منبع تحقیق درباره روابط موضوعی، سازگاری اجتماعی، سازگاری عاطفی، دلبستگی ناایمن

دانلود پایان نامه ارشد

دنیای بیرون از خود در او شکل گرفته است رفتار خود را با دیگران تنظیم می‌کند و همین می‌تواند از او یک شخصیت سازگار با هنجارهای جامعه یا ناسازگار بسازد. اگرچه ارائه‌ی تعریف کامل و دقیقی از سازگاری مستلزم بحث مفصلی در مورد بهنجاری است و تفاوت دیدگاه های روان شناسان و جامعه شناسان در باب بهنجاری ارائه‌ی یک تعریف جامع را سخت می‌کند؛ اما به طور کلی می‌توان گفت عمل برقراری یک رابطه روان شناختی رضایت بخش میان خود و محیط و پذیرش رفتار و کردار منا سب و موافق با محیط و تغییرات محیطی را سازگاری گویند.(شعاری نژاد ،1364 ). به عبارت دیگر فرد سازگار کسی است که قادر به هدایت خود بوده . رفتارش تحت کنترل او باشد و بتواند در صورت لزوم و در موقع لازم ، رفتار خود را تغییر داده. در تداوم بهزیستی عاطفی و روانی خود گام بردارد (واتسون و تارپ 1997؛ نقل از حسینی1383) .
این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین روابط موضوعی و سازگاری (عاطفی،اجتماعی،آموزشی)دانش آموزان دختر سال سوم مقطع دبیرستان منطقه 3 شهر تهران که در سال تحصیلی 92-1391 و در سه رشته گوناگون (ریاضی،تجربی و انسانی) مشغول به تحصیل بوده‌اند، انجام پذیرفته است. و در آن روابط موضوعی به عنوان متغیر مستقل خصیصه ای و سازگاری به عنوان متغیر وابسته به آن در نظر گرفته شده است. سوال اصلی پژوهش با گمان وجود ارتباط بین روابط موضوعی وسازگاری بر روی 235 آزمودنی دختر و در گروه سنی 17-16 سال مورد سنجش و سپس یافته های آن مورد پردازش قرار گرفت. ابزار سنجش در این مطالعه ، آزمون روابط موضوعی بل با 45 سوال و آزمون سازگاری (برای دانش آموزان دبیرستانی ) ساخته سینهاو سینگ با 60 سوال در اختیار دانش آموزان قرارگرفت و برای پردازش داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون جهت سنجش میزان تأثیر متغیرهای مستقل در متغیر وابسته استفاده شد.

گزارش یافته ها
فرضیه شماره 1-
بین روابط موضوعی با سازگاری رابطه وجود دارد.
میزان همبستگی میان روابط موضوعی با سازگاری 0.42=r با سطح معنی داری 0.001=sig و ضریب تعیین 17.64=r2*100 است که نشان داد این همبستگی با میزان خطای 0.01=α و سطح اطمینان 0.99=p مثبت و معنی دار است. از این رو این فرضیه مورد تأیید است.
نتیجه‌ی این فرضیه با یافته‌های پژوهش اسیتون و کاستیدی(1997)؛ اسروف و همکارانش(1993)؛ سیدنی هازان و فیل شاور (1987)؛ توماس موریسون, تگودلین – جونز و آنتونی یورکیز (1997) و واحدی شهرام ، مرادی ُسمانه( 1388) و رابین و رزکراسنر و همکاران (1992-1996) همخوانی دارد. همچنین یافته‌‌های به دست آمده از پژوهش پارکینسون و وارگو (1989) در (هی جین ،ام سی کاپ 3441998) وبالبی(1994) همچنین راستا موریسن ،انجل و مرس (1994)وخسروی(1382) نشان داد نوع روابط کودک با والدین در کودکی در میزان سازگاری کودک در بزرگسالی اثر به سزایی دارد.
بررسی های پژوهشی لارد،اکنردودریس (1995) و ولف ، ام سی کی و ویلسن (1997) و همچنین نوم ، دکویک، مییوس ( 1999) و آینسورث (1978)نیز نشان‌گر تأثیر ژرف روابط موضوعی در میزان سازگاری است. همچنین پژوهش کریک(2001) نیز یافته هایی هم راستا با این فرضیه داشته است.

فرضیه شماره 2-
بین خرده مقیاس های روابط موضوعی با سازگاری عاطفی رابطه وجود دارد.
یافته‌های به دست آمده از آزمون این فرضیه (جدول 12-4) نشان داد میان خرده مقیاس‌های روابط موضوعی همچون بیگانگی، دلبستگی ناایمن، خود میان بینی و بی کفایتی اجتماعی؛ با سازگاری عاطفی رابطه‌ی مثبت و معنی داری وجود دارد. بدین معنی که نقصان در سازگاری عاطفی کودک با نقصان در روابط موضوعی همسوست.
پژوهش‌هایی در این راستا می‌تواند از یافته‌های این فرضیه حمایت و آن را تأیید کند. یافته‌های به دست آمده از پژوهش سیدنی هازان و فیل شاور (1987) نشان داده است نوع دلبستگی و روابط موضوعی در کودکی؛ می تواند بر سازگاری عاطفی و روابط عاشقانه در بزرگسالی تأثیرگذار باشد. همچنین پژوهش‌های بادن آماندا ،ال(2001) نیز که در زمینه‌ی تأثیر روابط خانوادگی در سازگاری عاطفی بوده؛ با نتایج این پژوهش همخوانی دارد. همچنین یافته های پژوهش بالبی (1994)پارکینسون و وارگو (1989) و انجل و مرس (1994) و ولف ، ام سی کی و ویلسن (1997) و گودین در( 1994) نیز می تواند یافته های این پژوهش را تأیید کند. همچنین یافته های گاردنر و سوینردر 1958 نیز نشان داد از لحاظ رشد عاطفی، کودکانی که بطور مستمر تحت مراقبت مادر خود به تنهایی بوده اند سالمترند. به همین نحو، لبیل همکاران (2000) دلبستگی و سطح پرخاشگری را میان دبیرستانی ها بررسی کرده و نتیجه گرفتند که سطوح بالاتر دلبستگی والدین با سطوح پایین تر پرخاشگری رابطه دارد.

فرضیه شماره 3-
بین خرده مقیاس های روابط موضوعی با سازگاری اجتماعی رابطه وجود دارد.
یافته های جدول 13-4 نشان داد تنها میان خرده مقیاس بیگانگی روابط موضوعی با سازگاری اجتماعی رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد. اما میان روابط موضوعی به طور کلی وسازگاری اجتماعی؛ رابطه‌ی مثبت و معنی داری دیده می‌شود. اگرچه این رابطه آنچنان قوی به نظر نمی‌رسد.
برخی از پژوهش‌ها یافته‌های این فرضیه را مورد تأیید قرار می‌دهند. از جمله یافته‌های توماس موریسون, تگودلین – جونز و آنتونی یورکیز (1997) نشان داده است که دانشجویان دارای روابط امن ،کمتر از دانشجویانی که روابط دوری گزین یا متزلزل داشتند خصومت نشان می‌دادند همچنین یافته‌های واحدی و مرادی(1388) نیز یافته های این فرضیه را تأیید می‌کند. یافته‌های به دست آمده از پژوهش پارکینسون و وارگو (1989) و لارد، اکنردودریس (1995) در (داریل ، ام سی کاب.1998) و اردلی و ناگلی (2001) و گودین در 1994 نیز این همسویی را با یافته های فرضیه ی شماره 3 این پژوهش دارند. همچنین یافته‌های پژوهش چن (2000) که در باره‌ی رابطه‌ی فرهنگ و سازگاری اجتماعی بوده است را نیز می توان با نتایج این پژوهش همسو دانست. فراتحلیلی که توسط اشنایدر و همکاران (2001)انجام گرفته است و پژوهش اینسورث (1978)نیز در تأیید یافته های این پژوهش نشان می دهد که بین کیفیت دلبستگی مادر –کودک و سازگاری اجتماعی رابطه وجود دارد. همچنین کلارک و کلارک( 1995،به نقل از هوفمن1996) بالبی (1994)دریافتند که چنانچه کودک در منزل از نظر عاطفی تامین نگردد و با والدین ارتباط مثبت عاطفی نداشته باشد،ا حتمال بروز نابهنجاری و نا‌سازگاری‌های شخصی و اجتماعی در دوره نوجوانی در او افزایش خواهد یافت.

فرضیه شماره 4-
بین خرده مقیاس های روابط موضوعی با سازگاری آموزشی رابطه وجود دارد.
نتایج به دست آمده از جدول 13-4 نشان داده است که میان سه خرده مقیاس بیگانگی(0.21=r، 0.001=sig) و دلبستگی نا ایمن(0.24=r، 0.00=sig) و خود میان بینی(0.19=r، 0.003=sig) با سازگاری آموزشی رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد.
برخی از یافته‌های پژوهشی یافته‌های به دست آمده از این فرضیه را تأیید می‌کنند. از آن جمله یافته‌های به دست آمده از پژوهش‌ اسیتون ،کریشن و جودی کاسیدی (1997) و اسروف و همکارنش(1993) نشان می‌داد افرادی با دلبستگی ایمن در خانواده از توانایی آموزشی، حافظه‌ی بهتر و مشارکت آموزشی فعالانه‌تری بهره‌مند‌ند. همچنین این یافته‌ها می‌تواند با یافته‌های زار با تانی (2004) نیز همسو باشد.

سوالهای پژوهشی اول،دوم،سوم،جهارم
سایر یافته ها در فصل چهار به بررسی و پاسخگویی به سؤالات در مورد چگونگی پیش بینی سازگاری و خرده مقیاس‌های آن با استفاده از روابط موضوعی پرداخته است. یافته‌های جدول 14-4 نشان می‌دهد روابط موضوعی به طور کلی می‌تواند پیش‌بینی کننده‌ی چگونگی سازگاری باشد(0.42=β، 0.00=sig) همچنین جدول 15-4 نیز نشان می‌دهد تمامی خرده مقیاس‌های روابط موضوعی می‌توانند پیش‌بینی کننده‌ی سازگاری عاطفی باشند اگرچه شاخص خود میان بینی با میزان بتای 0.58=Beta دارای بیشترین سهم و شاخص بیگانگی با میزان بتای 0.22=Beta دارای کمترین سهم بر سازگاری عاطفی است. اما جدول 17-4 نشان می‌دهد تنها خرده مقیاس بیگانگی می‌تواند پیش‌بینی کننده‌ی سازگاری اجتماعی باشد و سرانجام جدول 18-4 نیز نشان داده است دو خرده مقیاس بیگانگی و دلبستگی ناایمن پیش‌بینی کننده‌ی سازگاری آموزشی هستند.
نتیجه‌گیری:
پژوهش حاضر در راستای بررسی ارتباط میان روابط موضوعی(بیگانگی، دلبستگی ناایمن، خود میان بینی و بی کفایتی اجتماعی) با سازگاری(عاطفی، اجتماعی، آموزشی) بود. نتایج نشان داد به طور کلی میان روابط موضوعی و سازگاری رابطه‌ی مثبت و معنی‌داری وجود دارد. یعنی به همان میزان که روابط موضوعی نقصان و آسیب زا باشند؛ در آینده سازگاری شخص نیز با انواع آن مختل و نقصان خواهد بود. اگرچه این همبستگی در برخی خرده مقیاس‌ها چندان قوی نشان داده نشده است اما در برخی خرده مقیاس ها همچون سازگاری روانی از رابطه‌ی قوی تری با تمامی خرده مقیاس‌های روابط موضوعی برخوردار بوده است. شاید این بدان جهت است که روابط موضوعی و خرده مقیاس‌های آن بیشتر بر روی روان کودک تأثیرگذار است و بیشترین سهم را در پیش بینی سازگاری روانی وی خواهد داشت. بدیهی است که شرایط محیطی، اعم از مطلوب یا نا مطلوب، رشد نوزاد را شکل می‌دهد و در آغاز، محیط مساعد345، خود مادراست. در صورت وجود محیطی مساعد، نوزاد نمو می یابد و در جریان رسش به پیش می رود( وینی کات در سنت کلر،11940،طهماسب،علی‌آقایی1386) و چنانچه این محیط از آغاز با تنش و طرد توأم باشد کودک گونه‌ی رفتار و برخورد خود با دیگران را نیز بدین شیوه پی‌خواهد ریخت. چنانچه در سال های نخستین زندگی سازگاری مادر رضایت بخش نباشد، نیروگذاری روانی بر موضوع خارجی به جریان نمی‌افتد و نوزاد منزوی می‌شودو به طورکاذب زندگی می‌کند. خود کاذب ، خود حقیقی را مدفون می‌کند.تنها خود حقیقی می‌تواند خودانگیخته باشد و احساس واقعی و اصیل بودن داشته باشد. حضور خود کاذب موجب می‌شود فرد احساس نادرستی و پوچی کند و در روابط خود با دیگران در آینده صادق نباشد.
اما در مورد سایر خرده مقیاس‌های سازگاری از جمله سازگاری اجتماعی و آموزشی، اگرچه روابط موضوعی می‌تواند تأثیر گذار باشد اما شاید این تأثیر را در بیشتر مواقع بتوان با استفاده از نیروی من کاذب کنترل کرد به گونه‌ای که با استفاده از ماسکی اجتماعی، شاید بتوان از بازتاب شدید نقصان روابط موضوعی بر روی قسمت های سطحی و نه چندان عمیق سازگاری جلوگیری کرد. اگرچه بازهم با توجه به یافته‌های پژوهش از تأثیر روابط موضوعی بر سازگاری اجتماعی و آموزشی نیز نمی توان غافل بود.
محدودیت‌های پژوهش
در پژوهش محدودیت هایی وجود دارد. این پژوهش نیز از این امر مستسنی نبوده و در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود.
به دلیل محدودیت زمانی ، امکان مطالعه طولی برای بررسی رابطه ابعاد مختلف متقیر های پژوهش وجود نداشت. برخی از محدودیت ها همچون عدم کنترل بر روی چگونگی پاسخگویی به پرسشنامه ها از قبیل خستگی پاسخ دهندگان، بی دقتی، عدم صداقت، عجله و همچنین عدم کنترل بر دشواری جلب اعتماد و همکاری دانش آموزان برای پاسخگویی مناسب به پرسش ها یا دخالت ویژگی های فردی در پاسخگویی و همچنین عدم وجود محیط یکسان برای کلیه‌ی پاسخ دهندگان به علت نبود شرایط آزمایشگاهی و دخالت مسائل طبیعی از جمله محدودیت های عمومی و طبیعی در هر کار پژوهشی است. مازاد بر آن؛ از جمله مهمترین محدودیتی که هر پژوهشگر با آن رو به رو است؛ محدودیت تعمیم است. از آنجا که پژوهش حاضر تنها بر روی نمونه ای از دانش آموزان دختر سال سوم دبیرستان روزانه منطقه 3 آموزش و پرورش شهر تهران صورت پذیرفت؛ از این رو نمی توان یافته های این پژوهش را به دانش آموزان سایر مقاطع و کلاس ها یا مناطق نسبت داد. همچنین از آنجا که این پژوهش صرفا بر روی دختران صورت گرفته است؛ نمی توان نتایج آن را بر روی جنسیت پسر نیز تعمیم داد و روا دانست. همچنین این پژوهش صرفا بر روی دانش آموزان یک منطقه از شهر

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع روابط موضوعی، تعریف مفهومی، روان شناسی، سازگاری عاطفی Next Entries منبع تحقیق درباره روابط موضوعی، کارشناسی ارشد، روانشناسی، روان درمانی