منبع تحقیق با موضوع کارشناسی ارشد، زمین ساخت، افغانستان، رساله دکتری

دانلود پایان نامه ارشد

ه ها انجام شد در سال 1984 در 14 جلد منتشر گردید.
داودزاده و اشمیت7 (1981) با پیدا کردن قطعاتی از دگرگونههای انارک در کنگلومرای مقطع تریاس نخلک سن ژوراسیک را برای دگرگونه های مذبور مردود دانستند.
داودزاده و همکاران 8 (1981) معتقد هستند که جایگاه اصلی افیولیت انارک نواحی هرات (افغانستان) می باشد، که پس از چرخش خرد قاره شرق ایران مرکزی (Central- East Iran Micro plate = CEIM) به این محل منتقل شده است و با گسل بیابانک از سنگهای هم سن اما پلاتفرمی ایران مرکزی و شرقی جدا می گردند. این پژوهشگران افیولیت شمال انارک را با عنوان بازمانده تتیس دانسته و سن دگرگونههای انارک را هرسینین در نظر می گیرند.
بر اساس نوشته های لنچ و داود زاده (1982) افیولیت شمال انارک به صورت بین لایه ای در درون دگرگونه های انارک دیده می شوند. این افیولیتها مربوط به پالئوزوئیک بوده و با افیولیتهای مزوزوئیک در غرب عشین- زوار و شمال نائین قرار دارند کاملاً متفاوت است.
خوئی (1362) در گزارش سازمان زمینشناسی کشور تحت عنوان ” مقدمه ای بر متالوژنی ناحیه انارک” جنبه های اقتصادی منطقه انارک را مورد بررسی قرار داده است.
ترکیان و همکاران (1983) مطالعات وسیعی بر روی دو معدن تالمسی و مسکنی انجام دادند.
داودزاده، لنچ و دین باخ9 (1986) افیولیت انارک را جزء افیولیت های پالئوزوئیک ایران معرفی نموده و به بررسی زمین شناسی، ژئوشیمی و ژئودینامیک آن پرداخته اند.
باقری (1373) طی پایانامه کارشناسی ارشد خود، به بررسی پترولوژی افیولیت های انارک پرداخته است. او سن این مجموعه افیولیتی را پروتروزوئیک فوقانی تا کامبرین زیرین در نظر گرفته که در حد رخساره شیست سبزدچار دگرگونی گشته است. وی شکل گیری پی سنگ این بخش از ایران زمین را مربوط به کوهزائی پان آفریکن (همزمان با عربستان ) می داند.
پهلوان فلاحتی (1373) با بررسی فازهای دگرگونی در شیست های انارک، این منطقه را منطقه ای متحول می داند، چرا که تحت تاثیر سه فاز دگرگونی واقع شده است.
الماسیان (1997) نیز افیولیت انارک را به عنوان افیولیت نابرجا معرفی نموده، آن را از نظر سنی کهنتر از تمام واحدهای منطقه دانسته و در ارتباط با مناطق پشت کمان اقیانوسی در نظر گرفته است.
ترابی (1378) شوشونیت های جنوب عشین (غرب انارک) را مورد بررسیهای پترولوژیکی و سن آنها را ائوسن میانی به دست آورده است.
نقرئیان و حقیقی پور (1380) به بررسی فراوانی طلا در لیستونیت های افیولیت های ایران مرکزی پرداخته اند.
ترابی(1383) بررسی و مقایسه پترولوژی افیولیت های انارک و عشین- زوار را در رساله دکتری خود انجام داده است.
مطهری (1384) رساله کارشناسی ارشد خود را روی زون های آلتراسیون در سنگ های ولکانیک سرخشاد (شمال غرب انارک) انجام داده است.
ناظمی (1384) پایانامه کارشناسی ارشد خود رابه مطاله بر روی سنگهای دگرگونی منطقه چاه گربه و پل خاوند اختصاص داده است. وی سنگهای دگرگونی این دو منطقه را بی شباهت به هم دانست. ناظمی طی بررسیهای صورت گرفته به حضور شواهدی مبنی بر فرورانش پالئوتتیس در این منطقه اشاره میکند.
باقری (1385) طی پایانامه دکتری خود، نقش کنترل کننده های تکتنو ماگمایی در کانه زائی مس- نیکل- کبالت- آرسنیک (اورانیوم) در منطقه معدنی تالمسی را بررسی کرده است. ایشان کانه زایی در منطقه تالمسی و مسکنی را در دو فاز مجزا میداند. یکی کانه زایی نیکل، کبالت و آرسنیک در دوره میوسن و دیگری کانه زایی مس که طی ماگماتیسم ائوسن در منطقه رخ داده است.
سیاری (1385) با بررسی ولکانیک های شمال انارک که شیست ها و افیولیت عشین- زوار را قطع نموده است، به ماهیت دوگانه شوشونیتی و کالکو آلکالن این سنگ ها اشاره کرده است. وی اختلاط و آلایش ماگمایی را دو فرآیند مهم و تاثیرگذار در تکامل ماگمایی هر دو سری در نظر می گیرد. وی علت ولکانیسم در این منطقه را فرورانش و ادامه برخورد قاره ای در زمان ائوسن در نظر گرفته است.
شرکت مس- نیکل شرق (2007) جهت تکمیل گزارش پایانی اکتشاف در منطقه گود مراد گزارشی را تهیه کرده اند.
باقری و همکاران (2007) کانه زائی مس، نیکل، کبالت، آرسنیک و اورانیوم در انارک را مورد بحث و بررسی قرار داده اند.
باقري10 (2007) طي رساله دکتري خود به بازسازی گذشته مناطق انارک تا خور و ارتباط با پالئوتتيس11 پرداخته است. در اين پژوهش از چند نمونه بررسي ايزوتوپي Ar40/Ar39 در سنگ هاي متاپليتي موجود در غرب انارک، جندق و پشت بادام استفاده گرديده است که گستره سني 329 تا 339 ميليون سال را نشان مي دهند.
هاشمی (1386) بازالت های دونین در ناحیه پل هاوند را از لحاظ پترولوژی بررسی نموده است، وی نوع ماگما را بر اساس مطالعات ژئوشیمیائی، تولئیتی (WPT) و بازالت های انتقالی و محیط تکتونوماگمایی را تحت تاثیر یک رژیم کششی، ریفت های درون قاره ای در نظر می گیرد. سنگ منشاء این بازالت ها اسپینل لرزولیت با ذوب بخشی 15 درصد بوده است.
باقری و اشتامفلی12 (2008) در مقاله خود تحت عنوان ” کمپلکس دگرگونه انارک- جندق و پشت بادام در ایران مرکزی، نشان دهنده یافته های جدید ارتباطی، زمین شناسی و تکتونیکی”، به بررسی محیط تکتونیکی و ژئودینامیکی مناطق انارک وجندق پرداخته است. وی در این مقاله مدل تکتونیکی جدیدی جهت تشکیل این مناطق ارائه نموده است و افيوليت هاي موجود در بخش غربي خرد قاره شرق- ايران مرکزي را به پالئوزوئيک بالايي تا مزوزوئيک نسبت داده اند.
کارگران بافقي (2008‌) تکتونيک ايران مرکزي، کمپلکس چاپدوني و نوع حرکت گسل ها را طي رساله دکتري خود مطالعه نموده است.
ترابی13 (2009) ماگماتیسم لامپروفیری پرمین واقع در شمال شرق اصفهان را بررسی کرده و آن را شاهدی بر فعالیت های ریفت زائی گندوانا در امتداد گسل ترکمنی- اردیب در نظر گرفته است.
مختارزاده محمدی (1390) طی پایانامه کارشناسی ارشد خود، به مطالعه کانسار مس، نیکل، کبالت و اورانیوم مسکنی پرداخته است. او طی مطالعات خود این کانسار را از نوع پنج عنصری دانسته است.
سرگزی (1391) طی پایانامه کارشناسی ارشد خود، به ارزیابی ومطالعه کانی شناسی و دگرسانی های لیستونیتی محدوده کانسار پلی متال سبرز پرداخته است. او با توجه به نبودن کانی فوشسیت در این لیستونیت ها، آنها را برای پی جوئی طلا مناسب‌ نمی داند.

فصل دوم
زمین شناسی

2 – 1: موقعیت زمین ساختی ایران در کمربند کوهزایی آلپ- هیمالیا :
کوهزایی آلپ- هیمالیا در نتیجه فرآیندهای پیچیده حرکتی بین صفحات قاره گندوانا و اوراسیاست که در زمان بسته شدن‌ اقیانوس نئوتتیس رخ داده است.ایران در مرکز این کوهزایی قرار دارد(شکل 2-1).
قرار گرفتن کشورهایی همچون ترکیه، ایران، پاکستان، افغانستان، کشورهای حوضه آسیای مرکزی و قفقاز روی این کمربند نشان از وسعت زیاد آن است‌. در روی این کمربند علاوه بر زلزله ها و تلفات بی شمار، معادن زیادی نیز وجود دارد که در اقتصاد این کشورها نقش بسزایی را ایفا می کنند.

شکل 2-1: موقعیت زمین ساختی ایران در کمربند کوهزائی آلپ- هیمالیا. (بر گرفته از ریچاردز 2010).
2 – 2- موقعیت میکروپلیت ایران مرکزی در تقسیمات زمین شناسی ایران:
فلات ایران زمین حاصل کنار هم قرار گرفتن قطعاتی از پوسته قاره ایی بوده که سرگذشت تکتونیکی هر کدام از این قطعات با دیگری فرق می کند و آنچه مسلم می باشد این است که پوسته ایران زمین یک پوسته ناهمگن بوده، لذا دارای ویژگیهای دگرشکلی ناهمسان می باشد که در طول تاریخ زمین شناسی خود تحولات مختلفی را پشت سر گذاشته اند. در اثر این دگرشکلی وضعیت حوضه های رسوبی یکسان نبوده به طوری که می توان‌ در آن مناطق متفاوتی را از هم تفکیک کرد. این مناطق ساختاری که تاریخ دگرشکلی متفاوتی از یکدیگر دارند توسط محققان مختلفی تقسیم بندی شده اند. ایران مرکزی یکی از واحدهای اصلی و عمده ای است که به شکل مثلثی در مرکز ایران قرار دارد و بزرگترین و پیچیده ترین واحد به شمار می آید. در این واحد، سنگ های پرکامبرین پسین تا کواترنر را می توان مشاهده کرد. در این واحد فازهای مختلف کوهزائی، ماگماتیسم ودگرگونی رخ داده است. محدوه ایران مرکزی، از دیدگاه پژوهشگران آشنا به زمین شناسی ایران متفاوت است و برخی از زمین شناسان از جمله اشتوکلین، ایران مرکزی را از شمال به کوههای البرز، ازخاور به بلوک لوت و از جنوب باختری به زون سنندج- سیرجان محدود میکنند. در حالی که نبوی(1355) بخشی از لوت(شمال لوت)، و افتخار نژاد همه لوت را جزو ایران مرکزی میدانند. نوگل سادات (1993) محدوده ایران مرکزی را خیلی گسترش می دهد و بخشهائی از آذربایجان و خاور ایران را نیز بدان می افزاید، ولی در داخل آن، بخشهایی را بصورت زیر زون جدا می کند، آقانباتی(1383) نیز تقسیم بندی جدیدی را ارائه کرد که در آن ایران مرکزی به صورت مثلثی در مرکز ایران قرار دارد و به نظر میرسد بهترین و کامل ترین تقسیم بندی از زون های ساختاری ایران می باشد (شکل2- 2 ).

شکل2-2 : تقسیم بندی زونهای ساختاری ایران (آقانباتی1383)
2 – 3 خرد قاره شرق- ايران مرکزي :
مفاهيم گسترش بستر اقيانوس و فرورانش در ايران اولين بار توسط تکين14 (1972) تفسير گرديد وداوودزاده و همکاران (1981) اين عقيده را در مورد خرد قاره شرق- ايران مرکزي15 (CEIM) مطرح کردند.
خرد قاره شرق ايران مرکزي در شمال شرقي کمان ماگمايي اروميه- دختر و در ميان همگرايي صفحات عربي و اوراسيا قرار گرفته است. اين خرد قاره توسط گسلهاي اصلي و افيوليت هاي مزوزوئیک و ترشيري که به عنوان بقايايي از نئوتتيس مطرح مي گردند، احاطه شده است.
خرد قاره شرق ايران مرکزي داراي چندين واحد تکتونيکي مختلف است که شامل بلوک هاي يزد، طبس و لوت و روراندهاي انارک- جندق، پشت بادام و ساغند مي باشد. اين بلوک ها توسط گسل هاي شمالي- جنوبي با شيب ملايم به سمت شرق از يکديگر جدا مي گردند (شنگور16 ، 1990).
همگرايي صفحات عربي و اوراسيا موجب ايجاد تغيير شکل هاي گسترده در بخش مرکزي ايران در طول سنوزوئيک پسين گرديده است. سه مدل براي توضيح تغيير شکل ها در ايران مرکزي وجود دارد. يکي از مدل ها، تحول ساختاري ايران مرکزي را در اثر تغييرات آرام بلوک ها نسبت به گسل هاي امتداد لغز بزرگ که منطبق با همگرايي صفحات عربي و اوراسيا هستند، بيان مي کند (آلن و همکاران17 ، 2004). مدل ديگر، غالب کوتاه شدگي ها و چين خوردگي در مقياس پوسته را مطرح کرده است (گوست و همکاران18 ، 2007). مدل سوم نيز تاثير گسترده کوتاه شدگي هاي تکتونيکي را به وسيله چرخش محور عمودي مواد پوسته اي ذکر مي نمايد (واکر و خطيب19 ، 2006).
2 – 3 – 1‌- تکتونیک خرد قاره شرق- ايران مرکزي :
ایران مرکزی میان دو زمین درز تتیس کهن (در شمال) و تتیس جوان (در جنوب) قرار دارد. در گذشته، خرده قاره ایران مرکزی را بخشی از توده میانی ایران مرکزی می‎دانستند ولی، به باور اشتوکلین20 (۱۹۶۸)، پس از سخت‎شدن پی‎سنگ پرکامبرین، بخش یاد شده در زمان پالئوزوییک ویژگی‎های سکویی داشته و در زمان‎های مزوزوییک و سنوزوییک به منطقه‎ای پر تحرک و پویا تبدیل شده است. گسل های مختلف، چین خوردگی ها و روراندگی های در هم از مشخصات ایران مرکزی است. چین خوردگی اصلی در این واحد مربوط به حرکات کوهزایی آلپی بوده است. ایران مرکزی در طول دوران اول همانند سایر نقاط حالت پلاتفرم را داشته است ولی در دوران دوم و سوم به یک منطقه خیلی متحرک کوهزایی تبدیل شده است (شکل 2- 3). در آخر کرتاسه تمام مناطق شرقی ایران مرکزی و کویر لوت به خشکی تبدیل شده و تا زمان حال‌، به صورت خشکی باقی مانده است.

شکل 2- 3 : تکامل میکرو پلیت ایران مرکزی از ژوراسیک تا به حال(Glennie,1992) .
محققين با يافتن شيستهاي انارک در کنگلومراي نخلک به اين نتيجه رسيدند که سن دگرگوني اين شيستها قديميتر از ترياس پسين بوده است. براساس شواهد پالئومغناطيس ارائه شده توسط داودزاده و همکاران (1981)، عقيده چرخش 135 درجه خلاف جهت عقربه هاي ساعت CEIM در زمان ترياس بالايي مطرح گرديد.

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع ضریب همبستگی، پتروگرافی، زمین ساخت، نمونه برداری Next Entries منبع تحقیق با موضوع افغانستان، شرق ایران، زمین ساخت