منبع تحقیق درباره تجارت آزاد

دانلود پایان نامه ارشد

ه مصلحتي را ارائه نمي نمايند. به اين ترتيب به عقيده نويسنده مذکور، درجه مصلحتي بودن از يک ثبت معمولي تا يک ثبت کاملاً آزاد، متغير است و آزادي ثبت همواره، امري نسبي است.
به هر طريق به نظر مي رسد که دو واژ? مذکور از نظر کابرد، کاملاً يکسان عمل مي نمايند و همانطور که قبلاً نيز گفته شد جهت محود برچسب رسوا کننده “پرچمهاي مصلحتي” و توجيه اقتصادي آن، به کوشش کشورهاي صنعتي غرب، اصطلاح “ثبت آزاد” متداول گرديد.
نهايتاً مي توان گفت: عبارت پرچمهاي مصلحتي يا پرچمهاي ترجيحي در مورد آن گروه از کشورها که به سادگي و در برابر دريافت مبلغي ناچيز، تسهيلات ثبت و اجازه استفاده از پرچم خود را به کشتيهاي خارجي اعطا مي کنند، به کار مي رود. به طوري که قوانين و تسهيلاتي که اين کشورها براي ثبت کشتي ارائه مي نمايند، موجب جذب بسياري از صاحبان شرکتهاي کشتيراني گرديده است.
همچنين قابل ذکر است که از پرچمهاي مصلحتي تحت عناوين گوناگون، به وسيله گروههايي که از امکانات اين پرچمها سود مي بردند و گروههايي که مخالف وجود يک چنين پرچمهايي بودند، نام برده شده است.
براي مثال کشتي داران آمريکايي از واژه “پرچمهاي مصلحتي” تحت عنوان “پرچمهاي ضروري”1 نام برده اند و اين اصطلاح جايگزين، که معرفي شده بود اين مفهوم را براي صاحبان کشتيها، در بر داشت که ضروري است کشتيهاي خود را تحت اينگونه پرچمها ثبت نمايند تا قابليت رقابت و ادامه حيات داشته باشند.
از طرف ديگر اتحاديه هاي دريايي ايالات متحده که به شدت مخالف اين عمل بودند از اين پرچمها به عنوان “پرچمهاي الفرار”2 نام بردند3 که اين ترم در تلاشهاي اتحاديه هاي دريايي براي سازماندهي و اعمال استانداردهاي کارگري و ايمني در مورد اين کشتيها به وجود آمد. چرا که اين منظور را مي رساند که کشتيهايي که اينگونه پرچمها را حمل مي کردند در واقع از پرچم ايالات متحده که تحت آن مي بايستي به درستي به دريانوردي بپردازند فرار کرده اند.
اصطلاحات متعدد ديگري مثل “پرچمهاي پناه دهنده”4، “پرچمهاي بدون ماليات”5، “پرچمهاي اسمي”6، “پرچمهاي آزاد”7، “پرچمهاي فرصت طلبي”8، “پرچمهاي عملي”9، “پرچم هاي تسهيلاتي”10، “پرچمهاي سايه”11 و “پرچمهاي ارزان”12 در همين زمينه براي توصيف پرچمهاي مصلحتي استفاده شده است13.

بخش دوم:

رشد و توسعه پرچمهاي مصلحتي بعد از جنگ جهاني دوم

فصل اول : تاريخچه ثبت آزاد

اعمال برافراشتن پرچمهاي خارجي (غير ملي) توسط کشتيها که عبارت است از ثبت کشتيهاي تجاري، در کشوهايي که داراي قوانين و يا سياستهاي مناسبتري در امور کشتيراني هستند، پديده جديدي نيست. دلايل مستند تاريخي حکايت از آن دارند که تعويض پرچم و يا انتقال از يک پرچم به پرچم ديگر توسط کشتيهاي تجاري در حين فعاليتهاي دريايي قدمت زيادي داشته است.
تاريخ، موارد زيادي را که شبيه عملکرد امروز پرچمهاي مصلحتي است، نشان مي دهد. در گذشته صاحبان کشتيهايي که به دنبال منافعشان بودند از اينکه کشتي هايشان را به يک ناوگان تجاري خارجي بچسبانند، ترديد نمي کردند. براي مثال در قرون 16 بسياري از تاجران انگليسي سودطلب، تحت پرچم اسپانيا دريانوردي مي کردند که بتوانند از مقررات انحصاري اسپانيا که بر تجارت با سرخ پوستان غربي حکومت مي کرد و بر روي کشتيهاي غير اسپانيايي اعمال مي شد، پرهيز نمايند1.
در قرن 17، “ماهيگيران نيوفاندلند”2 که با تبعيد از طرف مقامات کشورشان، يعني انگلستان مواجه بودند و مي ترسيدند که به رقابت در ماهيگيري با آنها ادامه دهند، تحت پرچم فرانسه به اين امر مي پرداختند3.
نمون? ديگري از اين عمل را مي توان در مديترانه شرقي در قرن 18 جستجو نمود که در آنجا تجارت دريايي از شبه جزيره “پلوپن سبن”1 آغاز مي شود.
شواهدي وجود دادر مبني بر اينکه پرچم يک کشتي نشانه اي از تابعيت و يا مليت کاپيتان آن که احتمالاً ممکن بود مالک آن باشد، نبوده است به عنوان مثال تمام کشتيهايي که به منافع فرانسه مربوط مي شده و در منطق? پوپلن سين به تجارت مشغول بودند، در طول قرن 18 تحت پرچم فرانسه دريانوردي مي نمودند2.
از سويي ديگر شرکتهاي کشتيراني که عمدتاً از دولت “گنوآ”3 نشأت مي گرفتند. در همان منطقه با پرچم فرانسه به دريانوردي مشغول بودند. مدتي بعد هنگامي که دولت فرانسه مالياتهاي کنسولي و غيره را افزايش داد، کشتيهاي گنوآيي براي فرار از ماليات به پرچم اتريش روي آوردند. در همان موقع پرچم امپراتوري اطريش نيز توسط تعدادي از کشتيهاي ناپلي که در بنادر جنوب يوان به دريانوردي اشتغال داشتند مورد استفاده قرار مي گرفت4.
همچنين شواهدي وجود دارد که بيان مي کند که در طي سالهاي 1770 بنگاههاي کشتيراني که از جزيره “هايدرا”5 (يونان) نشأت مي گرفتند، همزمان از اسناد ترکي و روسيه تزاري بر حسب موقعيت استفاده مي کردند6.
به جز موارد ذکر شده، شواهدي وجود دارد که مبين تغيير از يک پرچم به پرچم ديگر توسط کشتيها، به هنگام تغيير محل مي باشد. مثلاً کشتي هاي گنوآيي قبل از اينکه وارد خليج کورنت7 شوند، متوسل به پرچم انگليس مي شدند که اين مورد توسط سياست دولت انگليس تشويق مي شده است. بدان جهت که با قرار دادن کشتيها در منطق? مذکور، تت حمايت پرچم انگليس به مقابله با برتري تجاري فرانسه در منطقه پلوپن سين بپردازد1.
در طول نيم? اول قرن 18 کشتيهاي يوناني از پرچم ترکي? عثماني استفاده مي کردند (يونان يکي از مستعمرات عثماني در آن زمان بود). ولي بتدريج پرچم ترک موقعيت و برتري خود را در بنادر مديترانه شرقي به نفع پرچم روسيه تزاري از دست داد و تا پايان قرن 18 تعداد پرچم روسيه در منطقه پلوپن سين به سرعت افزايش يافت. از اواسط همين قرن نيز از پرچم مالت توسط شرکتهاي کشتيراني يوناني استفاده مي شده است2.
ضمناً، دلايل تاريخي موجود حکايت از آن دارد که انتقال فعاليتهاي دريايي از يک پرچم به پرچم ديگر در مناطق ديگري نيز، عموميت داشته و منحصراً محدود به مديترانه شرقي نبوده است. براي مثال در طول سالهاي 1760 تا 1770 صاحبان کشتيهاي عمدتاً ايرلندي که در انگلستان زندگي مي کردند کشتيهاي آنها پرچم فرانسه را حمل مي نمود و همينطور ماهيگيران انگليسي در نيوفاندلند با پرچم فرانسه حرکت مي کردند.
به علاوه در اواسط قرن 19 بسياري از ماهيگيران انگليسي کشتيهايشان را تحت پرچم نروژ مي راندند که از پرداخت هزين? ثبت نام ماهيگيري معاف باشند3.
به کرات نيز اتفاق افتاده است هک پرچم کشورهاي ديگر به هنگام جنگ به صورت وسيع به وسيله صاحبان کشتي کشورهاي متخاصم مورد استفاده قرار گرفته است تا بتوانند از تصرف کشتي هايشان به وسيله طرفين ديگر جنگ جلوگيري نمايند. بدين منظور به هنگام بلوکه کردن قاره اي ناپلئون تعداد زيادي از کشتيهاي انگليسي تحت پرچمهاي رنگي دوک نشينهاي مختلف آلماني به ثبت رسيدند1. همينطور در سال 1812 که جنگ بين اتازوني و انگلستان شروع شد بخشي از ناوگان ماساچوست مدارک پرتغالي را به عنوان حفاظي در مقابل تصرف احتمالي انگليسها به کار بردند2.
اعطاي پرچم فرانسه به تابعين سلطان مسقط که تحت الحمايه انگليس بود نمون? بارز ديگري از پرچمهاي مصلحتي است. همانطور که بعداً بحث خواهد شد اين مورد که به لنجهاي مسقط معروف است تا مدتها دعواي بين انگليس و فرانسه تا 1905 بود3.
به طور کلي مي توان گفت در قرن بيستم با رشد بين المللي شدن سرمايه که به طور عمده نتيج? توسعه مالکيت تراستها و کارتلها بود رشد کشتيهايي که مليت آنها از مليت مالکين واقعي يا نهايي آنها منفک بود نيز، افزايش يافت. در اين رابطه در سال 1911 اداره کميسارياي درياداري ايالات متحده ذکر کرد که: “استفاده از سرمايه گذاري آمريکايي در پرچمهاي تحت نفوذ انگليس مورد استثنايي نيست. بطوري که مشخص گرديده مقادير زيادي از سرمايه انگليس تحت کمپانيهاي کشتيراني اسپانيا به کار گرفته شده است و همينطور سرمايه هاي ژاپن و آمريکا در کشتيهاي تحت پرچم برزيل سرمايه گذاري شده اند و بدون ترديد موارد ديگر را مي توان نام برد”4.
به علاوه قبل از جنگ جهاني اول، ناگان دريايي ايالات متحده در موقعيت اضمحلال کامل قرار داشت. چرا که عمده کشتيهاي آمريکايي تحت پرچمهاي مختلف خارجي به ثبت رسيده بودند و يک چنين پرچمهاي خارجي بدون شک بخشي از عملکرد پرچمهاي مصلحتي را احراز مي نمودند، در عين حال در دوره قبل از ظهور پرچمهاي ليبريا، پاناما و هندوراس، کشورهاي ديگري نيز بودند که در آن تابعيت مالک هيچ مسئله اي را در باطه با ثبت کشتي ايجاد نمي نمود.
براي مثال تعدادي از کشورهاي آمريکاي جنوبي و مرکزي که مايل به جذب سرمايه خارجي بودند تا مدتها به کشتيها با مالکيت خارجي اجازه دخول به ناوگانهاي دريايي خود مي دادند1.
منشأ ناوگانهاي پرچم مصلحتي به همين صورت در سالهاي بعد از جنگ اول قابل ريشه يابي است.
در 1922 زماني که فروش و حمل نوشابه هاي الکلي در عرشه کشتيهاي با پرچم آمريکايي توسط ايالات متحده ممنوع شد “کمپاني يونايتد امريکن لاين”2 تصميم گرفت که کشتي هايش را از ثبت ايالات متحده به پاناما منتقل نمايد که قابل قبول ترين نوع ثبت از نظر منافع آمريکا بود. به اين منظور با سازمان دادن يک کمپاني پايه تحت قواعد تجارت آزاد پاناما مالکيت دو کشتي آمريکايي “ري سولوت”3 و”ري لاينس”4بدون هيچ مشکلي به آن کمپاني منتقل گشت و در 5 دسامبر 1922 پرچم ستاره دار آمريکا از عرشه کشتيها به هنگامي که در بندر نيويورک قرار داشتند پائين کشيده شد و پرچم پاناما بر فراز آنها به اهتزاز درآمد5.
کمپاني انتقال دهنده عمل خود را با اشاره به اين نکته که بدون اين کار، رقابت با کمپانيهاي خارجي که حکومتهايشان فروش نوشابه هاي الکلي را در عرشه کشتيهايشان مجاز دانسته بودند، غير ممکن مي گرديد تشريح نمود.
بعد از اين تجربه موقعي که مخارج کارکرد کشتيها با پرچم ايالات متحده در اثر فشارهاي اتحاديه هاي کارگري شروع به افزايش نمود ديگر صاحبان کشتي، بخصوص بسياري از کمپانيهاي نفتي به پرچم پاناما منتقل شدند1. به اين منظور که از اجبار به استخدام کارگران و افسران وابسته به اتحاديه هاي آمريکايي که داراي دستمزدهاي بالايي بوند، پرهيز نموده و قادر باشند که به جاي آنها از نيروي کار ارزان کارگران خارجي استفاده نمايند.
اين انتقالات اوليه در گزارش رئيس جمهور آمريکا در رابطه با ناوگانهاي دريايي تجاري در سال 1922 بدين صورت بازتاب يافت که: “در چند ماه گذشته رئيس يک شرکت، که ناوگاني از کشتيها را تحت پرچم ما در اختيار دارد از دفاتر اجرايي درخواست نمودکه اجازه بدهند بخشياز کشتيهاي حمل بار به پرچمهاي خارجي منتقل شوند.
اگر چه منظور وي ادامه کارکرد آنها در يک سرويس کاملاً آمريکايي بود، او اساس اين تقاضا براي انتقال را بر مبناي اين بحث قرار داده بود که با يک چنين انتقالي قادر به کاهش دادن مخارج کارگري به ميزاني که ضروري براي کسب سود در سرمايه گذاري او بود مي گرديد2.
به نظر مي رسد که مثالهاي فوق براي بيان اين مقصود که انتقال کشتيهاي تجاري به ثبت خارجي پديده جديدي نيست، کافي باشند.
ضمناً بايستي در نظر گرفته شود که اگر چه سرمايه گذاراني که در طول قرن 18 و 19 از حربه پرچمهاي خارجي استفاده مي نمودند اساس تصميم گيري خود را بر آن مباني تصميم گيري صاحبان کشتيهاي مدرن (امروزي) که فاکتورهايي نظير هزين? کارگري، تفاوت در ميزان ماليات، وجود تسهيلات اعتباري و فرار از قوانين سخت ايمني و غيره را در نظر مي گيرند، قرار نمي دادند، اما در يک جو اقتصادي سياسي بين المللي با مشخصات ويژه خود و بازارهاي درايي مختلف و با ساختار کاملاً متفاوت، هدف عمومي اصلي کوتاه و دراز مدت تمام سرمايه گذاراني که از اين حربه استفاده نمودند در شروع، به نظر مي رسد که داراي طبيعت عمومي و يکساني بوده که همان نجات شرکت نسبتاً کوچک کشتيرانيشان از اقداماتي نظير ممنوعيت تجاري و عدم امنيت دريايي و عدم درگيري در جنگها بوده است.
بنابراين عملکرد ثبت کشتيهاي تجاري، تحت يک پرچم خارجي منشأ جديدي ندارد و اين حقيقت که ثبت تحت پرچمهاي ليبريا، پاناما، هندوراس به يک مسئله بحث انگيز

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره سازمان ملل Next Entries منبع تحقیق درباره کشورهاي، مصلحتي، پرچمهاي