منبع تحقیق با موضوع پرسشگری، امام علی (ع)، نهج البلاغه، جوادی آملی

دانلود پایان نامه ارشد

دینباوران. برخی دینباوران هر گونه تعمق و اندیشه در معارف الهى را موجب بدعت و گمراهی میدانند و از این رو پرسشگری را در دین را مجاز نمیدانند. گروهی دیگر نیز دين را فاقد ظرفيت واقعي براي پرسشگري ميدانند و بر این باورند که دین الزاماً نمیتواند با پرسشگری نسبتی داشته باشد از آن جهت که پاسخ هر پرسشي از قبل در دين داده شده است. آنها معتقدند حتي اگر دين به پرسشها روي خوش نشان داده و پرسشگري را مجاز بداند، هر گونه پاسخي را بر نميتابد. در واقع دين پرسش را نه به واسطه تفكر بلكه از موضعي بالاتر و قدسي پاسخ ميگويد. برای درک این موضوع که آموزههای دین اسلام چه رابطهای میتواند با پرسشگری داشته باشد لازم است به چند پرسش اساسی در این رابطه بپردازیم. در این راستا، اولین پرسش درباره جایگاه پرسشگری در اسلام است با این عنوان: پرسش و پرسشگری در فرهنگ قرآن و سنت از چه جایگاهی برخوردار است؟ در پاسخ به این پرسش، پرسش و پرسشگری را از دیدگاه قرآن و روایات بررسی خواهیم کرد. پرسش دیگر ما به رابطه میان دین و پرسشگری بر میگردد. پرسش را میتوانیم اینگونه مطرح کنیم؛ آیا اساساً نگرش دینی با پرسشگری سازگاری دارد؟ و آیا پرسشگری در گفتمان دینی و دیندارانه اندیشیدن امکانپذیر است؟ و آیا این پرسشگری محدود به حدودی میشود یا بی حد و مرز است؟ پاسخ این پرسشها را هم از نگاه منابع اسلامی از جمله قرآن و سنت و هم از واکنشهایی که نحلههای اسلامی به این موضوع نشان دادهاند بررسی خواهیم کرد.

2-2-2- جایگاه و اهمیت پرسشگری در آموزهها و سیره اسلامی
اندیشهورزی و پرسشگری ویژگی گرانبهایی است که خداوند در وجود تک تک انسانها قرار داده است.”روح پرسشگری و کنجکاوی، آمیخته با سرشت و فطرت انسانی است، از آغازین روزهای حیات با وی بوده و تا واپسین روزهای عمر با او همنشین است. روح تشنه آدمی همواره در پی کشف رازهای نهفته و سر به مهر هستی در تکاپو بوده و پیشرفت و تعالی علمی بشر در وجوه گوناگون را میتوان مرهون همین حیات پرسشگر و روحیه کنجکاو او دانست” (جوادی آملی، ص ۱۱). این ویژگی فطری یکی از موضوعات مهمی است که در اسلام بسیار مورد تأکید بوده و بارها به آن دعوت شده است. نگاهی نه چندان عمیق به متون اسلامی نیز این نکته را آشکار میکند که یکی از وجوه بارز دین اسلام تاکید بر اندیشهورزی و پرسشگری است. چنان که در قرآن و سایر متون اسلامی، پرسشگری به عنوان نقطة شروع اندیشه و شناخت مورد استقبال قرار گرفته است. از این جهت به نظر میرسد هیچ دینی به اندازه دین اسلام به پرسش و اندیشهورزی ارج ننهاده و بدان توصیه نکرده است. تکرار قریب به سه هزار واژه و کلمه مرتبط با موضوع پرسش در قرآن کریم و طرح بیش از هزار آیه قرآن بصورت پرسشی (ابیضی شلمانی، 1380، ص 21) حکایت از اهمیت پرسشگری در گفتمان قرآنی دارد. انسان مورد نظر قرآن، انسانی نیست که دنبالهروِ کور و بدون پرسش گذشتگان خود باشد58 (زخرف، آیه ۲۳ و لقمان، آیه ۲۱) بلکه انسانی است پرسشگر و جستجوگر که با اندیشه و خرد خود دست به انتخاب میزند. قرآن بدترین جنبدگان را نزد خداوند انسانهای کر و لالی میداند که نمیاندیشند59 (انعام، آیه ۲۲). از همین رو قرآن به تکرار ما را به تدبر و پرسشگری فرا میخواند. نمونههای این آیات در قرآن بسیار فراوان است، چند مورد از آنها را در این آیات میتوان یافت: “از اهل ذکر پرسش کنید60” (نحل، آیه ۴۳). در سوره انبیا می فرماید: “ما پيش از تو، جز مردانی که به آنان وحی میکردیم، نفرستادیم! (همه انسان بودند و از جنس بشر!) اگر نمیدانيد، از آگاهان بپرسيد”61 (سوره انبیا، آیه 7، سوره نحل، آیه 43). همچنین در آیات بسیاری ما را به تفکر و تأمل فرا میخواند که لازمه این تفکر، پرسشگری است. “افلا تعقلون” (بقره، آیه۴۴)، “افلا تتفکرون” (انعام، آیه ۵۰)، “افللم تکنوا تعقلون” (یس، آیه ۶۲)، “لعلکم تعقلون” (بقره، آیه ۷۳)، “لعلکم تتفکرون” (بقره، آیه ۲۱۹). این دعوتهای مستقیم و غیر مستقیم آیات متعدد قرآن کریم نشان از اهمیت و جایگاه پرسشگری و اندیشهورزی در دین اسلام است که پرداختن به این مقوله را موجه کرده و دلیل مستحکمی برای آن فراهم میسازد.
دین اسلام نه تنها از پرسش نمیگریزد بلکه با روی باز به استقبال آنها رفته و اجازه میدهد پرسشگری تردیدها را به یقین تبدیل کند؛ پرسش حضرت ابراهیم (ع) از خداوند در مورد چگونگی زنده کردن مردگان62 (بقره، آیه ۲۶۰)، پرسش حضرت نوح از خداوند در مورد عدم نجات فرزندش63 (هود، آیه ۴۵)، پرسش ملائکه از خداوند در مورد جانشینی انسان در زمین64 (بقره، آیه ۳۰) و صدها پرسش دیگر بهترین گواه بر اهمیت و مشروعیت پرسش و پرسشگری در گفتمان قرآن است.
علاوه بر متن مقدس قرآن، در گفتار و رفتار پیامبر و ائمه نیز شواهد بسیاری مییابیم که بر تفکر و پرسشگری تاکید شده است. “در نظر پیشوایان ما پرسش و پاسخ، نقد و نظر و برخورد اندیشهها، موجب پیدایش رای صائب و استوار است” (جوادی آملی، ص ۱۱). پیامبر اسلام با تلقی تفکر به عنوان عبادت، یک ساعت اندیشه کردن را از یک سال عبادت کردن برتر میداند65 (مجلسی، بحار الانوار، 1364، جلد 69، ص 293). همچنین ایشان دانش را گنجينههایی میداند که کليد آنها پرسش کردن است. “دانش گنجينههایی است و کليدهای آنها پرسش؛ پس رحمت خدا بر شما! بپرسيد که بر اثر آن چهار نفر پاداش مییابند: پرسنده، پاسخ دهنده، شنونده و دوستدار پرسش”66 (ابن شعبه حرانی، 1404 ق، غزالی، 492 ق و شیخ صدوق، 1372). بنابراین کسی میتواند از گنجينههای علم استفاده ببرد که کليد آن در دستش باشد.
یکی از مهمترین ویژگيهای امام علی (ع)، سؤول بودن ایشان بوده است. سَؤول صيغة مبالغه از سؤال، به معنی بسيار پرسشگر است، خود آن حضرت میفرماید؛ “همانا پروردگارم به من قلبی بسيار عاقل و زبانی بسيار پرسشگر عنایت کرده است”67 (حلی، 1411). امام علی (ع) در نهج البلاغه میفرمایند: “همه یاران پیامبر (ص) چنان نبودند که از او چیزی بپرسند و دانستن معنی آن را بخواهند”68 و “تا آنجا که دوست داشتند عربی بیابانی که از راه رسیده بپرسد و آنان بشنوند”69، در واقع خودشان جرأت پرسش نداشتند، “و از اين‌ گونه چيزي بر من نگذشت جز آنكه معني آنرا از او ]پیامبر[ پرسيدم و به خاطر سپردم”70‌ (خطبه 210).
ایشان وقتي مي‌خواهد زمان نامطلوب و بدی عصر را تصوير كنند آن را به زمانه خالي از پرسش تصوير کرده و مي‌فرمايند؛ “پرسنده‌شان مردم‌آزار و پاسخ‌دهنده‌شان به تكلّف در گفتار گرفتار”71 (نهج ‌البلاغه‌، حكمت 243). در چنین زماني پرسش کننده نه براي فهميدن، بلكه براي آزار دادن مي‌پرسد، و كسي هم كه پاسخ مي‌دهد با تكلّف پاسخ مي‌دهد نه به قصد دادن پاسخ درست. این موضوع را در خطبه 32 نهج البلاغه این گونه بیان مي‌فرمايند: “اي مردم، ما در روزگاري به سر مي‌بريم ستيزنده و ستمكار و زمانه‌اي ناسپاس‌، نيكوكار در آن بدكار به ‌شمار مي‌آيد و ستمكار در آن سركشي مي‌افزايد از آنچه دانستيم سود نمي‌بريم و آنچه را نمي‌دانيم ‌نمي‌پرسيم”72‌.
امير مؤمنان نه تنها خود پرسشگری کوشا بودند بلکه مردم را نیز به پرسشگری فرا میخوانده و به تکرار میفرمودند؛ “قبل از اینکه مرا از دست بدهيد از من بپرسید”73 (نهج ‌البلاغه‌، خطبه 189 و 93). “بپرس از چيزهایی که ناچاری بدانی و در ندانستن آن معذور نيستى”74 (غرر الحكم و درر الكلم‌، جلد 4، حديث شماره 5595). در نظر ایشان حتّي جنگ هم بهانهای برای بی پاسخ گذاشتن پرسش پرسشگران نیست، بطوریکه در صحنه جنگ صفّين وقتی فردی از امام‌ (ع‌) در مورد توحيد پرسش ميکند و یاران بر پرسشگر تاخته و میگویند: “اکنون چه جاى اين پرسش است که علي در حال جنگ است؟!”، ایشان مي‌فرمايند: “بگذاريد بپرسد که جنگ ما نيز بر سر همين است”‌ (شیخ صدوق، 1389 ق، ص 83).
احادیث دیگری از امام علی (ع) در غرر الحكم و درر الكلم (شرح خوانساری، 1388) وجود دارد که اهمیت و جایگاه پرسشگری را بیشتر آشکار میکند. ایشان پرسش را کلید دانایی دانسته و در سخنی مختصر میفرمایند: “بپرس تا بداني”75‌ (غرر الحكم و درر الكلم‌، جلد 2، ص 168، حدیث شماره 2221). از دیدگاه امام علی (ع) پرسش از مهمترین راههای کشف حقیقت و کلید راهیابی انسان به رازها و اسرار عالم است. در این مورد میفرمایند: “بر دلها قفل زده شده است‌، كليدش پرسش ‌است”76 (غرر الحكم و درر الكلم‌، جلد 1 ص 374، حدیث شماره 1426). همچنین پرسش کردن راهی است برای پختگی شخصیت و پر کردن کوله بار معرفت. کسی که در مسیر رشد و تکامل خود پرسشگری نکند، به کمالی که شایسته وی است دست نخواهد یافت. به سخن امام علی (ع) نپرسیدن در کودکی، جهل در بزرگسالی را در پی خواهد داشت. “آن كه در كودكى بپرسد، در بزرگى پاسخ خواهد داد”77 (غرر الحكم و درر الكلم‌، شماره ٨٢٧٣). این گفتار امام علی (ع) در واقع مهر تأییدی است بر اهمیت پرورش روحیه پرسشگری در دوران کودکی و دلیلی است بر فراهم کردن محیط مناسب برای پرورش و شکوفایی این ویژگی در کودکان. در اهمیت پرسشگری نزد امام علی (ع) همین بس که ایشان حق پرسشگری را به عنوان حق طبیعی انسان در نظر میگیرند. ایشان در پاسخ به پرسش بی موقع فردی از قبیله بنی اسد این حق را مورد تأکید قرار داده میفرمایند: “تو حق پرسش داری”78 (نهج البلاغه، خطبۀ ١۶٢).
امام سجاد (ع) از ما میخواهد که در بر طرف کردن نادانی از خود بی توجهی نکنيم، هر چند دیگران تصور کنند ما مطالب زیادی میدانيم و به دانایی شهره باشیم. “در برطرف کردن نادانی از خودت بی رغبت نباش هر چند به خلاف آن (یعنی به دانایی) مشهور شده باشی”79 (مجلسی، 1364، ج 75، ص 161). از نظر امام صادق (ع) پرسش علاج نادانی80 است و انسان تا پرسشگری نکند به وسعت نظر و اندیشه دست نخواهد یافت81 (کلینی، 1488، ج ۱، ص ۴۹). ایشان همچنین در سخنی دیگر علت هلاکت مردم را نپرسيدن دانسته و میفرمایند؛ “همانا مردم هلاک میشوند؛ زیرا نمیپرسند”82 (کلینی، 1488).
انسان ناپرسشگر همانند موجود نابینایی است که راهی به جهان خارج ندارد. شفای درد چنین انسانی، پرسش و پرسشگری است. چه زیبا فرمودهاند امام باقر (ع): “شفا از نابینایی در ادامه پرسش از مجهولات است و جز این نیست که کوری تمام، در دوام سکوت و استمرار بر نادانی است”83 (خزاز رازی، 1360، ص 253، علامه جعفری، 1387، ج ۱۸، ص ۲۲6 به نقل از شیخ عباس قمی در کتاب سفینه البحار، ج 1 ص 585 و مجلسی، بحار الانوار، 1364، ج ٣۶، ص ٣۵٩، حدیث ٢٢٨). از این رو باید گفت انسان ناپرسشگر مثل انسان کوری است که توان دیدن ندارد. “آیا انسان کور با انسان بینا برابر است”84، “آیا نور با تاریکی برابر است”85.

2-2-3- کیفیت و آداب پرسشگری در آموزههای اسلامی
علاوه بر اهمیت نفس پرسشگری در اسلام کیفیت پرسش و پرسشگری نیز در دین اسلام مد نظر بوده و در آیات و روایات مختلف به این موضوع اشاره شده است. از نظر حضرت محمد (ص) خوب پرسیدن یکی از ویژگیهای مهم پرسشگری است، طوری که ایشان خوب پرسیدن را نيمی از دانش میدانند86 (مجلسی، 1364، ج 1، ص 224). زیرا کسی که نتواند پرسش خود را به خوبی مطرح کند، هيچگاه نمیتواند پاسخ مناسب دریافت کند. از نظر امام علی (ع) بين پرسش و دانایی رابطة دو طرفه وجود دارد؛ پرسشگران، بيشتر میدانند و دانایان، بهتر میپرسند. “كسي كه خوب بپرسد مي‌داند”87 (همان، جلد 5، ص 191، حدیث شماره 7933)، و “كسي كه بداند خوب پرسش مي‌كند”88 (همان، جلد 5، ص 141، حدیث شماره 7674). امام علی (ع) همچنین توصیه میکنند پرسیدن را باید برای فهم و درک بپرسیم نه برای تفریح و اذیت کردن. “هرگاه مي‌پرسي براي فهميدن بپرس نه براي آزار و اذیت”89‌ (همان، جلد 3، ص 180، حدیث شماره 4147). نمونه چنین پرسشهایی که برای اذیت کردن و مسخره کردن پرسیده میشود در آیات ۵۲ و ۵۳ سوره انعام به آنها اشاره شده است. در این آیات به پرسشهای اشراف و ثروتمندان، درباره کرامت و ارزشمندی فقیران خداپرست در پیشگاه خداوند اشاره میشود که به شکل تمسخرآمیزی از سوی ثروتمندان و اشراف مطرح می شود. هچنین نمونههایی از این پرسشها در آیات 45 و 47 سوره مومنون را که فرعونیان

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع پرسشگری، نیاز به شناخت، نظامهای آموزشی، روابط انسانی Next Entries منبع تحقیق با موضوع پرسشگری، وجود خداوند، معرفت دینی