منبع تحقیق درباره آزاد اندیشی، فرهنگ اسلامی، جامعه اسلامی، وجود خداوند

دانلود پایان نامه ارشد

از حق و اقامۀ آن نهادهبود و خود، محور و مفسر حق بود. از اين رو، هرگاه اكثر جامعه، از حق پيروى مىكردند، پيشرو آنان بود، ولى اگر از حق سرباز مىزدند، او همچنان با حق بود و از جدايى اكثريت باطل، بيم نداشت.225
برپایی حق و مبارزه با باطل از مهمترین عوامل بهدستآوردن بزرگترین آرمان الهی است که همان برقراری حکومت حق الهی است.

4.2.4.اصلاح نفس
همۀ انسانها در زندگی به دنبال کمال مطلوب و آرمانهای خود هستند. برخی راه را بیراهه رفته؛ اما برخی دیگر به دنبال آرمان حقیقی هستند. یکی از اساسیترین مسئله در این مسیر ابتدا خودشناسی است. از آنجایی که خودشناسي، مقدمه‌اي براي خودسازي و اصلاح نفس است؛ برای دستیابی به آرمانها باید سختیها و دشواریهای زیادی را تحملکرد تا به هدف مطلوب رسید. به همین جهت است که میتوانگفت اصلاح نفس یکی از عوامل اساسی دستیابی به آرمانهاست و جزء ضروریات میباشد. لذا امام علي × مي‌گويد:
«عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَيْهِ عَبْداً أَعَانَهُ اللَّهُ عَلَى نَفْسِهِ فَاسْتَشْعَرَ الْحُزْنَ وَ تَجَلْبَبَ الْخَوْفَ فَزَهَرَ مِصْبَاحُ الْهُدَى فِي قَلْبِهِ. »226
ای بندگان خدا، از گرامیترین بندگان در نزد خداوند کسی است که خدا اورا بر مهار نفس یاری داده باشد،از این روجامه زیرین اندوه وپوشش رویین ترس در بردارد، به همین دلیل چراغ هدایت در دلش فروزان است.
امام علی × چهل صفت را در این خطبه برای پرهیز کاران بيان فرموده‏اند. كه محبّت خداوند تعالى، به لحاظ كمالات نفساني ای است كه از جهت نزديكى انسان به خداوند حاصل مى‏شود، بدين توضيح كه انسان استعداد دريافت فيض وجود خداوند را پيدا كند، بنابر اين هر كس استعداد بيشترى داشته باشد، در كسب فيض استحقاق بيشترى خواهد داشت و محبّت خداوند هم نسبت به چنان شخصى فزون‏تر خواهد بود.
اوّلين صفت از اوصاف پرهيزگاران، اين است كه خداوند شخص را در مبارزه بر عليه نفسش يارى كند يعنى پروردگار عالم به انسان نيرويى عنايت فرمايد كه عقلش بتواند نفس امّاره‏اش را مغلوب كند.
دوّم: حزن و اندوه را به لحاظ گناهانى كه مرتكب شده است شعار خود قرار دهد. يعنى نگران آن معصيتهايى باشد كه نسبت به فرامين خداوند انجام داده است «توجّه داشتن به گناهكارى» از نشانه‏هاى يارى خداوند و آمادگى لازم براى رسيدن به كمال برتر است.
سوّم: ترس و خوف از خداوند را همچون لباس بر تن داشته باشد. لفظ «جلباب» كه به معنى پوستينى و يا لحاف است، براى ترس و خوف از كيفر خداوند استعاره به كار رفته است. وجه شباهت اين است كه هر دو بدن را كاملا مى‏پوشانند. خدا ترس بودن هم از جمله كمك و اعانتهاى خداوندى، در رسيدن به سعادت مى‏باشد.
چهارم: درخشش چراغ هدايت در قلب پرهيزگار است. اين جمله به روشن شدن نور معرفت الهى در آيينه ضمير اشاره دارد، كه البتّه نتيجه پيدا كردن استعداد از جهت اندوه و ترس خداوندى است .لفظ «مصباح» را براى نور معرفت استعاره آمده است، بدين جهت كه روشنى چراغ و شناخت و معرفت، موجب هدايت و ارشاد مى‏شوند و در اين فايده مشترك هستند. در اين عبارت لفظ محسوس «چراغ» از امر معقول، يعنى معرفت استعاره آمده است.227
امام علی × در این خطبه اوصافی راکه برای پرهیزکاران بیان فرمودهاند که آنها را در راه رسیدن به کمالات یاری مینماید. مبارزه با نفس اماره مهمترین عامل و اولین گام در این مسیر میباشد، در این راه نیاز به مراقبت مستمر وتوجه به انجام دستورات الهی نیز باید در صدر برنامه های یک مومن باشد.درصورت ارتکاب گناه دچار حزن و اندوه میشودو نسبت به رحمت وغضب الهی همیشه باید در حالت خوف ورجا باشد.تا نور معرفت الهی که بالاترین آرمانهاست در قلبش بتابد.

4.3.4.آزاد اندیشی
یکی ازعوامل دستیابی به آرمانهای الهی در نهجالبلاغه, آزاداندیشی و احترام به استقلال رای و عقیده انسانها است. امام در طول زندگی پر برکت شان بارها به طور عملی این درس آزادی در اندیشه و انتخاب را به ما آموزش داده اند. برای نمونه: هنگامىكه حضرت امير × به جنگ جمل مى رفت، چون به نزديكى بصره رسيد، بصرىها «كليب جرمى» را نزد آن حضرت فرستادند تا معلوم كند كه آيا آن حضرت بر حق یا اهل جمل؟حضرت در پاسخ سوالات آن عرب بصری فرمودند:
«أَرَأَيْتَ لَوْ أَنَّ الَّذِينَ وَرَاءَكَ بَعَثُوكَ رَائِداً تَبْتَغِي لَهُمْ مَسَاقِطَ الْغَيْثِ»228
بگو بدانم چنانچه گروهی که در پی توهستند تورا به عنوان جستجوگری فرستادند تا جای سبز وخرم وخوش آب وهوایی برایشان بیابی.
«فَرَجَعْتَ إِلَيْهِمْ وَ أَخْبَرْتَهُمْ عَنِ الْكَلَإِ وَ الْمَاءِ فَخَالَفُوا إِلَى الْمَعَاطِشِ وَ الْمَجَادِبِ مَا كُنْتَ صَانِعاً»229
وتو به سوی آنان بازگردی واز وجود سبزه زار وآّب آگاهشان سازی، ولی آنان از درمخالفت رو به زمین های خشک وبی آب وگیاه روند،تو چه خواهی کرد؟
«قَالَ كُنْتُ تَارِكَهُمْ وَ مُخَالِفَهُمْ إِلَى الْكَلَإِ وَ الْمَاءِ فَقَالَ ع فَامْدُدْ إِذاً يَدَكَ»230
گفت: آنان راترک میگویم و با آنان مخالفت ورزیده، به سوی سبزه و آب روانه میشوم. امام × فرمود: پس دست دراز کن.
«فَقَالَ الرَّجُلُ فَوَاللَّهِ مَا اسْتَطَعْتُ أَنْ أَمْتَنِعَ عِنْدَ قِيَامِ الْحُجَّةِ عَلَيَّ فَبَايَعْتُهُ ع»231
وی گفت: به خدا سوگند با این اتمام حجت برمن دیگر نتوانستم از بیعت خودداری کنم، و با آن حضرت بیعت نمودم.
امام × با احترام به اندیشه واستقلال رای به مباحثه پرداخته، تا خود فرد(كليب جرمى) به نتیجه برسد.
از اين رو اميرمؤمنان ×، (پس از اتمام حجت) به او فرمود: بنابراين دستت را دراز كن، و چون هنگامى كه عقل سالم اين تمثيل روشن را مى‏شنود نمى‏تواند خوددارى كند و آن را نپذيرد و در برابر آن تسليم نگردد، لذا اين مرد سوگند مى‏خورد كه در برابر اقامه به اين دليل نتوانست سرباززند، و با آن حضرت بيعت كرد.232
بدین ترتیب میتوان گفت آزاد اندیشی یکی دیگر از عوامل دستیابی آرمانهای الهی است. وبهترین عامل و پشتوانه حفاظت از آنها میباشد.

4.4.4.قاطعیت در مبارزات حق طلبانه
یکی از عواملی که ما را محکم و استوار در راه نیل به آرمانهای بلند الهی نگه میدارد. ایمان راسخ و قاطعیت در راه رسیدن به هدف است. امام علی × درباره این امر میفرمایند:
«فَلَقَدْ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صل الله علیه و آله وَ إِنَّ الْقَتْلَ لَيَدُورُ عَلَى الْآباءِ وَ الْأَبْنَاءِ وَ الْإِخْوَانِ وَ الْقَرَابَاتِ فَمَا نَزْدَادُ عَلَى كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ شِدَّةٍ إِلَّا إِيمَاناً وَ مُضِيّاً عَلَى الْحَقِّ وَ تَسْلِيماً لِلْأَمْرِ وَ صَبْراً عَلَى مَضَضِ الْجِرَاحِ»233
همانا ما با پیامبر | بودیم و جنگ و کشتار پیرامون پدران و فرزندان و برادران و خویشان ـ کافر و مشرک ـ دور میزد و در هر مصیبت و سختی جز بر ایمان و حرکت در راه حق و تسلیم فرمان و صبر برسوزش زخمهایمان نمیافزود.
مراد حضرت از اين فرموده است كه: «و لقد كنّا مع رسول اللّه |… تا مضص الجراح،» اندك اندك آشنا كردن آنها به چگونگى احوال خود و ياران پيامبر اكرم |است، و اين كه آنها در ركاب رسول خدا | چگونه‏ جهاد كرده‏اند، تا با شرح حالات آنها، شايد به گذشتگان تأسّى جويند و از آنها پيروى كنند.
امّا مقصود از این عبارت «و لكنّا إنّما أصبحنا نقاتل إخواننا في الإسلام… »تا آخر. اين هشدار و پاسخى است به كسانى كه ممكن است بگويند برادران مسلمان پيشين ما كه آنگونه جهاد و ايثار كرده‏اند، براى اين بوده كه در حقّانيّت دين خود و گمراهى كافران و كسانى كه با آنان در جنگ بودند، شكّ و ترديد نداشتند، امّا جز اين نيست كه ما با خودمان مى‏جنگيم، و چگونه ممكن است كشتن گروهى مسلمان كه تسليم ما شده و ما را به داورى كتاب خدا فرا خوانده‏اند، روا باشد، و پاسخ امام علی × به اين معناست كه ما از آغاز كار اسلام تا حالا براى پيش برد دعوت دين و فداكارى در راه تحكيم قواعد و برپايى قوانين آن نبرد مى‏كنيم، پيكار ما در آغاز براى تحقّق وجود اسلام در ميان مردم بوده و نبرد كنونى ما براى حفظ ماهيّت و چگونگى و بقاى آن است، زيرا چنان كه آشكار است فساد و انحراف، و شبهه و تأويل در آن راه يافته است. اگر احساس كنيم وسيله صحيحى فراهم شده كه به واسطه آن خداوند پراكندگى ما را بر طرف مى‏كند و به سبب آن مى‏توانيم بر اساس پيوندهايى كه از نظر اسلام و دين باقى مانده به هم نزديك شويم، از آن استقبال مى‏كنيم، و ما مى‏جنگيم شايد آن را به دست آوريم. شايد منظور آن بزرگوار از ذكر اين كه اگر وسيله‏اى فراهم شود… اين بوده است: كه كسانى كه سر به نافرمانى برداشته و با او به جنگ پرداخته‏اند از در اطاعت در آيند و به او بپيوندند.234
استواری دربرابر مشکلات و سختیها زمانی است که انسان به برحق بودن راهش ایمان کامل داشتهباشد. در این صورت است که انسان مومن، قاطعانه از مواضع برحق خود دفاع نموده و در این راه حتًی حاضر است جان خود را فدا نماید.

4.5.4. شايسته سالارى
براى دستيابى به آرمانها، ضروری است مناصب بر اساس لياقت و شايستگى تقسيم شود و مسؤولان و كارگزاران حكومت، باكفايتترين و خدمتگزارترين افراد باشند. چنين حكومتى، به آرمانهاى خود سريعتر دست مىيابد. از نظر امام على ×، در صورتى كه افراد شايسته تر برای برعهدهگرفتن مسئولیتها وجود داشتهباشد، افراد دارای شایستگی کمتر و یا بیلیاقت، حق ندارند خود را مقدم كنند. پيامبر| مىفرمايد:
«من تقدم على قوم من المسلمين و هو يَرى اَنَّ فيهم مَن هو اَفضل منه فقد خان الله و رسوله و المسلمين»235
هر كس خود را بر ديگر مسلمانان مقدم كند در حالى كه در ميان آنها افراد شايسته ترى وجود دارد، به خدا و پيامبر و مسلمانان خيانت كرده است.
امام علی × در عهدنامه مالك، در باره استخدام کارمندان بر پایه شایستگیها این چنین توصيه مى نمايند:
«ثُمَّ انْظُرْ فِي أُمُورِ عُمَّالِكَ فَاسْتَعْمِلْهُمُ وَ لَا تُوَلِّهِمْ مُحَابَاةً وَ أَثَرَةً فَإِنَّهُمَا جِمَاعٌ مِنْ شُعَبِ الْجَوْرِ وَ الْخِيَانَةِ وَ تَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَ الْحَيَاءِ مِنْ أَهْلِ الْبُيُوتَاتِ الصَّالِحَةِ وَ الْقَدَمِ فِي الْإِسْلَامِ الْمُتَقَدِّمَةِ.»236
آن گاه درامور کارگزارانت بنگر وآنان را پس از آزمایش به کار بگمار،واز روی میل شخصی و خودرأیی به ولایت مگمار، که این دو چیز، جامع همۀ شاخههای ستم و خیانت است. و از میان آنان کسانی را که باتجربه و باحیا هستند بجوی، کسانی که از خاندانهای اصیل و شایسته و دارای سابقۀ درخشان در اسلام باشند.
بديهى است كفايت و شايستگى كارگزاران حكومت باعث جلب اعتماد و همكارى صميمانه مردم با حكومت خواهد گرديد و بدين ترتيب تعامل مستحكم و مترقى حكومت و مردم، زمينه بالندگى و رشد اجتماع و ثبات بيشتر حكومت را سبب خواهدشد و مردم را به سوى آرمانهاى متعالى رهنمون خواهد ساخت.

4.6.4. اصلاح جامعه اسلامی
در فرهنگ اسلامی ما، برای ساختن، یک جامعه آرمانی نیاز به اصلاح جامعه امری ضروری است. لذا، امام على × در توصیهای لازمۀ اصلاح جامعه را در اصلاح رابطۀ مردم با حكومت بیان مینمایند. ایشان این رابطه را، مانند رابطۀ پدر و فرزندى دانسته، در سفارشی به مالك اشتر اين نوع رابطه آرمانى، اینگونه توصیف مینمایند:
«ثُمَّ تَفَقَّدْ مِنْ أُمُورِهِمْ مَا يَتَفَقَّدُ الْوَالِدَانِ مِنْ وَلَدِهِمَا»237
آنگاه چنان به کار آنان رسیدگی کن که پدر و مادر به کار فرزند خود رسیدگی میکنند.
امام علی × در بیان رابطۀ مردم با رهبر جامعه ـ حکومت ـ را همانند پدر و مادر میداند که، به كارهاى آنها و آنچه مربوط به مصلحت آنهاست، رسيدگى میكند، از اينرو، میتوانگفت که این سخن، كنايه از نهايت مهربانى نسبت به آنهاست.238
از سوی دیگر، برای اصلاح جامعه، رابطۀ بین حاکم و مردم در نهجالبلاغه یکسویه نمیباشد. ازاین روی ایشان در جنگ صفین، در مورد رعایت حقوق مردم و رهبر نسبت به یکدیگر، خطاب به یارانش میفرمایند:
«.. فَلَيْسَتْ

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره رشد و بالندگی، امید به زندگی Next Entries منبع تحقیق درباره جامعه اسلامی، اتحاد اسلام