منبع تحقیق درباره سپتامبر 2001

دانلود پایان نامه ارشد

ز طريق حس شنوايي و حس بينايي به سرعت درك مي‌شوند، مي‌توانند توام با يكديگر به سرعت و در بعد جهاني تاثيري ژرف، عميق، ماندگار و طولاني در جوامع به وجود مي‌آورند.

معناي اصطلاحي هنر
اين مفهوم در آثار هيچ يك از بزرگان فرهنگ و انديشه فارسي، در سده‏هاي پيشين به كار نرفته است. اين اصطلاح از فرهنگ غربي و از طريق دانشگاه‏ها و ترجمه آثار غربي وارد زبان فارسي شده است. معني اصطلاح هنر، ترجمه واژه “art” انگليسي است كه واژه art هم از واژه لاتيني “ars” گرفته شده است و اين كلمه لاتيني، خود، ترجمه “techne” در زبان يوناني است.(ريخته گران،139)
در انگليسي هم art در قديم به معناي فن و صنعت به كار مي رفته است كه هنر به اصطلاح امروزي را نيز شامل مي‏شده است، ولي اين واژه از قرن هجدهم و پس از آن، به معناي امروزي خود به كار رفته است. شارل باتو در مقاله‏اي، “هنرهاي زيبا” را از هنرهاي ماشيني تفكيك كرد و هنرهاي زيبا را شامل موسيقي، شعر، نقاشي، مجسمه سازي دانست.(هنفلينگ، 11)
“در برابر هنر زيبا مي‏توانيم آن چيزي را كه از حيث تاريخي “هنر مفيد” ناميده شده است، تميز دهيم. همه اشياي هنر مفيد در زندگي انسان، غير از آنكه زيباشناسانه نگريسته شوند، به كار ديگري نيز مي‏آيند؛ گرچه در مقام ثانوي آنها را زيباشناسانه نيز مي‏توان نگريست. اتومبيل ها، استكان ها، سبدها، گلدان ها، همه نوع صنايع دستي و اقلام بي‏شمار ديگر، نمونه‏هاي هنر مفيدند. بسياري از آنها چشم زيبا شناس حساس را ارضا مي كنند، ولي همه آنها به كار قصدي غير زيباشناختي نيز مي‏آيند و وقتي كسي به آنها نگاه مي‏كند، كار عملي آنها مغفول واقع نمي‏شود.
يقينا موارد “حد وسطي” نيز وجود دارند كه معماري شايد از اصلي ترين نمونه هاي آنها باشد. برخي معتقدند كه معماري در وهله نخست و پيش از هر چيز، هنر زيباست و بناها در وهله نخست، اشياي زيبايند و فقط به طور عرضي محل سكونت يا عبادت قرار مي‏گيرند. برخي ديگر نيز معتقدند بناها در وهله نخست، اشيايي مفيدند و كاركرد زيبا شناختي آنها عرضي است به همين دليل گروه معماري در برخي از دانشگاه ها در دانشكده هنرهاي زيبا قرار دارد و در برخي ديگر، در دانشكده‏هاي مهندسي”.(بيردزلي وهاسپرس، 90)
در ترجمه art به هنر، دقت كافي نشده است؛ زيرا اين واژه در انگليسي، به معناي فن و صنعت است، در صورتي كه هنر به معناي فضل و كمال است. (در عربي، اين واژه را به فن ترجمه كرده اند كه ترجمه به نسبت، دقيق تري است.) در نتيجه، هنر با سابقه معنايي كه در زبان فارسي دارد، همواره با بار ارزشي همراه است و هنرمند را برتر از ديگران مي سازد، ولي art در معناي لغوي خود (فن و صنعت)، اين درجه از اعتبار و ارزش را ندارد و تنها مهارت فني و صنعتي، مايه تفضل نيست. بنابراين، ممكن است انگليسي زبان‏ها به اندازه فارسي زبانان، هنرمند را باقدر و صدرنشين ندانند و عبارت “هنرمند هر جا رود، قدر بيند و بر صدر نشيند”، تنها مي‏تواند در مورد هنرمند به معناي حقيقي لفظ، مصداق داشته باشد. اما مفهوم جديد هنر بر مصـداق هاي متعددي دلالت دارد كه برخي از آنها از زمانهاي قديم وجود داشته‏ اند.
انسان هاي نخستين شايد بيشتر از انسان هاي امروزي، از هنر براي انتقال مفاهيم به يكديگر استفاده مي‏كرده‏‏اند. در خطوط ابتدايي اوليه، نشانه‏هاي قراردادي كه امروزه در خطوط مختلف به چشم مي‏خورد، وجود ندارد، بلكه بيشتر به جاي هر مفهوم، تصوير آن كشيده مي‏شد كه با توجه به كم بودن مفاهيم بين آنها، هنر نقاشي در ارتباط آنها با يكديگر نقش به سزايي داشته است. به گفته گوستاو لوبون، هر چند جوامع بدوي تر از علم و معرفت دورتر بودند، ولي زبان احساس در آنها قوي تر بوده و هنر در آنجا رشد و نمو بيشتري داشته است.(لوبون، 555)

6-6-1-رسانه ملّي
سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران مخفف انگليسي (IRIB) سازماني رسانه‌اي است که تنها متولّي قانوني پخش برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني در جمهوري اسلامي ايران است. بر اساس قانون اساسي ايران، رهبر انقلاب، رئيس صدا و سيما را انتخاب مي‌کند. اين سازمان پيش از انقلاب ????، سازمان راديو و تلويزيون ملّي ايران ناميده مي‌شد.
پس از انقلاب اسلامي، نام سازمان راديو تلويزيون ملّي ايران، تبديل به صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران شد؛ هدف سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، انتقال و انتشار پيام به جامعه ميباشد که بسيار متمرکز و منسجم، در اين امر تلاش مي کند.(دارابي،445،1391)
رسانه ملّي، ابزاري حكومتي است كه از راه امواج صوتي و تصويري، پيام‌‌هايش را در قالب برنامه‌‌هاي گوناگون براي مخاطبان پخش مي‌‌كند و از راه فرهنگ و هنر، آنها را تثبيت مي‌كند يا ارتقا مي‌‌بخشد.
مراد ما از رسانه ملّي در اين رساله، راديو و تلويزيون جمهوري اسلامي ايران مي باشد.

2-فصل دوّم: مباني نظري تحقيق

شامل:
– بررسي تحقيقات پيشين
– نظريه هاي مربوط به موضوع تحقيق
– چارچوب نظري تحقيق

1-2-بررسي تحقيقات پيشين
در حوزه مورد بحث ما، مطالب ارزشمند و علمي زيادي در بين مقالات، کتب و …. يافت مي شود؛ امّا درباره موضوع مورد نظر ما، به صورت خاص و مجزا، چيزي يافت نشده است. در اين حوزه، بيشتر يافته ها، درباره دين و رسانه، تبليغ رسانه اي دين، تبليغ دين در فضاي مجازي، ابزار و شيوه هاي تبليغ ديني، روحانيت، هنر و رسانه ديني، روان شناسي تبليغ ديني، کارکردهاي ديني در رسانه سنتي و مدرن، کارآمدي تبليغ سنتي دين، نگاهي به بايدهاي تبليغ، وظايف رسانه ها، تکنيک و قالب تبليغ ديني، اصول محتوايي رسانه از ديدگاه قرآن، اخلاق رسانه اي در نگاه اهل بيت(ع)، آسيب شناسي تبليغ سنّتي، تکنولوژي و دينداري، تبليغ رسانه اي دين، جايگاه روحانيت در رسانه ملي و…. که بيشتر به مسئله تبليغ نوين دين و حضور رحانيون در رسانه ها و ضرورت تبليغ دين از رسانه هاي نوين، مي پردازند و متاسفانه به ارائه مدل حضور روحانيون در رسانه و چگونگي حضور در رسانه ملّي نمي پردازند و پايان نامه هائي هم که در همين حيطه نوشته شده است، همان مسير را در پيش گرفته اند.
در بين دستاوردهاي اين پژوهش، بايد آثاري که به موضوع دين و رسانه پرداخته است را به صورت ذيل دسته بندي نمود:
1. آثاري که مستقيم به اين همين موضوع پرداخته است، که بسيار اندک است.
2. آثاري که با موضوع کلّي دين و رسانه آمده است، که مباحثش زياد و گسترده است.
3. آثاري که با موضوع ضرورت تبليغ، آمده است که مباحث مقدماتي نگارنده، از آنها گرته برداري شده است.
1-1-2-کتاب ها
برخي از کتاب هائي هم که در رابطه با اين موضوع، به چاپ رسيده است عبارتند از:
* آشنائي با روش تبليغي
* دين در عصر رسانه
* دين و رسانه
* هنر و تبليغ
* روانشناسي و تبليغات با تاکيد بر تبليغ ديني
* جهاني شدن رسانه ها
* تلويزيون در جهان
که به توضيح مختصري درباره برخي از آنها، که با ديدگاه نگارنده همسو مي باشد، مي پردازيم:
1-1-1-2-آشنائي با روش تبليغي؛ بهروز اثباتي، تهران، نشر ساقي
اين کتاب ارزشمند، در دو جلد، توسط نشر ساقي منتشر شده است. جلد اول اين کتاب در پنج فصل تدوين شده که شامل “کليات”، “روش و مديريت”، “اصول کلّي حاکم بر روش هاي تبليغي”، “روش هاي اطلاع رساني” و “شايعه و روش تبليغ” مي شود.
“آشنائي با اصول و مباني روش هاي ترغيبي – اقناعي”، “آشنائي با تعدادي از روش هاي ترغيبي- اقناعي”، “روش هاي شرطي تبليغات”، “آشنائي با اصول و مباني روشهاي القائي”، “آشنائي با تعدادي از روش هاي القائي” و “روش هاي تبليغات اسلامي” عناوين فصل هاي شش گانه جلد دوّم هستند.
اين کتاب در نوع خود کتاب ارزشمندي است و نکات خوب و عميقي درباره تبليغ و شيوه هايش دارد؛ ولي به مدل هاي تبليغي در رسانه نمي پردازد؛ از طرفي مبلّغين رسانه اي هم از مراجعه به اين کتاب، بي نياز نيستند و شيوه هاي تبليغي موجود در اين کتاب مي تواند کمک بزرگي به اصحاب رسانه بنمايد که مختار نگارنده نمي باشد.

2-1-1-2-دين در عصر رسانه؛استوارت ام. هوور،مترجم:علي عامري مهابادي،فتاح محمّدي و اسماعيل اسفندياري،1388، قم، دفتر مطالعات و برنامهريزي رسانهها، مرکز پژوهشهاي اسلامي صداوسيما، دفتر عقل
اين کتاب با نگاهي به تعامل هر روزه دين و رسانه در محيط فرهنگي ما، ارزيابي جديدي از موقعيت دينداري مدرن ارائه مي دهد. مولف اين کتاب با انجام تحقيقي درباره مصرف خانگي رسانه، مسير تلاقي دين و رسانه در تجربه فرهنگي مخاطبان رسانه را نشان مي دهد. نتيجه تلاش وي، خوانشي جذّاب براي علاقمندان رسانه هاي جمعي امروزي، در ارتباط با زندگي مذهبي و معنوي معاصر خواهد بود.
اين کتاب در 10 بخش به همراه پيوست و کتاب شناسي، در 453 صفحه، منتشر شده است؛ قسمت اوّل درباره “اين کتاب درباره چه چيزي مي توانست باشد” است؛ قسمت دوّم “از رسانه تا معني؛ تحولات نظريه هاي رسانه، دين و فرهنگ” نام دارد؛ قسمت سوّم درباره “رسانه ها و مذاهب در مرحله انتقالي” بحث مي کند؛ قسمت چهارم درباره “تبيين زندگي و فرهنگ، در عصر رسانه ها، روايات موجّه درباره خود”؛ قسمت پنجم درباره “درک مذهب و رسانه ها” قسمت ششم درباره “ابژه هاي فرهنگي و هويت مذهبي نزد مسيحيان باز متولد و مومنان معاصر” قسمت هفتم درباره “ابژه هاي فرهنگي و هويت مذهبي در بين معتقدان به ما بعد الطبيعه، جزم انديشان و سکولارها”؛ قسمت هشتم درباره ” بازنمائي نتايج”؛ قسمت نهم درباره “رسانه ها و فرهنگ ديني عمومي پس از 11 سپتامبر 2001 و دوّم نوامبر 2004” و قسمت دهم هم درباره “نتيجه گيري: چه حاصـل شده اسـت؟” بحـث ميکند.
از نکات ارزشمند اين کتاب درباره رابطه دين با تبليغ مي توان استفاده نمود و مطالب قابل تاملي در آن ذکر شده است؛ اما مطالب اين کتاب متاثّر از فضاي مسيحي است و با نگاه قرآني و اسلامي به مسايل نگاه نمي کند و قضاوتش بر اين مبني نيست؛ بحث هاي رسانه اي اين کتاب، بسيار کلّي است و با مديومي به نام تلويزيون بيگانه است.
3-1-1-2-تلويزيون در جهـان؛آنتونـي اسميـت و ريچارد پاترسون،مترجم مسعود اوحدي، چاپ دوم،1389، تهران، سروش
اين کتاب ترجمه بخش اصلي، از کتابي به همين نام، از انتشارات دانشگاه آکسفورد است. نويسندگان اثر، سعي کردند عرصه تغييرات و تحولات تلويزيون را در کشورهاي گوناگون با ديدگاه ها سياست ها و عرصه هاي فرهنگي اجتماعي متناسب با آنها، بررسي کنند.
بررسي اين رسانه در قاره ها و کشورهاي مختلف، مانند آمريکا، کانادا، ژاپن، جهان غرب، جهان سوّم، جنوب آسيا، استراليا، آفريقا، چين و آمريکاي لاتين، انجام شده است.
در اين کتاب، با توجه به اينکه تلويزيون، يکي از پرنفوذترين پديده هاي فرهنگي زمان ما، محسوب مي شود و تحولات اين رسانه در سراسر جهان قابل بررسي است، درباره تاثيرگذاري آن و معيارهاي سليقه مخاطب سخن گفته شده است.
تاريخچه اي که اين کتاب از تلويزيون ارائه مي دهد قابل استفاده بوده؛ ليکن اين کتاب بر روي شيوه هاي تبليغي تلويزيون، متمرکز نيست و صد البته روشن است که نگاه ديني هم به اين مساله ندارد و مدلي را براي تبليغ ديني ارائه نمي دهد.

4-1-1-2-رسانه و دين؛ ناصر باهنر،چاپ دوّم، 1387، تهران، مرکز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران
اين کتاب، ضمن بررسي تاريخي رسانه هاي سنّتي اسلامي، پديده راديو و تلويزيون هاي مذهبي در دنيا و نيز تحليل جايگاه رسانه هاي ديني در ايران، در صدد است تا ديدگاه مطلوب را به منظور سياستگذاري کارآمد براي وسايل ارتباط سنّتي و مدرن به ويژه تلويزيون، در حوزه ديني ارائه نمايد.
اين کتاب داراي پيشگفتار، مقدمه و پنج فصل با عناوين زير است:
فصل يک: دين و رسانه ها در جريان نوگرائي
فصل دوّم: رسانه هاي سنّتي ديني در ايران، تحولات، عناصر و کارکردهاي ارتباطي
فصل سوّم: تلويزيون و دين در ايران فصل
فصل چهارم: مسيحيت و تلويزيون در غرب

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره نماز جمعه Next Entries منبع تحقیق درباره نماز جماعت، فرهنگ مصرف