منبع تحقیق درباره رشد و بالندگی، انصاف و عدالت

دانلود پایان نامه ارشد

دنیا و آخرت است. تأمین امنیت در نهجالبلاغه از وظایف اصلی حاکم جامعه میباشد. در جامعۀ آرمانی امام علی × حاکم تنها مسئول تأمین امنیت جسمی و مادی انسانها نیست، بلکه تأمین امنیت روحی و ایجاد بستر رشد و کمال در معنویات از آرمانهای حقیقی یک حکومت الهی به شمار میرود. با وجود این همیشه شرایط برای تحقق امنیت آرمانی باید مساعد باشد تا به هدف نهایی که همان تأمین امنیت مردم است. امام علی × آثار جامعهای را که دارای امنیت هستند، اینگونه توصیف مینمایند:
«قَوْمٌ وَ اللَّهِ مَيَامِينُ الرَّأْيِ مَرَاجِيحُ الْحِلْمِ مَقَاوِيلُ بِالْحَقّ مَتَارِيكُ لِلْبَغْيِ مَضَوْا قُدُماً عَلَى الطَّرِيقَةِ وَ أَوْجَفُوا عَلَى الْمَحَجَّةِ فَظَفِرُوا بِالْعُقْبَى الدَّائِمَةِ وَ الْكَرَامَةِ الْبَارِدَةِ»259
همان مردمی که به خداسوگند مبارکرأی و وزینعقل و حقگوی و ستمستیز بودند، آنان که در راه حق پیشتاختند، و در مسیر هدایت شتافتند، آنگاه به نعمت جاوید سرای دیگر و کرامت گوارای آن دستیافتند.
امام علی × در این خطبه ابتدا، دلتنگى و ملالت خود را نسبت به اهل کوفه که در برابر شامیان سستی میکردند، ابراز نموده، و آرزوى جدايى از آنها و پيوستن به برادران خود را مى‏كند، برادرانى كه دوستان خدا، و از اين انديشه، و برترى خرد و بردبارى برخوردار بودند، و جهل جاهلان نمى‏توانست آنها را از جاى بلغزاند، صداقت و اخلاص در دين شيوه هميشگى آنها بود و هرگز بر نفس خويش يا ديگران ستم نمى‏كردند، آنها بر همين شيوه پسنديده زيستند و درگذشتند، و در سلوك جادّه حق جز به خدا به چيزى ديگر توجّه و التفات نداشتند، و در نتيجه به ثواب دايم و نعمتهاى جاويد آخرت رسيدند.
در جمله و الكرامة الباردة مطابق رسم عرب است كه نعمت و كرامت را با صفت برد (خنكى) توصيف مى‏كنند.260
از این روی، امام علی × فراهم‌کردن امنیت همه‌ جانبه را آرمان اصلی هر حکومتی می‌دانست ،زیرا در سایة آن، رشد و تعالی مردمان سامان می‌یابد.

4.5.8. تحقق عدالت
يكى از اساسىترين آرمانهاى حكومت علوى، تحقق و اقامۀ عدالت است و امام × حكومت را براى تحقق عدالت، از جمله استيفاى حقوق پذيرفت:
«وَ ما اَخَذَ اللهُ على العلماء الاّ يُقارُّوا على كِظَّةِ ظالم، و لا سَغَبِ مظلوم، لاَلقيتُ حبلها على غاربَها، و لسقَيْتُ آخرها بكاسِ اوّلها»261
اگر خداوند از عالمان پيمانى سخت نگرفتهبود كه در برابر شكمبارگى ستمگر و گرسنگى ستمديده، آرام و قرار نگيرند، بىتأمل رشتۀ حكومت را از دست مىگذاشتم و پايانش را چون آغازش مىانگاشتم و چون گذشته، خود را به كنارى مىكشيدم.
زمانی که آثار عدالت در همه جا برپا شد، میتوان گفت آن جامعه، به رشد و تعالی رسیدهاست و توانستهاست انسانهای موفقی را آموزش دهد. امام علی × در توصیف چنین جامعهای میفرمایند:
« أَفْضَلَ قُرَّةِ عَيْنِ الْوُلَاةِ اسْتِقَامَةُ الْعَدْلِ فِي الْبِلَادِ وَ ظُهُورُ مَوَدَّةِ الرَّعِيَّةِ و إِنَّهُ لَا تَظْهَرُ مَوَدَّتُهُمْ إِلَّا بِسَلَامَةِ صُدُورِهِمْ) وَ لَا تَصِحُّ نَصِيحَتُهُمْ إِلَّا بِحِيطَتِهِمْ عَلَى وُلَاةِ أُمُورِه»262
بهترین روشنیچشم و شادمانی والیان، برپایی عدل در همۀ شهرها و آشکار شدن دوستی رعیت به آنان است، و این دوستی جز به سلامت دلهایشان پدید و آشکار نشود و خیرخواهی آنان درست نگردد مگر آنگاه که پیرامون والیان خود را بگیرند و بار حکومت آنان را بر دوش خویش گران بکشند.
برقرارى عدالت به تعبير امام، اقامۀ حدود الهى است كه در سايۀ آن همه چيز احيا شده و راست مىگردد. به باور ايشان نقش عدالت چنين است:
«جعل الله سبحانه العدلَ قَوام الاَنام، و تنزيهاً من المظالم و الْاثام و تسنيةً للإسلام»263
خداى سبحان عدالت را مايۀ استوارى انسانها و ستون زندگانى آنها، و سبب پاكى از ستمكاريها و گناهان و روشنى چراغ اسلام قرار داد.
شرح ديدگاههاى امام × دربارۀ عدالت، در اين مقال نمىگنجد. مىتوانگفت هر نوع نابسامانى، نشان از بى عدالتى است. اگر عدالت هدف حكومت قرار گيرد و لوازم تحقق آن فراهم آيد، جامعه و امور سامان مىيابد و همگان لباس عافيت و سلامت و كرامت به تن مىنمايند.264
از بارزترین نشانههای یک جامعۀ آرمانی ظهور عدالت در آن است. عدالت یکی از آثار مهم آرمانگرایی در نهجالبلاغه میباشد. بهدلیل وسیع بودن موضوع و محدود بودن آن، امکان بررسی بیشتر در این مجال نیست، به همین جهت مختصر اکتفا مینماییم.

4.5.9. كسب رضايت عامۀ مردم
یکی دیگر از آثار آرمانگرایی در جامعه، کسب رضایت اکثریت مردم است. امام × در عهدنامۀ مالك به ایشان توصیه مینمایند که همواره در پی کسب رضایت عامۀ مردم باشد؛ زیرا رضایت آنها از رضایت طبقۀ خاص قابلاطمینانتر است و حاکم را در رسیدن به آرمانهای اسلامی بهترین یاور باشند. امام در عهدنامۀ مالک اشتر چنین میفرمایند:
«وَ لْيَكُنْ أَحَبَّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ وَ أَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَا الرَّعِيَّةِ فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَا الْخَاصَّةِ وَ إِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَا الْعَامَّةِ»265
وباید که محبوب ترین کارها در نظر تو کارهایی باشد که در جاده حق میانه ترین ودر عدالت عمومی ترین ونسبت به خشنودی رعیت فراگیر ترین باشد، زیرا خشم توده های مردم خشنودی خواص را از بین میبرد، ولی خشم خواص همراه با خشنودی توده های مردم ناچیز است.
امام علی × به دو جهت، ضرورت عدالت همگانى را براى مردم و دل بهدست آوردن و در پى خوشنودى آنها بودن را توجهدادهاست؛ يكى آن كه در برابر خشم توده، به دليل زيادى جمعيتشان، خوشحالى خواص به دليل كمى جمعيتشان نمى‏تواند مقاومت كند. بلكه اكثريت به او خواهندتاخت و رضايت خواص به هنگام خشم تودۀ مردم سودى به حال او نخواهد داشت و اين خود باعث سستى و ناتوانى دين مى‏گردد. اما خشم خواص موقعى كه تودۀ مردم راضى باشند، قابل چشم‏پوشى و گذشت است، بنابراين رضايت تودۀ مردم مهمتر است. دوم اين كه امام علی × خواص را با صفات نكوهيده معرّفى كرده كه خود باعث كم اهميّت دادن به آنها نسبت به تودۀ مردم است و توصيف توده به صفات پسنديده، دليل بر توجّه بيشتر به آنهاست. امّا صفات خواص:
1ـ پرهزينهبودن آنها براى حاكم در موقع رفاه، از جهت زحمتى كه به خاطر آنها به دوش حاكم مى‏افتد، نه تودۀ مردم.
2ـ كمفايدهبودن آنها موقع گرفتارى حاكم، به جهت علاقهمندى آنها به دنيا و حفظ موقعيّتى كه دارند.
3ـ به هنگام انصاف و عدالت ناراضى‏تر بودنشان، به دليل آزمندى بيشتر آنها در دنيا نسبت به تودۀ مردم.
4ـ به هنگام درخواست پافشارترند؛ زيرا آنها وقتى كه نياز به درخواستى داشته باشند، جرأت بيشترى نسبت به حاكم داشته و بيش از مردم عادى، در نزد او خودنمايى و در گوش او زمزمه مى‏كنند.
5ـ آنان به هنگام بخشش از طرف حاكم كمسپاستر هستند، به دليل اين كه معتقدند آنها از تودۀ مردم حق بيشترى دارند و به آنچه مى‏دهند سزاوارترند، و اعتقاد دارند كه حاكم به آنها نياز دارد و از آنها مى‏ترسد.
6ـ اگر والى چيزى به آنها ندهد، ديرتر از تودۀ مردم، عذر حاكم را پذيرايند: يعنى اين كه اگر حاكم در كارى از آنها معذرتخواهى كند، آنها كمگذشت‏ترند، به اين اعتقاد كه آنها از ديگران برترند و دادن حقوق بر آنها واجب و لازم و حق آنهاست.
7ـ آنان به هنگام سختيهاى روزگار، كم صبرترند، به خاطر عادتى كه به رفاه و آسايش دارند و نسبت به آنچه از مال دنيا در دست دارند ناراضى و بى‏تابند.
اما ويژگيهاى تودۀ مردم:
1. آنان ستون ديناند، لفظ عمود ـ ستون ـ را به اعتبار برپايى دين به وجود آنها مانند استوارى خانه به ستون، استعاره از تودۀ مردم آوردهاست.
2. توده مردم، همان تودۀ مسلمانانند؛ زيرا آنها هستند كه اكثريّت جامعه را تشكيل مى‏دهند.
3. آنان به دليل زيادى جمعيّت، نيرويى در برابر دشمنانند، و نيز از آن رو كه هم ايشان در آن زمان اهل كارزار بودند.
و اين ويژگيها براى هر دو دسته، خود انگيزه‏اى براى جلب محبّت تودۀ مردم و مقدم داشتن آنها بر جلبنظر خواص است و به همين دليل امام علی× او را مأمور به همراهى و همدلى با تودۀ مردم فرمودهاست.266
عامه مردم، اكثريت جامعه هستند كه از امكانات عادى و معمولى برخوردارند و گاه در محدوديت بهسر مىبرند، ولى افراد پرتوقع و خودخواهى نيستند و به كمقانع و به حق راضىاند. حكومت بايد در پى تأمين رضايت اين گروه باشد، نه گروه خاصى كه از امكانات فراوان بهرهمندند و انتظار و توقعشان بسيار است و خودخواه و خودبين هستند.
بدين ترتيب امام ×، بر رضايت توده و اكثر ملت تأكيد زيادى دارد و جلب رضايت و اعتماد آنان را ضرورى و مفيد و مشكلگشا و مقتضاى حق مىداند؛ زیرا آنان تکیهگاه اصلی جامعه و وسیلۀ شکست دشمنان و حفظ آرمانهای الهی میباشند.

6.4. موانع آرمانگرایی در نهجالبلاغه

4.6.1. غفلت از یاد خدا
آرزوهای طولانی سبب غفلت از یاد خدا شده و در نتیجه، گمراهی از آرمانهای اصلی آفرینش او را موجب میگردد. در چنین شرایطی رشد و بالندگی به فراموش سپردهمیشوند. امام علی × در این باره میفرمایند:
«وَاعْلَموا أَنَّ الأَمَلَ يُسهِى الْعَقْلَ و يُنسِى الذِّكرَ»267
و بدانيد كه آرزوی خام، خرد را به خطا و اشتباه میاندازد و یاد خدا را از خاطر میبرد.
امیر المومنین × آدمی را به آرزوهاى دور و دراز داشتن در دنيا توجّه داده، تا نسبت به آنها در دل انسانها نفرت ايجاد كند. از اينرو دستور مى‏دهد كه مردم آرزوها را تكذيب كنند. لازمۀ تكذيب كردن آرزوها، نهى از پيروى آرزوهاست. زيان آرزوهاى طولانى عبارت است از:
الف) عقل دچار سهو و اشتباه مى‏شود. آرزوى طولانى موجب مى‏شود كه انسان نسبت به امورى كه لازمۀ معاش و معادش مى‏باشد، غفلت ورزد بهخوبى روشن است، شخصى كه آرزوهاى طولانى دارد، همواره فكرش به اميد و آرزوهايش معطوف است كه چگونه آنها را بر آورده سازد و يا به اميدواريهايش دست پيدا كند.
گرفتارى مدام به تحصيل آرزوها سبب مى‏شود كه از جهات خير غافل بماند؛ زيرا خداوند براى يك انسان، دو دل در درونش قرار ندادهاست.
ب) آرزوهاى طولانى، ياد خدا را به فراموشى مى‏سپارد. يعنى انسان از ياد خداوند كه در آخرت چه خواهد كرد و پس از مرگ چه پيش خواهد آمد، به علّت آرزوهاى طولانى فراموش مى‏كند؛ زيرا كه چنين انسانى در زندگى دنيا غرق شده و به كلّى از عالم آخرت بى خبر مى‏ماند.
پیروی از آرزوهای طولانی عقل وخرد را از کار میاندازد و انسانی که از نعمت خرد محروم شود، از یاد خدا غافل میشود و این امر، هلاکت و بد بختی در دنیا و آخرت را در پیخواهدداشت.

4.6.2. یک جانبه نگری
یکی دیگر از موانع آرمانگرایی یک جانبهنگری است که باعث سرگردانی انسان در تشخیص اهل حق و باطل و مانع دستیابی به آرمانها میشود. در جریان جنگ جمل شخصی نزد حضرت علی × آمده و اعلام بیطرفی نسبت به طرفین کرد. امام در پاسخ به او فرمودند:
«يَا حَارِثُ إِنَّكَ نَظَرْتَ تَحْتَكَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَكَ فَحِرْتَ إِنَّكَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَّ فَتَعْرِفَ أَهْلَهُ وَ لَمْ تَعْرِفِ الْبَاطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ»268
ای حارث، تو به زیر پای خود نگریسته ای نه به بالای سر،از این رو حیران وسر گردان مانده ای! تو حق را نشناخته ای تا حق گرایان را بشناسی، و باطل رانشناخته ای تا باطل گرایان را بشناسی.
در جریان جنگ جمل، حارث گفت: «من با سعد بن مالك و عبد اللّه عمر، گوشه‏اى را اختيار مى‏كنم.» امام علی× در جواب فرمود: «سعد و عبد اللّه نه حقّ را يارى كردند و نه باطل را فرو گذاشتند.»
بعضى دربارۀ عبارت «انك نظرت تحتك و لم تنظر فوقك» گفته‏اند يعنى تو تنها به اعمال بيعتشكنان ـ ناكثين ـ از اصحاب جمل كه فقط به ظاهر اسلام عمل مى‏كردند و از نظر اعتقادى از تو پايين‏تر بودند، به دليل اين كه آنان بر امام حق شوريدند. نگريستى، در نتيجه، فريب شبهۀ آنان را خوردى و از آنان پيروى كردى و به
بالاتر از خودت،

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره کرامت انسانی، امیرالمومنین، کرامت انسان Next Entries منبع تحقیق درباره نفس اماره، دام گستری، سوگیری