منبع تحقیق درباره تاب آوری، دوران کودکی، عوامل خطر، دوره نوجوانی

دانلود پایان نامه ارشد

ر اين دوره به علت تغييرات ساختار اجتماعي و رشد جسماني، بين بلوغ فيزيولوژيكي و بلوغ اجتماعي ناهماهنگي ايجاد شده و باعث به وجود آمدن بسياري از مسائل خاص دوره ي نوجواني مي شود (فيندلر13، 1994).
نوجوانی
مرحله نوجوانی با بلوغ آغاز و با توقف رشد و تكامل عمومی پايان مي يابد.هر دومرحله بلوغ و نوجوانی در يك وقت آغاز مي شوند ليكن نوجوانی در حدود هشت سال طول مي كشد و تنها تغييرات بلوغی در بدن را شامل نيست بلكه رشد و تكامل در استعداد های ذهنی ، اميال ، گرايش ها ،روابط شخصي ، رشد عاطفي،رغبت هاي شغلي و تحصيلي و توانايي ها و رشد و تكامل ديني و اخلاقي را نيز شامل مي باشد( ماسن و ديگران،به نقل از پاشا شریفی،1381).
با اين وجود،نوجوانی يكی از مراحل مهم تحول انسان به شمار مي آيد كه با عوامل تنيدگي زاي فراواني همراه است.اين دوره معرف تغيير عميقي است كه كودك را از بزرگسال جدا ساخته و دگرگوني هاي مختلفي در او به وجود مي آورد (منصور،1374).

خصوصيات رفتاری در دوره نوجوانی
بنا بر مطالعات گوناگون در زمينه روانشناختي ،دو خصوصياتي مختص بلوغ بوده و بر حسب شرايط خارجي،به شكل هاي گوناگون و با شدتي بيش و كم زياد رخ مي نمايند 1) طغيان بر عليه والدين و محيط و 2) اثبات وجود نوجويي مي باشند (احدي و محسني،1376؛به نقل از ابولقاسمي،1386).
1) طغيان بر عليه والدين و محيط: براي ترك كردن دوره ي كودكي و به منظور اثبات وجود خود به منزله ي يك فرد مستقل،نوجوان پيش از هر چيز شروع به طرد آناني مي كند كه تا آن هنگام مورد پرستش او بودند.يعني به خانواده و الگوهاي مورد تقليد و آناني كه دوست دارد پشت پا مي زند و از اين طريق مي خواهد استقلال خود را نشان دهد.بدين گومه كه گاهي با عصيان گري و خشونت عليه عقايد ،ارزشهاي اخلاقي و سنن آنان قد علم مي كند و گاه نيز نسبت به زير دستان ترحم و شفقت نشان مي دهد.البته اين احساس برتري نسبت به والدين بيش از انكه ولقعي باشد،ظاهري و نمودار عدم امنيتي است كه نوجوان در عمق خود احساس مي كند.
2) اثبات وجود نوجويی: جستجوي تازگي ،به درجات مختلف ،نزد هر نوجواني وجود دارد و گواه نياز وي به شكستن قالب هاي موجود،فاصله گرفتن از موجودي كه پيش از آن بوده و از آن پس مي خواهد نباشد و نياز به فاصله گرفتن از محيط و والدين است.نوجويي و نياز به نو شدن كه دبس14 آن را يكي از مظاهر اساسي بحران بلوغ مي داند،به اشكال گوناگون از قبيل : شيوه لباس پوشيدن،طرز رفتار،استعمال لغات و اصطلاحات مخصوص ،خط،افكار،زبان و آرايش ظاهري بروز مي كند.

رشد فردی و اجتماعی دوران نوجوانی
براي آنكه نوجوانان بتوانند واقعا به بزرگسالان تبديل شوند و بزرگ شدن آنان محدود به جنبه ي جسماني نباشد،بايد به تدريج بتوانند از والدين شان مستقل شوند،خود را با بلوغ جنسي سازگار نمايند و با همسالان روابط همكارانه و كاري برقرار كنند.كانجر15 و همكاران(1984) مهم ترين جنبه هاي رشد فردي و اجتماعي دوران نوجواني را در قسمت هاي كلي استقلال و هويت مي دانند.
كسب استقلال
يكي از جنبه هاي رشد فردي و اجتماعي ،كسب استقلال نوجوان مي باشد.پيش رفتن به سوي استقلال از تكاليف اصلي نوجوانان است، به خصوص در جوامعي كه بر متكي بودن به خود تاكيد فراوان مي شود. اگر نوجوان نتواند در حدي منطقي از والدين خود جدا شود و استقلال به دست آورد به سختي مي تواند با همسالان خود روابطي معقول داشته و يا در آينده رفتار معقولانه داشته باشد و جهت گيري شغلي و احساس هويت او نيز دچار مشكلاتي خواهد شد( اريكسون،1968).

هويت16 و هويت يابی در دوره نوجوانی
يكي از وظايف اصلي نوجوانان در جامعه ،يافتن پاسخي عملي به اين سوال است كه من كيستم؟ به عقيده اريكسون ،هويتي كه نوجوان در صدد است تا به طور روشن با آن مواجه شود اين است كه او كيست؟ نقشي كه بايد در جامعه ايفا نمايد چيست؟ آيا او يك كودك است يا بزرگسال؟ آيا او عليرغم نژاد، مذهب يا زمينه‌هاي ملي كه او را از نظر مردم كم ارزش جلوه مي‌دهد احساس اعتماد به نفس دارد.كيستي‌شناسي يا شناسايي هويت خويشتن، هسته مركزي نظريه رشد شخصيت را در مكتب اريكسون تشكيل مي‌دهد او همانند مارگرت ميد مهمترين وظيفه و هدف نوجوانان را جستجو در راه يافتن هويتي پر معني مي‌داند. وظيفه رشد اساسي و فراگيري كه فرد در نوجواني با آن مواجه مي‌شود ايجاد يك هويت مستقل است. بحران مرحله نوجواني بحراني است كه بين هويت در برابر پراكندگي و سر درگمي نقش روي مي‌دهد. پراكندگي هويت، نتيجه شكست در حل يك بحران و دستيابي به هويت، نتيجه حل موفقيت آميز آن است. دستيابي به هويت مستلزم يكپارچه كردن منابع مختلف هويت در يك كل همخوان و معنا دار است. به طوري كه فرد مي‌تواند هم يك ارتباط متقابل با جامعه‌اش برقرار كند و هم احساس تداوم و وحدت دروني را در خود حفظ كند. منابع هويت در اين ديدگاه مي‌تواند همانند سازي‌هاي گذشته، تجارب و صلاحيتهاي شخصي كنوني، انتظارات محيطي و آرزوهاي آينده فرد باشد (مارسيا17، 1966، بيشاب و ديگران 1997، به نقل از جانكوسكي،2005).
مارسيا (1966به نقل از مي،2005) دو روند را در شكل‌گيري هويت اساسي تلقي مي‌كند كه عبارتند از: بحران و تعهد. بحران يا جستجوي هويت، دوره‌اي است كه در آن فرد در زمينه تقليدها، همانندسازي‌هاي گذشته، انتظارات، نقش‌ها و سنن ‌اجتماعي پرسشگري مي‌كند. در مورد علايق، استعدادها و جهت‌گيريهاي خودش به تامل مي‌پردازد، و نقشها، آرمانها و صور مختلف هويت را مورد آزمايش قرار مي‌دهد.
تعهد عبارت است از اتخاذ تصميم‌های نسبتا با دوام و تثبيت نسبی در صور مختلف هويت و جهت گيري تلاشهای فرد به سوی تصميم‌های اتخاذ شده كه مشابه مفهوم وفاداری در نظريه اريكسون می‌باشد .با توجه به اين دو روند اساسی مارسيا چهار پايگاه اساسی هويت را معرفي كرد: دستيابی، تعليق، ممانعت و پراكندگی. پايگاه دستيابي به هويت، پايگاه فردی است كه بحران هويتی را پشت سر گذارده و به هويت مشخص متعهد شده است. تعليق، پايگاه فردی است كه در حال گذراندن بحران هويت است و تعهد مشخصی ندارد.ممانعت، پايگاه فردي است كه بدون گذراندن بحران هويت تعهدهايي را بر مبناي تقليد و همانندسازي ايجاد كرده است. پراكندگي، پايگاه فردی است كه نه دارای تعهد مشخص و نه در حال تجربه بحران هويت مي‌باشد و اگر هم در گذشته بحران هويتي را تجربه كرده است در پي آن به تعهد نرسيده است (كار ووشیر ، بيشاب18 و ديگران 1997،به نقل از جانكوسكي،2005).
نوجوانان و بزرگسالاني كه احساس هويت در آنان قوي است خود را افرادي مجزا و متمايز از ديگران مي دانند.نياز به ثبات راي و حس يكپارچگي نيز ارتباط نزديكي با نياز همگاني به درك خود دارد.نوجوانان براي اينكه احساس هويت داشته باشد بايد در طول زمان، در خود تداومي ببيند.بنابراين درك هويت خود مستلزم تقابلي رواني اجتماعي است. به عبارتي ديگر،نوجوان بايد بين آن تصوري كه از خودش دارد و آن تصوري كه از استنباط و انتظار ديگران از خود دارد ، هماهنگي ايجاد كند (اريكسون،1956؛به نقل از ابولقاسمي ،1386).
تابآوری
تعاریف تابآوری
از نظر ریشه شناسی، لغت “تاب آوری” از لاتین ” salire “می آید (تاب آوردن ،جستن ) و ” resile (جهش به جای اصلی یا ارتجاع به عقب ). این در حقیقت به این معنی است که تاب آوری به عنوان توانایی “به حال آمدن ” یا بازگشت به حالت اولیه در نظر گرفته می شود.(دیویدسون همکاران،2005)
واژه تاب آوری را می توان به صورت بیرون آمدن از شرایط سخت یا تعدیل آن تعریف نمود.درواقع
تاب آوری ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پرخطر است که فرد نه تنها بر آن شرایط دشوار فائق می شود بلکه طی آن و با وجود آن قوی تر نیز می گردد. پس تاب آوری به معنای توان موفق بودن، زندگی کردن و خود را رشد دادن در شرایط دشوار (با وجود عوامل خطر) است. این شرایط خود به خود ایجاد نمی شود مگر اینکه فرد در موقعیت دشوار و ناخوشایندی قرار گیرد تا برای رهایی از آن یا صدمه پذیری کمتر، حداکثر تلاش را برای کشف و بهره گیری از عوامل محافظت کننده (فردی و محیطی) در درون و بیرون خود که همواره به صورت بالقوه وجود دارد، بکار گیرد (کاظمی،1383).
تابآوری، توانایی مقاومت خودآگاه در برابر رفتار بیماری تعریف شده است. به عنوان مثال، پاسخ هر فرد به رویدادهای مشابه عینی و شرایطی از قبیل دهشتزدگی یا خواستههای شغلی بالا، متفاوت است. بنابراین، تابآوری قابل ارتجاع است و چیزی شبیه به تمرین با تردمیل است(فلیپ، 2006). تابآوری عبارت است از توانایی بازیابی تجربیات هیجانی منفی(بلاک و بلاک، ١٩٨٠؛ بلاک و کرمن، ١٩٩٦؛ لازاروس، ١٩٩٣)، تابآوری فرآیندی است که به موجب آن فرد، هیجان مثبت را در مواجهه با شرایط گوناگون تجربه میکند(کارور، ١٩٩٨؛ توگاید و فردریکسون، ٢٠٠٤).
در سوابق پژوهشی روانشناختی واژه تابآوری مترادف با دانش واژههای ذیل هستند که عبارتند از هوش هیجانی کلمن، یاد گیری خوش بینی سلیگمن، احساس معنای فرانکل با کامیابی سیبرت و تریونت، یادگیری کاردانی روزنهان و خودباوری راجرز(مدی و خوشابا، 2005). اینکه تابآوری را مترادف چه کلمهای بدانیم محققان تعاریف متعددی از آن ارائه دادند. به طوری که دیویدسون(2000) تابآوری را استعداد و ظرفیت افراد جهت غلبه بر استرس، حوادث و فجایع میداند. همچنین، ماستن، بست و گارمزی(1990) تابآوری را فرآیند مقابله و سازگاری موفقیتآمیز با شرایط چالشانگیز و تهدیدکننده زندگی میدانند. تابآوری نه تنها گویای شکستناپذیری افراد در برابر حالتهای اضطرابی است بلکه موجب میشود افراد با قوای روانی و ذهنی بیشتری در مقابل شرایط استرسزا مقاومت کنند.
تاب آوری در مورد کسانی بکار می رود که در معرض خطر قرار می گیرند ولی دچار اختلال نمی شوند. از این رو شاید بتوان نتیجه گیری کرد که مواجه شدن با خطر شرط لازم برای آسیب پذیری هست اما شرط کافی نیست. عوامل تاب آوری باعث می شوند که فرد در شرایط دشوار و با وجود عوامل خطر از ظرفیت های موجود خود در دست یابی به موفقیت و رشد زندگی استفاده کند و از این چالش و آزمون ها به عنوان فرصتی برای توانمند کردن خود بهره جوید و از آنها سربلند بیرون آید. تاب آوری با در نظر داشتن توام شرایط استرس زا و توانایی ذاتی افراد برای پاسخ گویی، دوام آوردن و رشد نرمال در حضور شرایط استرس زا مطرح می شود. مفهوم تاب آوری یک راه حل امید بخش و خوشایند است، زیرا سرانجام سختی ها و شرایط بد دوران کودکی می تواند بالقوه ویرانگر و ناامید کننده باشد. شواهد روشنی در مورد وجود رابطه میان وقایع ناخوشایند و سختی زندگی در دوران کودکی با بروز اختلالات روانی در سال های بعدی زندگی وجود دارد که از این اختلالات می توان افسردگی، سوء مصرف مواد و خودکشی را نام برد (کاظمی،1383).
به طورکلی، فرآیند تابآوری در پاسخ به تجربۀ تنیدگی ظاهر میشود و زمانی رخ میدهد که “شرایط یا رویدادی از سوی فرد متناسب با بهزیستی او مورد ارزیابی قرار میگیرد و منابع فرد در این فرآیند تحمیل میشوند یا نادیده گرفته میشوند”(فولکمن و لازاروس، ١٩٨٥). زمانی که تجربۀ تنیدگی رخ میدهد، تابآوری به عنوان مکانیسمی مقابلۀ فرد را ممکن میسازد و امکان بازیابی از اثرات خطرناک ارزیابیهای هیجانی منفی را که اغلب با تنیدگی همراه است را فراهم میسازد. تابآوری ابتدا با کنترل هیجان منفی و با انجام واکنشهای رفتاری تحقق مییابد تا شرایط تنشزا بهبود یابد(فولکمن و لازاروس، ١٩٨٠). بنابراین تابآوری به فرد برای مقابله با رویدادهای تنشزای زندگی و انجام کنشهای رفتاری پیشگستر کمک میکند تا امکان ارزیابیهای هیجانی مثبتتر رویدادها فراهم شود( فولکمن و لازاروس، ١٩٨٥).
لاتر، سیس، چتی و بیکر(2000) تابآوری را به عنوان فرآیندی پویا در نظر میگیرند که باعث میشود زمانی که افراد با مسائل تنشزا و مشکلات مهم در زندگی روبرو میشوند، رفتارهای مثبت انطباقیتر از خود نشان دهند. این پژوهشگران بر این باورند که تابآوری موجب میشود

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره پرخاشگری، احساس تنهایی، تاب آوری، آموزش تاب آوری Next Entries منبع تحقیق درباره تاب آوری، ناسازگاری، عزت نفس، سلامت روان