منبع تحقیق درباره خودپنداره، تصویر بدنی، تصویر ذهنی

دانلود پایان نامه ارشد

دیگر ادراکها، گرایشها، احساسات و واکنشهای شخصی است که هر شخص در مورد بدن خود دارد. فرد در هر لحظه بهوسیله ارتباط با بدن خود از طریق تصویر بدنی در حال تعادل است. تغییر یا اختلال از این تصویر ذهنی موجب آشفتگی و عدم تعادل روانی در شخص میشود. تصویر بدنی مفهوم وسیعی دارد و برای درک نحوه ارتباط هر فرد با بدن خود، مفهومهای متعددی ارائه شدهاست (2 و 7).
عصب شناسها بیشتر به ادراک بدن توجه داشتهاند. این مفهوم شامل تجربیات حسی از بدن و به وجودآمدن شمایی از آن در مغز و همچنین درک وضعیت بدنی در فضا میشود. تجسم اندامهای خیالی پس از قطع اندامها در ارتباط با این ادراک است. خودپنداره جسمانی که شامل افکار، احساسات، گرایشها و خاطرات خود در ارتباط با با بدن خود است موجب میشود تا فرد مفهوم کلی از بدن خود را در ذهن داشته باشد. بخشی از «من»که ادراک کننده یا نظارهگر تصویر ذهنی فرد از بدن خود میباشد، «من جسمانی» نامیده میشود. علاوه بر این، هر فرد تصویری آرمانی از بدن خود در ذهن دارد که همواره بدن خود را با آن مقایسه میکند و میکوشد تا بدن خود را به آن شکل درآورد یا در ذهن خود تجسم کند (50 و 7).
شاولسون و همکاران (1976) نیز خودپنداره جسمانی را بهعنوان ادراک فرد از خود که از طریق تجربه و تفسیر او از محیطش در ارتباط با بدنش شکل میگیرد، تعریف نموده اند (61).
همچنان که تغییرات بدنی اتفاق میافتند، خودپنداره جسمانی نیز تغییر مییابد. زمانیکه تغییرات بدنی کم و ناچیز باشد، همانند اوایل بزرگسالی، حس خودپنداره جسمانی نیز تغییر ناچیزی دارد. در هنگام بلوغ، افراد متوجه تغییراتی میشوند که به سرعت اتفاق میافتد و خودپنداره جسمانی نیز از حالت خودپنداره کودکی به خودپنداره بزرگسالی تغییر مییابد. در این هنگام نوجوانان با شرکت موفقیتآمیز در فعالیتهای بدنی، موجب رشد و پرورش خودپنداره جسمانی مثبت میگردند. به همین ترتیب فردی که به کهنسالی روی میآورد به دلیل سازگاری با تغییرات بهوجود آمده با جریان پیری، خودپنداره جسمانیاش تغییر مییابد. مثلا فرد ممکن است با بی میلی درباره خودش فکر کند و خود را پیر و غیرجذاب ببیند و یا اینکه احساس کند قابلیتها و تواناییهای عضلانیاش کاهش یافته است. بنابراین با روند افزایش سن، رضایتمندی نسبت به تواناییهای بدنی کاهش یافته و افراد مسن احساس فعال بودن کمتری دارند (50).
2-2-6 ابزارهای چندگانه خودپنداره
محققین خودپنداره در ابتدا بر یک ساختار کلی از خودپنداره تاکید داشتند که بین ادراک از خویشتن در ابعاد بدنی، اجتماعی، علمی و دیگر زمینهها تفاوتی وجود نداشت، یعنی سنجش خودپنداره جسمانی بهصورت یک بعدی بود. از طرفی مارش و شاولسون24 (1985) اظهار داشتند بدون در نظر گرفتن چندبعدی بودن خودپنداره نمیتوان آن را بهصورت کامل و متناسب درک کرد. سانستروم، هارلو و جوزفز25 نیز معتقدند که ابزارهای چندگانه خودپنداره فرصتی ایجاد میکنند تا جنبههای مختلف خودپنداره سنجیده شود. بهطور مثال، فردی ممکن است جهت تعریف خود جسمانی، صلاحیت جسمانیاش را مهم بداند ولی شخص دیگر ممکن است بر ظاهر بدنیاش تاکید داشته باشد (89). مدل ارائه شده توسط شاولسون، هوبنر و استانسون26 (1976) در مورد خودپنداره، یکی از مدلهای قابل استفاده در مورد خودپنداره جسمانی یا تصویر بدنی بوده است که به دلیل انعطافپذیری آن از جذابیت مناسبی برخوردار بوده است (50).
فاکس (1990) نیز یک مدل سلسله مرتبهای از خودپنداره پیشنهاد میکند که براساس تحقیقات شاولسون و همکارانش (1976) و هارتر (1985، 1986) بود. بر اساس این مدل، عزت نفس در بالاترین مرتبه، خودپنداره جسمانی عمومی در مرتبه بعد و اجزاء ویژه خودپنداره جسمانی در سومین مرتبه قرار داشتند. فاکس فرض کرد که اهمیت ادارک شده نقش پالایندهای را بین اجزا هر یک از درجات مدل سلسله مرتبهای دارد. اما محققین نتوانستند مدل ارئه شده را با ابزار مناسبی، حیطههای علمی، اجتماعی و جسمانی خودپنداره را از هم مجزا نمایند (50). مارش نیز در مرور تحقیقاتی که بر روی مقیاسهای خودپنداره در ارتباط با خودپنداره جسمانی انجام شده، نتیجه گرفت که خودپنداره جسمانی به نوبه خود در زمینههای زیر قابل تقسیم است: آمادگی جسمانی، سلامتی، ظاهر بدنی، آراستگی، شایستگی ورزشی، تصویر بدنی، جنسیت و فعالیت بدنی. این فرضیه منجر به ایجا پرسشنامه خودتوصیفی بدنی27 (PSDQ) شد (71 و 74).
در واقع تحقیقات اولیه پرسشنامه خود توصیفی28 (SDQ) حمایت قوی برای چند بعدی بودن خودپنداره مطابق با فرض شاولسون و همکاران بود. ابزار خودپنداره برای ارزیابی آن در زمینههای تحصیلی، اجتماعی، بدنی و احساسی طراحی شده بود. این پرسشنامه دو جزء مجزا از خودپنداره جسمانی شامل توانایی و ظاهر بدنی عمومی را در بر میگیرد. اگرچه روانشناسان تمرین و ورزش احتیاج به یک ابزار با دید جزییتر به خودپنداره جسمانی داشتند. بنابراین با ایجاد PSDQ که مقیاسهای SDQ اصلی (توانایی بدنی، ظاهر بدنی و عزت) را در برداشت و همچنین در یک تحلیل عاملی تاییدی (CFA)، مقیاسهای آمادگی جسمانی آن موازی با اجزای آمادگی جسمانی، شناخته شدند که فلیشمن (1996) در تحقیقی در مورد آمادگی جسمانی آن را تمدید و تایید کرد. PSDQ از 9 جزء مجزا از خودپنداره جسمانی، یک مقیاس بدنی عمومی و یک مقیاس عزت نفس عمومی، تشکیل شده است. تحقیقات گذشته در مورد این پرسشنامه نشان دادهاند که:
اعتبار خوب برای تمام 11 مقیاس که توسط مارش (1996) و مارش و همکاران (1994) بهدست آمده است. ثبات آزمون-پس آزمون در طول دوره کوتاه سه ماهه و دوره بلند 14 ماهه که مارش (1996) نشان داده است. قابل استفاده ورزشکاران و غیر ورزشکاران است. همچنین قابل استفاده برای کشورهای مختلف بر اساس نمونه ترجمه شده PSDQ است (71 و 74).
در مجموع PSDQ یک ابزار روانسنجی قوی و مناسب در زمینه ورزش و مرین است. همچنین فرم کوتاه پرسشنامه خودپنداره جسمانی نیز همانند PSDQ بهخوبی ویژگیهای روانسنجی و اعتبار بالایی را نشان داده است (74).
بهطور کلی مدلهای ارائه شده در مورد خودپنداره جسمانی از دو جهت خودپنداره و عزت نفس بررسی شدند و ابزارهایی که بر اساس آنها ساخته شدند کمتر توانستهاند از یک دیدگاه کاربردی مورد استفاده روانشناسان ورزشی قرار گیرند. گروهی از محققین برای توصیف خودپنداره جسمانی و اندازهگیری آن از ابزارهای مربوط به تصویر بدنی، لیاقت بدنی و اعتماد به نفس بدنی استفاده نمودهاند. بههر حال همانطوری که اشاره شد، محققین با اقتباس از مدل چندبعدی سلسله مراتبی که توسط خود او و شاولسون ارئه شده، پرسشنامه خودتوصیفی را مورد استفاده قرار داده و نشان دادهاند که خودپنداره جسمانی ترکیبی از عوامل مربوط به آمادگی سلامتی، عملکرد، لیاقت ورزشی، ترکیب و ظاهر بدنی میشود (74).
2-2-7 عوامل موثر بر خودپنداره جسمانی
خودپنداره جسمانی تحت تاثیر عوامل زیستی و محیطی مختلف مانند سن، جنسیت، بالیدگی، ترکیب بدنی، فعالیت جسمانی و وضعیت اجتماعی-اقتصادی خانواده قرار میگیرد و در زمانهایی از زندگی دچار نوسان و تغییرات بیشتری میشود (57). در این بخش شرح عوامل مختلف موثر بر خودپنداره ارائه میشود.
2-2-7-1 بالیدگی و خودپنداره جسمانی
حوزه دیگری که میتواند بر خودپنداره تاثیر بگذارد، میزان بالیدگی است مانندبالیدگی زودرس یا دیررس. ظهور بالیدگی، تغییرات زیستی کاربردهای اجتماعی و روانشناسی مهمی برای نوجوان دارد. حیطه روابط، بسیار وسیعتر شده و عوامل مهم از نظر وی متحول میشوند و لذا خودپنداره بیشتر تحت تاثیر عوامل درونی چون افکار و احساسات و یا توانایی پذیرفته شدن در گروه همسالان و میزان استقلال نوجوان قرار خواهد گرفت، پس چگونگی وضعیت بالیدگی در مفهوم خودپنداره افراد موثر است (42).
2-2-7-1-1 تکامل خودپنداره جسمانی
خودپنداره جسمانی معمولا قبل از خودپنداره روانی ایجاد میشود. بنابراین کودک قبل از اینکه تصویری از تواناییها، خواستهها و نیازها و آرزوها و نقش آنها در زندگی داشته باشد، یک تصویری از ویژگیهای بدنی و جسمانیاش دارد، البته باید توجه کرد که شکلگیری خودپنداره جسمانی بدون درگیری عاطفی میسر نیست. جرسیلد (1956) در بحث خودپنداره جسمانی بیان کرده تصویر بدنی مانند یک اثر فتوگرافیک نیست بلکه در تمامی جنبههایی که یک فرد خودش را میبیند، احساسات و نگرشهایش نیز به نوعی در برابر تغییر مقاوم هستند. بهتدریج با رشد فرد، خودپنداره جسمانی و روانی با هم ترکیب میشوند و این زمانی اتفاق میافتد که کودک در دوره دوم کودکی باشد. در این زمان فرد درباره خودش بهعنوان یک واحد کل فکر میکند (49 و 50).
خودپنداره جسمانی زمانی شروع به رشد میکند که کودک تفاوت بین خود و دیگران را کشف مینماید. یک الگوی قابل پیشبینی برای خودیابی کودک، از طریق نگاه کردن به خود در آینه گزارش شده است. معمولا در هفته هجدهم کودک میتواند در آینه به خود نگاه کرده و تصویری از خود جسمانیاش در ذهن ایجاد نماید (50).
مابین 22و 23 هفتگی او با تصویرهای ذهنی خودش بازی میکند، تصویری که از خود و سایر افراد اطرافش دارد. این مرحله، مرحله «بازی کشف خود» نام دارد. بین ماههای ششم و هفتم، کودک سعی میکند تصویر آینهای را که دریافت مینماید به خودش مربوط سازد و زمانیکه میتواد حرکت کند و با پاهایش راه برود و دستهایش را تکان دهد، سعی میکند بین آنچه انجام میدهد و آنچه در خود میبیند، ارتباط برقرار کند (50).
مرحله آخر در رشد خودپنداره جسمانی مرحله حجب نامیده میشود که ماههای نهم و دهم اتفاق میافتد. یعنی زمانیکه کودک از ساختن حقایق و توجه به آنها لذت میبرد، سپس به آنها میخندد. او در این زمان حدودا یک ساله است. رفتار او در این زمان شناسایی خود واقعی را نشان میدهد و این امر خودپنداره جسمانی پایه کودک را رشد میدهد. در حدود سالهای دوم و سوم کودک از تفاوت بین خود و دیگران آگاه میگردد. او با مقایسه اندازه و شکل بدن خود با دیگر کودکان بهوسیله شنیدن نظرات آنها درباره خود، مفهوم و تصویر جدیدی درباره خودپنداره جسمانیاش بهدست میآورد. آگاهی از تفاوتهای جنسی و نوع لباس و حتی مدل مو در هر دو جنس پسر و دختر در حدود 3 یا 4 سالگی بهوجود میآید و این دوران نقش مهمی در تثبیت هویت جنسی و نوع پوشش فرد دارد. واکنشهای محیط و اطرافیان کودک، بهطور مثال واکنشهای والدین، بستگان، معلم، دوست و شخصیتهای خانوادگی و اجتماعی در تصویری که او از بدن خود و اعضا آن پیدا میکند، بسیار موثرند (50).
در هنگام بلوغ ، افراد متوجه تغییراتی میشوند که به سرعت اتفاق میافتد و خودپنداره جسمانی نیز از حالت خودپنداره کودکی به خودپنداره بزرگسالی تغییر مییابد (65) . زندگی آرام و بی دغدغه کودکی با فرا رسیدن بلوغ و تغییرات شدید چهرهاش عوض میشود و نوجوان تصویر ذهنی خاصی از بدن خویش پیدا مینماید. این تصویر ذهنی با تصویری که فرد از خود در آینه میبیند، متفاوت است و شامل برداشت جسمانی همراه با خصوصیات روانی است که هرگونه نقص بدنی، تصویر ذهنی نوجوان را از بدن خویش مختل میکند (50).
رشد جسمی در دوران نوجوانی بهقدری سریع و تند است که افراد مشکلاتی در ارتباط با سازگاری پیدا کرده و احساس گیجی و سردرگمی درباره بدن خود میکنند و به همین ترتیب احساس امنیت خود را در مورد ثبات بدنی از دست میدهند و نوعی احساس بیگانگی نسبت به بدن خود میکنند. متعاقب این حالات ممکن است نوجوان سعی کند خود را پنهان نماید یا در پی کسب آگاهی درآید (66).
از طرفی نوجوانان بهطور مستمر خود را با همسالان مقایسه میکنند و قضاوت آنها بر طبیعی بودن خویش بر اساس مشاهده ومقایسه با همسالان است و هنگامی که عینا همانند دوستان خود هستند احساس اطمینان و آرامش مینمایند. پیدایش انحراف و نقص از فرم رایج در بین گروه، خطراتی هستند که ممکن است نوجوان را بهسوی ایجاد تصورات ایدهآلیستی سوق دهد. از طرفی بهعلت تغییرات هورمونی و تاثیر بر غدد، سبب پیدایش جوش در صورت میشود که مشکلاتی

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره خودپنداره، سلسله مراتب، سلسله مراتبی Next Entries منبع تحقیق درباره شاخص توده بدنی، فعالیت بدنی، اضافه وزن