منبع تحقیق درباره ساختار دانش، توسعه دانش، جذب دانش

دانلود پایان نامه ارشد

وسيله استراتژي سازمان شكل مي‌گيرد. و در نتيجه چگونگي تبديل اين استراتژي‌ها به دانش سازماني را تسهيل مي‌كند. كاربران دانش خود را به ناظم مي‌افزايند و در مقابل با تقويت دانش خود، از اين نظام منتفع مي‌شوند. علاوه بر اين، نظام‌هاي مزوبر با در اختيار گذاردن امكان دسترسي به دانش، اين مهم را براي كاربران فراهم مي‌كنند كه دسترسي به نظام‌هاي فني نيز فراهم شود. ديگر نظام‌هاي مرتبط با سيستم مديريت دانش، از عملكردهاي مهم سازماني مانند نظام‌هاي مالي و منابع انساني بر گرفته مي‌شوند در چنين نظام‌هايي از مديريت دانش، محتويات و اطلاعاتي كه وارد نظام مي‌شوند، مورد بررسي قرار مي‌گيرند تا از صحت، امنيت و قابليت دسترسي آنها اطمينان حاصل شود. لذا آخرين خروجي و كاربرد نهايي نظام‌هاي مديريت دانش، حمايت كارآمد و اثربخشي از گروه دانش38 است (Debowski, 2006). اين گروه دانش عبارت است از كاربران نهايي نظام و اولويت‌هاي كلي دانش سازمان. مهم‌تر از هر چيز اين‌كه، نظام‌هاي مديريت دانش بدون توجه به جايگاه سازماني افراد، ارتباط تنگاتنگي بين آنها ايجاد مي‌كند. شكل زير ساختار كلي ناظم‌هاي مديريت دانش را در این مدل نشان مي‌دهد.

2-11-3- مدل استراتژی مديريت دانش ميلتون

مدل ميلتون39 بر اساس دو نگرش نسبت به مديريت دانش شكل گرفته است: برقراري ارتباط40 و جمع كردن41. اين دو نگرش مكمل هم بوده و ارزش‌ آنها در بكارگيري متعادل و موازي آنها با يكديگر است (Milton, 2002).
برقراري ارتباط: برقراري ارتباط، به معني مرتبط كردن افراد با يكديگر و ايجاد شبكه‌هايي در سازمان و با ديگر سازمان‌هاست. به طوري كه افراد بتوانند دانش خود را ديگران تسهيم كنند.
اغلب به اين شبكه‌ها انجمن های خبرگی42 گفته مي‌شود. به عنوان مثال پست الكترونيكي يك رسانه عالي است كه به واسطه آن، افراد كه با شبكه يا مبحثي روبرو شده‌اند، مي‌توانند آن قضيه را با اين گروه در ميان گذاشته و پاسخ دريافت كنند. اين گروه‌ها همچنين مي‌توانند همديگر را به صورت رودرو ملاقات كرده و درباره مسائل معمول بحث كرده و در رابطه با راه حل‌هاي ممكن در مورد آن مسئله تبادل دانش كننند.
يك مشاور همكار43، مكانيزم ديگري براي تبادل دانش از طريق برقراري ارتباط است. اين مكانيزم‌ها، جلسات كاري و كارگاه‌هاي44 ساختارمند و تسهيل شده‌اي هستند كه در آنها افراد از طرف ديگر واحدها و بخش‌ها با ديگر سازمان‌ها دعوت مي‌شوند تا تجارب، ديدگاه‌ها و دانش‌شان را به آن تيمي كه درخواست كمك كرده است ارائه كنند.
جمع كردن: جمع كردن، به معني جذب دانش جديدي است كه در طول فعاليت‌ها و عمليات‌ها ايجاد شده و براي كاربردهاي مجدد آني ذخيره شده است. گردآوری دانش به ايجاد يك مبناي دانش با ارزش كمك مي‌كند كه فعاليت‌هاي اصلي سازمان را پوشش داده و مي‌تواند بازدهي بلندمدت داشته باشد، البته گردآوری دانش نيازمند منابع است. افرادی بايد مشخص شوند كه جلسات گردآوریدانش را تسهيل كرده و نتايج بدست آمده را ثبت كنند.
مرور بعد از عمل45، وسيله‌اي براي گردآوری دانش در طول يك فعاليت است. اين ابزار، يك جلسه با تمركز محدود، براي تيم و به‌وسيله تيم است كه كمتر از نيم ساعت يا يك ساعت طول مي‌كشد. يك تيم بايد اين ابزار را به طور منظم حفظ كند تا هميشه با شرايط در حال تغيير همگام باشد. اين گونه يادگيري راهوار تيمي، كمك مي‌كند تا بر مبناي آنچه كه ياد گرفته شده، اصلاحاتي در طول پروژه انجام شود.
بازنگري46، يك رويداد گردآوری دانش است كه در انتهاي پروژه صورت مي‌گيرد و تا حد امكان بسياري از اعضاي تيم را شامل مي‌شود و راهي سريع اثر بخش براي كسب دانش، قبل از آن‌كه پروژه كاملاً تمام شود يا تيم، درگير يك پروژه ديگر شود. بازنگري، يك جلسه ساختارمند و تسهيل شده است كه از چند ساعت تا چند روز طول مي‌كشد.
يادگيري كه از طريق مكانيزم‌هاي بالا صورت ميگيرد (سرمايه‌هاي دانش)، در يك بانك دانش كه مسلماً مي‌تواند توسط ابزارهاي متعددي از سيستم ساده پرونده سازي گرفته تا مكانيزم‌هاي پيچيده‌تر مديريت شود، ذخيره گردد.
مدل ميلتون كه در شكل 2-4 مشاهده مي‌شود، بيان مي‌كند كه دانش، چگونه مي‌تواند در قالب دوره‌هاي فعاليت‌هاي عملياتي مانند دوره‌هاي پروژه يا دوره‌هاي طرح‌ريزي و بازنگري مديريت شود (Milton, 2002).

سرمايه‌هاي دانش: يك دانش معتبر مي‌باشد كه براي استفاده مجدد ،كسب و ذخيره شده است. سرمايه‌هاي دانش، اغلب شامل قوانيني در پس فعاليت‌ها، پيشنهادهایی در مورد اين كه فعاليت آينده چگونه انجام شود، ليستي از افراد با تجارب مرتبط، داستان‌هايي از گذشته، اسناد و مدارك با ارزش و قابل استفاده مجدد مي‌باشد.
يادگيري پس از عمل در آغاز يك پروژه يا بخشي از يك كار، دانش، در دسترس قرار مي‌گيرد تا اطمينان حاصل شود كه شمار كار را با يك مبناي كامل دانش شروع مي‌كنيد. قبل از شروع فعاليت، يادگيري مي‌تواند از طريق دسترسي به سرمايه‌هاي دانش، مصاحبه با متخصصان يا استفاده از مشاور همكار صورت گيرد.
يادگيري بعد از عمل: بعد از تكميل يك وظيفه يا در انتهاي يك دوره پروژه دانش از تمام افرادي كه در كار شركت داشته‌اند، گردآوری شده و براي استفاده در آينده مرتب مي‌شود. بازنگري فرايند مناسبي براي يادگيري بعد از عمل مي‌باشد.
انجمن های خبرگی: شبكه‌هايي هستند كه براي تسهيم دانش، در بين مجريان پيش‌بيني شده‌اند تا به آنها در انجام بهتر وظايف كمك كنند. اين مجريان مي‌توانند حرفه‌هايي در درون سازمان، يا چند سازمان باشند، يا مي‌توانند مبتدياني باشند كه اجتماعي را تشكيل داده‌اند كه اصلاً مرتبط با كار نيستند. اعضاي اين اجتماعي يك حس مشترك را نسبت به هدف تسهيم كرده و علاقه دارند تا تجارب و دانش مرتبط به كار را تسهيم كنند. آنها علاوه بر اعتماد و وفاداري، بر مبناي وابستگي متقابل نيز عمل مي‌كنند. آنها ارزش تسهيم دانش را با همكاران‌شان، تشخيص مي‌دهند.
نقش‌هاي قابل محاسبه دانش: بايد مشخص شود كه چه كسي مي‌تواند مسئوليت را بعهده بگيرد تا اطمينان حاصل شود كه فرايندهاي مديريت دانش بكار گرفته مي‌شوند و دانش مورد نظر، جذب و مرتبط شده، تأييد گرديده و براي استفاده مجدد ذخيره مي‌شود.
2-11-4- مدل استراتژی مديريت دانش بنيادي در سازمان

آشكار است كه محتواي اصلي هر سيستم مديريت دانش، محتواي آن يعني دانش است. مدل ذيل، مراحل اصلي مديريت اين محتواي اصلي سيستم‌هاي مديريت دانش را نشان مي‌دهند. در اين مدل كه به بيان چگونگي مديريت دانش بنيادي سازمان مي‌پردازد. اين فرايند را در سه مرحله اصلي توضيح مي‌دهد. (Debowski, 2006).

همان‌گونه كه در شكل ديده مي‌شود مرحله اول اين مدل، شناسايي و آشكارسازي حوزه دانش در سازمان است.
در مرحله دوم، پارامترهاي دانش مشخص شده و در مرحله سوم، ساختار دانش بنيادي سازمان ارائه مي‌شود
مرحله اول: قلمرو دانش مورد نياز سازمان مشخص شده انواع آن نيز كشف گرديه و شيوه كاربرد آن دانش در سزامان ني تعريف مي‌گردد. در اين مرحله، سه جنبه فعايت سازماني آزمون مي‌گردند: كسب و كار اصلي سازمان، قلمرو دانش، توانمندي‌هاي دانشي، ابتدا فعاليت‌هاي سازماني و اولويت‌هايي كه نيازمند پشتيباني به وسيله دانش صحيح و جامع هستند، شناحته مي‌شوند. در اين مرحله، داشتن آگاهي از روابط بين دانش موجود و كسب و كار اصلي سازمان، مبناي مهمي باري مديريت دانش است. به دنبال شناسايي فعاليت اصلي سازمان، حوزه دانش شناسايي مي‌شود. بدين معني كه دانش در قالب واژه‌هاي بخش هاي كاريتعريف مي‌شود. سپس با استفاده از آگاهي از حوزه دانش بنيادي مطلوب سازمان، ظرفيت نيروهاي انساني سازمان در جهت تسهيم و ايجاد آن دانش بازنگري مي‌شود. در واقع اين مرحله به بازنگري ماهيت و حوزه دانش بنيادي سازمان كه بايد جذب و تسهيم شوند مي‌پردازد.
مرحله دوم: پارامترهايي كه در طول مرحله قبل مشخص شده‌اند، در مرحله دوم به صورت سياست و تعاريف سازمان مشخص مي‌شوند. ابتدا پارامترهاي دانش بنيادي سازمان محدوده دانشي را كه بايد فعاليت‌هاي سازماني را پشتيباني كند مشخص مي‌كنند. بدون اين مرحله مديريت دانش بنيادي سازمان ضعيف خواهد بود. خطوط راهنماي واضح و روشن كه نشان مي‌دهد دانش بنيادي سازمان چگونه بايد در سراسرسيستم دانش بنيادي سازمان

به هم مرتبط باشند، براي كاربران مفيد خواهد بود. اين خطوط راهنما به همراه همكاري كاربران، منجر به خلق و توسعه دانش مي‌شود. بايد توجه داشت كه اين پارامترها در عين حال كه بايد روندي منظم و قابل پيش‌بيني براي
مديريت دانش ارائه كند. بايد به اندازه كافي منعطف بوده تا با تغييراتي كه جهت‌گيري‌ها و اولويت‌هاي سازمان پيش مي‌آيد نيز همراستا باشد.
مرحله سوم: بعد از مرحله دوم، مجموعه‌اي ازساختارهاي دانش طراحي مي‌شود. ساختارهاي داشن بنيادي، سيستم‌ها و فرايندهايي هستند كه با سازماندهي و مسيريابي دانش، به مديريت دانش بنيادي كمك مي‌كند. اين ساختارها مي‌تواند شامل نقشه‌هايي در سيستم‌هاي ساختارمند از دانش باشد كه به دسته‌بندي و نام‌گذاري دانش كمك مي‌كنند. مسيريابي دانش، گام اصلي در جهت شناسايي دانش صريح و ضمني دانش و مرتبط كردن آنها ازطريق يك سيستم متحد است. به طور مشابه، ايجاد انبار و ومحلي براي نگهداري دانش، باعث مي‌شود تا از طريق گردآوری تمامي منابع مرتبط در يك فرايند واحد قابل جستجو، مديريت اثربخشي براي دانش بدست آيد.

2-11-5- مدل راهبردي مديريت دانش

اين مدل بر عوامل مختلفي در مديرت دانش تأ‌كيد دارد كه منطبق بر فلسفه كي دانش است. اين مدل مبتني است بر چهار عنصر اصلي: نفوذ دانش، مباني دانش، كاربردهاي دانش، ارتقا و بازنگري دانش (رادینگ، 1383).

تأثیرات دانش – در مدل بالا مباحثي كه مرتبط با مديريت دانش سازماني هستند نشان داده شده است. در بررسي تأثيرات دانش، دانش از نظر زمينه‌هاي سازماني اعم از داخلي و خارجي كه مديريت دانش در آن اعمال مي‌شود مورد مداقه قرار مي‌گيرد. در اين راستا، دانش استراتژيك بيان‌كننده مباحثي است كه در آن اصول كليدي و شيوه‌هايي كه
مديريت دانش مي‌تواند از آن طريق به جهت‌گيري‌هاي استراتژيك سازمان مرتبط شود شناسايي و كشف مي‌شوند. چنين امري مستلزم رهبري مؤثر دانش است. ايجاد و حفظ و نگهداري دانش در واقع با چالش‌هاي ارزشي و باوري سازمان سرو كار دارد.
مباني دانش: مديريت اثربخشي دانش، بر نظام‌هاي قوي، فرايندهاي ساختاري و خط‌مشي ‌هاي و عملكردهاي كاملاً همراستا مبتني است. در مديريت دانش مي‌بايست بدنبال شناسايي و ايجاد ساختارها و سيستم‌هايي گشت كه به طور معقول با ايجاد تسهيم و بكارگيري مؤثر دانش تناسب داشته باشند. شيوه‌هايي كه افراد را به پشتيباني از برنامه‌هاي مديريت دانش تشويق مي‌كنند بايستي مورد نظر قرار گيرند. شناسايي و پرورش ارزش‌هاي پشتيباني كننده در بين نيروي انساني سازمان، تحت لواي مديريت منابع انساني سازمان قرار مي‌گيرد. مديريت پشتيباني كننده مديريت دانش از طريق فناوري، به شناسايي و بكارگيري سيستم‌ها و فناوري‌هايي مي‌پردازد كه مديريت اثربخش دانش‌ را مهيا كند.
كاربردهاي دانش: شيوه‌اي كه دانش سازماني پياده‌سازي حمايت، و پرورش داده مي‌شود، از مباحث اصلي هر سازمان در بخش مديريت دانش است. ايجاد چارچوبي اساسي براي دانش بنيادي سازمان، ايجاد و مديريت مخازن دانش، توسعه اثربخشي خدمات دانش، كشف شيوه‌هايي كه كاربران دانش را به ادغام دانش با فعاليت‌هايي بنيادي سازمان تشويق مي‌كنند، از جمله مسائلي هستند كه در بكارگيري دانش مي‌بايست مورد توجه قرار گيرند. علاوه بر اين يادگيري و توسعه سازماني كه به مطالعه شيوه‌هاي يادگيري كاربران دانش در گروه‌هاي دانشي مي‌پردازد از جمله مباحثي هستند كه در مطالعه كاربردهاي دانش در سازمان مورد مطالعه قرار مي‌گيرند.
ارتقاي دانش و بازنگري: مديريت دانش، مبحث جديدي در

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره مدیریت دانش، ارزیابی عملکرد، تحلیل کیفی، فرایند گردش دانش Next Entries منبع تحقیق درباره مدیریت دانش، انتقال دانش، استراتژی مدیریت، استراتژی مدیریت دانش