منبع تحقیق درباره خودپنداره، سلسله مراتب، سلسله مراتبی

دانلود پایان نامه ارشد

و تغییرپذیری و استعداد نامحدودی در رشد و تکامل و خودشکوفایی دارد. مهمترین نیروهایی که باعث شکل دادن «خود» میشود، افراد مهم دیگر است (7).
2-2-2 خودپنداره
خودپنداره معمولا به عنوان آگاهی فرد از ویژگیها، صفات و محدودیتهای شخصی و خصوصیاتی که شخص ممکن است در آنها با بقیه مشابه یا متفاوت باشد، تلقی میشود. خودپنداره، ادراکی است که شخص از خودش، بدون قضاوت یا مقایسه شخصی زودگذر با دیگران دارد. مجموعهای از عقاید، تصورات و احساسات است که هرفرد در مورد خودش درنظر گرفته است. این تصورات شامل تواناییها، پیشرفتها، امیال و شاخصهای ظاهر و خصوصیات فردی شخص میباشد. درواقع خودپنداره به چگونگی نگریستن فرد به خود بدون داشتن قضاوت شخصی یا هرگونه مقایسه زودگذر با افراد دیگر گفته میشود (51).
شاولسون، هوبنر و استانتون (1976) خودپنداره را به عنوان ادراک فرد از خود که از طریق تجربه و تفسیر او از محیطش شکل میگیرد تعریف نمودهاند. آنها معتقد بودند که خودپنداره موجودی درون فرد نیست بلکه یک ساختار نظری است که از توانایی بالقوه جهت تشریح و پیشگویی اعمالی که توسط فرد انجام میشوند برخوردار است (50). آنها هفت ویژگی مهم را در تعریف خودپنداره معرفی کردند:
1. خودپنداره، سازمانیافته و از ساختار برخوردار است.
2. چندبعدی است.
3. سلسله مراتبی است، به این ترتیب که قاعده آن را ادراکهای رفتار فردی، میانه آن را استنباط راجع به خویشتن در حوزههای مختلف (اجتماعی، بدنی، تحصیلی و علمی) و راس آن را خودپنداره عمومی تشکیل میدهد.
4. خودپندارهی واقع در راس ثابت است ولی نتایج تا حدزیادی به موقعیت ویژه بستگی داشته و با رسیدن به مراتب پایینتر از ثبات آن کاسته میشود.
5. خودپنداره با افزایش سن، بیشتر ساختار چندبعدی پیدا میکند.
6. خودپنداره هم توصیفی و هم ارزشیابی است.
7. خودپنداره را میتوان از سایر ساختارها متمایز نمود (50).
انسان خودپنداره را فرامیگیرد و این فراگیری دست کم از تولد آغاز میشود. تعدادی از صاحب نظران وضعیت عاطفی فرد در زمان بارداری که از شادی و آرامش تا ناراحتی و تنش در نوسان است، ممکن است تاثیر شگرفی بر جنین داشته باشد (51).
ماههای ابتدایی طفولیت، آغاز واقعی رشد خودپنداره است. مهربانی و محبت والدین و کودک، نخستین احساسات ارزش و عاطفه را به همراه دارد. احساس ارزشمند بودن از وضعیت عاطفی و توجه والدین به نیازهای جسمانی او تاثیر میپذیرد. تحقق نیازهای روانشناختی در طفل برای بنانهادن احساس اعتماد، امنیت و عشق مهم است. مادران و پدران از طریق ترکیب مراقبتهای دلسوزانه و احساسات ثابت و همیشگی خود، حس اعتماد را در کودکان ایجاد میکنند (51).
خود ادارکی یا خودپنداره آموختنی است و این موضوع برای فرد و کسانی که مسئول پرورش کودک هستند بسیار حائز اهمیت است. خودادراکی از تجارب گذشته فرد نشأت میگیرد و در میان این تجارب، تجارب اجتماعی تا حد زیادی منحصر به روابط خانوادگی است. اعضای خانواده معمولا مهمترین افراد در نظر کودک میباشند و براساس رابطه با این افراد است که کودک پایههای خودادراکی را استوار میکند حتی میتوان گفت در سالهای اولیه زندگی قبل از اینکه طفل فرا گیرد، تصور راجع به خود در اثر روابط با اعضای خانواده بهوجودخواهد آمد و مسلما هنگامیکه کودک بوسیله تکلم قادر به برقراری ارتباط با دیگر افراد خانواده میگردد، این ادراک و پنداشت از خود به صراحت بیان میشود. خودادراکی همیشه قابل تغییر است اما این تغییرات در دوران کودکی بسیار بیشتر از بزرگسالی است. ثابت شده است که همگام با رشد فرد، وجوه خودپنداره استقلال بیشتری مییابد (50 و 61).
رشد احساس خودمختاری و استقلال، محرک مهمی در توسعه خودپنداره مثبت است که به شدت توسط بزرگسالان و افراد مهم در زندگی کودک تاثیر میپذیرد. وابستگی کودک به افراد خاص، موقتی است و این ماهیت موقتی وابستگی، کودکان را به سمت رفتارهای اکتشافی و کوششهای مهارتی از اوایل کودکی به بعد سوق میدهد. بزرگسالان میتوانند فرصتهای بینظیری در اختیار کودکان قرار دهند تا آنها از آن برای تامین فرصتهایی برای خوداکتشافی و پذیرش دائمی فردیت شناخت خود استفاده کنند (51).
خودادراکی به تدریج صورت معینی بهخود خواهدگرفت. هرچند این تصور در این موقع هنوز رسوخ نیافته و به آسانی قابل تغییر است، بهتدریج که کودک رشد میکند توجه بیشتری نسبت به محیط پیرامون خود نموده و خودپنداره او انعکاسی از ارزیابی دیگران میشود. اگر ارزیابیها تحقیرکننده و ناپسند باشند، کودک خود را به همان دید مینگرد و خود را ناچیز و بیارزش میپندارد و برعکس. خودپنداره یک سازه چندبعدی است که شامل ویژگیها، شایستگیها و نقشهای افراد میباشد (69).
بیشتر یادگیریهای فرد در این دوره تقلیدی است. کودکی که تحت تاثیر دیگران قرار دارد، احساس استقلال را در دنیای اجتماعی خود توسعه میدهد. کودکان با ورود به مدرسه چارچوب توجهشان را از خانه و خانواده به مدرسه، همسالان و معلم تغییر میدهند. تعداد افراد خاص که بر رشد خود تاثیر میگذارند با ورود معلمان و همسالان افزایش مییابند. شمپ و همکاران8 (1983) دریافتند شرایطی که در آن کودکان ترغیب به تصمیمگیری میشوند، سطح خودپندارهها، نگرشها، خلاقیت و مهارتهای حرکتی آنها را ارتقا میدهد (51).
رابطه با همسالان سهم بیشتری در خودپنداره و عزت نفس فرد دارد. مورن ویس، صاحبنظر در حیطه روانشناسی رشد و ورزش، تحقیقات متعددی را در عرصهی جنبههای روانشناختی مشارکت ورزشی جوانان به عهده داشته است. او و همکارانش جنبههای مثبت و منفی زیادی از روابط همسالان را در محیطهای ورزشی جوانان مشاهده کردند که با رشد خودپنداره در ارتباط هستند (51).
کودکان بزرگتر با انجام وظایف جدید و مشکل، ایجاد حس استقلال و انجام کارهایی که به کسب درآمد منجر میشودف احساس خوبی را تجربه میکنند. والدین متفکر به اهمیت گروه همسالان در این سطح پی برده و بهطور تدریجی به رشد و بالیدگی حس خودمختاری و استقلال کودکان کمک میکنند. احساس ارزشمندی و سودمندی شخص از طریق تجارب موفقیت آمیز افزایش مییابد. موفقیت آمیز بودن اجرای مهارتها برای توسعه اعتماد بهنفس ضروری است. شخص باید خواهان پذیرش خودش و دیگران باشد. کودکان و بزرگسالانی که میتوانند برای انجام کارهای مختلف با هم همکاری کنند، تلاش میکنند و قادرند بر وظایف خود تمرکز کنند و با وجود مشکلات، کار خود را انجام دهند (51).
چنین نگرشی به خودپنداره حاکی از آن است که میتوان با درگیری موفقیتآمیز در فعالیتهای شناختی، اجتماعی و حرکتی موجب رشد و پرورش خودپنداره مثبت شد از طرفی تکامل خودارزیابی مثبت از طریق رفتارهای خودکارامد و تجارب موفقیت آمیز نیز موجب برخورداری از احساس مثبت نسبت به خویشتن خواهد گردید (27 و 55).
فعالیت بدنی میتواند رشد خودپنداره کودکان را افزایش دهد چراکه فعالیت بدنی یک امر قابل توجه در زندگی آنها است. شایستگی در فعالیتهای بدنی ارزش زیادی برای دختران و پسران دارد و به همین خاطر، یک عامل ضروری در عزت نفس کلی است (51).
از طرفی نیز محوطه مدرسهها، ورزشگاهها و محیطهای بازی فرصتهای مناسبی برای رشد خودپنداره مثبت مهیا میکنند. شایستگی ادراک شده کودک همانند شایستگی حقیقی در حیطههای جسمانی، شناختی و عاطفی تسهیل دهندههای مهم رشد خودپنداره مثبت محسوب میشوند (4).
2-2-3 مدلهای ساختاری خودپنداره
مارش و هاتی 9(1996) بر اساس مدلهای هوش به بسیاری از مدلهای نظری خودپنداره اشاره کردهاند. آنها به ارتباط موضوعاتی مانند وجود و اهمیت نسبی عامل توانایی عمومی، نظریههای چندبعدی و مدلهای سلسله مراتبی که از الحاق دیدگاههای عمومی و چندبعدی بهدست آمدهاند، اشاره داشتهاند (50).
2-2-3-1 مدل یک بعدی10
این مدل براساس مدل دوعاملی هوش اسپیرمن میباشد و مبتنی بر این اصل است که تنها یک عامل عمومی از خودپنداره وجود دارد و یا اینکه یک عامل عمومی سایر عوامل اختصاصیتر را تحت تاثیر قرار میدهد. البته تحقیقات بعدی کاملا مدل چندبعدی را تایید کردهاند و حمایت کافی از دیدگاه یک بعدی بهدست نیامدهاست. به این معنی که درک کامل خودپنداره بدون توجه به ماهیت چندبعدی آن ناقص خواهدبود (50).
2-2-3-2 مدلهای عامل مستقل و به هم پیوسته11
این مدل، ساختار خودپنداره را چند بعدی دانسته و تفاوت بین آنها در میزان همبستگی بین ابعاد چندگانه است. در مدل عامل مستقل فرض بر این است که عوامل درگیر مطلقا از هم جدا هستند. در حالیکه در مدل عامل به هم پیوسته بر ارتباط بین عوامل اشاره شدهاست. مارش و هاتی (1996) به این نتیجه دست یافتند که از مدل به هم پیوسته بیش از مدل مستقل حمایت بهعمل آمدهاست (50).
2-2-3-3 مدل چند سطحی و طبقه بندی شده12
مدل ساختار هوش گیلفورد13 (1969)، الهام گرفته از مدل طبقه بندی خودپنداره سوارس (1977) بود. ویژگی منحصر بهفرد مدل گیلفورد این است که بخشهای هوش آن از دو بعد یا بیشتر تشکیل شده است که هر کدام حداقل دارای دو سطح بوده اند (50).
2-2-3-4 مدل عامل سلسله مراتبی چندبعدی 14
این مدل تلفیقی ازمدلهایی است که به آنها اشاره شدهاست. به عنوان یک بعدی بر این پیش فرض استوار است که جزء عمومی آن در راس این سلسله مرتبه قرار گرفتهاست. بنابراین جنبه سلسله مراتب بسیار قوی است. به عنوان یک مدل چندبعدی عوامل مستقل، این سلسله مراتب بسیار ضعیف هستند. براساس مدل چندبعدی به هم پیوسته نیز روابط بین عوامل در این مدل نزدیک به صفر میباشند. بنابراین این مدل از قابلیت تغییر بسیار خوبی برخوردار است. خودپنداره عمومی که در راس قرار گرفته است به دوسطح تحصیلی و غیرتحصیلی تقسیم میشود و خودپنداره غیرتحصیلی به صورت احساسی، اجتماعی و بدنی تقسیم میشود. همچنین در مورد سطوح پایینتر این مدل پیشنهاد شده که از تعمیمپذیری کمتری برخوردار بوده، کاملا اختصاصی بوده و بیشتر با رفتار واقعی مرتبط هستند (50).
2-2-4 تقسیم بندی خودپنداره
شاولسون و همکاران (1976) اظهار داشتند که بدون در نظر گرفتن چندبعدی بودن خودپنداره نمیتوان آن را بهطور کامل و متناسب درک کرد. در این راستا شاولسون و همکارانش یک الگوی چندگانه سلسله مراتبی از خودپنداره پیشنهاد کردند. در این الگو، خودپنداره بهصورت یک سلسله مراتب است که در قسمت بالای آن یعتی در سطح یک، خودپنداره کلی (عمومی) قرار دارد که مجموعهای است از باورهایی که شخص در مورد خود دارد و باورهایی که تغییر آن نسبتا دشوار است. در سطح دوم، دو قلمرو تحصیلی و غیرتحصیلی وجود دارد (75).
2-2-4-1 خودپنداره تحصیلی یا علمی15: شامل مباحث تخصصی از خودپنداره است که مربوط به زمینههای درسی میشود.
2-2-4-2 خودپنداره غیرتحصیلی16: به بخشهای احساسی، اجتماعی و بدنی تقسیم میشود. در سطح سوم، قلمروهای ویژه خودپنداره که کاملا اختصاصی بوده و بیشتر با رفتار واقعی مرتبط هستند، واقع است. هر کدام از این سطوح نیز به نوبه خود دارای زیرمجموعههایی میباشند. مثلا خودپنداره جسمانی17 دارای دو بخش توانایی بدنی18 و ظاهر بدنی19 میباشد. این قلمروهای خاص خودپنداره که تابعی از تجربههای روزانه ماست، احتمالا بیشترین آمادگی را برای تغییر دارا میباشند (50 و 75). در ادامه این فصل به تعاریف و ساختار خودپنداره جسمانی میپردازیم.
2-2-5 خودپنداره جسمانی
در متون متعدد، واژههای خودپنداره جسمانی، تصویر بدنی20، ادراک بدنی 21و مفهوم بدنی 22مترادف با یکدیگر به کار برده شده و برای همه تعاریفی مشابه وجود دارد. اصولا تصور از بدن یا خودپنداره جسمانی هم شامل شیوهای است که فرد توسط آن شیوه بدن خود را ادراک میکند (7).
اسمیت23 (1967) بیان میکند که هر شخص یک تصویر ذهنی از بدن خویش دارد که اصلیترین عنصر سازنده شخصیت اوست، ممکن است فکر کند توانایی بدنی خوب یا بدی دارد و یا اینکه فردی لاغر، چاق، کوتاه، بلند یا چیزی بین آنهاست. تصویر بدنی مجموعهای از تصویر، وضعیت بدن، شمای نقش بسته و درک شده آن در مغز و

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره خودپنداره، آمادگی جسمانی، دختران نوجوان Next Entries منبع تحقیق درباره خودپنداره، تصویر بدنی، تصویر ذهنی