منبع تحقیق درباره صراط مستقیم، ستاره شناسی، انسان کامل، واقع بینی

دانلود پایان نامه ارشد

اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً﴾134
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا پروا داريد و سخنى استوار گوييد.
كلمه” سديد” از ماده” سداد” است، كه به معناى اصابت رأى، و داشتن رشاد است، و بنابر اين، قول سديد، عبارت است از كلامى كه هم مطابق با واقع باشد، و هم لغو نباشد، و يا اگر فايده دارد، فايده‏اش چون سخن‏چينى و امثال آن، غير مشروع نباشد. پس بر مؤمن لازم است كه به راستى آنچه مى‏گويد مطمئن باشد، و نيز گفتار خود را بيازمايد، كه لغو و يا مايه افساد نباشد.135
و بگوئيد گفتنى درستى كه از فساد دور باشد و از شايبه دروغ و بيهوده‏گويى خالص و پاك كه ظاهرش موافق با باطنش باشد.136
درباره اهمیت و ضرورت، این موضوع همین بس که خداوند در قرآن خطاب به پیامبر | میفرمایند،
﴿وَ لَوْتَقَوَّ لَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ، لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ، ثمُ‏َّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِين‏﴾137
و اگر [او] پاره‏اى گفته‏ها بر ما بسته بود، دست راستش را سخت مى‏گرفتيم، سپس رگ قلبش را پاره مى‏كرديم.
منظور از “تقوّل” جعل گفتار است و در آن معناى تكلّف هست و گفتارهاى ساختگى را از باب تحقير آنها “اقاويل” ناميده‏اند.138
﴿وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا﴾ اگر محمّد | ببندد بر ما ﴿بَعْضَ الْأَقاوِيلِ﴾ يعنى دروغى بر ما نسبت دهد و چيزى كه ما نگفتيم از خود درآورده و بما نسبت دهد يعنى اگر سخنى بتكلّف و زحمت از پيش خودش بگويد.139
مجمع این آیات که نمونههایی از آیات بسیار است، با تأکید ما را به حقیقتگرایی و واقع بینی در امور فرا میخواند و از هرگونه افسانه و خرافات و امور بیهوده برحذر میدارد. به راستی صدمات و آسیبهایی که بر اثر دوری از حقیقت در طول تاریخ بر بشر وارد شده و فکر و فرهنگ اصیل بشر را تخریب و تحریف و منحرف ساخته، از ناحیه هیچ چیزی نرسیده است. بنابراین باید خطر آن را شناخت، و با دوری از بیهودگیها و خرافات از پوچی و بیمحتوایی خارج شد. این درس بزرگی است که قرآن به ما آموخته و ما را متوجه خطر عظیم بیهودهگرایی نمودهاست.

2.3. واقعبینی در نهجالبلاغه
قرآن ناطق امام علی × نمونهای از یک انسان کامل و تعالی یافته بودند و در رفتار و گفتارشان حق و حقیقتگرایی و نیز واقعبینی موج میزد. به نمونههایی از برخوردهای واقعبینانۀ حضرت را به صورت خلاصه میپردازیم.
شخصی با پیشگویی از راه شناخت ستارگان، به حضرت علی × هنگام حرکت برای نبرد با خوارج، گفت: اگر در این ساعت حرکت کنید، پیروز نمیشوید و من از راه علم ستاره شناسی این محاسبه را کردم. امام علی × فرمود:
«أتَزعمُ أنَّکَ تهدی إلی الساعه التی مَنْ سار فیها صُرف َ عنهُ السوءُ؟ و تخوفُ مِنَ الساعه التی مَنْ سار فیها حاق به الضُّرَّ!! أیها الناسُ، إیاکُمْ و تَعَلُّمَ النجومِ، إلا ما یُهْتَدی به فی برٍّ أوْ بحر، فآنها تدعو إلی الکهانَه، و المنجِّمُ کالکاهِنِ، و الکاهِنُ کالسَّاحِرِ، و السَّاحِرُ کالکافِرِ! و الکافِرُ فی النارِ! سیروا علی اسْمِ الله»140
آیا چنین میپنداری که تو ساعتی را نشان میدهی که هر که در آن حرکت کند، بدی از او بگردد، و از ساعتی بیم میدهی که هر که در آن حرکت کند، زیان و ناخوشی گِرد او را بگیرد؟!
ای مردم، از آموختن نجوم بپرهیزید، مگر آن اندازه که سبب راهیابی در خشکی و دریا است، که علم نجوم به کهانت فرامیخواند، و منجم چون کاهن، و کاهن چون ساحر، و ساحر چون کافر است، و کافر در آتش دوزخ! اکنون به نام خدا حرکت کنید.
امام علی × براى تاكيد اين حقيقت منجّم را به كاهن تشبيه كرده مى‏فرمايد: «المنجّم كالكاهن»141 البتّه كاهن با منجّم فرق دارد؛ زيرا كاهن از حوادث آينده باتوجّه به قدرت نفسانى كه دارد خبر مى‏دهد، روشن است كه در فساد افكار خلق و گمراهى آنان مؤثرتر از منجم است و مردم به كاهن از منجّم بيشتر اعتقاد دارند. ساحر نيز با كاهن فرق دارد. ساحر داراى قدرتى است كه در امور خارج تصرّف مى‏كند. اثر كار ساحر بيرون از مدار كار شريعت و براى مردم زيان‏آور است مثل اين كه ميان زن و شوهر جدايى مى‏اندازد و كارهايى از اين قبيل، كه
شرّ فزونترى بر آن از كار كاهن مترتّب است و فساد بيشترى در ميان مردم ايجاد مى‏كند. مردم به ساحر از كاهن بيشتر اعتقاد دارند و فزونتر از كاهن تحت تأثير ساحر قرار مى‏گيرند؛ زيرا بهكارهاى ساحر اميدوارند و به لحاظى از او مى‏ترسند.
ساحر با كافر نيز فرق دارد. كافر هر چند با ساحر و كاهن و منجم از جهت انحراف از راه خدا، شريك است امّا از همه آنها و بهخصوص از ساحران به لحاظ دورى از خدا و دينش بدتر است. لذا در سخن امام علی × ساحر در زشت‏كارى به كافر تشبيه شده است. هر چند در فساد و تباهكارى هر چهار دسته مشتركاند ولى فساد هر كدام به نسبت ديگرى شدت و ضعف دارد. كاهن در فساد از منجّم و ساحر از كاهن و كافر از ساحر قويتر هستند.
بدين سبب امام علی × منجّم را به كاهن به دليل فساد بيشتر كاهن، و كاهن را به ساحر و ساحر را به كافر تشبيه كرده است؛ زيرا در تشبيه مشبّه به، بايد از مشبه در جهت تشبيه قويتر باشد. در بحث قبل روشن شد كه هر چهار گروه، در عدول و انحراف از حق و راه خدا مشتركند. يكى به دليل استناد به نجوم، ديگرى بهخاطر كهانت سوّمى به لحاظ عمل سحر و چهارمى از جهت كفر و حق‏پوشى، كه مردم را از راه خدا باز مى‏دارند. هر چند از جهت شدّت و ضعف كارشان با يكديگر اختلاف فراوان دارند.
امام علی × پس از ايجاد تنفّر از فراگيرى علم نجوم و ردّ احكام آن و پاكسازى ذهن يارانش بهوسيله ترس از عاقبت كار فرمان مى‏دهد كه براى‏ جنگ حركت كنند.142
این فرمودۀ حضرت نمونهای از برخورد ایشان با خرافات است؛ چرا که مبارزه با خرافات و بیهودگیها سرلوحۀ برنامه پیامبران و امامان ^ بود.
با دقت در ساير خطبههاي نهج‏البلاغه، نکته قابل تأملي به دست مي‏آيد و آن اين که حضرت علاوه بر امور فردی و اجتماعی حتّی در عرصه های سیاسی نیز (مقابل دشمن) حاضر نيست از واقع‏ بینی دست بردارد و دست
به پخش شايعات بزند؛ ایشان در جریان جنگ صفين، خطاب به لشکريان خود که در به شاميان فحش مي‏دادند، مي‏فرمايند:
«إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ وَ لَكِنَّكُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَكَرْتُمْ حَالَهُمْ كَانَ أَصْوَبَ فِي الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِي الْعُذْرِ»143
من خوش ندارم که شما دشنامده و ناسزاگو باشید، امّا اگر کردار زشت آنان را وصف کنید، و حال و رفتار ناروایشان را یادآور شوید، هم سخن درستتر گفتهاید و هم حجت را بیشتر تمام کردهاید.
امام × در این گفتار، ادبآموزى و ارشاد ياران به سيرۀ ‏حسنه و وادار كردن آنهاست بر اين كه به سخنان نيكو خو گرفته و زبان خود را به آن عادت دهند، امام × با اظهار ناخشنودى خود نسبت به ناسزاگویى و نهى كردن از آن، حكم حرام بودن آن را صادر فرمودهاست.
چنان كه پيامبر اكرم | نيز فرموده است: «من براى لعن و سبّ مبعوث نشده‏ام»144 و جاى ديگر به درگاه خدا عرض مى‏كند: «خدايا من بشرى بيش نيستم، پس هر گاه انسانى را نفرين كردم تو آن را به سود او قرار ده، نه به زيان او، و او را به راه راست هدايت فرما.»145
منظور از عبارت «لو وصفتم… فى العذر» يعنى، اگر از ناسزاگوئى مخالفان، صرف نظر كرده، كارهاى ناشايست آن-ها را بر ايشان بر مى‏شمرديد و از روى خيرخواهى و راهنمائى، ستمگرى و انحراف آنان را يادآور مى‏شديد و سپس به جاى دشنام، اين چنين در حق ايشان به دعا مى‏پرداختيد به درستى نزديكتر بود، زيرا موقعى كه كارهاى زشت آنان را تذكر داده و آنها را نصيحت مى‏كرديد، اميد مى‏رفت كه به سوى حق برگردند، و نيز براى شما بهترين اتمام حجت محسوب مى‏شد، زيرا بعدا مى‏توانستيد ادعا كنيد: وظيفه خود را انجام داده و براى دست برداشتن از خلافكارى آنها را نصيحت كرده‏ايد، ولى آنان گوش نداده‏اند.146
در حقیقت امام × با این رفتارها، واقعبینی در امور، به ما میآموزند. که مردم در همه عرصههای زندگی ، باید از صراط مستقیم خارج نشویم، فریب دغلکاران را نخورده، و به اموری مانند: رمالی، طالعبینی، فالگیری و … دل نبسته، به دنبال خرافات و اراجیف یاوهسراها نرویم و از هر گونه اعمال غیراخلاقی در جهت رسیدن اهداف خودداری نماییم.

3.3.عوامل دستیابی به واقعبینی

3.1.3. ذکر حق
ذکر دائمی خداوند هم نیازمند زمینههایی از کمالات است و هم خود بستری برای رسیدن به مقامات والای انسانی در راستای بندگی خدای متعال است.
«إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى جَعَلَ الذِّكْرَ جِلاءً لِلْقُلُوبِ تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَ الْوَقْرَةِ وَ تُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْعَشْوَةِ وَ تَنْقَادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعَانَدَةِ.»147
خدای سبحان ذکر را صیقلی دلها قرار داد، که دلها بدان سبب پس از کری شنوا، و پس از کوری بینا، و پس از ستیزگی رام شوند.
اين خطبه از خطبه‏هاى نسبتاً بلند است و با عبارت «ان الله سبحانه و تعالى جعل الذكر جلاء للقلوب» (همانا خداوند سبحان و متعال ياد خود را مايه زدودن زنگار دلها قرار داده است) شروع ميشود.
ذكر خدا موقعى سودمند و مؤثر است كه پيوسته و مداوم يا حدّاقل در بيشتر اوقات، و نيز همراه با حضور قلب باشد، و گرنه فايده چندانى ندارد.
امام علی × لفظ: “جلاء” را استعاره فرموده است براى برطرف‏كردن و زدودن تمام ماسواى دوست، از لوح دل، به وسيله ذكر، همچنان كه لكّه‏ها و زنگارهاى روى آينه را با صيقل مى‏زدايند، و آن را جلا مى‏دهند.
امام علی × در این خطبه، لفظ “سمع” را براى توجّه كامل قوّه شنوايى به آنچه از جانب خداوند مى‏آيد كه شنيدنى است، مانند اوامر و نواهى و بقيه دستورها استفاده نموده، و لفظ “بصر” را در مورد ادراك حقايق و چيزهايى كه شايسته درك و فهميدن است.و كلمه “عشوه” را نيز به عنوان مجاز از درك نكردن و تعمق نداشتن در حقايق و واقعيّتها آورده است. مقصود از انقياد، تسليم دلها در برابر حق و سير و سلوك در آن راه است، پس از آن كه منحرف بوده و با آن عداوت و دشمنى داشته‏اند.148
در نتیجه، هرکس که چشم حقیقتبین و گوش حقیقتشنو و قلب حقیقتشناس دارد و چشم، گوش و قلب خود را در این راه به کار اندازد و به مقام عبودیت و رحمت میرسد149 که بالاترین آرمان هر انسان مؤمنی است. با ذکر خدا، دلها، گوشها، چشمها، از آلودگیهای گناه پاک میشوند و قابلیت پذیرش حقیقت و درک درست از واقعیات را پیدا میکنند و در جهت رسیدن به آرمانها مراقبت مینمایند که از صراط حق خارج نشوند.

3.2.3.خودسازی
انسان موجودی دو بُعدی است، بُعد مادی، بعد جسمی و حیوانی و غرایز و تمایلات و جنبههای شهوانی نیز نامیدهمیشود و بعد معنوی نیز، بعد ملکوتی و انسانی و تمایلات عالیۀ انسانی و فطری و عقلانی گفتهمیشود. لذا برای رسیدن به درجات کمالات باید از خود سازی شروع کرد.
انسان‏سازى، فردسازى، خودسازى، تلطيف و تعديل غرائز، مبارزه با تباهى، رشد و گسترش پاكى، تحكيم برتريها و بالاخره ايجاد مكتب اخلاق، از مهمترين، فورى‏ترين و ضرورى‏ترين مواردى است كه اسلام به آن عنايتى خاص دارد.150
لذا، درباره ضرورت این امر در زندگی، امام علی × میفرماید:
«فَرَحِمَ اللَّهُ امْرَأً نَزَعَ عَنْ شَهْوَتِهِ وَ قَمَعَ هَوَى نَفْسِهِ فَإِنَّ هَذِهِ النَّفْسَ أَبْعَدُ شَيْ‏ءٍ مَنْزِعاً وَ إِنَّهَا لَا تَزَالُ تَنْزِعُ إِلَى مَعْصِيَةٍ فِي هَوًى»151
پس خدا رحمت کند مردی را که دل از شهوت ببرد و هوای نفس را سرکوب کند،زیرا این نفس دیرتر از هر چیز از میایستد، و پیوسته در هوی و هوس به گناه گرایش دارد.
نفس اماره انسان همواره او را به گناه فرا میخواند و از راه حق باز میدارد. به همین دلیل بزرگترین دشمن درونی نیل به کمالات انسانی میباشد. از این روی، درقرآن و روایات به مراقبت از نفس همواره تاکید شده است. در ادامه امام × میفرمایند:
«وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ الْمُؤْمِنَ لَا يُمْسِي وَ لَا يُصْبِحُ إِلَّا وَ نَفْسُهُ ظَنُونٌ

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره عقل و ایمان، خداشناسی فطری، شهید مطهری، ترس از خدا Next Entries منبع تحقیق درباره شناخت انسان، واقع بینی