منبع تحقیق درباره انتقال معنا، صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

مي‏گيرد. براي نمونه، مسئول انتخاب بازيگران، با استفاده از اين رمزها، كارش را آگاهانه‏تر و متعارفانه‏تر ــ و به عبارت ديگر، به نحوي كليشه‏ايــ انجام مي‏دهد.
فيسک اشاره مي کند كه به ويژه طبقه‏بندي اين رمزها بر اساس مقوله‏هايي دلبخواه و انعطاف‏پذير صورت گرفته است، كما اين‏كه سطح‏بندي رمزها در اين سلسله‏مراتب نيز همين‏طور است. براي مثال، او «گفتار» را در رمز اجتماعي، و «گفتگو» (به معناي سخن مكتوب) را در رمز فني جاي مي دهد، حال آن‏كه در عمل نمي‏توان بين اين دو تمايز قائل شد.به طريق اولي، تعيين نقش بازيگران فيلم را رمز متعارفِ بازنمايي53 و ظاهر آنان را رمز اجتماعي نام نهاده‏اند، ليكن تفاوت اين دو رمز در اين است كه اولي به قصد و نيت دلالت مي‏كند و دومي به وضوح و صراحت.
نكته مهمي که از رمز اجتماعي مي توان برداشت کرد اين است كه واقعيت، پيشاپيش رمزگذاري شده است؛ يا به بيانِ دقيقتر، فقط به وسيله رمزگان فرهنگمان است كه مي‏توانيم واقعيت را درك و فهم كنيم. چه‏بسا واقعيتِ عيني و تجربي وجود داشته باشد. اما هيچ شيوه جهانشمول يا عيني براي ادراك و فهم آن وجود ندارد. در هر فرهنگي، آنچه واقعيت تلقي مي‏شود، محصول رمزگان همان فرهنگ است. بنابراين، «واقعيت» همواره از قبل رمزگذاري شده است و «واقعيتِ محض» وجود ندارد. اگر اين واقعيتِ رمزگذاري‏شده از سينما يا تلويزيون به نمايش گذاشته شود، رمزهاي فني و عرفهاي بازنمايي فيلم و تلويزيون بر آن تأثير مي‏گذارند تا آن برنامه اولاً به لحاظ فني، پخش‏كردني باشد و ثانياً واجد متن فرهنگي مناسبي براي بينندگان باشد.
3-13- رمزگان فني
همانطوري که پيشتر نيز گفته شد واقعه‏اي كه قرار است به صورت [فيلم سينمايي يا] برنامه اي تلويزيوني درآيد، براي اينکه رنگ واقعيت به خود بگيرد پيشاپيش با رمزهاي اجتماعي نظير لباس، محيط، گفتار و غيره رمزگذاري مي شود، يعني سطح «واقعيت»؛ و براي اينکه از طريق رسانه اي مانند تلويزيون يا سينما قابل پخش گردد از فيلتر«بازنمايي» يا رمز هاي فني نظير دوربين، نورپردازي، تدوين، روايت و غيره مي گذرد. اما کاربرد مهم ديگر رمزگان فني کمک به کارگردان در اعمال قصد و غرائض خود در اثر ارتباطی و بازنمايي رويدادهاي فيلم به شيوه مطابق ميل و خواست خود است.
رمزگان فني با اندکي کم وکاست توسط محققان و صاحب نظران مختلفي چون فيسک؛ رُوِه، هنسن و ديگران؛ سلبي و کاودري؛ و ديک معرفي گشته اند؛ اين رمزگان عبارتند از: زمان و مکان، وسايل صحنه، بازيگران، صدا، نورپردازي، و دوربين. در اينجا به معرفي تعدادي از رمزگان فني مهم که به کارگردان کمک مي کنند تا معناي مورد نظر خود را در قالب اثري رسانه اي مانند فيلم درآورد، مي پردازيم.
3-14- زمان و مكان54
اين رمز در اصل به تثبيت زمان و مکان داستان فيلم کمک مي کند. کارکرد اصلي رمز زمان و مکان اين است که بسياري از رمزگان فيلم بر اساس زمان و مکان فيلم برگزيده مي شوند. يکسري از ژانرهاي خاص، نيازمند تنظيم مناسب زمان و مکان فيلم هستند. در کل تمام عناصري که در جلوي دوربين وجود دارند، حتي در مواردي که کارگردان از محيطي که از قبل موجود بوده استفاده کند، تمامي اين موارد تحت کنترل و گزينش قرار مي گيرند. لوکيشن ها نه تنها به واقعي تر به نظر رسيدن فيلم کمک مي کنند بلکه به مخاطبان کمک مي کنند تا مکان فيلم را تشخيص دهند و بازيگران را در آن مکان ببينند (رُوِه، 1996؛ هَنسِن و ديگران، 1998). اما مهمتر از همه زمان و مکان فيلم در خلق معناي فيلم نقش اصلي را بازي مي کنند.
محل زندگي، کار يا فعاليت، وهمچنين زمان حضور شخصيت هاي قهرمان و ضد قهرمان در صحنه ها با هم تفاوت هاي ظريفي دارند که همگي با انتخاب کارگردان انتخاب و همنشين مي شوند. تمام تلاش او دراينجا اين است که به واقعي و طبيعي به نظر رسيدن تعاملات و برهم کنش هاي قهرمانان با ضد قهرمانان فيلم کمک بشود (رُوِه، 2000، ص 98). اين تفاوتها در رمزهاي اجتماعي زمان و مكانِ صحنه نشان‏دهنده رمزهاي ايدئولوژيكِ مدنيت، طبقه اجتماعي، دلاوري و تبهكاري، اخلاق و جذابيت است (فيسک 1987، ص10). اين رمزهاي انتزاعي ايدئولوژيك، به صورت مجموعه‏اي از رمزهاي اجتماعي عيني در يكديگر ادغام مي‏شوند و عينيتِ تفاوتهاي رمزهاي اجتماعي تضميني است براي حقيقي و طبيعي بودن رمزهاي ايدئولوژيك.
3-15- وسايل صحنه55
منظور از اين رمز، وسايل و ابزارآلات خاصي هستند که در فيلم ها مورد استفاده قرار مي گيرند. در بعضي موارد وسايل صحنه تعيين کننده ژانر فيلم هستند نظير سلاح هايي که در ژانر اکشن بسيار رايج هستند. فيلم ها براي انتقال معناي مدنظر خود شديداً وابسته به وسايل صحنه هستند (رُوِه، 1996). وسايل صحنه همچنين يک منبع اطلاعاتي نمادين در فيلم ها به شمار مي روند و از معاني ضمني و اسطوره اي برخوردارند (هَنسِن و ديگران، 1998).
بازيگران56
در بحث از بازيگران به عنوان يکي از رمزهاي مهم در تحليل فيلم ها، چهار موضوع: انتخاب بازيگران، لباس بازيگران، چهره پردازي، و اجرا يا شيوه رفتار، مطرح است که در زير مورد بحث قرار مي گيرند.
• انتخاب بازيگران؛ بازيگران با خود سطحي از انتظارات و معاني ضمني را از فيلم هاي قبليشان به همراه مي آورند. حتي بازيگران سرشناس يا ستاره گان سينما را مي توان بخشي از زبان فيلم در نظر گرفت (رُوِه، 1996). ستاره گان آيکون هاي خاصي هستند که قدرتي نمادين را با خود به همراه دارند و حتي آنها با يکسري ژانرهاي خاص يا ويژگي هاي شخصيتي خاص شناخته مي شوند (هَنسِن و ديگران، 1998). بازيگراني كه نقش مردان يا زنان قهرمان يا تبهكار و نيز نقشهاي فرعي فيلم را بازي مي‏كنند، اشخاصي واقعي هستند كه قبلاً حضورشان توسط رمزهاي اجتماعي به نحوي رمزگذاري شده است. اما اين بازيگران همچنين شخصيتهايي در رسانه‏ها هستند كه براي بينندگان وجود بينامتني دارند و معاني حضورشان نيز بينا‏متني است. آنها نه فقط باقيمانده نقشهاي ديگر را كه بازي كرده‏اند با خود به همراه دارند، بلكه معاني شان از متنهاي ديگر را نيز مي‏آورند و در ذهن بينندگان انتظاراتي نسبت خودشان ايجاد مي کنند (فيسک، 1990، رُوه، 2000)؛ متنهايي از قبيل مجلات طرفداران آنها، ستون شايعات مربوط به بازيگران فيلم و نقد و بررسي تلويزيون.
• لباس57بازيگران؛ لباس بازيگران به نوعي جزء وسايل صحنه به شمار مي رود اما شديداً به شخصيت هاي فيلم وابسته است. شخصيت هاي بي اهميت فيلم معمولاً لباس هايي معمولي بر تن دارند. تغييرات در لباس بازيگران نشان دهنده معاني ضمني چون تغييراتي منزلتي، نگرشي و يا گذر زمان مي باشد. لباس بازيگران به تداعي هر چه بهتر زمان و مکان فيلم کمک شاياني مي کند (رُوِه، 1996؛ هَنسِن و ديگران، 1998).
• چهرهپردازي58؛ عبارت است از ريخت و قيافه و نوع آرايش(پيرايش) بازيگران که به انتقال رمزهاي ايدئولوژيک فيلم کمک مي کند. ادغام رمزهاي ايدئولوژيكِ اخلاق، جذابيت و قهرماني/ تبهكاري و متراكم‏شدنشان در يك رمز اجتماعي عيني را ايضاً براي مثال در پديده‏اي به ظاهر بي‏اهميت همچون روژِ لب يک بازيگر زن هم مي‏توان مشاهده كرد. نبايد از ياد برد كه ايدئولوژي به يمن مجموعه [همين قبيل] رمزگذاريهاي به ظاهر بي‏اهميت است كه مي‏تواند تا بيشترين حد ممكن تأثيرگذار باشد(فيسک 1987، ص 10).
• اجرا59 يا شيوه رفتار؛ ارائه شخصيتهاي فيلم از طريق بازيگران با استفاده از بدن، بيانات صورت، فيزيک بدني و حرکات انجام مي گيرد (رُوِه، 1996؛ هَنسِن و ديگران، 1998). در شيوه رفتار شخصيتهاي گروه قهرمان و همچنين شخصيت هاي گروه تبهكار يا ضد قهرمان فيلم ها، تفاوت هاي مهمي وجود دارد. يكي از تفاوتهاي اين دو گروه از شخصيتها، همكاري و همراهي آنان با هم است. براي نمونه شخصيت هاي قهرمان با يكديگر همكاري مي‏كنند و به هم نزديكتر مي‏شوند، حال آن‏كه تبهكاران با يكديگر اختلاف پيدا مي‏كنند و [ نهايتاً ] از هم جدا مي‏شوند، يا همديگر را نابود مي کنند. اين يكي ديگر از تلاش هاي ايدئولوژي مسلط براي بازتوليد خود در قالب قهرمانان فيلم است.
صدا60
دو نوع صدا در مورد سينما مطرح است يک نوع صدا شامل صداهايي مي شود که از داخل صحنه برمي خيزد مانند صداي ديالوگ يا صداي طبيعي محيط؛ نوع دوم شامل صداهايي است که بر روي فيلم گذاشته مي شود مانند موسيقي و غيره (هَنسِن و ديگران، 1998).
• ديالوگ61؛ براي هرگونه تحقيق، ديالوگ از اهميت بالايي برخوردار است. يكي ديگر از راههاي تأثيرگذاري بر همدلي بيننده با شخصيت هاي قهرمان فيلم، استفاده از گفتگوي شخصيتهاست. براي مثال، “گفتگوي شخصيت هاي گروه تبهكار به نقشه‏هاي شرورانه و مخالفتهاي متقابلشان محدود مي شود”، درحالي‏كه به قهرمان(يا قهرمانان)فيلم اجازه داده مي‏شود تا درباره افکار، عقايد، و استدلالشان براي کنش هاي شان در فيلم صحبت کرده و احساسات شان را ابراز کنند، يا”درباره چيزهاي مختلف و متنوع شوخي كنند، استعاره هاي طولاني بيان كنند و از زمان روايي كافي براي برقراري رابطه‏اي گرم و ياري‏بخش با يکديگر برخوردار باشند” (فيسک 1987، ص 11).
• موسيقي؛ موسيقي عمدتاً براي آگاهي مخاطب از پاسخ هاي عاطفي مناسب و يا براي تقويت واکنش هاي عاطفي مخاطب به کار مي رود و با اين کار مخاطب را به مشاهدۀ يک سکانس به شيوه اي خاص هدايت مي کند (رُوِه، 1996).
3-16- نورپردازي62
از نورپردازي نه تنها براي ايجاد حس نسبت به زمان و مکان استفاده مي شود بلکه نورپردازي در القاي خلق و خوي بازيگران نيز بسيار مؤثر عمل مي کند (هَنسِن و ديگران، 1998). هر يک از حالت هاي نورپردازي القاکننده معناي خاص خود مي باشد. سلبي و کاودري (1995) در تحليل هاي خود از فيلم، به چهار حالت نورپردازي اشاره مي کنند که هريک تداعي کننده معاني ضمني خاصي هستند:

1. نورپردازي مايهروشن حاکي از خوشبختي، رضايت
2. نورپردازي مايهتيره حاکي از حزن، يأس و نااميدي
3. نورپردازي پرتضاد دراماتيک، تئاتري
4. نورپردازي کمتضاد واقع گرايانه، مستند
3-17- دوربين63
پس از فراهم کردن و ايجاد رويداد فيلمي با استفاده از زمان-مکان، بازيگران، صدا، و نورپردازي، باقي مجموعه انتخاب هاي پيش روي کارگردان در جهات ايجاد معناي مورد نظرش، حول دوربين و امکانات آن دور مي زند (رُوِه، 1996). در اين راستا، دو دسته از امکانات و کاربردهاي دوربين در القاي معناي مورد نظر وي نقش اصلي را بازي مي کنند که عبارتند از نماهاي دوربين و زاويه دوربين (سلبي و کاودري، 1995؛ رُوِه، 1996؛ هَنسِن و ديگران، 1998؛ ديک، 2002).
• نماها64ي دوربين؛ مهمترين نماهاي دوربين عبارتند از نماي بسيار دور، نماي دور، نماي متوسط، نماي نزديک، نماي بسيار نزديک. هريک از اين نماها براساس معاني ضمني خاصي که تداعي مي کنند داراي کاربردهاي متفاوتي هستند و کارگردانان حرفه اي ماهرانه از هريک از اين نماها در موقعيت و براي القاي معناي خاص خود بهره مي گيرند.
در اين رابطه جان فيسک (1987) معتقد است که “براي برگرداندن نظر همدلانه ما از شخصيت هاي تبهكار به شخصيت هاي قهرمان فيلم، از فاصله دوربين استفاده مي‏شود. معمولاً در تلويزيون، فاصله دوربين از نماي متوسط تا نماي نزديك است و اين نوع نماها باعث ارتباط راحت و دوستانه بيننده با شخصيتهاي فيلم مي‏شود. اما شخصيت هاي تبهكار در نماي خيلي نزديك نشان داده مي‏شوند”(ص 6). در كلِ تعداد نماهاي خيلي نزديك به كار رفته براي شخصيت هاي تبهکار يا ضد قهرمان و يا احياناً براي قهرمان(-ان) فيلم در تحليل مي تواند به ما کمک کند.
• نماي بسيار دور65؛ در اين نما سوژه فقط بخش کوچکي از نما را اشغال مي کند و در مقابل محيط بخش اعظم نما را به خود اختصاص مي دهد. بنابراين به خودي خود، محيط اهميتي بيشتر از سوژه پيدا مي کند و ارزش سوژه ناچيز است (سلبي و کاودري، 1995؛ ديک، 2002).
• نماي دور66؛ در اين نما، دوربين مقداري به سوژه نزديک مي شود به طوري که تمام هيکل سوژه در نما قابل مشاهده است اما همچنان محيط بخش

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره دستور زبان، سلسله مراتب، دال و مدلول، رولان بارت Next Entries منبع تحقیق درباره انتقال معنا، صاحب نظران