منبع تحقیق درباره عزت نفس، ابراز وجود، دوران کودکی

دانلود پایان نامه ارشد

کودک از دیگران، از طریق ابراز مهر و محبت، تحسین و توجه دریافت می‏کند.
2. تجربه همراه با موفقیت کودک، مقام یا موقعیتی که فرد خودش را در ارتباط با محیط می‌بیند.
3. تعریفی که کودک درارتباط با پسخوراند منفی یا انتقاد
4. شیوه‌ی کودک در ارتباط با پسخوراند منفی یا انتقاد
از سوی دیگر، می‏توان به چند جنبه‌ی دیگر از عزت نفس اشاره نمود:
1. زمینه اجتماعی: این بعد شامل عقاید فرد، درباره خودش به عنوان یک دوست برای دیگران است و این‏که فرد موقعیت خود را در بین دوستان و همسالانش چگونه ارزیابی می‏کند.
2. زمینه تحصیلی: این بعد شامل ارزشی است که فرد برای پیشرفت و توانایی تحصیلی قائل است. و این معیارها توسط دبیران، دوستان و خانواده تشکیل می‌شود.
3. زمینه خانوادگی: این بعد به ارزیابی خود به عنوان عضوی از اعضای خانواده اشاره دارد.
4. زمینه بدنی: این بعد به تصور و دیدگاه فرد از وضعیت بدنی و ظاهری اشاره دارد.
5. عزت نفس کلی: این بعد از عزت نفس شامل ارزیابی از «خود» در زمینه‌های مختلف است (ملا زمانی، 1382).
عزت نفس از دو بخش مرتبط با هم تشکیل می‌شود: یکی داشتن اطمینان در برخورد با چالش‌های زندگی، باور خود توانمندی و دیگری احساس داشتن صلاحیت و شایستگی برای خوشبخت شدن که نمادی از احترام به خود یا عزت نفس است (ناتانیل براندن، 1380).
جان باتل48 (1981) روان شناسی که در زمینه عزت نفس بسیار پژوهش داشته چهار بعد را در عزت نفس مطرح کرده است که بدین شرح است:
1. عزت نفس عمومی49: که درک کلی فرد از ارزشمندیش را نشان می‏دهد.
2. عزت نفس اجتماعی50: که درک فرد از ارتباطات بین فردیش را مشخص می‏کند.
3. عزت نفس وابسته به والدین51: که گویای درک شخص از وضعیتی است که در میان خانواده و خانه دارد که شامل دیدگاهی است که والدینش نسبت به وی دارند.
4. عزت نفس تحصیلی52: که درک شخص از میزان توانمندی‌ها و موفقیت‌هایش در کسب مدارج تحصیلی و علمی است.
کیفیت روابط افراد با دیگران به خصوص مادر در دوران کودکی، در شکل گیری عزت نفس آن‏ها نقش محوری دارد. عزت نفس خود پدر و مادر نیز، می‏تواند بر روی فرزندان تاثیر بگذارد. عملکرد و ساختار خانواده نیز در این امر مهم است. مطالعات نشان می‏دهد که فرزندان طلاق بر اثر وضعیت پیش آمده، از عزت نفس ضعیفی برخوردار می‌باشند (امیر حسینی، 1383).
تنبیه جسمانی: تنبیه جسمانی یا تهدید شدن به تنبیه نیز، به شدت عزت نفس را تحت تأثیر قرار می‏دهد. بدرفتاری جنسی در دوران کودکی و آسیب دیدگی‌ها نیز عوامل دیگری هستند که عزت نفس را ضعیف می‏کنند (امیر حسینی، 1383).
ترس: ترس از محیط‌های بسته نیز عامل دیگری است که عزت نفس را تحت تاثیر قرار می‏دهد. اما خوش ظاهر بودن و سیراب شدن از محبت در دوران کودکی، موجب می‌شود تا عزت نفس تقویت شود؛ زیرا عزت نفس با جذابیت و جلب توجه و محبت رابطه مستقیم دارد. به همین جهت کسانی که جذاب به حساب می‌آيند بیشتر ازآن‏هایی که ظاهر خوشایندی ندارند مورد توجه قرار می‌گیرند. رویدادهای ناخوشایند جاری در زندگی مثل تحقیر شدن یا مورد توهین قرار گرفتن، بیماری یا اخراج شدن از دانشگاه یا محل کار نیز می‏تواند بر نگرش مثبتی که فرد از خود باید داشته باشد، اثر منفی بگذارد (امیر حسینی، 1383).
یکی از مؤثرترین راه‌های کمک به فرزندان، حفظ عزت نفس آن‏هاست. عزت نفس زیاد، یکی از با ارزش‏ترین منابعی است که نوجوان می‏تواند دراختیار داشته باشد (حسینی، 1382).
در این عصر که روند تحولات سریع و وضع خانواده‏ها نابسامان است، یکی از مهمترین منابعی که می‏توان در نوجوان تقویت کرد، احساس ارزشمند بودن است. این نیرویی است که ممکن است همیشه در درون نوجوان باشد. زمانی که این نیرو در وجود او حضوری قوی داشته باشد و وی مکانیزم‌های ایمن نگهداشتن آن را بشناسد،‌می‏تواند در زندگی به آن تکیه کند (حسینی، 1382).

2-5-1-2- اصول عزت نفس
شیوه و سبک زندگی شخص در شکل‌گیری احساس خود ارزشمندی اهمیت به سزایی دارد. اشخاصی که ویژگی‏های یاد شده در زیر،‌بخش لاینفکی از زندگیشان است دارای احساس خود ارزشمندی سالم و بالایی هستند:
1. آگاهی و هوشیاری53
2. خود پذیری54
3. خود مسئولیتی55
4. ابراز وجود56
5. هدقمندی57
6. یکپارچگی و احترام58

آگاهی و هوشیاری:
چنان‏چه در زندگی رفاه افراد به استفاده‌ی مناسب از آگاهی و هوشیاری بستگی داشته باشد، در آن صورت تعهد به دانستن و میزان آگاهی آن‏ها از اعمالی که انجام می‌دهند تنها و مهمترین عامل تعیین کننده‌ی کارآمدی شخص که در زندگی خصوصی، خانوادگی، شغلی و اجتماعی سرگردان و بی هدف باشد نمی‏تواند احساس توانایی، شایستگی و کفایت کند اشخاصی که بدون هدف و بدون تفکر منطقی معقولانه زندگی می‏کنند و از واقعیت‏های رنج آور و آزار دهنده اجتناب می‏کنند از کمبود احساس کار آمدی شخصی رنج می‌برند. آن‏ها کاملاً به نقاط ضعف خود واقف هستند خواه از آن‏ها آگاه و یا ناآگاه باشند هر انسانی بارها نیاز دارد آن سطح هوشیاری را که می‏تواند در آن به فعالیت بپردازد، انتخاب کند (هال،2003).

خودپذیری
در عمیق‌ترین سطح، خود پذیری، تعهد و اعتقاد به ارزشمند بودن است. خودپذیری، تظاهر به داشتن احساس ارزش مثبت که شخص فاقد آن است، نمی‌باشد، ‌بلکه پیامد احساس ارزش مثبت در شخص است که مبنای دستیابی به احساس خود ارزشمندی قرار می‌گیرد. خود پذیری گرایش به تایید همه جانبه شخصیت است. خود پذیری تا حدودی از طریق تمایل برای پذیرش آن‏چه که فکر می‏کند، آن‏چه که احساس می‏کند، آن‏چه که انجام می‏دهد، آن‏چه که هست و قبول واقعیت‌ها بدون انکار و یا گریز از آن امکان پذیر می‌باشد (هیلگارد، 1368).
خودپذیری پیش شرط تغییر و رشد است. باید به افراد آموخت که شکل‌گیری خود ارزشمندی در گرو خود پذیری و احترام به واقعیت خود و پذیرفتن آن است و درمان موفقیت آمیز آن با افزایش خود پذیری و مراجع آغاز می‌گردد (بیابانگرد، 1372).

خود مسئولیتی:
فرد برای داشتن احساس کفایت و شایستگی در زندگی و احساس برخورداری از شاد زیستن، باید احساس کند که در زندگی خود کنترل دارد.قرار گرفتن در این وضعیت مستلزم آن است که فرد مسئولیت اعمال خود و تلاش‌هایش را برای رسیدن به هدف‌هایش بر عهده بگیرد که معنای آن پذیرفتن مسئولیت در قبال زندگی و بهزیستی خود است. خود مسئولیتی موارد زیر را شامل می‌شود.
– من مسئولیت دست یافتن به آرزو‌ها و خواسته‌هایم را دارم.
– من مسئول آن سطح از هوشیاری و آگاهی هستم که در کارهایم و نیز در ارتباط‌هایم نشان می‌دهم.
– من مسئول انتخاب‌ها و اعمال خود هستم.
– من مسئول رفتار خود با دیگران از جمله: همکاران، همسر، فرزندان، دوستان و همسایگان خود هستم.
– من مسئول شادمانی و رضایت شخصی خویش هستم.
– من مسئول چگونگی برنامه‌ریزی برای اوقات خود و اولویت قایل شدن برای کارهای خود هستم.
– من مسئول انتخاب و گزینش ارزش‌ها و باورهایی هستم که با آن‏ها زندگی می‌کنم. (ولز و میلر59، 2002، به نقل از امیری، 1390).

ابراز وجود:
ابراز وجود یعنی بیان خود، ابراز خود به معنای ارزش گذاشتن به نیازها و خواسته‌ها، ارزش‌ها و اعتقادات و جست و جو کردن راه‌های منطقی برای توصیف آن در دنیای واقعی است. برعکس آن تسلیم شدن در برابر ترس و کم رویی که به مثابه‌ی مخفی ساختن ابدی خویش در محیطی تنگ و تاریک است،‌ جایی که شخص خود را در آن جا پنهان می‏سازد و متوقف می‌ماند، مراجع که فاقد قاطعیت، جرات و ابراز وجود است، از درگیر شدن با اشخاصی که ارزش‌های متفاوتی دارند اجتناب می‏کند، یا این‏که همواره سعی می‏کند دیگران را خشنود سازد، آن‏ها را آرام کند، دستکاری کند و فریب دهد، و یا این‏که فقط سعی می‏کند «وابسته» و «متعلق» به دیگران باشد (کریمی، 1373).

هدفمندی:
زندگی فرایندی پویا، مستلزم و مولد تعریف شده است. از این رو هدفمندی جزء مهم فرایند زندگی است. هدفمندی در زندگی به معنای استفاده از نیروها و قابلیت‌های خود برای دستیابی به هدف‌هایی است که انتخاب کرده است. هدف‌هایی نظیر: تحصیل، تشکیل خانواده، کسب درآمد برای امرار معاش، انتخاب یک شغل و تولید… اهداف‌ها فرد را وادار می‌سازند از توانایی‌ها و قابلیت‌های خود استفاده کند و به زندگی معنا ببخشد (هرمن60، 2000).
اگر فرد دریابد که هدف و خواسته هایش مهم هستند، آن وقت یاد می‌گیرد به هدف‌ها و خواسته‌هایش توجه بیشتری داشته باشد، آن‏ها را جدی تلقی کند؛ درباره آن‏ها فکر کند و انرژی بیشتری صرف رسیدن به هدف‌ها و خواسته‌هایش بنماید، اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد و با احترام و توجه به خود رفتار کند (همان منبع).

3-5-1-2- منابع عزت نفس چیست؟
عزت نفس منابع فراوانی دارد که به طور اختصار به چند مورد اشاره می‌شود:
1- پذیرش خود و دیگران.
2- آرامش بیشتر در زندگی.
3- مثبت بودن و احساس شادی کردن.
4- اشتیاق به داشتن مسئولیت بیشتر و احساس کنترل افزون‌تر بر زندگی و داشتن استقلال و راحتی.
5- توجه بهتر به دیگران و احساس راحتی در موقعیت‌های اجتماعی.
6- احساس متعادل بودن.
7- اتکا به خود و خلاقیت بیشتر و وابسته نشدن به عقاید و تأیید دیگران.
8- بهبود ظاهر و احساس «سرزندگی».
9- آمادگی بیشتر برای دریافت محبت و محبت کردن.
10-ملایم تر بودن با خود و دیگران و توانایی ریسک پذیری و آماده بودن برای تغییر.
11-توانایی تبریک گفتن به دیگران به علت موفقیت‌هایشان، بدون هیچ گونه حسادت.
12-اطمینان داشتن به خود در همه فعالیت‌ها و مسئولیت پذیری.
13-تمایل داشتن به این که مشکلات زندگی را با دیگران به طور صریح در میان گذاشته و چاره اندیشی کردن.
14-توانایی بیان صادقانه نارسایی‌هایی که در کارهای انجام شده ممکن است باشد.
15-امید و اشتیاق و علاقه بیشتر برای زندگی سالم (امیر حسینی، 1383).

4-5-1-2- پیامدهای ناشی از عزت نفس پایین
همان گونه که وجود عزت نفس منافعی دارد که گفته شد، عزت نفس پایین نیز عواقب زیانباری دارد که به تعدادی از آن‏ها در زیر اشاره می‌شود:
1- عزت نفس می‏تواند بر ماهیت روابط با دیگران و سلامت روانی نفوذ زیادی داشته باشد و آن‏ها را تهدید کند.
2- پذیرش خود و دیگران مشکل می‌شود: هر چه افراد خود را بیشتر بپذیرند، احتمال بیشتری خواهد داشت که دیگران را نیز بپذیرند و برعکس، هر چه نظرشان نسبت به خود نامطلوب‌تر باشد دیگران را نیز کمتر پذیرا خواهند بود.
3- ترس از تنها شدن: زنی که از عزت نفس پایین برخوردار است مرتب از همسر خود می‌پرسد «آیا او را دوست دارد؟» چون از این ترس دارد که همسرش او را ترک کند و او تنها بماند.
4- کمال گرایی:همین حس باعث می‌شود تا فرد مرتب پیشرفت خود را با پیشرفت دیگران مقایسه کند، به ناچار کسانی را می‌بیند که از وی موفق ترند، این مقایسه معمولاً باعث می‌شود تا احساس ضعف بیشتری بکند.
5- متوسل شدن به مکانیسم‌های دفاعی: یعنی فرد به جای آنکه به طور مستقیم با مشکلات رو به رو شود، از آن اجتناب می‏کند؛ و یا آن را انکار می‏کند. برای مثال زنی که عزت نفس ضعیفی دارد، هر بار که تعریف و تمجیدی از طرف شوهر درباره ظاهرش می‌شود،می‌گوید: «او این حرف را می‌زند تا من را خوشحال کند». یا متوسل به سرکوب شده و یا فرافکنی می‏کند. مثلاً اگر فرد خودش تند خو باشد با صراحت آن را به همسرش نسبت می‏دهد و یا واکنش وارونه61 انجام می‏دهد؛ مثلا ‌اگر احساس حقارت کند، و یا اگر خیلی ضعیف باشد به اعتیاد پناه می‌برد که از یک واقعیت تحمل ناپذیر یا منحرف کردن ذهنش سرچشمه می‌گیرد، البته این اعتیاد همیشه به مواد مخدر نیست، ممکن است به پرخوری، کم خوری، سیگار، الکل، کار، نظافت، قمار، خرید، سرزنش دیگران، مراقبت کردن، مراسم مذهبی باشد.
6- داشتن برداشتی مبهم از خود: افرادی که عزت نفس ضعیفی دارند، به علت اجتناب از شناخت و آگاهی بیشتر در مورد خود، برداشت مبهمی از خود دارند که نمی‌دانند چه احساسی دارند.
7- به خود کاذب روی می‌آورند: کسانی که دچار ضعف عزت نفس می‌شوند احساس می‏کنند که باید همه چیز را تحت کنترل

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره عزت نفس، روان تحلیل گری، دوره نوجوانی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع نهج البلاغه، مفردات قرآن، فصوص الحکم