منبع تحقیق درباره بازآفرینی، شهر تاریخی، اجتماعی و فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

میدان های کوچک به خصوص میدان های کوچک ارتباطی درون محله های مسکونی را اغلب میدانچه می نامیدند. این میدانچه را در برخی از شهرها مانند تهران قدیم، نایین، کاشان و یزد تکیه یا حسینیه نیز می گفتند. (سلطانزاده، 1372، 84) میدان‌های محله‌ای را می توان به دو دسته راسته و میدان تقسیم کرد. راسته یا گذر اغلب برای کاربری تجاری و اجتماعی به کار گرفته می شد و میدان را در تقاطع چند راه با کاربری‌هایی مانند حمام، مسجد و آب انبار می‌ساختند. کارکرد میدانچه به صورت سالانه یا فصلی بود، برای مثال برخی از میدانچه‌ها در تهران قدیم موسوم به تکیه خوانده می‌شد که در دهه محرم آماده تعزیه و عزاداری بودند و در مابقی سال به فضایی صرفاً ارتباطی تبدیل می‌شوند. در این میدانچه‌ها کاربری دیگری از قبیل کاربری‌های تجاری وجود نداشت. ( سلطانزاده، 1372، 90)
تکیه که جمع آن تکایا است لغتی عربی به معنای «پشت دادن به چیزی» است و همچنین به مکان‌های غیرانتفاعی که برای کمک کردن به تهیدستان تخصیص داشته است اطلاق می‌شده است. این مکان‌ها خصوصاً از زمان شاه عباس اول محلی برای برگزاری مراسم محرم شدند. اولین مدرک ثبت شده از وجود تکیه در ایران به سال 1786 میلادی در استرآباد (مازندران) برمی‌گردد و اگرچه هنری ماسه از آن به عنوان محل تجمع صوفیان نام می‌برد، کتیبه سردر ورودی آن اهمیت این مکان را به عنوان محلی برای مراسم ماه محرم نشان می‌دهد. سلاطین قاجار برای کسب محبوبیت و توجه اذهان عمومی، به مراسم مذهبی و خصوصاً آیین سوگواری ماه محرم توسل جسته و در همین دوره است که تعزیه به اوج هنری خود می‌رسید. همچنین ساختن تکایا رونق می‌یابد. تکیه‌ای که توسط حاج میرزا آقاسی وزیر محمدشاه در تهران ساخته شد و تکایایی که به دستور حکام محلی در شهرهای بزرگ ایران ساخته می‌شدند، زمینه را برای برپایی تکیه بزرگ دولت آماده کردند. این تکیه در زمان ناصرالدین شاه در سال 1248 هجری شمسی در جنوب ارگ سلطنتی ساخته شد. شکوه و عظمت این تکیه دایره‌ای شکل به حدی بود که غالب سیاحان و مستشرقین از آن یاد می‌کرده‌اند. وجود منبری از سنگ مرمر و سن مدور در وسط، نشان‌دهنده این بود که تکیه به عنوان محلی برای روضه‌خوانی و نیز اجرای تعزیه مورد استفاده قرار می‌گرفته است. (امین‌زاده، 1378، 60)
حسینیه از پرشمارترین فضاهای دینی و مذهبی در جهان تشیع‌ است، به طوری كه تقریباً در همه محله‌های شیعی دست كم یك حسینیه دائم وجود دارد. گفته شده كه لكهنو (در اواسط دهه 1210/ اوایل دهه 1800) حدود 2000 و تهران (در اواخر دهه 1340ش) حدود 630 حسینیه داشته است. براساس آمار (1375ش)، 7528 حسینیه در ایران وجود داشته كه بیش از 11% كل اماكن دینی و مذهبی كشور را تشكیل می‌داده است.
حسینیه، پس از مسجد، پركاربردترین مكان مذهبى در میان شیعیان است. كاركرد اختصاصى حسینیه‏ها، برگزارى مراسم سنّتى عزادارى و روضه‌خوانى به‏ویژه براى امام حسین (ع) و یارانش، و كاركرد عمومى‏شان، برگزارى آیین‏هاى مذهبى و فرهنگى است. بیشتر حسینیه‏ها، معماری ساده‏ای دارند. کارکرد حسینیه‏ در محرم و صفر بسیار بیشتر است و هزینه‏های آن، معمولا از کمک‏های مردمی تامین می‏شود. اگرچه حسینیه‌ها بغیر از مراسم ماه محرم در ارتباط با سایر مراسم مذهبی شیعیان و نیز مراسم ترحیم اهالی محل مورد استفاده قرار می‌گرفته و می‌گیرند. حسینیه‌ها غالباً دارای نقشه‌هایی با اشکال هندسی منظم‌تری نسبت به تکایا هستند. (امین‌زاده، 1378، 60) حسینیه ها مانند مفصل هایی هستند که شبکه ی معبر را به یکدیگر پیوند می‌دهد و به عنوان نشانه های تذکر دهنده در معنویت بخشیدن به راه های فیزیکی شهر هستند. موقعیت آنها در مسیر گذرهای اصلی و یا مراکز محلات، پیوندی بین این عناصر شهری که زنجیروار به هم متصل هستند، ایجاد می‌کند. حتی در توسعه‌های جدید که چنین فضاهایی غالبا فراموش شده هستند و به صورت چادرهای موقت شکل می یابند، علی رغم نا امن بودن، در مسیر های اصلی یا در تقاطع خیابان های فرعی مستقر می شوند. وجود یک یا چند ایوان در رواق ها، معماری بسیاری از این مکان ها را به حیاط مرکزی، مساجد ومدارس دینی شبیه می سازد. غالبا وجود یک ایوان در سمت قبله که بزرگتر از سایر ایوانها است فضای مناسبی را برای جایگاه و یا استقرار سخنران در ایام سوگواری ایجاد می نماید. تعداد معدودی از حسینیه ها، در سطح شهر و اغلب در سطح محلات عملکرد داشته اند. اما باید دانست که عملکرد تکیه و حسنیه، بر خلاف فضاهای مشابه در کشورهای دیگر، به محرم ختم نمی شود و همواره به عنوان بخشی از شبکه ی دسترسی، میدانی برای تجمع و مکانی برای خرید و فروش در سطح محلی، مطرح بوده اند. ضمن این که چند عملکردی بودن این فضاها، از عوامل حیات بخش و سرزنده کننده محیط های که در متن زندگی مردم قرار دارند، می باشد. (امین‌زاده، 1376)
سقاخانه که غالباً در فضای حسینیه و یا تکیه و یا در مجاروت آنها (در گذرهای منتهی شده به آنها) قرار می‌گیرند نمادی از تشنگی کربلا می‌باشند و به مثابه یک زیارتگاه مردم برای آن نذر می‌کنند، به آن دخیل می‌بندند و در آن شمع روشن می‌کنند. حضور عناصری با معانی نمادین به فرهنگ عاشورا که نمایشی از ستیز حق بر علیه باطل است بیانی کالبدی می‌بخشد و محتوای معنوی این واقعه را تثبیت می‌کند و ارزشی ماورای ارزش‌های مادی را در ذهن مردم نگه می‌دارد. (امین‌زاده، 1378، 60)
با معرفی مکان‌های عزاداری (مکان‌هایی که به طور خاص برای اجرای مراسم استفاده می‌شوند) که در اینجا معرفی شدند القا کننده فرهنگ منطقه می‌باشند که قلب بافت تاریخی را تشکیل می‌دهند که همانگونه که بررسی شد کاربری عمده آن‌ها مذهبی است که امروزه از بناهای مذهبی فوق با عنوان فضای شهری یاد می‌کنند.
بخش دوم : باززنده سازی بافت های تاریخی
2-2-1 اهمیت احیا و باز زنده سازی بافت های تاریخی
بافت‌های تاریخی شهرها، دربردارنده ارزش‌های تاریخی – فرهنگی بوده و میراثی گرانبها برای نسل‌ای آتی به شمار می‌آیند. آنها آموزه‌هایی از خرد جمعی انسان‌ها را که ضمن برخورداری از تجربه، هنر، حس مکان و جهان زیستی آدمیان است به نمایش می‌گذرند. از این رو رها کردن بافت‌ای تاریخی، انسان معاصر را از بهره‌گیری عالمانه از تجارب گذشته و قرارگرفتن در مسیر تدام تاریخی که رمز بقای هر فرهنگی است، باز می‌دارد. )غیائی، پرتوی، بهتاش ،1:1392) بافت‌های تاریخی کانون و هسته شهرها هستند. حیات این بافت‌ها طی سده‌های گذشته پایه بسیاری از آداب و رسوم و حتی فرهنگ موجود و نیز رونق اقتصادی شهر و منطقه بوده است. فضاهای شهری تاریخی قبل از همه وظیفه دارند تاریخ، هویت عینی و ذهنی شهر را حفظ کنند و در زندگی جاری سازند.
لزوم احیای ارزش‌های بافت‌های تاریخی از دیرباز مورد توجه بوده و کشورهای پیشرفته جهان با اجرای برنامه‌ها و دستورالعمل‌های خاص به رونق بافت‌ها و نواحی باارزش قدیمی خود همت گماشته و هویت فرهنگی گذشته خود را دوباره زنده کرده‌اند. امر احیا و حفاظت از بافت‌های باارزش تاریخی از اجزای پیکره فرهنگی جامعه به شمار می‌آید و تحقق آن به فعالیت‌های فرهنگی مداوم نیاز دارد زیرا میراث تاریخی تبلور فرهنگ گذشته و صیانت‌ آینده هر جامعه است.
در واقع همانگونه پیش‌تر نیز بیان شد هسته تاریخی شهرها و بافت‌های با ارزش علاوه بر محتویای فرهنگی و معنوی خود به منزله سرمایه‌های عظیم اقتصادی شمرده می‌شوند و با توجه به این که مردم در این سرمایه شریک و سهیم اند و مشارکت آنها می‌تواند امر بازسازی را به نتایج چشمگیری هدایت کند.
سازمان فضایی شهرهاي سنتی ایران در روند پیدایش خود همواره تابع منطق مکانی، فرهنگی و اجتماعی بستر خود بوده است. لذا حیات شهر و فضاهاي آن تداومی مبتنی بر زیبایی، خوانایی، عملکرد و هویت داشته است. اثر و انعکاس انقلاب صنعتی و در پی آن مدرنیسم در ایران نقطه عطفی بود در جهت انهدام مانده های گذشتگان به طور اعم مظاهر عینی انفلاب صنعتی در کالبد شهرها تاثیراتی نامانوس و مخرب به جای گذاشت که در نتیجه این تاثیرات آثار فرهنگی به تاراج رفت، ‌ارزش‌های کالبدی شهرهای قدیمی بی‌بها گردید و تجربه‌های دیرینه معماری و شهرسازی این ملت در طول تاریخ، مورد هجوم مظاهر تمدن غرب قرار گرفت (پورجعفر، 1388). این بحث از آنجا اهمیت پیدا می‌کند که فقدان فضاهای معماری پاسخگو به فرهنگ و نیازهای آدمیان هر خطه‌ای احساس شود، زیرا فضاهای معماری در عین حال که می‌توانند بر عمق و وسعت تجارب ما بیفزایند و به زندگی معنی و رنگی تازه بخشند، می‌توانند یادآور خاطراتی باشند که تنی چند از آدمیان در بخشی از زندگی خویش به صورت مشترک به یاد می‌آورند. خاطره بیش از آنکه منوط به زمان باشد دربند مکان است. زیرا آنچه که زمینه شناخت انسان است، مجموعه ای پیاپی از توقف‌های ذهنی او در فضاست. لذا خاطره عامل تشدید تعلق مکانی است و حتی می تواند این تعلق را به تعلق خاطر بدل نماید (قاسمی اصفهانی, 1383). احساس تعلق به مکان از مهم‌ترین عوامل همبستگی و پایداری اجتماع‌های انسانی است. لذا مکان‌هایی که ظرفیت خاطره‌انگیزی را داشته باشند، به طور بالقوه می‌توانند بر پایایی نظام‌های اجتماعی موثر باشند. از این رو این مکان‌ها باید واجد کیفیت‌هایی باشند که زمینه خاطره انگیزی و حس تعلق را افزایش دهند و همان طور که گفته شد بافت های تاریخی عموما دارای پتانسیل و ویژگی خاطره انگیزی می باشند
چنین فضاهایی با توسعه فعالیت‌ها و فضاهای فرهنگی در حفظ بناها و عناصر تاریخی خود موفق می‌شوند و حضور روز و شب شهروندان و گردشگران را امکان‌پذیر می‌سازند. حضور مردم، جوانان و نوجوانان، جشن‌ها، انواع گردهمآیی‌های اجتماعی، برپایی نمایش‌ها و معرفی فرهنگ‌های گوناگون با برپایی مراسم و جشن‌ها، اشکال گوناگون تعاملات اجتماعی و فرهنگی است که در رشد و ارتقای فرهنگ ،توسعه و دانش یک شهر و ملت موثر است.
در زمان معاصر با شناخت عوامل اصلی تخریب بافت‌های با ارزش تاریخی و سازگاری واژگان نوین طراحی معماری با زبان کهن معماری بومی می‌توان در جهت بهبود محیط شهری و جهت‌های توسعه آتی آن نقش‌آفرین بود. فلسفه احیا و دوباره‌سازی اندام‌های صدمه‌دیده و فرسوده شهرها، ریشه در همین جایگاه دارد و لذا به نظر می‌رسد یکی از موثرترین راهکارها در احیا دوباره بافت‌های تاریخی،‌ ایجاد فعالیت های مجدد در این مناطق با توجه به توانایی‌های فیزیکی و کالبدی و فرهنگی و اجتماعی آن‌هاست.
ایجاد مکان‌های فرهنگی می تواند به عنوان یکی از روش های احیای فضاهای تاریخی شهری و زنده سازی شهر تاریخی مورد استفاده قرار گیرد. مکان‌ها و فضاهای فرهنگی در صورت دارا بودن ارزش‌ها و ویژگی‌های یاد شده می‌تواند بافت پیرامونی خود را متحول کند. طراحی مجموعه‌های فرهنگی با هدف احیای بافت و تجهیز مناسب آن ها برای مرتفع ساختن نیازهای ساکنان به فضاهای مطلوب شهری برای زندگی جاری یکی از مهم‌ترین اقدامات برای زنده‌سازی این بافت‌ها به شمار می‌رود. زیرا از آن جا که نتایج مثبت این اقدام از سوی ساکنان و بهره‌برداران این مناطق، درک می‌شود می‌تواند مداخله و مشارکت آگاهانه آن ها را برای بهسازی و اصلاح شهر تاریخی برانگیزد. این امر نه تنها موجب افزایش هویت اجتماعی و فرهنگی مجموعه بافت می‌شود، بلکه راهکارهای موثر و تجربه شده برای در هم تنیدگی اجتماعی و افزایش سطح تعاملات در عرصه های عمومی شهری است که باعث ایجاد توسعه پایدار در شهرها می شود.
برای این منظور در این پژوهش دو رویکرد تحت عناوین بازآفرینی فرهنگی و بازآفرینی گردشگری به عنوان رویکرد اساسی استفاده شده است. در این رویکرد، فرهنگ به عنوان یکی از سرمایه‌های اصلی شهر شناخته می‌شود و عامل گردشگری نیز (در این نمونه گردشگری مذهبی) به عنوان ابزار احیای شهر تاریخی معرفی می‌شود.
2-2-2 تبیین جایگاه فرهنگ در رویکرد بازآفرینی (عامل اول باز زنده سازی)
فرهنگ و شاخص های فرهنگی، از موثرترین و کارامدترین موضوعات حفظ اصالت و احیای بافت های تاریخی هستند. نهادینه شدن رویدادهای فرهنگی، نقش موثری در تثبیت

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره فضای شهری، فضاهای شهری، عوامل محیطی Next Entries منبع تحقیق درباره بازآفرینی، گردشگری فرهنگی، میراث فرهنگی