منبع تحقیق با موضوع پرسشگری، جوادی آملی، نهج البلاغه، معرفت دینی

دانلود پایان نامه ارشد

وجود مبدا و معاد، مستلزم لزوم جستجو و تحصیل معرفت دینی است، زیرا اگر جهان خالقی علیم و حکیم داشته باشد، و مرگ پایان زندگی انسان نباشد، و خالق انسان از خلقت او هدفی داشته و برای او برنامه ای مقرر کرده، و تخلف از آن موجب شقاوت ابدی باشد، جبلت و فطرت آدمی ایجاب می کند که به این احتمال هر چند ضعیف باشد به حساب عظمت و اهمیت مورد احتمال ترتیب اثر بدهد، تا کار را به وسیله تحقیق به نفی یا اثبات یکسره کند. علامه حلی‌ (1370) نیز در شرح‌ باب‌ حادی‌عشر گفته‌ است‌ که‌ همگی‌ دانشمندان‌ بر این‌ امر اجماع‌ دارند که‌ معرفت‌ یقینی‌ اصول‌ دین‌ با دلیل‌ و تعقل‌ واجب‌ است‌ و تقلید در آن‌ها جایز نیست‌.
اگرچه اصول دین در تفکر اعتزالی و شیعی یکی از مواردی است که روش عقلانی مهمترین منبع رسیدن به پاسخ است و بر شناخت عقلانی اصول دین تاکید می شود، ولی این موضوع به عنوان استقلال محض تفکر مورد نظر نیست بلکه انتظار بر این است که عقل با استفاده از منابع دینی و نقلی به این هدف برسد. اشکالی که به این نوع برخورد وارد می شود از این ناحیه است. اگر فردی برای اولین بار بخواهد در رابطه با اصول دین پرسشگری کند و هیچ اعتقادی به قرآن و سنت نداشته باشد چگونه می تواند به غیر از تفکر از دو منبع دیگر استفاده کند. اگر مرجعیت عقل در شناخت اصول دین مورد پذیرش و اعتماد است، ایمان و یقین به اصول دین نیز باید فارغ از هر نوع وابستگی به متون و توصیه دینی انجام شود و تفکر باید به تنهایی از عهده این پرسش بر آید، و اگر هم در این وادی به پاسخی دست نیابد نمیتوان آن را سرزنش کرد و یا به استفاده از منابع دیگر مانند متن مقدس یا سنت اجبار کرد. اگرچه رجوع به متن و سنت برای استحکام استدلال و تسهیل فهم و رسیدن به پاسخی یقینی با تفکر منافاتی ندارد و این موضوع قابل پذیرش است که اندیشه در خلاء شکل نمیگیرد و استفاده از منابع دینی به عنوان منبع تغذیه کننده تفکر و اندیشه لازم است. اما اگر عقل و اندیشه مورد اعتماد قرار میگیرد، در خالصترین حالت باید بی نیاز از هر منبعی به اصول دین راه یابد. با این استدلال که یقین به وجود خدا مقدم به هر نوع سنت و متن دینی می تواند اتفاق بیافتد و حتی زمانی که هنوز متن مقدس و سنت حادث105 نشده باشند عقل باید به تنهایی بتواند از عهده این کار بر آید. حجیت و مشروعیت سنت و متن مقدس هم منوط به این موضوع خواهد بود که اصل توحید و نبوت به لحاظ عقلی مورد قبول واقع شده باشد و گرنه قبل از رسیدن به این یقین که نبوت و وحی به لحاظ عقلی امکان پذیر بوده و قرآن وحی الهی است منبع بودن آنها در جهت اثبات اصول خالی از اشکال نخواهد بود زیرا این امر مستلزم دور خواهد بود. از نظر منتقدین اگر فردی در مورد وجود خدا، معاد و امکان نبوت پرسش داشته باشد و با تمام حجتها و دلایلی که به او عرضه میشود نه از روی عناد بلکه به دلایل عقلی قانع نشود و پاسخ دین را نپذیرد و وجود معاد را انکار کند دین نمیتواند پاسخ وی را تحمل کند. زیرا پاسخ وی تا زمانی پاسخ درست است که با موضع دین هماهنگ باشد. بر این اساس منتقدان عقیده دارند دین در آزادهترین حالت خود نیز تاب پرسشگری ندارد و به شرطی پرسشگری را روا میداند که در نهایت به همان پاسخی برسد که دین رسیده است و گرنه هر گونه پاسخی به پرسشهایی از این قبیل غیر دینی بوده و از درجه اعتبار ساقط هستند. اینجاست که پرسشگری فلسفی با پرسشگری دینی تفاوت پیدا میکند. در پرسشگری فلسفی فرد شاید هیچگاه به پاسخ قطعی نرسد.
در واقع در این نوع نگاه این فرض از قبل پذیرفته شده است که خدایی وجود دارد که در پی هدایت بندگان خود به راه راست میباشد و این کار را از طریق فرستادگان خود انجام میدهد تا پیام هدایت خود را به انسان آفریده خود برساند و عقل با کوشش خود میتواند به وجود او پی ببرد، و غیر ممکن است عقل با همه سعی و کوشش خود به این حقیقت دست نیابد. بنابراین اگر فردی بعد از بررسیها و کوشش عقلانی وجود خدا یا امکان نبوت را باور نداشته باشد از نظر دینداری ایشان در گمراهی بوده و از عقل و اندیشه خود بدرستی استفاده نکرده است، چون امکان ندارد فردی از عقل و تفکر خود بدرستی استفاده کند اما به این نتیجه که خدایی هست که بر فرستاده خود وحی می کند نرسیده باشد. به هر حال وقتی دین در اصول دین به فرد اجازه تفکر و پرسشگری میدهد به این معنی نیست که وی با عقل خود به هر نتیجهای که برسد، از نظر دینداری معتبر باشد. بلکه یک نتیجه واحد وجود دارد و آن هم اثبات مفروضات دین است. اینجاست که داوری عقل در نهایت پذیرفته شده نیست بلکه نتیجهای که عقل و اندیشه به آن دست مییابد باید با پاسخ دینی منطبق باشد. در واقع نتیجه عقل با داوری دینی سنجیده میشود، و نتیجه عقل و تفکر تا آنجا معتبر است که با پاسخ دین همسو باشد و گرنه یا فرد بررسی های کافی انجام نداده است یا با همه تلاشی که کرده به نتیجه مورد نظر دین نرسد در گمراهی است. همانطور که مشخص است از یک طرف صلاحیت و حجیت عقل برای تفکر در رابطه با اصول دین به رسمیت شناخته می شود اما در سوی دیگر این عقل نباید به نتیجهای غیر از آنچه مورد نظر دین است برسد. از دید منتقدین این یک تناقض آشکار است.

2-2-7- نتیجه گیری
علیرغم نظر برخی در بدعت دانستن پرسشگری در دین، بطور کلی آنچه در رابطه با پرسشگری در قرآن وجود دارد و هم آنچه ائمه و بزرگان دین اسلام به آن تاکید میکنند اهمیت داشتن اندیشه و پرسشگری در دین است. این امر نه تنها مورد نهی قرار نمیگیرد بلکه ترغیب نیز میشود. آموزههای تربیتی دین اسلام سرشار از مضامینی است که با پرسشمحوری به عنوان جهتگیری اساسی تعلیم و تربیت سازگاری دارد. رویکرد اسلام در تربیت انسان رویکردی پرسشگرانه و اکتشافی است که در آن به جای واداشتن متربی به پذیرش سطحی و بی چون و چرای پاسخها و مفروضات قطعی و از پیش تعیین شده وی را تشویق میکند با جستجوگری و پرسشگری مداوم اعتبار مفاهیم و اندیشه ها را با نگاهی پرسشگرانه و انتقادی مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد. زیرا با این روش است که فرد قادر خواهد بود به بینش و باور عمیق نائل آید. به قول عبدالکریمی (1378) خداوندی که انسان را به صورت فطری پرسشگر آفریده است، چگونه میتواند در دینی که برای هدایت انسانها نازل کرده، از پرسشگری منع نماید؟ در واقع امور دینی به عنوان امور مقدس زمانی خواهند توانست مقدس بمانند که در مقابل پرسشگری پرسشگران تاب آورده و از کوره سوزان پرسشگری سربلند بیرون آمده باشند. حتی مفهوم خدا به عنوان مقدسترین و متعالیترین مفهوم بشری زمانی به عنوان محکمترین ستون ایمان ما باقی خواهد ماند که در سایه پرسشگری و بدون تقلید کورکورانه فهم شده باشد. آیا براستی خدایی هست؟ خدا چیست؟ کیست؟ اساساً انسان با این پرسش است که به شأن انسانی خویش نایل می‌شود. آیا خدایی هست؟ بدون این پرسش، بدون فهم معنای این پرسش، بدون تأمل در این پرسش، بدون فهم امکانات این پرسش، و بدون جدیت در مواجهه با این پرسش و حیرتی پرسشگر سوز، ایمان اساساً شکل نمی‌گیرد. ظهور ایمان و ظهور حقیقت قدسی برای بشر اساساً قائم به این پرسشگری است. اگر امر مقدس را به نحوی تبیین کنیم که دربارۀ او نتوان پرسشگری کرد امر مقدس هیچگاه مجالی برای ظهور پیدا نخواهد کرد. بنابراین اگر بر صورت باورها، نظرها و اندیشهها سیلی پرسش نبارد و آنها با محک پرسشگری سنجیده نشوند استحکام هیچ اندیشه و نظری آشکار نمیشود.
اما با این حال به نظر میرسد این پرسشگری بی قید و شرط نیست. این قیود هم در رابطه با موضوعات خاص مطرح است و هم از لحاظ وسعت پرسش. به هر حال برخی موضوعات وجود دارد که پرسش از آنها به صراحت مورد نهی قرار گرفته است. موضوعاتی مانند ذات خداوند، قضا و قدر، امور غیبی و خرده ریزهای احکام و … از جمله اموری هستند که در دایره پرسشها جای نمیگیرند و پرسش از آنها به منزله گام برداشتن در مسیر تاریکی است. زیرا تصور میشود یافتن پاسخ به این پرسشها خارج از توان ذاتی بشر است و با وجود به کارگیری همه ابزارهای اندیشهای که انسان دارای آن است به عنوان مثال نمیتواند به کنه وجود خداوند راه یابد، از این رو توصیه میکنند که انسان از ورود به این موضوعات پرهیز کند. و صد البته که، این یک توصیه ارشادی است و هیچ الزام و اجباری را برای پرسشگر تحمیل نمیکند. به این معنی که اگر کسی در رابطه با این موضوعات به پرسشگری و اندیشهورزی بپردازد، مرتکب خطایی نابخشودنی نشده است، چه بسا ائمه شیعه نیز در برخی موارد در بحثهای علمی یا خطبههای خود به این بحثها وارد شدهاند و اگر پرسشی از این موضوعات شده به آن پاسخ گفتهاند.

منابع
ابراهیمی دینانی، غلامحسین (1377). نیایش فیلسوف، مشهد: دانشگاه علوم اسلامی.
ابن الحسین بن موسی معروف به سید رضی، ابوالحسن محمد (400 ق). نهج البلاغه، ترجمه محمد تقی جعفری، تهران: موسسه نشر آثار علامه جعفری، 1387.
ابن الحسین بن موسی معروف به سید رضی، ابوالحسن محمد (400 ق). نهج البلاغه، ترجمه دشتی، تهران: 1379.
ابن حسن بن فضل طبرسی، فضل (547 ق). تفسیر مجمع البیان، ترجمه علی کرمی، تهران: انتشارات فراهانی، 1382.
ابن علی بن بابویه قمى معروف به شیخ صدوق، ابو جعفر محمد (1372). متن و ترجمه عیون اخبار الرضا، ترجمه تهران: نشر صدوق.
ابن علی بن شعبه حرانی، حسن (1404 ق). تحف العقول عن آل الرسول، قم: دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه قم.
ابن على بن بابویه قمى معروف به شیخ صدوق، ابو جعفر محمد (1389 ق). التوحید، قم: دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
ابن محمد غزالی، محمد (492 ق). احیاء علوم الدین، ترجمه موید الدین محمد خوارزمی (602 ق)، به کوشش حسین خدیوجم، تهران: انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۵۱.
ابن‌ میثم‌ بحرانی‌، میثم‌ (1406 ق). قواعد المرام‌ فی‌ علم‌ الکلام‌، به‌ کوشش‌ احمد حسینی‌ و محمود مرعشی‌، قم: کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، ج ۱، ص ۲۸.
ابن یعقوب کلينی، محمد (1370). اصول کافی، ترجمه و شرح فارسی شیخ محمد باقر کمره‌ای، قم: انتشارات اسوه.
ابن یعقوب کلينی، محمد (1488 ق). الکافی، با تصحیح محمد آخوندی و علی اکبر غفاری، تهران: دارالکتب اسلامیه.
ابيضی شلماني، حسين (1380). پرسش و پرسشگري در قرآن كريم، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه تربيت مدرس.
بن یوسف معروف به علامه حلی‌، حسن (1370). شرح‌ باب‌ حادی‌ عشر، ترجمه و شرح حسن مصطفوی تهران: انتشارات اميركبير.
جوادی آملی، عبدالله (1387). منزلت عقل در هندسه معرفت دینی، قم: انتشارات اسراء.
جوادی آملی، عبدالله (1387). نسیم اندیشه: پرسشها و پاسخها از آیه الله جوادی آملی، قم: انتشارات اسراء.
حلي، حسن بن یوسف (1411 ق). كشف اليقين في فضائل أمير المؤمنين (ع)، تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص 52.
خميني، روح الله (1378). چهل حديث، تهران: نشر موسسه آثار امام خمینی، ص 192.
خوانساري، جمال الدين محمد (1388). شرح غرر الحكم و درر الكلم، قم: موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان.
دوستدار، آرامش (1359). ملاحظات فلسفي در دين و علم، تهران: انتشارات آگاه.
سهلگی، محمد بن علی (1388). دفتر روشنايی: از میراث بایزید بسطامی، ترجمه کتاب النّور من کلمات ابی طیفور، ترجمه و تصحيح محمد رضا شفيعی كدكنی، تهران: نشر سخن.
سید مرتضی‌، علی‌ (1411 ق). الذخیره، به‌کوشش‌ احمد حسینی‌، قم: ص ۱۶۷.
طباطبایی، سیدمحمدحسین (1370). اصول فلسفه و روش رئاليسم، مقدمه و پاورقی از مرتضی مطهری، قم: انتشارات دارالعلم و صدرا.
طباطبایی، سیدمحمدحسین (1374). تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، تهران: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم‏.
عبدالکریمی، بیژن (1387). گفتوگوی رادیویی با عنوان: یک بررسی، به مناسب سالروز رحلت پیامبر اکرم، صدای جمهوری اسلامی ایران، بازیابی شده از سایت:
قرائتی، محسن (1383). تفسیر نور، تهران: مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن.
قرآن کریم (1386). ترجمه بهاالدین خرمشاهی، تهران: انتشارات ناهید.
مازندرانی، محمد صالح بن احمد

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع پرسشگری، نهج البلاغه، معرفت دینی، فکر و اندیشه Next Entries منبع تحقیق با موضوع تفکر انتقادی، پرسشگری، تفکر نقادانه، معرفت شناختی