منبع تحقیق درباره تاب آوری، پرخاشگری، رفتار پرخاشگرانه، عوامل خطر

دانلود پایان نامه ارشد

فعاليت‌هاي خود را باور دارند و مي‌توانند براي آنچه كه انجام مي‌دهند معنايي بيابند. آنان به توانايي خود براي تغيير تجارب زندگي در جهتي جالب و معني‌دار اطمينان دارند، در نتيجه به جاي گريز از مشكلات زندگي با بسياري از جنبه‌هاي آن مانند شغل، خانواده و روابط بين فردي كاملاً درآميخته مي‌شوند. افراد متعهد در زمان نياز براي انطباق به دليل و توانايي درخواست از ديگران آگاهي دارند. توانايي تفكيك ارزش‌ها، اهداف و همين طور درك ارزش تصميم گيري صحيح در موقعيت‌هاي پر استرس موجب ايجاد تعادل در زندگي افراد متعهد مي‌گردد (كوباسا، 1979).
3(مبارزهجویی
مؤلفة مبارزه جويي به اين باور اشاره دارد كه تغيير در زندگي امري طبيعي است. افرادي كه زندگي را به عنوان عرصة مبارزه در نظر مي‌گيرند، تغييرات گوناگون زندگي و نياز به سازگاري مجدد را فرصتي براي يادگيري و رشد بيشتر مي‌دانند تا تهديدي براي امنيت و آسايش خود. افراد چالش طلب رضايت خاطر را در ساية رشد مداوم مي‌جويند و نه در راحتي،‌ آسايش، امنيت و زندگي روزمره. چنين باوري انعطاف پذيري شناختي و قدرت تحمل رويدادها و موقعيت‌هاي استرس‌زاي زندگي را به همراه دارد زيرا آنان وقايع عادي و به دور از انتظار را به صورت تجربه‌هاي جالب و با ارزش ادراك مي‌كنند. افرادي كه در زندگي مبارزه جو هستند به دنبال تغييرات در زندگي خوداند. اين افراد با جستجو در محيط اطراف منابعي براي كمك به كاهش استرس‌ها مي‌يابند تا موجب انطباق مؤثرتر و بهتر آنان با استرس موجود شوند و با تكيه بر انعطاف پذيري موجود در شخصيت خود موجب كاهش احساس ترس‌هاي دروني در موقعيت‌هاي جديد مي‌شوند ( كوباسا،1979؛ مدي، كاهن و مدي، 1998).
اگرچه سخت‌رويي ترکیبی از سه مؤلفة تعهد، کنترل(مهارگري) و چالش تعريف شده است، اما سخت‌رويي چیزی فراتر از جمع اين سه مؤلفه است. کوباسا و همکارانش(1985) اظهار می‌دارند که انعطاف‌پذیری روان‌شناختی افراد سخت‌رو، صرفاً از تاثیر انفرادی این سه مؤلفه سرچشمه نمی‌گیرد، بلکه ازشیوة مقابلة خاصی است که با ترکیب پویای این سه مؤلفه همخوان است(پارکر و مدي، 1988). در واقع سخت‌رويي ساختار و امری است که به یکپارچه‌سازی مؤلفه‌هایش می‌پردازد، به عبارت دیگر سخت‌كوشی تمایز مؤلفه‌هایش را از بین می‌برد و در آنها یک همگونی ایجاد می کند (کوباسا و مدي، 1982).
پژوهشهای انجام شده در این زمینه
تحقیقات انجام شده در حوزه تاب آوری را می توان در دو گروه کلی طبقه بندی نمود. گروه اول به عوامل تعیین کننده تاب آوری و ویژگی های افراد تاب آور می پردازند. دسته دوم پژوهش هایی است که فهم فرایند تاب آوری (اینکه چگونه تاب آوری موجبات سازگاری موثر با واقعیت های مخاطره آمیز را فراهم می آورد) را در دستور کار خود قرار داده اند (جوکار،1386).
در ابتدا خواستگاه پژوهش های تاب آوری نظریه های دانشگاهی نبود، بلکه مطالعه در زمینه شناخت پدیدار شناختی ویژگی های نجات یافته گان از مرگ و کودکانی که در محیط های خطرآفرین زندگی می کردند منشا این مطالعات بود. در زمینه تاب آوری سه موج پژوهش مطرح شده است. موج اول واکنشی به این پرسش بود که چه ویژگی هایی تفکیک کننده افرادی است که علیرغم عوامل خطرزا یا شرایط ناگوار، نسبت به افرادی که رفتارهای مخرب نشان می دهند، پیشرفت می کنند. بیشتر ادبیات و منابع موجود تاب آوری جستجویی است جهت توصیف ویژگی های تاب آورانه درونی و برونی که به افراد کمک می کند تا خود را تطابق دهند و کارکرد قبلی خود را باز یابند. موج دوم تلاشی جهت کشف فرایند های دستیابی به ویژگی های شناخته شده تاب آوری بود. بنابراین تاب آوری به عنوان فرایند های تطابق با شرایط ناگوار، به صورتی مطرح بود که به شناسایی، تحکیم و تقویت ویژگی های تاب آوری یا عوامل محافظتی منجر می گردد. موج سوم تاب آوری به مفهوم تاب آوری منجر گردید. آشکار گردید که فرایند انسجام مجدد بعد از در هم گسیختگی نیاز به نوعی نیروی انگیزشی دارد. در این موج، تاب آوری به عنوان نیروی انگیزشی مطرح شد که قرد را برای جستجوی فرزانگی ، خودشکوفایی ، نوعدوستی و هماهنگی با منبع روحانی قدرت ، بر می انگیزد (ریچاردسون ،2002).
مطالعه اولیهای که در اکثر ادبیات تابآوری مورد اشاره قرار میگیرد، کاری است که توسط ورنر و اسمیت(1992) انجام شد، و طی آن یافتههای یک مطالعه بلندمدت 30 ساله گزارش گردید. ورنر مطالعه خود را در سال 1955 در میان کودکانی آغاز کرد که در معرض فشار قبل از تولد، فقر، بیثباتی روزانه و مشکلات شدید سلامت روان بودند. وی مشاهده کرد که 72 نفر از 200 کودک علیرغم عوامل خطرزا کارکرد مناسبی داشتند. در این ارتباط ورنر ویژگیهای تابآوری را که به این افراد کمک کرده بود که با وجود تجربه عوامل خطرزا بدون مشکل باقی بمانند، دستهبندی کرد. پدیدارشناسی ورنر شامل ویژگیهای فردی از قبیل مونث، تنومند، از نظر اجتماعی مسئول، سازگار و متحمل بودن، پیشرفتگرایی، قدرت کلامی و عزت نفس بود. وی همچنین بر این باور است که یک محیط مراقبتی به فرد کمک میکند تا شرایط ناگوار را راحت تر پشت سر بگذارد.
از سوی دیگر، ورنر(2005) گروهی از کودکان شهر کاوابی هاوایی را مورد مطالعه قرار داد او به این نتیجه رسید که کودکانی که میزان تابآوری آنها بالا بوده است در نوجوانی دارای صفات و ویژگیهایی بودند که باعث تمایز آنها از نوجوانانی میشد که تابآوری پایینی داشتهاند(ورنر،2005).
در پژوهش دیگری جوب(2006) به بررسی تاثیر تابآوری بر شادکامی افراد مسن پرداخته است و او به این نتیجه رسید که آموزش تابآوری باعث ایجاد سطح بالای شادکامی میشود(جوب و همکاران، 2006). ماستن، بست و گارمزی(1990) تابآوری کودکانی که مادران اسکیزوفرنی داشتند را با کودکانی که مادران سالم داشتند مورد مطالعه قرا داد. نتایج نشان داد که کودکانی که مادران سالم داشتند در مقایسه با کودکانی که مادران اسکیزوفرنی داشتند نه تنها میزان تابآوری آنها بالا بوده است بلکه از اعتماد به نفس و پیشرفت تحصیلی بالاتری برخوردار بودند(راتر،1999). در ایران خانم صادقی در پژوهشی به تاثیر درمان رفتاری شناختی بر تابآوری پرداخته است. بنابراین آموزش تاب‌آوری میتواند بر متغیرهای بسیاری تاثیرگذار باشد. پژوهشها نشان می دهد که افراد با تابآوری پایین آسیب پذیرند و فاقد جسارت، انگیزه تشویق و راهبردهای لازم برای تغییر شرایط فشارزا به فرصتها میباشند و همیشه درگیر مشغلههای ذهنی بوده و مشکلات خود را به صورت مبالغهآمیز بزرگ کرده و خود را قربانی حوادث میدانند و از شرایط موجود ناله و شکوه دارند، خود را کم توان و ضعیف جلوه میدهند و از تلاش برای حل شرایط تنشزا اجتناب می کنند. نحوه برخورد آنها خشک و انعطاف ناپذیر است و نسبت به آینده احساس نگرانی می کنند و به مرور این نگرانی تبدیل به ترس میشود و به جای داشتن احساس مسئولیت و راهکارای خلاق و نوآور برای حل مشکلات خود را سردرگم و ناتوان احساس میکنند و بر عکس افرادی که تابآوری بالایی دارند حس قوی برای پیشرفت دارند و اعتماد به نفس و خودباوری آنها بالاست(مدی وخوشابا،2005).
سلیگمن و همکاران(2005، ٢٠٠٦) در پژوهشی بکارگیری راهبردهای بهبود شادکامی و تاب‌آوری روی جمعیت بالینی نشان داده است که تمرینات بهبود خلقی و حرمت خود به کاهش علائم افسردگی کمک میکند.
در پژوهش لوبومرسکی و همکاران(2008) آموزش مؤلفههای حرمت خود و خلق مثبت و خوش‌بینی در میان دانشجویان که علائم شناختی افسردگی را داشتند تا ٦ ماه پس از به انجام رسیدن مداخله موجب بهبود افسردگی و تابآوری دانشجویان میشود(لوبومرسکی و همکاران، ٢٠٠٨).
در برنامه افزایش تاب آوری، مربوط به دانشگاه پنسیلوانیا رویچ و شاته (2002) چند مهارت که مستقیما با تاب آوری در ارتباط هستند را مورد تأکید قرار داده اند که از جمله این مهارت ها می توان به تنظیم هیجانی، کنترل تکانه ها، تحلیل علل مشکل و سبک های تفکر، حفظ خوش بینی واقع بینانه، خودکارآمدی و همدلی با دیگران اشاره کرد. همچنین فریدمن (2003) در برنامه دیگری که مربوط به افزایش تاب آوری است موضوعاتی را محور مداخله خود قرار داده است که عبارتند از؛ آموزش در زمینه تاب آوری و درک تاب آوری مثبت و منفی، آموزش مهارت های هوش هیجانی، آموزش خودکارآمدی، درک ارزش حمایت های اجتماعی و کسب آن، آموزش مهارت های مدیریت استرس، درک ارزش خوش بینی و کسب مهارت هایی برای افزایش آن و کسب مهارت هایی برای افزایش شادکامی.
پرخاشگری
واژه پرخاشگري از ريشه لاتين Aggredi مشتق شده كه به معناي پيش رفتن و نزديك شدن به هدفی می باشد. اما روانشناسان اجتماعي پرخاشگري را مشتمل بر رفتارهايي مي دانند كه فرد به خود و يا ديگران آزار جسماني وارد مي سازد. به ديگر سخن پرخاشگري يعني تحميل عمدي برخي از شكل هاي صدمه و آسيب به خود و ديگران زماني مي توان از واژه پرخاشگري استفاده كرد كه چهار شرط رعايت شده باشد : اول اينكه فردي كه رفتارش توأم با پرخاشگري است آن رفتار را عمداً انجام دهد. دوم اينكه رفتار پرخاشگرانه در روابط بين فردي كه حاكي از تعارض يا ناكامي باشد ، رخ دهد. سوم اينكه شخصي كه داراي رفتار پرخاشگرانه است ، قصدش برتري يافتن بر فردي باشد كه نسبت به او رفتار پرخاشگرانه دارد. چهارم اينكه شخصي كه داراي رفتار پرخاشگرانه است که قصدش صدمه زدن باشد(بارون ، 1991 به نقل از هدایتی ،1385) .
بدون ترديد يكي از زمينه هايي كه اخيراً در روانشناسي مرضي مورد توجه محققان قرار گرفته و تحقيقات مبسوطي را به خود جذب نموده پرخاشگري است. ارائه تعريف دقيق و روشن از پرخاشگري دشوار است (ارونسون، 1999 ؛ ترجمه شكركن،1381). پرخاشگري يعني عملي كه به آسيب رساني عمدي به ديگران منتهي گردد. البته اين نوع آسيب رساني ممكن است به حالت هاي گوناگون انجام گرديده و حتي آزارهاي رواني نظير تحقير ، توهين و فحاشي را نيز به همراه داشته باشد (فرجاد ، 1374).
پرخاشگری یکی از رایج ترین مشکلات دوران کودکی و نوجوانی است که تأثیر مخرب بر شایستگی اجتماعی، کارآمدی و روابط بین فردی آنها دارد و از شکل گیری سالم هویت آنان جلوگیری می کند .پرخاشگری به منظور توصیف مجموعه ای از رفتارهای برون ریزانه مورد استفاده قرار می گیرد که در همهی آنها مشخصهی تجاوز به حقوق افراد دیگر اجتماع و تأثیر آزارندهی این رفتار مشترک است.
اعمال پرخاشگری شامل رفتارهای جسمی و کلامی پرخاشگری نظیر تهدید کردن، مشاجرهی لفظی و … هم چنین ویرانی دارایی است.کودکان و نوجوانانی که در این گروه قرار می گیرند رفتارهای پرخاشگرانه ای دارند و به صورت فیزیکی و کلامی به دیگران حمله می کنند. بطور کلی به مقررات جمعی احترام نمی گذارند و نظرات و خواسته های خود را به خواسته ها و نظرات جمع ترجیح میدهند، نسبت به اطرافیان حالت جنگجویی، کج خلقی و بدگمانی دارند، از مقررات پیروی نمی کنند و آن را زیر پا می گذارند، در مقابل کوچک ترین مخالفتی با نظرشان حالت مقاومت می گیرند، زودرنج و نسبت به کارها و وظایف محوله بی دقت هستند و به نظر سرکش و مقاوم می آیند.رفتارهای پرخاشگرانه عمل متعدد دارند که می توان به عوامل زیستی، اجتماعی، روانی، شناختی تجارب مربوط به یادگیری، ناکامی، ارزیابی های منفی از دیگران و شرایط ناخوشایند اشاره کرد (اتكينسون و همكاران ،1983؛ترجمه براهنی، 1380).
تعریف پرخاشگری
پرخاشگری واکنشی است که هدف آن رفع مانع و حذف عامل تهدید است. عکس العمل های پرخاشگرانه و نارضایتی وقتی بروز می کند که فرد را از موفقیتی که خشنودش می سازد دور سازیم و یا چیز مطلوبی را که انتظارش را می کشد از او بازداریم .فرد پرخاشگر به دور از خانواده رشد نمی یابد بلکه همه عمر داخل این محیط به سر می برد. این محیط مهم و مؤثر در رشد انسانها چهره های مختلف از نظر کیفی به خود میگیرد. گاهی اوقات خانواده محیطی امن به دور از هرگونه تعارضی است که در رشد و بالندگی افراد نقش عمده ای دارد. بسیاری از اوقات در محیط اختلافات و تعارضاتی بوجود می آید که بر روح و روان فرزندان و حتی بالطبع بر

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره تاب آوری، ویژگیهای شخصیت، ویژگیهای شخصیتی، یژگیهای شخصیتی Next Entries منبع تحقیق درباره پرخاشگری، رفتار پرخاشگرانه، کیفیت زندگی، باستان شناسی