق میشود. مبنای این مدل بر اساس ارزشیابی ذهنی از عملکرد بدنی که ممکن است با انجام تمرینات بدنی افزایش پیدا کند استوار است. مانند مقدار وزنه جابهجا شده در یک بار تلاش یا مقدار مسافت پیموده شده طی 12 دقیقه (50).
اولین متغیر خودادراکی، خودکارآمدی است. این متغیر در مدل مزبور بهعنوان پل ارتباطی بین نمایش بدنی یک حرکت تا نمایش آن در ذهن ایفاء نقش میکند. خودکارآمدی یک نوع توقع و انتظار است که در این زمان فرد میتواند بهطور موفقیتآمیزی یک تکلیف را به انجام برساند. خودکارآمدی بهطور مفصل در نظریه شناختی اجتماعی باندورا مورد بحث قرار گرفته و اینگونه پیشنهاد شده که خودکارآمدی در واقع درک از نوع تسلط و چیرگی یا لیاقت در فعالیتهای خاصی میباشد. در این مدل پیشنهاد شده است خودکارآمدی با لیاقت بدنی درک شده، بهعنوان ارزشیابی فردی از سطح توانایی بدنی، در ارتباط است (50).
سمت چپ این مدل نشاندهنده ساختار سلسله مراتبی ایستای مدل میباشد. برای مثال اینطور فرض شده که عزت نفس ارتباط نزدیکتری را با لیاقت بدنی درک شده دارد تا با خودکارآمدی و همچنین خودکارآمدی با اندازههای بدنی بیش از لیاقت بدنی درک شده ارتباط دارد. در محور افقی این مدل که تغییرات زمان را نشان میدهد، میتوان دریافت که افزایش در خودکارآمدی منجر به افزایش لیاقت بدنی درکشده میگردد که آن نیز به نوبه خود بر عزت نفس موثر است. این مدل نیز حاکی از فرضیه افزایش مهارت میباشد (50).
فاکس و کوربین (1989) «نیمرخ خودادراکی بدنی39»، تمرینات بدنی و عزت نفس را بیشتر گسترش دادند. ساخت این ابزار فرصتی برای جایگزین نمودن نیمرخ خودپنداره جسمانی چندبعدی بهجای مدل تمرینات بدنی و عزت نفس یک بعدی فراهم آورد. در پرسشنامه ساخته شده فاکس و کوربین به ساختارهای بیشتری از خودپنداره اشاره شده است. مدلهای تازهای در مورد شکل گسترشیافته مدل تمرینات بدنی و عزت نفس ارائه شده است که قابل قبولترین آنها در شکل 2-3 آمده است. در این مدل از متغیر پنهان نامبرده شده است که جمع سه خودکارآمدی ویژه میباشد (50).

شکل 3-2: راه حل بهنجار یک مدل گسترش یافته (فاکس- 1997)
همانطور که در شکل 2-3 مشاهده میکنید بین ساختارها هم روابط و هم واریانس اشاره شدهاست. مثلا نشان داده شده خودکارآمدی تنها 15% واریانس با لیاقت ورزشی دارد. این مدل که با عنوان راه حل بهنجار در مورد مدل گسترش یافته میباشد، اطلاعات جانبی را در مورد روابط همبستگی بین اجزا دراد. در حالیکه منابع خودکارآمدی قادر به بیان 27.4% واریانس، با وضعیت بدنی درک شده هستند. آنها تنها 4.4% نمرات جذابیت بدنی درک شده را بیان میکنند. همچنین از بین چهار جزء فرعی، جذابیت بدنی درک شده قویترین ارتباط را با خودارزشی بدنی دارد. کاربرد عملی این مورد آن است که بهنظر میرسد انجام تمرینات بدنی و ورزشی به احتمال قوی بر روی ویژگیهایی چون لیاقت ورزشی، آمادگی بدنی و قدرت موثر است تا بر روی جذابیت ظاهر و اینکه عوامل مطرح شده در مقایسه با جذابیت ظاهری، کمتر با عناصر اصلی سازنده «خویشتن» ارتباط دارد. نتایج تحقیقات نشاندادهاند که این مدل گسترش یافته قابلیت تفکیک افراد ورزشکار را از غیر ورزشکار و همچنین نوع فعالیت بدنی مبادرتی یا دلخواه را دارا میباشد (50).
2-2-7-3 شاخص توده بدنی و خودپنداره جسمانی
شاخص توده بدنی (BMI)40 یکی از همبستههای مهم تصویر بدنی، استراتژی تغییر بدنی و خوردن است (16). این شاخص رایجترین سنجش مورد استفاده برای ارزیابی لاغری، اضافه وزن و چاقی است و از تقسیم وزن بر حسب کیلوگرم بر مجذور قد بر حسب متر بهدست میآید (65). مطالعات نشان دادهاند افزایش شاخص توده بدنی دردختران نوجوان پیامدهایی نظیر تمایل به لاغری، کاهش احساس خودارزشمندی، عدم کفایت، امساک در خوردن مواد غذایی مورد نیاز بدن، نگرانی در زمینه پرخوری، افزایش وزن و رژیم غذایی را بههمراه دارد (20 و 23). یکی از عواملی که میتواند بر تصویر بدنی کودک موثر باشد مسئله چاقی است زیرا نگرش فرد چاق نسبت به بدن خود به تصوراتی که دیگران به او دارند بستگی دارد، بهویژه اگر توسط سایر کودکان تمسخر شود، این امر میتواند سبب تضعیف خودپنداره جسمانی او شده و سبب انزوای او از اجتماع و گروه دوستان گردد. مثلا فرد چاق فاقد آمادگی جسمانی، ممکن است برداشت نامطلوبی از بدن خود داشته باشد، به عملکرد و توانایی خود اعتماد نداشته باشد و دچار مشکلات روانی مانند فقدان اعتماد بهنفس در اثر کنارهگیری از گروه و استهزای دیگران شود و در نتیجه فعالیت جسمانی خود را بهشدت محدود کند. از سوی دیگر فردی که احساس میکند بدن او بهطور کافی تکامل یافته، اعتماد دارد در بسیاری از موقعیتها موفق خواهدبود و از شرکت در فعالیتها لذت میبرد (8).

2-2-7-4 وضعیت اجتماعی – اقتصادی و خودپنداره جسمانی
وضعیت اجتماعی – اقتصادی خانواده میتواند کلیه سطوح زندگی کودک را چه قبل از تولد و چه بعد از تولد تحت تاثیر قرار دهد و تغییرات عمیقی در نحوه رشد کودک ایجاد نماید. اوضاع اقتصادی خانواده ممکن است بهطور مستقیم در شخصیت کودکان تاثیرگذار باشد. ترس از گرسنگی و نداشتن پوشاک و پناهگاه اثر عمیقی در رشد کودک دارد. کودکانی که از تمام امکانات زندگی برخوردارند نسبت به زندگی خوشبین بوده، کمتر دچار اضطراب و دلهره میشوند. برعکس کودکانی که حتی از امکانات اولیه زندگی بیبهرهاند و همواره به سبب گرسنگی، سرما، بیماری و… تهدید میشوند، زندگی را یک امر تحمیلی دانسته، به همه کس و همه چیز بدبین خواهند شد. بنابراین به یقین میتوان گفت که عقاید و نظرات کودکان از وضع اقتصادی والدینشان متاثر میشوند (6، 14 و 19).
از طرفی، حتی انتخاب نوع یک رشته ورزشی خاص، تحت تاثیر عوامل اقتصادی– اجتماعی قرار میگیرد. در بین این عوامل خانواده نقش بسیار مهمی ایفا میکند. همین عوامل مراتب علاقهمندی کودک را نسبت به ورزش تحت تاثیر قرار میدهد. اما این کشش و علاقهمندی در درجه اول به نوع رشته ورزشی که والدین انجام میدهند بستگی دارد و در واقع بهعنوان عامل اصلی تلقی میشود. تعداد کودکانی که رشتههای ورزشی مورد نظر والدین را انتخاب میکنند، خیلی زیادند (94).
لیاقت ورزشی یک دانشآموز ممکن است اعتبار اجتماعی و پذیرش او را از طرف همسالانش بالا ببرد. محیط خانه اغلب بر انگیزش او برای موفقیت در ورزش و میزان موفقیتی که در این تلاش به رضایت درونی منتهی میشود، تاثیر میگذارد. محیط و

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره شاخص توده بدنی، فعالیت بدنی، اضافه وزن Next Entries منبع تحقیق درباره خودپنداره، آمادگی جسمانی، فعالیت جسمانی