منبع تحقیق درباره امید به زندگی، حقیقت نهایی

دانلود پایان نامه ارشد

افتادن آنها در تاريكيهاى نادانى و چاههاى هولناك گمراهى بودهاست.279
عصبیت از جهل انسان ناشی میشود و سبب میگردد که دیده ی دل حقبین انسان، کور شده و او را از راه حق و رسیدن به قلۀ کمال و سعادت منحرف میسازد. از این جهت ضروری برای دستیابی به آرمانها انسان این صفت را از وجود او دورنماید.

4.6.8. تقلید کورکورانه از نیاکان
پیروی کورکورانه از نیاکان یکی از اساسیترین موانع آرمانگرایی در طول تاریخ بودهاست. امام علی × خطاب به معاویه، بزرگترین رهبر اهل باطل زمان خود، در نامهای میفرمایند:
«أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ آنَ لَكَ أَنْ تَنْتَفِعَ بِاللَّمْحِ الْبَاصِرِ مِنْ عِيَانِ الْأُمُورِ فَقَدْ سَلَكْتَ مَدَارِجَ أَسْلَافِكَ بِادِّعَائِكَ الْأَبَاطِيلَ وَ اقْتِحَامِكَ غُرُورَ الْمَيْنِ وَ الْأَكَاذِيبِ… .»280
اما بعد، همانا وقت آن رسیده که با دیدۀ تیز و باز از آنچه عیان است بهرهمند شوی؛ زیرا تو به همان راهی که گذشتگانت رفتهاند، قدم نهادهای با دعویهای باطلی که کردهای و در وادی اکاذیب و دروغهای فریبنده درآمدی …
از باب پندگيرى و برحذر داشتن معاويه از ادعاى چيزى كه حق او نيست، هشدار به اوست. مقصود آن است كه هنگام سود گرفتن تو از كارهاى واضح و مشاهدۀ آنها با چشمانت فرارسيدهاست.
كلمه “اللَّمْحِ” استعاره از درك دقيق و سريع چيزهاى مفيد است. بعضى “عِيَونِ الْأُمُورِ” نقل كرده‏اند، يعنى واقعيت و حقيقت امورى كه جاى دقت و عبرتگرفتن است.
عبارت: « فَقَدْ سَلَكْتَ… » اشاره به دليل نيازمندى معاويه به هشدارى است كه قبلا بيان شد، يعنى رفتن او به راهى كه پيشينيانش رفته‏اند، با چهار نشانه‏اى كه ياد شد، ادعاهاى بيهوده‏اش، ادعاى چيزى كه حق او نبود؛ از قبيل خون عثمان، طلحه، زبير و نظير اينها، ورودش در منجلابهاى دروغ، ورودش در غفلت از پيامد بدانها. امّا دروغهاى وى در ادعاى خود روشن است و چيزى كه از حد او بالاتر است همان امر خلافت مى‏باشد و چيزى كه نزد او بهامانت گذاردهبودند و او در ربود. عبارت از اموال و سرزمينهاى مسلمانان بود كه بر آنها مسلط شدهبود. مقصود امام علی × اين است كه از طرف خدا اين امانت در نزد او بوده است.281
گاهی اوقات پیروی کورکورانه از گذشتگان، مانع بینش صحیح واقعیات و دستیابی به کمال مطلوب آدمی میشود و او را در راه باطل قرار میدهد.

4.6.9. نافرمانی از رهبر
سرپیچی از فرمان رهبر سبب تفرقه در جامعه شده و مردم را از مسیر رشد وتعالی باز میدارد. همین امر سبب خوندل خوردن رهبر میگردد. امام علی × در شکوه از گروه نافرمان دوران خود چنین میفرمایند:
«… إِذَا دَعَوْتُكُمْ إِلَى جِهَادِ عَدُوِّكُمْ دَارَتْ أَعْيُنُكُمْ كَأَنَّكُمْ مِنَ الْمَوْتِ فِي غَمْرَةٍ وَ مِنَ الذُّهُولِ فِي سَكْرَةٍ يُرْتَجُ عَلَيْكُمْ حَوَارِي فَتَعْمَهُونَ فَكَأَنَّ قُلُوبَكُمْ مَأْلُوسَةٌ فَأَنْتُمْ لَا تَعْقِلُونَ مَا أَنْتُمْ لِي بِثِقَةٍ سَجِيسَ اللَّيَالِي وَ مَا أَنْتُمْ بِرُكْنٍ يُمَالُ بِكُمْ»282
…هنگامیکه شما را برای جهاد با دشمن فرا میخوانم دیدگانتان در حدقهها میگردد گویی در سکرات مرگ غوطهور و در مستی غفلت شناورید. باب گفتگوی من بر شما بسته میشود. از اینرو سرگردان میشوید، گویی دلهاتان دستخوش بازیهای شیطان شده و عقل خود را از دستدادهاید. نه هیچگاه مورد اعتمادم بودهاید و نه ستون محکمی هستید که به پشتوانۀ شما بتوان بر دشمن تاخت.
بنابر روايتى هنگامى كه امام علی × از پيكار با خوارج فراغت حاصل كرد، در همان محل نهروان بهپاخاست و اين خطبه را ايراد فرمود. پس از ستايش و ثناى پروردگار خطاب به سربازان فرمود: «حال كه خداوند متعال، چنين نيكو شما را يارى كرد و به پيروزى رساند، بدون فوت وقت متوجّه دشمنان شام شويد.» در پاسخ حضرت عرض كردند: «تيرهاى ما تمام شده و شمشيرهاى ما كند گرديده است. ما را به كوفه برگردان، تا آرايش نظامى خود را سامان بخشيم و افرادمان را بازسازى كنيم، شايد كه امير مؤمنان × بر تعداد ما، به اندازه‏اى كه در اين نبرد به شهادت رسيده‏اند، اضافه كند، تا از نيروى افراد تازه نفس كمك بگيريم.» گروهى از لشكريان ـ
نیز بهپاخاسته بهانۀ زيادى مجروحان را گرفتند، عرض كردند: «زخمى و مجروح زياد داريم اجازه بدهيد، مدّتى به كوفه باز گرديم، سپس براى جنگ عازم خواهيم شد.»
امام علی × با اين كه هرگز به بازگشت راضى نبود ـ وقتى كه مخالفت را شديد ديد ـ با آنان مراجعت كرد و در لشكرگاه خارج كوفه به نام “نخيله” اردو زد و دستور داد كه در لشكرگاه بمانند و خود را براى جهاد آماده سازند و به داخل شهر كمتر رفتوآمد كنند و ديدوبازديد با اقوام و خويشان خود را محدود نمايند. ولى آنها در عمل فرمان حضرت را بهكار نبستند و بهتدريج مخفيانه به كوفه وارد شدند. در نهايت جز اندكى از سپاهيان در نخيله باقى نماندند. امام علی × وقتى وضع را چنين ديد، به كوفه آمد و براى مردم سخنرانى كرد و فرمود:
«اى مردم براى جنگ با دشمن آماده شويد، نزديكى به خدا و رسيدن به نعمتهاى حق تعالى با جهاد در راه خدا حاصل مى‏شود. آنها كه از حق كناره‏گيرى كرده آن را يارى نكنند، در خدمت ستم و ظلم قرار گرفته، از حقيقت عدول كرده، از كتاب خدا و دين حق رو برگردانده‏اند، در طغيان فرو افتاده‏اند و در گرداب گمراهى فرو رفته‏اند.
آنچه مى‏توانيد از نيرو و اسبهاى تعليمديده براى پيكار با دشمن آماده بسازيد، بر خدا توكّل كنيد كه خداوند خود شما را كفايت مى‏كند. امّا كوفيان آماده كوچ و حركت نشدند. چند روزى حضرت آنها را به حال خودشان رها كرد.»
امام علی × همواره سعى بر اين داشت كه، پيروانش را براى جنگ با دشمنان بسيج كند، ولى چون آنها، در موارد زيادى از دعوت حضرت سرباز مى‏زدند و با تمرّد و خوددارى از فرمانبردارى و اطاعت حتّى او را مى‏رنجانيدند آنها را مورد خطاب ملامت‏آميز قرار داده، با ايراد اين خطبه، ناراحتى، دلتنگى و نارضايتى خود را از رفتارشان اظهار داشته و مى‏فرمايد: «بس كه شما را ملامت كردم خسته شدم.» اين نوع گفتار از ناراحتى شديد حكايت دارد. خطاب حضرت به كوفيان كه آيا به جاى آخرت دنيا را گرفته‏ايد و خوارى را بهجاى عزّت نشانده‏ايد پرسشى به گونه انكار بر رفتار آنها، كه موجب انگيزش بر جهاد گردد. چه اين كه پيكار در راه خدا، مستلزم اجر اخروى و بزرگوارى مى‏گردد. ولى ترس از دشمن و كناره‏گيرى از نبرد، هر چند در بيشتر موارد، زمينۀ سلامتى و بقاء در دنيا را فراهم مى‏آورد، امّا به بهاى طمع بستن دشمن به پيروزى خود و خوار ساختن طرف مقابل تمام مى‏شود.
بنابراين قيام نكردن براى دفع دشمن، بهمنزلۀ اين است كه آخرت را بهدنيا سودا كنى و خوارى را بهجاى عزت بنشانى، اين همان چيزى است كه خرد سالم نمى‏پذيرد.283
نافرمانی از رهبر نیز از موانع مهم رسیدن به آرمانهای الهی در واقعیات جامعه میگردد و همین امر سبب سوءاستفاده و تسلط دشمن بر جامعه مسلمانان میشود.

4.6.10. بروز فتنه ها وشبهه ها
از مهمترین موانع آرمانگرایی میتوان هنگام بروز فتنهها و شبههها را نام برد؛ چون در این مواقع انسان در شناخت حق و باطل دچار خطا و اشتباه شده و جامعه دچار هرج ومرج ایجادمیگردد. بدین ترتیب تحقق آرمانها یا به عقب میافتد و یا به فراموشی سپردهمیشوند. امام علی × در جریان کشته شدن خلیفه سوم که سبب بهوجود آمدن فتنه ها و شبهههایی زمان خود گردید، میفرمایند:
«یُقتَلُ فی هذِهِ الأُمَّةِ إمامٌ یَفتَحُ عَلیها الْقَتلَ والْقِتالَ إلی یَومِ القیامَةِ ویَلْبِسُ أُمورَها عَلَیْها ویَبُثُّ الْفِتَنَ فیها فَلا یُبْصِرُونَ الْحَقَّ مِنَ الْباطِل يَمُوجُونَ فِيهَا مَوْجاً وَ يَمْرُجُونَ فِيهَا مَرْجا»284
در این امّت پیشوایی کشته میگردد که در کشتوکشتار را تا روز قیامت بر این امت میگشاید، و کارهایشان را بر آنان مشتبه میسازد، و فتنهها را درمیان آنان میپراکند، و دیگر حق را از باطل تمیز نمیدهند و به یکدیگر در میآمیزند و درهم و برهم میشوند.
امام علی × ، در این خطبه قتل عثمان را ریشۀ فتنهای میداند که تا روز قیامت منشأ جنگ و درگیری در میان مسلمانان خواهدشد. این امر سبب درهمآمیختگی حق و باطل باهم میشود و به همین خاطر مردم واقعیات امور را تشخیص نداده، از راه سعادت گمراه میشوند.

4.6.11. حاکمیت فرهنگ استکباری
حاکمیت فرهنگ استکباری نیز یکی دیگر از موانع آرمانگرایی است؛ زیرا در این وضعیت بهتدریج حاکمان باطل بدون درگیری و خونریزی از طریق تبلیغات کاذب و یا رشوه و…تفکر حق گرایانه مردم را تغییر میدهند. در این صورت بهراحتی بر آنان حاکم میشوند. امام علی × در توصیف این افراد میفرمایند:
«أَمَا وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَيَظْهَرَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمُ عَلَيْكُمْ لَيْسَ لِأَنَّهُمْ أَوْلَى بِالْحَقِّ مِنْكُمْ وَ لَكِنْ لِإِسْرَاعِهِمْ إِلَى بَاطِلِ صَاحِبِهِمْ وَ إِبْطَائِكُمْ عَنْ حَقِّي وَ لَقَدْ أَصْبَحَتِ الْأُمَمُ تَخَافُ ظُلْمَ رُعَاتِهَا وَ أَصْبَحْتُ أَخَافُ ظُلْمَ رَعِيَّتِي …»285
هان، سوگند به آن که جانم به دست اوست این گروه ـ ارتش معاویه ـ بر شما مسلّط خواهندشد نه از آنرو که از شما به حق شایستهترند؛ بلکه از آنرو که به سوی باطل صاحبشان میشتابند و شما از شتاب به حق من کندی میکنید. همیشه امتها از ستم حاکمان خود میهراسند و اکنون من از ستم ملت خود میهراسم!
امام علی × در این خطبه مى‏فرمايند: دليل غلبه اصحاب معاويه بر حق بودنشان نيست، بلكه پيروى بيچونوچراى آنها از دستورات معاويه در امر باطل و تسامح خوددارى شما از پيروى از من با وجودى كه حقّم مى‏باشد؛ زيرا پيروزى و موفقيّت در وحدت كلمه و فرمانبردارى از امام و پيشواست؛ نه اين كه به حقّانيّت امام اعتقاد داشتهباشى ولى در عمل و ميدان كارزار او را رها كرده و تنها بگذارى.
امام علی× سخن را در توبيخ و اهانت مردم كوفه ادامه داده و بهدليل تخلّف و سرپيچى از دستوراتش از آنها اظهار تنفّر و انزجار كرده و مى‏فرمايد: «وَ لَقَدْ أَصْبَحَتِ الْأُمَمُ الى قوله رعيّتى»
«امّتها از سلطانشان مى‏ترسند امّا عجب اين است من كه على هستم از پيروانم مى‏ترسم»
بهطور طبيعى و همگانى رعايا از سلطان خود مى‏ترسند. وقتى كه قضيّه برعكس باشد؛ يعنى امير از افراد تحت امرش بترسد. چنان پيروانى سزاوار ملامت و سرزنش هستند و هيچ بهانه و دليلى بر عليه حاكم خود ندارند.
همين تخلّف از دستور امام علی× كه دقيقاً نوعى ظلم بر خودشان بود، آنها را مستحقّ تنفّر و انزجار امام علی × كرد. چه آن حضرت در موارد زيادى آنها را مورد تفقّد و دلسوزى قرار داد. از جمله روز حكميّت در صفّين، ولى آنها نصيحت و صلاحديد امام علی × را نپذيرفته و بهعنوان تمرّد از دستور به آن حضرت گفتند: «اگر به حكميّت راضى نشوى آنچه با عثمان كرديم با تو خواهيم كرد.»286
حاکمیت فرهنگ استکباری نیز یکی دیگر از موانع دریافت صحیح واقعیات در امور است و سبب میشود انسان از مسیر دستیابی به کمالات الهی باز مانده و در نتیجه، خواسته یا نا خواسته در جهت منافع گروه باطل دست به فعالیت بزند.

نتیجۀ فصل:
انسان، به امید و آرزو زنده است. زندگی بدون آرمان و هدف بیمعنا است و در “فرهنگ تفصیلی آفتاب” واژۀ “آرمان”، بهمعنای آرزوهای سازنده و بالنده آمدهاست. در فرهنگنامۀ آرزو، کلمۀ “امل” به معنای آرزو بهکار رفتهاست. در قرآن نیز، دو بار واژه “اَمَل” بهكار رفتهاست؛ يك بار به معناى آرزوى نيكو و دیگربار به معناى آرزوى نكوهيده.
امام على × ادامۀ حیات بشری بر پایۀ آرزو بیان میفرمایند. آرمان مايۀ برپايى دنياست. اگر انسان در زندگی آرمان و آرزو نداشتهباشد، امید به زندگی از بینمیرود و دیگر امید و انگیزهای به توسعه و پیشرفت در زندگی معنا نخواهدداشت.
از این رو، آرمانگرایی امری فطری است و خلقت انسان، هدفمند است و دستیابی به حیات مطلوب و زندگی معقول و رسیدن به سعادت و حقیقت نهایی از مهمترین آرمانهای او در زندگی است.
آرمانگرایی در نهجالبلاغه از

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره نفس اماره، دام گستری، سوگیری Next Entries منبع تحقیق درباره غصب خلافت، شهید مطهری