منبع تحقیق درباره آموزش مهارت، هنر معاصر، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

تشخيص و يادآوري آن توانسته است نگرش افراد را از طريق پردازش پيراموني تغيير دهد. وقتي تکرار، سبب خستگي شود، تنوع تکرار در پيام مي تواند خستگي ناشي از تکرار را به عقب اندازد.
در سـوره الرحمن، آيه”فَبِأَيِّ آلاءِرَبِّکُما تُکَذِّبان” (پس کداميـن نعمتهاي پروردگارتان را تکـذيب ميکنيد) چندين بار تکرار شده است؛ امّا در فاصله هاي متناسب و مختلف از آيات ديگر قرارگرفته است، از اين رو هم سبب تأثير بيش تر مي شود و هم خستگي و کسالت به بار نمي آورد.

3-3-1-2-2-فرم و قالب تبليغ
تبليغ دين، بايستي علاوه بر محتواي خوب و درست، داراي فرم مناسب باشد و با صورت و قالبي جذاب و گيرا، ارايه گردد و نبايد تنها، به قوّت پيام اکتفا کرد.
مبلّغ دين، مي بايست به اين نکته توجه کند که مخاطبان، انواع و اقسام دارند؛ با ذهنيت هاي متفاوت زندگي مي کنند و اطلاعات پيشين آنها فرق مي کند؛ ذوق و سليقه آنان يکسان نيست؛ با بهره هاي هوشي مختلف، در معرض تبليغ دين قرار مي گيرند؛ درجات ايمان مذهبي آنان، همگون نيست و…
اين گونه تفاوت ها و موارد مشابه، ايجاب مي کند که مبلّغ دين، با يک فرم و قالب تبليغي، به سراغ تبليغ نرود؛ همه را در يک ظرف نيندازد؛ براي انواع جامعه ي مخاطب، نسخه واحد نپيچد؛ بلکه با ذوق و ابتکار، قالب هاي گوناگون تبليغي را پي ريزي کند و متناسب با گروه هاي مختلف پيام گيران تبليغي، فرم هاي ويژه تبليغ را پيش بيني کند.
روش هاي پيشين تبليغي، نبايد تعصب بيافريند و قالب تبليغ را در همان فرم هاي آشنا، متوقف و محدود کند. کارايي يک قالب در زمان هاي گذشته، نبايد حجاب براي مبلّغان شود و به تکرار همان تجربه بپردازند.
از اين رو، يک مبلّغ بصير دين، بايد دائماً در قالب ها و فرم هاي تبليغي خود، تجديد نظر کند؛ آن را با شرايط متحول زمان و جامعه پوياي مخاطب، هماهنگ سازد و متناسب با موقعيت، پيامدهي نمايد.
در تبليغ دين، بايد زبان زمان را شناخت؛ با زبان ها و لهجه هاي مهجور، به ارايه ي پيام وحي نپرداخت؛ با خطوط و اشکال نامأنوس، تمناي تأثيرگذاري در خلق نداشت؛ تبليغ دين را ارتباط و گفت و شنود مبلّغ و پيام گيرندگان دانست و در هر ارتباط، انس با زبان و ابزار را شرط اول مفاهمه و ارتباط دانست.
متأسفانه، تبليغ دين از سوي حوزه، گاه با همان زبان مهجور رخ مي دهد. مخاطب، خود را با انبوهي از کلمات و واژگان غريب مواجه مي بيند، احساس سردرگمي مي کند و نه تنها راه به جايي نمي برد، که راه رفته را نيز گم مي کند.
حوزه، بايد خود را به هنر امروز نزديک کند. هنر، در قالب هاي گفتاري ونوشتاري و تصويري، فرمهاي گوناگون را آزموده و مي آزمايد و در بستر زمان، تجارب ارجمندي را در توشه ي خويش ميدارد. اين گنجينه، از سوي حوزه، مغفول و مطرود مي نمايد و “حوزه” و “هنر”، در غربت از يکديگر زيست ميکنند.
دستيابي به قالب هاي مناسب تبليغي، نيازمند آن است که حوزه، خود را به زبان “هنر امروز” نزديک کند؛ آن را لهو و لعب نپندارد و گرايش به آن را منافي با مروّت نشمارد و هم در قالب هاي آشنا و هم در فرم هاي ناشناخته، به “هنر معاصر” قربت جويد.
پيام تبليغي حوزه، هنوز در يک قالب اصلي يعني خطابه و منبر ارايه مي گردد و اخيراً کم و بيش، در چند مقوله ي ديگر، مثل نگارش مقالات تحقيقي، کلاسداري و…، تجربه هايي مشاهده مي شود؛ اما آشنايان به قالب هاي هنر تبليغ، بخوبي مي دانند که هم در روش هاي تجربه شده از سوي حوزه، قالب ها و فرم ها و تکنيک هاي هنري نو وجود دارد و هم ده ها روش تجربه ناشده وجود دارد که در ارزش و بازدهي، جايگاه و منزلتي مشابه دارد.
دستگاه تبليغي حوزه، بايد ارزش هنر را با تمام وجود حس کند؛ اين نکته را دريابد که زيبايي و جاذبه ارائه، بازدهي تبليغ را با ضريب غير قابل پيش بيني بالا مي برد و دقت و فرصت گذاري مبلغان را در شعاعي وسيع، نتيجه بخش مي کند.
استفاده ي از هنر، بايستي به حداکثر برسد. منظور، استفاده از هنرمندان موجود است. استعدادها و مايه هاي هنري، در طلبه ها هست و در غير طلبه ها هم هست.کار هنر در باب تبليغات، چيز بي بديلي است؛ يعني هيچ چيز، جاي هنر را در تبليغات نمي گيرد. اصلاً اين، چيزي است که در دنيا ثابت شده است و امروز از آن استفاده مي شود. يک کلمه حرف “اين کار را بکن، اين کار را نکن” را با يک شيوه ي هنري مي گويند که آن کلمه ي “بکن” ، در اعماق وجود شنونده جا بيفتد و فکر کند که بايد انجام بدهد. امروز، تبليغات با هنر همراه است؛ پس، ما بايستي اين تبليغات را با هنر همراه کنيم.
دستگاه تبليغي مسيحيت، اين تجربه را آزموده و مي آزمايد. با استفاده از رشته هاي گوناگون هنري (رمان، فيلمنامه، تئاتر، فيلم، نقاشي، موسيقي و..). و با بهره وري از قالب هاي متفاوت در هر رشته، در تبليغ مؤثر و غير مستقيم باورهاي مسيحي، تلاش مي ورزد. مسيحيت، در پرتو دريافت اهميت هنر و ارتباط نسبتاً موفق با آن، امروز در سطح جهان، حضوري ملموس پيدا مي کند؛ حتي در کشورهاي اسلامي، خود را به مخاطبان ناشناس تحميل مي نمايد و به گونهاي ناخودآگاه، در آن اثرپذيري مي آفريند.
البته، ارتباط “حوزه” و “هنر” ، کار يکروزه و يکساله نيست؛ زمان بر ميدارد، فرصت هايي را بر ميتابد و برنامه ريزي هايي را طلب مي کند.
دستگاه تبليغي حوزه، مي تواند با برنامه ريزي مناسب، راههاي ارتباط را بجويد؛ به حضور “هنر” در “حوزه” کمک کند؛ ذوق هنري را در حوزويان کشف نمايد و زمينه هاي پرورش و خلاقيت هنري را در اختيار ايشان بگذارد؛ از طلاب هنرمند، حمايت مادّي و معنوي کند؛ براي کارشان، ارزش قائل شود؛ قالب ها و گونه هاي مختلف هنري را ابزار تبليغ دين بشمارد و در نظام تبليغي، روش هاي استفاده از آن را پيش بيني کند.(احمدي،نوري،62،1387)

نتيجه گيري
براساس آنچه گفته شد مي توان نتيجه گرفت، تبليغ يک امر اجتماعي و گروهي است و همچنين فرآيند اثرگذاري آن هم به صورت نظام مند و سازماني است؛ از اين رو براي انجام يک تبليغ موفّق، بايد تمام جوانب را سنجيد و به صورت سازماني عمل کرد.
در فرآيند تبليغ، مبلّغ به سبب اثربخشي بيشتر موضوع، مورد تبليغ به نگرش مردم توجه مي کند. نگرش، داراي سه عنصر شناخت، عاطفه و رفتار است که در جريان متقاعدسازي، تغييرات درعناصر نگرش به وجود مي آيد. اين مي تواند شاخص خوبي براي ارزيابي تلاش هاي مبلّغان باشد تا مشخص شود آنان تا چه حد بر رفتار جامعه تبليغي، مؤثر واقع شده اند.
تبليغ در جوامع اسلامي براي پرورش و تربيت ديني مطرح مي شود؛ ولي اگر اين امر مقدّس به خوبي انجام نگيرد، نتايج عکس را خواهد داشت. با اينکه منابع اصلي مورد استفاده، قرآن و احاديث است؛ ولي چرا از تبليغ ديني، گاهي نتايج مطلوب حاصل نمي شود؟ اصولاً هر محتواي خوب و زيبا بايد در يک قالب زيبا هم قرار بگيرد.
دين، محتواي زيبايي دارد؛ ولي اين محتواي زيبا، بايد با روش هاي مناسب و اثرگذار متناسب با زمان، به مخاطب ارائه شود. در اينجاست که شخصيت مبلّغ وشيوه هاي تبليغي اش، اهميت پيدا مي کند و آنچه اهميت بيشتري دارد، عملکرد خود مبلّغ است.
بدون شک، بي توجهي به شرايط تبليغ مثل منطقه مورد تبليغ، گستردگي مخاطبان، ابزارهاي سنّتي و مدرن، مي تواند آسيب جدي به دين وارد نمايد که در برخي موارد قابل جبران نيست.
براساس نگاه نظام مند به تبليغ، بايد از هنر و روان شناسي اجتماعي، ياري گرفت و از آنها در امر سازماندهي و حتي اجرا، مدد جست. استفاده از فناوري روز، امري است که نبايد از آن چشم پوشي کرد.

4-1-2-2-هنر، قالبي براي انديشه
ما در غناي فرهنگ ناب شيعه، شک نداريم و با آگاهي از وظايف روحانيت، حال سوال اينجاست که براي اين محتواي غني و عميق، چه قالبي بايد انتخاب شود تا نزديک ترين راه را پيموده باشيم و بتوانيم آن مفاهيم را موثرتر، به مخاطب منتقل کنيم.
بهترين جواب را شايد بتوان در کلام مقام معظم رهبري جستجو کرد که مي فرمايند: هنر دقيق ترين و رساترين وسيله انعکاس انديشه ها و آرمان هاي شريف مي باشد(خامنه اي،13،1379) و هر ايده، انديشه و انقلابي که در قالب هنر نگنجد، ماندني نخواهد بود.(خامنه اي،15،1379)
يک نمود هنري جايگاه تلاقي روحي بزرگ ـ که داراي يک نبوغ هنري است ـ با ديگر ارواح انسان ها است که اين تلاقي هم بايد براي روح بزرگ هنرمند مفيد باشد هم براي روح تماشاگر.
فائده هنر براي روح هنرمند اين است که با علم به اين که انسان هايي به اثر هنري او خواهند نگريست و رشد و کمال يا سقوط آن انسان ها، در خود هنرمند نيز اثر خواهد کرد. همه استعدادهاي مغزي و اعماق و سطوح روح خود را به کار مي اندازد تا تأثر و انگيزه تحوّل به رشد و کمال را به آن انسان ها ـ که خود جزئي از آن هاست ـ بدهد.
فائده هنر براي انسان هاي تماشاگر، در صورتي که از اعماق روح هنرمند توصيف شده برآيد، فايده آب حيات براي حيات خواهد بود. (خامنهاي،11،1378)

1-4-1-2-2-تعريف هنر
هنر عبارت است از کيفيت بيان و اداي يک مطلب به شکلي زيبا و ظريف و توأم با ذوق. اين را ما هنر مي گوييم که شامل سخن گفتن، شعر گفتن، داستان نوشتن، نويسندگي هاي هنرمندانه و انواع و اقسام شاخه هاي گوناگون هنر مي شود، در هنر اصل اين است که: هنرمند يک پيام، مقصود و مضموني در ذهن داشته باشد و بخواهد آن را به مخاطب خودش تعليم بدهد و به ذهن ها و دل ها برساند و در آن رسوخ بدهد و اين کار را با ظرافت و زيبايي به صورت جاذبه دار انجام دهد. (خامنه اي،12،1379)
2-4-1-2-2-کارايي هنر
مي دانيد هنر اين خصوصيت را دارد که به خاطر ملايمت با طبع آدمي، بي شک در طبع او اثر مي کند. هر هنري در طبع آدمي اثر مي گذارد. اگر چه آن کسي که مورد اثر قرار گرفته، نتواند آن هنر را تحليل کند. هنر اثر خود را مي گذارد؛ يعني، دل را منقلب مي کند و … اثري در روح باقي مي گذارد. هرچه مايه هنري کمتر باشد، اثر هم کمتر مي شود. (خامنه اي،12،1379)
از سوي ديگر اعمال انسان ها هر کدام رنگ جغرافيايي خاصي خورده است و محدود به مکاني خاص مي شود. به طوري که براي ساير اماکن و مناطق ناشناخته و غيرمأنوس است ولي هنر آشنا به همه ي مرزها و مناطق است و مرز نمي شناسد. نمونه اين سخن، ترجمه سخنان حافظ شيرين سخن و امثال او به چندين زبان زنده دنياست.
توان سومين هنر آن است که تنها گوش را نمي نوازد و بلکه هوش را بر مي انگيزد و عواطف، احساسات و عقل و وجدان را تحت سيطره ي خود قرار مي دهد… اين سه توان هنر (گذر از زمان، مکان و ظاهر) بايد در خدمت تعهد، ايمان و ارزش هاي اسلامي قرار گيرد. به عبارت ديگر، معارف الهي را بايد بر مرکب هنر نشاند تا در تمامي مرزها و همه ي زمان ها و عمق جان ها نفوذ کند و سيطره و سلطه خويش بگستراند. (خامنه اي،90،1378)
3-4-1-2-2-هنر و تبليغ
با توجّه به آنچه در موضوع “هنر” گذشت، براي رسيدن به “تبليغ مؤثر” ضرورت استفاده از اين عنصر مهم، در قالب هاي تبليغي کاملاً روشن است. بنابراين در سنگر تبليغ علاوه بر داشتن محتواي ناب، کسب مهارت نسبت به قالب هاي هنري، بسيار مهم است و بايد براي آموزش مهارت هاي تبليغي برنامه ريزي کرد.
کار هنر با محتوا پايان نمي يابد، قالب نيز ارزش بسيار دارد. ظرف نازيبا، مظروف زيبا را، زشت جلوه مي دهد. براي ساختن ظرف زيبا در عرصه هنر تنها استعداد کافي نيست، آموزش هم ضرورت دارد. هنرمنداني که قدرت آموزش اصول هنري را در خود مي بينند، بايد به ياري جوانان بشتابند. (خامنه اي،19،1380)

5-1-2-2-رسانه
1-5-1-2-2-تعريف:
رسانه يا Medium در لغـت به معنـاي وسيله رسـاندن يا وسيـله ارتبـاط جمعـي است. (دادگران،30،1383)
2-5-1-2-2-چيستي رسانه
ارتباط نه تنها يکي از عناصر مهم و اساسي زندگي گروهي انسان است، بلکه سنگ بناي جامعه و هسته اصلي تشکيل ساختمان اجتماعي است؛ چه اينکه بدون ارتباط، هرگز فرهنگ پديدار نمي گشت و بدون فرهنگ، جامعه لباس وجود بر تن نمي کرد. از اين رو، در نظام هاي اجتماعي کوچک و بزرگ همانند خانواده، اجتماعات روستايي، شهري، کشوري و بين المللي، ارتباط در

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره پيام، تبليغ، زماني Next Entries منبع تحقیق درباره ابزار ارتباط، گروه همسالان، رفتار انسان