منبع تحقیق درباره شهید مطهری

دانلود پایان نامه ارشد

الشُّبْهَةُ شُبْهَةً لِآنها تُشْبِهُ الْحَقَّ فَأَمَّا أَوْلِيَاءُ اللَّهِ فَضِيَاؤُهُمْ فِيهَا الْيَقِينُ وَ دَلِيلُهُمْ سَمْتُ الْهُدَى.»188
شبهه را از آن رو شبهه ناميدند كه با حق شباهت دارد. اما دوستان خدا به هنگام وجود شبههها نورشان یقین و رهنمایشان جهتگیری به سوی هدایت است.
و اما دشمنان خدا به آن هنگام دعوتشان به گمراهی است و رهنمایشان کوری و نابینایی است … آن که از مرگ میهراسد از آن رهایی ندارد، و آن که ماندن را دوست دارد آن را به او نبخشند.
مردم با توجه به شبهه دو قسمند:
قسم اول شبهه آن است كه يا به ظاهر حق جلوه كند و يا در محتوا حق و در ظاهر باطل بنمايد و يا هم به ظاهر و هم در محتوا جلوه حق دارد. به همين لحاظ حضرت × كلام را به صورت حصر بيان فرموده و لفظ «انّما» را آوردهاست.
قسم دوم موضع‏گيرى مردم نسبت به شبهه موضعى دوگانه است؛ زيرا مردم يا دوستان خدا و يا دشمنان اويند. جانهاى دوستان خدا به نور يقين درخشان و به چراغ نبوت در پيمودن راه راست، روشن است و به وسيلۀ روشنى انديشه در تاريكى شبهات هدايت شده‏اند و از پرتگاههاى نادانى و هواپرستى بركنارند؛ چنان كه خداوند متعال در اين زمينه فرمودهاست:
﴿يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى‏ نُورُهُم بَينْ‏َ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمَانِهِم بُشْرَئكُمُ الْيَوْمَ﴾189
هدايت حقيقتى است كه بايد جهت آن را رعايت و به سمت ويژگيهاى آن حركت كرد. منظور از این عبارت امام × كه روشنى آنها دربارۀ ترك شبهه، يقين آنها و راهنمايىشان خود جهت هدايت است.190
امام علی × نیز از این امر مستثنی نبودهاست. بهخصوص در زمان حکومتشان، در آماج شبهات قرار گرفتند. نهجالبلاغه شبهههای فراوانی را نقل میکند که خود امیرالمؤمنین × غریبانه و هوشمندانه به تبیین آنها پرداختهاست.
در اینجا ذکر برخی گونههای مختلف شبهه، خالی از لطف نخواهدبود. چه آنکه یقیناً این شبهات در طول تاریخ تکرار و در زمان میدانداری حق نظایر آن برای تردید افکنی به بازار فکر و اندیشۀ جامعه عرضه میشود. وظیفۀ اهل بصیرت و اهل بینش هر عصر این است که با مطالعۀ دقیق آن اوّلاً آمادگی برخورد با آن را کسب کردهباشد و ثانیاً برای مقابله با آن فکری اندیشیدهباشد. تا مردم از راه حق منحرف نشده و گرفتار باطلهای واقعیت نما نشوند.
انواع شبهاتی که در زمان امام علی × توسط دشمنان بهوجود آمد که حکومت حق امام و واقعیتها را وارونه جلوه داده و مردم را در شناخت حقیقت دچار تزلزل نمایند تا بدین وسیله به اهداف باطل خود برسند. برای مثال در کتب تاریخی دربارۀ شبههای که در جنگ صفین وارد شد و نتیجه را به نفع معاویه تغییر داد. چنین آمدهاست که درآغاز درگیری بزرگ، جنگ به سود سپاهیان علی × پیش میرفت. در آخرین حملهای که اگر ادامه مییافت، پیروزی سپاه علی× مسلم میشد. معاویه با رایزنی عمرو پسر عاص حیلهای بهکار برد و دستور داد چندان قرآن که در اردوگاه دارند بر سر نیزه کنند و پیشاپیش سپاه علی روند و آنان را به حکم قرآن بخوانند. این حیله کارگر شد و گروهی از سپاه علی × که از قاریان بودند نزد او رفتند و گفتند ما را نمیرسد با این مردم بجنگیم باید آنچه را میگویند بپذیریم. هر چند علی × گفت این مکری است که میخواهند با بهکار بردن آن از جنگ برهند سود نداد.191
مهمترین شبهات دیگر زمان امام علی × که میتوان نام برد، عبارتند از:
1ـ شبهۀ خوارج در امر حاکم و حکومت؛
2ـ شبهۀ معاویه مبنی بر دستداشتن علی × در قتل عثمان؛
3ـ شبهۀ معاویه مبنی بر همترازی با امیرالمؤمنین× در فضائل؛
4ـ شبهۀ مصونیتِ تمامی صحابیان پیامبر| از خطا و اشتباه (در جنگ جمل)؛
5ـ شبهۀ برادرکشی در جنگهای علی × توسط قاعدین (به رهبری ابوموسی اشعری)؛
همه این موارد سبب، گروهی از مردم بستگی به درجه ایمانشان از راه حق امام علی × جداشده و گرفتار باطل گشتند. فقط عدۀ قلیلی از یاران نزدیک حضرت بودند که بهخاطر درجه بالای یقینشان واقعیات امور را در هنگام بروز شبههها درک مینمودند.

5.2.2.3. فتنهها
از دیگر موقعیتهای بروز بصیرت که مقدمۀ واقعبینی و داشتن بینش صحیح است. هنگامۀ هجوم فتنههاست که امور وارونه و دگرگون میشود و بسیاری از افراد در معرض افتتان و آزمایش قرار میگیرند؛ تردیدی نمیرود که بسیاری از نخبگان نیز در این جدال و جنجال مردود میشوند و مثل برگ پائیزی به گودال انزوا سقوط میکنند. این نکتهای است که امام علی × در فتنۀ بنی امیه به خوبی گوشزد میکند و بیشترین آمار مردودی را در چنین آزمونهایی بر کارنامۀ خواص درج مینماید.
غیر از فتنۀ سقیفه که اندکی پس از رحلت رسول گرامی اسلام | رخ داد و حسابی جداگانه دارد، در حکومت کوتاه مدت امام علی× فتنههای زیادی صورت گرفت و از این رو میدان وسیعی برای بروز بصیرت شد.
این امر هزینه های مادی و معنوی زیادی برجای گذشت؛ ریختن خون عدۀ زیادی بیگناه، ریختن آبِ روی بسیاری دیگر (از خواص بیبصیرت) از جملۀ آن است، اما با این حال شیوۀ برخورد امام × و “عمار”هایش با این حوادث درسهای خوبی را برای دورانی که دنیا “علی ×” ندارد، به یادگار گذاشت.
یکی از جنبش های واقعاً “فتنهگون”، حرکتی بود که عدهای با شعار توحید و مبارزه با شرک و اصلاح در روند امور مسلمین آغاز کردند. کسانی که بعداً به خوارج مشهور شدند. آنها حتی شیوۀ رفتاری امام علی × را زیر سؤال بردند. این حرکت منتهی به جنگ نهروان شد. امیرالمؤمنین × در این جنگ با آنها به شدت مقابله کرد و پس از آن برای مردم اینگونه سخنرانی نمودند:
«أَیُّهَا النَّاس! فَإنِّی فَقَأتُ عَینَ الفِتنَةِ، وَ لَم یَکُن لِیَجتَرِیءَ عَلَیهَا أَحَدٌ غَیرِی بَعدَ أَن مَاجَ غَیهَبُهَا، وَ اشتَدَّ کَلَبُهَا.»192
ای مردم! من بودم که چشم فتنه را از کاسه در آوردم وجز من کسی جرات آن را نداشت ، پس از آنکه تاریکیاش همه جا را فرا گرفته و بیماریهایش سخت شدهبود.
امام على× اين خطبه را پس از پايان يافتن جنگ نهروان ايراد فرمودهاست و در آن نيز عباراتى وجود دارد كه سيد رضى & نقل نكرده است. از جملۀ اين گفتار على ×كه فرموده است: «هيچ كس جز من ياراى آن نداشت كه بر آن كار قيام كند و اگر من ميان شما نمى‏بودم هرگز با اصحاب جمل و نهروان جنگ نمى‏شد.193 ایشان با توجّه به حوادث ناگوارى كه بر سر راه خلافت قرار گرفت چنین مى‏فرمايند:
«اَنَا فَقَأتُ عَینَ الفِتنَةِ»
من چشم فتنه را كور كردم.
اين جمله امام × اشاره به آشوب مردم بصره و ناكثين است. براى فتنه لفظ «عين» را استعاره آورده است و اختصاصاً چشم را ذكر كرده است؛ به اين دليل كه چشم در صورت انسان شريفترين عضو است كار و تلاش و حركت انسان به ديدن چشم بستگى دارد. با لفظ «فقأ» كنايه از فرو خوابيدن فتنه با شمشير آن حضرت × مى‏باشد.
در ادامه میفرمایند:
«وَ لَم یَکُن لِیَجتَرِیءَ عَلَیهَا أَحَدٌ غَیرِی»
منظور اين است كه مردم جرئت جنگ با اهل قبله و مسلمانان را ندارند؛ چه مى‏ترسند كه مرتكب خطا و گناهى شوند و چگونگى جنگ با آنها را نمى‏دانند و آگاه نيستند كه فراريان را تعقيب كنند يا خير، زخميان را بكشند يا زنده بگذارند، اهل و عيالشان را اسير و مالشان را در صورتى كه متجاوز باشند تقسيم كنند يا نه. چگونگى جنگ با اهل قبله را كسى نمى‏دانست تا آنگاه كه امام × بر فرو نشاندن فتنۀ ناكثين اقدام كرد. چشم فتنه را كور و آن را پس از هيجان زياد فرونشاند. آغاز اقدام امام × بر فرونشانى فتنۀ جنگ جمل با عايشه بود.
در خطبات ديگر امام × اين حقيقت را با عباراتى مشابه همين خطبۀ 90 بيان كرده و در آنجا به فتنه جمل، صفین و نهروان اشاره مینمایند.
محتمل است كه مقصود از « فَقَأتُ عَینَ الفِتنَةِ »، « فَقَأتُ عَینَ اَهلِ الفِتنَةِ » باشد، كه در اين صورت مضاف حذف شده و مضاف اليه بهجاى آن نشستهباشد. يعنى چشم اهل فتنه را كور كردم. و كور كردن چشم آنها كنايه از كشتن آنها باشد.194
شناخت فتنه، افراد اهل بصیرت را میخواهد تا حقیقت را از باطل تشخیص دهند. زیرا در هنگام فتنهها حق و باطل درهم میآمیزند و شناسایی آنها از یکدیگر سخت میشود امام علی × در این زمینه می‌فرمایند:
«یَلبِسُ أُمُورُهَا عَلَیهَا، وَ یَبُثُ الفِتَنَ فِیهَا، فَلا یُبصِرُونَ الحَقَّ مِنَ البِاطِلِ؛ یَمُوجُونَ فِیهَا مَوجاً، وَ یَمرُجُونَ فِیهَا مَرجاً.»195
و کارهایشان را بر آنان مشتبه میسازد و فتنه ها را در میان آنان میپراکند و دیگر حق را از باطل تمیز نمیدهند، در فتنه ها موج میزنند، و به یکدیگر در میآمیزند و درهموبرهم میشوند.
جملۀ «یَلبِسُ أُمُورُهَا عَلَیهَا »، اشاره به این است که سیاستبازان حرفهای، امور را بر مردم مشتبه می‌کنند به ظاهر برای خون خواهر خلیفۀ مقتول، ولی به منظور دستیابی به خلافت، حقایق را بر مردم مشتبه می‌سازند؛ ظالم را مظلوم و مظلوم را ظالم معرفی می‌کنند؛ و جملۀ « یَبُثُ الفِتَنَ فِیهَا » که اشاره به گسترش فتنه‌ها در امت است. نتیجه، آن است و جملههای بعد، جنبۀ نتیجهگیری دارد که از یک سو، تشخیص حق از باطل مشکل می‌شود و از سوی دیگر، مردم در میان امواج فتنه‌ها غوطهور می‌گردند. تفاوت «یموجون» و «یمرجون» در این است که اولی اشاره به درگیری تودههای عظیم مردم در فتنه‌ها دارد و دومی به اختلاط گروه های حق و باطل در جامعه؛ به گونهای که شناخت حق از باطل مشکل می‌شود.
فتنههای کور و تاریک فتنه‌هایی هستند که هیچ کس و هیچ چیز را به رسمیّت نمی‌شناسند و همۀ ارزش‌ها را پیمال می‌کنند و نیکان را بدون توجه به سوابق و شخصیت آن‌ها در هم می‌کوبند و حقایق امور را وارونه جلوه میدهند. کسانی را که نسبت به واقعیات آگاه بوده و احساس تعهد و مسئولیت نسبت به دیگران و جامعه میکنند، از دم تیغ میگذراند.
به عقیده شهید مطهری فتنه و داستان خوارج آنقدر خطر بزرگى نيست؛ يعنى بزرگ است اما از آن بزرگتر و خطرناكتر فتنۀ بنىاميّه است. دربارۀ فتنۀ بنىاميّه، ايشان مسائل زیادی را مطح میکنند و خصوصیات این فتنه را این چنین برمیشمارد:
1ـ هتک حریم الهی و دستورات اسلامی؛
2ـ مخالفت عملی و علنی با اسلام و مبارزه با محتویات آن، به گونهای که اسلام به صورت وارونه، بدون خاصیت و وحشتناک جلوه داده شود؛
3ـ تقسیم شدن مردم به آقا و بنده (بنی امیه: مولا، مردم:برده)؛
4ـ مبارزه با شخصیتها و الگوها جامعۀ اسلامی (مانند لعن حضرت امیر × )؛
5ـ فتنهای فراگیر که آتش آن بیشتر دامن گیر خواص و نخبگان میشود؛ 196
در پایان، میتوان دریافت که فتنه گونههای مختلفی به خود میگیرد؛ گاه اقتصادی است و گاه اعتقادی. زمانی اجتماعی، دیگر بار سیاسی است.
بدین سبب است که احکام فتنهگر با برگشته از راه مستقیم متفاوت است، و نحوۀ برخورد علی × نیز با برخی از فتنهگران زمان خویش تفاوت دارد. ایشان دربارۀ عایشه که جنگ خانمان براندازی را رهبری کرد، فرمود: «حرمت اولیۀ او محفوظ است.» و نیز او را با احترام و 30 محافظ مرد و 20 محافظِ زنِ قوی جثۀ عمامه به سر! به همراهی فرزندش محمد بن ابیبکر به مدینه پس فرستاد و مجازاتش نکرد.197
ولی، شفاعت فرزندانش در حق مروان حکم را پذیرفت؛ و در عین حال قاطعانه با فتنهگران جمل جنگید تا سران اصلی آن کشتهشدند!
عکسالعمل در برابر فتنهها و موضعگیری به هنگام شبهات، مستلزم وجود بصیرت است. این بصیرت پس از شناخت دقیق شبهه به دست میآید و منجر به شناخت صحیح واقعیات میشود. در این هنگام سخت است که حق از باطل تشخیص دادهمیشود.
گاهی در شبههها دو جریان ضد هم، ادعای یکسانی دارند. برای تشخیص حقیقت میتوان به وسایلی که آنها استخدام میکنند، توجه کرد تا دچار خطا و اشتباه نشویم. مانند زبیر، که انسان والایی بود. در مقام او همین بس که سلمان دربارهاش از گزارۀ «کانَ اَشَدّنا بَصیرهً فی نصرَته» مدد میگیرد و زبیر را از میانۀ خودش، ابوذر و مقداد، بصیرتر معرفی مینماید. زبیر در یاری علی آنقدر پای کار است که فاطمۀ زهرا | هنگامۀ وصیت به علی × چنین میگوید: «علی جان! وصیتی دارم؛ اگر برایت مانعی در عمل بدان است، به زبیر بگویم تا آن را رخت عمل بپوشاند!»

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره اجتماعی و سیاسی، نفس اماره Next Entries منبع تحقیق درباره رشد و بالندگی، امید به زندگی