منبع تحقیق درباره دستور زبان، سلسله مراتب، دال و مدلول، رولان بارت

دانلود پایان نامه ارشد

تحليل نشانه شناختي
روش تحقيق در اين رساله تحليل متن با استفاده از تكنيك نشانه شناسي است. چنان كه آسابرگر مي گويد، (1379) تحليل نشانه شناختي نوين با كار زبان شناسي سويسي، فردينان دو سوسور (1857-1913)، و فيلسوف امريكاييف چارلز ساندرز پيرس (1839-1914)، آغاز مي شود « كتاب سوسور با عنوان درس هايي در زبان شناسي همگاني كه نخستين بار پس از مرگش در 1915 منتشر شد از امكان تحليل نشانه شناختي سخن گفته بود. اين كتاب حاوي بسياري از مفاهيمي است كه مي توان در مورد نشانه ها به كار برد. تقسيم نشانه به دو عنصر دال يا آوا – تصوير و مدلول يا مفهوم و پيشنهادهاي او داير بر اين كه رابطه ميان دال و مدلول اختياري است در تكامل نشانه شناسي اهميتي اساسي داشت. از سويديگر پيرس نيز توجه خود را بر سه بعد نشانه ها متمركز كرد، يعني ابعاد سه گانه تصويري، اشاره اي و نمادين و از اين رو نهضتي آغاز شد و تحليل نشانه شناختي در سراسر جهان گسترش يافت. مهم ترين كار در پراگ و روسيه در آغاز قرن بيستم انجام شد. در اين هنگام ، نشانه شناسي در فرانسه و ايتاليا، در نتيجه كارهاي با اهميت نظري و كاربردي رولان بارت و امبرتواكو و بسياري ديگر كاملا تثبيت شده بود » ( آسابرگر، 1379:16).
توجه ما در نشانه شناسي به اين نكته خواهد بود كه « چگونه معنا خلق و منتقل مي شود ». «گام اساسي براي پيشرفت نشانه شناسي تلقي زبان شناسي همچون الگو و تعميم مفاهيم اين علم به پديده هاي ديگر غير از زبان (متن) است. در واقع، ما با متن همچون زبان برخورد مي كنيم كه در آن، روابط ميان چيزها از خود آن چيز مهم تر است» ( همان: 19). نشانه ها و روابط دو مفهوم كليدي تحليل نشانه شناختي هستند ( همان: 20).
« متن ها ( مثل فيلم ، برنامه هاي تلويزيوني ، فيلم هاي تبليغاتي و غيره ) مثل زبان اند و قوانين زبان شناسي را مي توان بر آنها هم اعمال كرد. زبان ما را قادر مي سازد كه اطلاعات، احساسات، افكار و چيزهاي مشابه ديگر را با هم مبادله كنيم و اين كار را با ايجاد نظام ها و قواعدي كه مردم به يادگيري آنها مي پردازند انجام مي دهيم. چنان كه براي نگارش و سخن گفتن دستور زبان وجود دارد، براي انواع رسانه ها هم دستور زباني موجود است» ( همان: 28). علم نشانه شناسي مي خواهد نشان دهد كه چگونه معني با به كارگيري نشانه ها به پديد مي آيد و منتقل مي شود.
3-7- ابعاد متفاوت نشانه شناسي تصوير
در نشانه شناسي تصوير سينمايي به شيوه هاي متفاوت مي توان تصوير را بررسي كرد. اين شيوه ها را مي توان در سه دسته كلي خلاصه كرد. دسته اول تحليل رمزهاي فني سينمايي و درك معاني نشانه شناختي آنهاست. اين تحليل شامل بررسي رموز فني مثل اندازه نما، نوع عدسي، زاويه دوربين، سطح دوربين، تركيب بندي تصوير و امثال آن است. دسته دوم شامل رمزگان فرم است كه عمدتاً نشانه هاي موجود در تصوير را در بر مي گيرد. رمزگان فرم شامل صحنه پردازي، وسايل صحنه، ارتباطات غير كلامي، رمزهاي لباس و مانند آن است. همه اين رمزها به دو وظيفه طبيعي سازي و آشنايي زدايي عمل كرده و متن را براي مخاطب معنا دار مي سازند. دسته سوم تحليل هاي محتوايي است كه از رابطه ميان نشانه ها استفاده مي كند. اين دسته شامل تحليل هاي همنشيني و جانشيني، بينامتني و بررسي استعاره ها و كنايه هاي موجود در تصوير است. هر كدام از تحليل هاي ذكر شده براي درك معناي پيام داراي اهميت است، بنابراين، تاكيد بر دو دسته اول از تحليل هاست و سعي مي شود با مطالعه آثار حاتمي كيا به ترتيب زماني ساخت، تصويري كلي از جامعه متحول مورد اشاره او در اين آثار به دست آيد.
هر نشانه آشكار سينمايي( ديداري، شنيداري، گفتاري و …) هماند دالي است كه مدلول آن مفهوم ويژه اي را در يك سطح يا بيش از آن به دست مي دهد. عناصر و مواردي كه درباره بيان تصويري اثر به آنها پرداخته ايم عبارتند از رمزگان فني و رمزگان فرم ( سلبي و كاودري،1380 : 85-23).
3-8- رمز هاي فني سينمايي
اين دسته از رمزها ويژه سينما و تصوير سينمايي است، اگر چه برخي از آنها درباره دوربين عكاسي هم صادق است. در جدول زير رمزها به منزلة دال و معاني نشانه شناختي آنها به مثابه مدلول معرفي ميشوند:

دال
مدلول
اندازه نما
نماي بسيار درشت
نماي درشت
نماي ميانه
نماي كامل
نماي دور
عاطفه، احساس، لحظه حياتي، كنكاش
نزديكي، صميميت، فضاي خدماني، تاكيد، جلب توجه
رابطه شخصي با سوژه
روابط اجتماعي
اهميت زمينه، فاصله عمومي
زاويه دوربين
رو به پايين
رو به بالا
هم سطح چشم
چيرگي، قدرت، حاكميت
ناتواني، ضعف، كودكي
برابري، هم كنشي، همذات پنداري
نوع عدسي
زاويه باز
عادي
تله فتو
دراماتيك
روزمرگي، زندگي عادي
سرك كشيدن، كنجكاوي
تركيب بندي
متقارن
نامتقارن
ايستا
پويا
داراي آرامش، حالت مذهبي
زندگي روزمره
آشتي، نبود تضاد
آشفتگي، سردرگمي
نورپردازي
مايه روشن
مايه تيره
پرتضاد
كم تضاد
خوش بختي، نيك انجامي
غم، اندوه، نا اميدي
تئاتري، دراماتيك
واقع گرايانه، مستند
رنگ
گرم
سرد
سياه و سفيد
خوش‌بيني، شور، انگيزه، عشق
بدبيني، آرامش، صلح، خرد
واقع گرايي، خبر،گذشته
حركت دوربين
زوم به جلو
زوم به عقب
چرخش
توجه، بررسي، اهميت،كنش
دوري، وداع، سفر
مرور، پي گير
برگرفته از سلبي و كاودري، 1380 : 81

3-9- نشانه هاي تصويري يا رمزگان فرم
اين نشانه ها عبارت اند از:
– صحنه پردازي: محل فيلمبرداري، پس زمينه و نظاير آن
– صحنه آرايي: وسايل و آرايش صحنه، رنگ و تاثير عاطفي آن
– ارتباطات غير كلامي: حالات چهره بازيگران، نوع حركات آنان
– لباس: رنگ لباس، روستايي و شهري بودن آن، رابطه با جايگاه اجتماعي فرد
در ادامه با به كارگيري تحليل نشانه شناختي مبتني بر رمزهاي سينمايي و نشانه هاي تصويري يا رمزگان فرم، به درك معاني دروني متون، در اينجا فيلم هاي حاتمي كيا، پرداخته و پس از آن در مرحله تبيين و تشريح، رابطه اين معاني را با گروه يا قشري اجتماعي كه حاتمي كيا نماينده آن است توضيح ميدهيم. لازم به توضيح است كه در نظريه گلدمن فقط آثار بزرگ هنري و هنرمندان بزرگ شايستگي مطالعه جامعه شناختي را دارند. از آنجا كه حاتمي كيا فيلمسازي برجسته كه در موضوع جنگ و دفاع مقدس فيلم مي سازد و آثارش داراي نوعي پيوستگي منطقي بوده و به او نقش هنرمند مولف داده است( ك: روحاني ، 1377) در اين پژوهش به آثار اين فيلمساز پرداخته ايم .
3-10- تحليل نشانهشناختي
جان فيسک (1987) در کتاب «فرهنگ تلويزيون»، به معرفي تحليل نشانه شناختي انتقادي مي پردازد. با اين رويکرد، وي بر اين باور است که “معنا فقط زماني ايجاد مي‏شود كه «واقعيت» و انواع بازنمايي و ايدئولوژي در يكديگر ادغام شوند و به نحوي منسجم و ظاهراً طبيعي به وحدت برسند”(ص 6). بنابراين، وي معتقد است که تنها نقد نشانه‏شناختي يا فرهنگي است که اين وحدت را واسازي مي‏كند و نشان مي‏دهد كه «طبيعي» به نظر آمدن اين وحدت ناشي از تأثير بسزاي [رمزهاي] ايدئولوژيك بر آن است.
بنابراين فيسک هدف از تحليل نشانه‏شناختي را معلوم كردن آن لايه‏هاي معاني رمزگذاري‏شده‏اي مي داند كه در ساختار فيلم ها، برنامه‏هاي تلويزيون و به طور کلي توليدات صوتي- تصويري، حتي در قسمتهاي كوچك اين برنامه‏ها، قرار مي‏گيرند. براي اين کار، فيسک مهمترين بخش تحليل نشانه شناختي را تشخيص رمزگان موجود در فيلم قلمداد کرده و به معرفي نحوه شناسايي و تحليل آنها مي پردازد.
در اين راستا هَنسن و همکاراناش (1998) نيز در کتاب “روشهاي تحقيق در رسانههاي جمعي” با تأکيد اظهار مي کنند که “براي بررسي هرگونه متن تصويري، از حيث تحليل محتوا، تحليل روايت و مهمتر ازهمه تحليل بازنمايي ضروريترين کار اين است که محقق قبل از هر چيز سعي کند تا به شناخت جامع و کاملي نسبت به رمزگان و قراردادهايي که به شکلگيري زبان آن متن کمک کرده اند، دست پيدا کند” (ص 132). ما نيز، با الهام و پيروي از فيسک (1987) و هنسن و همکاران (1998)، در ابتدا به تحليل رمزگان موجود در فيلمها مي پردازيم.
در تلاش براي معلومكردن لايه‏هاي مختلف معاني رمزگذاري‏شده‏اي كه در ساختار فيلم ها کارگذاشته مي شوند و همچنين تلاش براي جامع بودن هرچه بيشتر بخش تحليل اين کار پژوهشي، در بخش دوم روش کار پژوهشي خود از «تحليل روايت» که بر طبق نظر هَنسن و همکاران (1998) جزء روش نشانهشناختي به حساب آمده و علاوه بر کمک به محقق در آشکار کردن ساختار متون همچنين به تشخيص جايگاه ايدئولوژيها و پيامهاي ايدئولوژيک درون متون نيز کمک ميکند (ص 131) نيز استفاده مي کنيم. معرفي بيشتر اين روش تحليلي که خود از دو سطح تحليل شامل تحليل ساختار روايت و تحليل تقابلهاي دوگانه روايت تشکيل يافته است در ادامه اين فصل خواهد آمد.
3-11- تحليل رمزگان
بر طبق نظر جان فيسک (1987) فرهنگ فيلم و تلويزيون از ساختاري سلسله مراتبي از رمزها در سه سطح «واقعيت»، «بازنمايي»، و «ايدئولوژي» تشکيل يافته است (ص 4)؛ به اين معنا که واقعه‏اي كه قرار است به صورت [فيلم سينمايي يا] برنامهاي تلويزيوني درآيد، براي اينکه رنگ واقعيت به خود بگيرد پيشاپيش با رمزهاي اجتماعي رمزگذاري مي شود، يعني سطح «واقعيت»، و براي اينکه قابل پخش گردد از فيلتر «بازنمايي» يا رمز هاي فني مي گذرد، و سپس به وسيله رمزهاي «ايدئولوژيک» در مقولههاي “انسجام” و “مقبوليت” اجتماعي قرار مي گيرد (همان، ص 5):

جدول(3-1)- رمزگان سينمايي
سطح نخست: واقعيت
يا رمزگان اجتماعي
واقعه‏اي كه قرار است از تلويزيون پخش شود، براي اينکه رنگ واقعيت به خود بگيرد پيشاپيش با رمزهاي اجتماعي نظير وضع ظاهر، لباس، چهره‏پردازي (گريم)، محيط، رفتار، گفتار، ايما و اشارات، صدا و غيرهرمزگذاري مي شود.

سطح دوم:بازنمايي
يا رمزگان فني
رمزهاي اجتماعي به كمك دستگاههاي الكترونيكي رمزگذاري مي شوند و براي اين کار از رمزهاي فني کمک مي گيرند. برخي از رمزهاي فني عبارت‏اند از:دوربين، نورپردازي، تدوين، موسيقي و صدابرداري و غيره. اين رمزها نيز به نوبه خود بازنمايي عناصري ديگر يا رمزهاي متعارف بازنمايي را شكل مي‏دهند، از قبيل: روايت، كشمكش، شخصيت، گفتگو، زمان و مكان، انتخاب بازيگران و غيره.
سطح سوم:ايدئولوژي
يا رمزگان ايدئولوژيک
رمزهاي ايدئولوژي، عناصر دو سطح قبل را در مقوله‏هاي «انسجام» و «مقبوليت اجتماعي» قرار مي‏دهند. براي مثال، برخي از رمزهاي ايدئولوژي عبارت‏اند از: فردگرايي، پدرسالاري، نژاد، طبقه اجتماعي، مادي‏گرايي، سرمايه‏داري و غيره.

فيسک منظور خود را از رمز52اينگونه بيان مي کند که عبارت است از “نظامي از نشانه‏هاي قانونمند كه همه آحاد يك فرهنگ به قوانين و عرفهاي آن پايبندند” (ص4). اين نظام، مفاهيمي را در فرهنگ به وجود مي‏آوَرَد و اشاعه مي‏دهد كه موجب حفظ آن فرهنگ است. رمز، حلقه واسط بين پديدآورنده، متن و مخاطب است، و نيز حكم عامل پيوند دروني متن را دارد. از راه همين پيوند دروني است كه متون مختلف، در شبكه‏اي از معاني بهوجودآورنده دنياي فرهنگي ما با يكديگر پيوند مي‏يابند. اين رمزها در ساختاري سلسله‏مراتبي و پيچيده عمل مي‏كنند كه جدول فوق براي روشن كردن موضوع، آن را به شكلي بيش از حد ساده نشان داده است.
فيسک چنين توضيح مي دهد که روند ايجاد معنا مستلزم حركت مستمرِ صعودي و نزولي در سطوح مختلفِ نمودار بالاست. معنا فقط زماني ايجاد مي‏شود كه «واقعيت» و انواع بازنمايي و ايدئولوژي در يكديگر ادغام شوند و به نحوي منسجم و ظاهراً طبيعي به وحدت برسند. از نظر وي، نقد نشانه‏شناختي يا فرهنگي، اين وحدت را واسازي مي‏كند و نشان مي‏دهد كه «طبيعي» به نظر آمدن اين وحدت ناشي از تأثير بسزاي [رمزهاي] ايدئولوژيك بر آن است.
3-12- رمزگان اجتماعی
فيسک در رابطه با رمزهاي اجتماعي يا سطح واقعيت اضافه مي کند که حضور انسانها در “زندگي واقعي”، همواره حضوري رمزگذاري‏شده است (ص 4). به سخن ديگر، ادراك ما از اشخاص مختلف بر اساس ظاهرشان،طبق رمزهاي متعارف در فرهنگمان شكل

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره آداب و رسوم، دال و مدلول، مصرف کننده، فرهنگ عامه Next Entries منبع تحقیق درباره انتقال معنا، صاحب نظران