منبع تحقیق با موضوع وسايل‌نقليه، عابرين، پياده

دانلود پایان نامه ارشد

چراغ راهنمايي براي وسايل‌نقليه و زرد بودن آن براي عابرين پياده و يا بالعكس مي‌باشد.
به موضوع تصادف و زير گرفتن عابرين كهنسال توسط وسايل‌نقليه بايد توجه ويژه‌اي نمود. زيرا حدود 8 درصد از تصادفات عابرين در تقاطع‌ها مربوط به اين قشر مي‌باشد كه معمولاً از سهم جمعيتي آن‌ها نسبت به كل جمعيت (حدود 13 درصد) كمتر مي‌باشد ولي درصد كشته‌شدن آن‌ها در اين نوع از تصادفات بيشتر و حدود 24 درصد مي‌باشد. اكثر اين‌گونه تصادفات در شرايط ذيل اتفاق مي‌افتد.
• در طول روز،
• به‌هنگام آغاز عبور عابر و هم‌زماني آن با گردش ‌به ‌چپ وسايل‌نقليه و ترك تقاطع يا گردش‌ به ‌راست به هنگام زرد بودن چراغ راهنمايي،
• هنگامي‌كه پشت عابرين به سمت وسايل‌نقليه مي‌باشد،
• عواملي كه باعث افزايش خطر تصادف و زير گرفتن عابرين پياده مي‌شود عبارتند از:
• تعداد زياد خط‌هاي ورودي ترافيك به تقاطع براي مثال، در محل يك تقاطع چهار‌راه، خطر تصادف 5/2 برابر يك مسير يك خطه است،
• كاهش مسافت ديد به‌هنگام ورود به تقاطع،
• چراغ‌هاي راهنمايي متصل به سيستم يكپارچه كنترل ترافيك كه تلاش بر بالا بردن سطح سرويس براي وسايل‌نقليه عبوري از راه‌هاي با حق‌تقدم را دارند و افزايش تصادف از اين واقعيت ناشي مي‌شود كه عابرين پياده بيش از اندازه انتظار كشيده و درنهايت از چراغ قرمز عابر پياده عبور مي‌كنند،
• چراغ‌هاي راهنمايي با قابليت كنترل توسط عابرين پياده بيش از اندازه، آن‌ها را در انتظار نگهداشته و در شرايطي كه حجم ترافيك سبك باشد، عابرين پياده از چراغ قرمز مخصوص عابر پياده عبور مي‌كنند و اين اقدام درصورتي كه سرعت وسايل‌نقليه عبوري زياد باشد، خطرناك خواهد بود،
• فاصله زياد بين محل عبور عابرين پياده و تقاطع مجارو،
• تعمير و نگهداري نامطلوب چراغ‌هاي راهنمايي،
• احتمال گردش‌ به ‌راست وسايل‌نقليه به‌هنگام چراغ چشمك‌زن زرد، به ويژه زماني‌كه تعداد عابرين پياده زياد و سرعت‌ها كم باشند.
ب) تصادفات ناشي از گردش‌ به ‌چپ
عمده مشكلات ايمني به‌هنگام گردش ‌به ‌چپ وسايل‌نقليه عبارتند از:
• مشكلات رانندگان به‌هنگام گردش‌به‌چپ براي پيدا كردن مسير مناسب عبور،
• مشكلات مربوط به فضاي ذخيره وسايل‌نقليه براي گردش‌ها،
• ضعف در تشخيص وسايل‌نقلية رو‌به‌رو، به‌ويژه در مورد وسايل‌نقليه دوچرخ،
• سرعت بالاي خودروهاي عبوري.
طولاني كردن زمان فاز “تمام – قرمز” در چراغ‌هاي راهنمايي، خطر تصادفات گردش ‌به ‌چپ را افزايش مي‌دهد. زيرا تعداد خودروهايي كه با جريان گردش‌ به ‌چپ از چراغ قرمز عبور مي‌كنند، افزايش مي‌يابد. فاز “تمام – قرمز” (به‌همراه چراغ زرد)، بايد اين امكان را فراهم نمايد كه تقاطع قبل از سبز‌شدن چراغ، كاملاً از وسايل‌نقليه خالي شده باشد. كوتاه كردن زمان “تمام – قرمز” بايد هم‌زمان با طولاني كردن زمان زرد باشد. زيرا بعضي از رانندگان تلاش خواهند كرد كه در زمان زرد به جاي ترمز كردن، سرعت خود را افزايش دهند تا با عبور از چراغ زرد مجبور به توقف در پشت چراغ قرمز نشوند.
ج) برخوردهاي با زاويه قائم
اين نوع از تصادفات بسيار شديد مي‌باشند كه علت آن مي‌تواند عبور از چراغ قرمز و نامناسب بودن زمان‌بندي چراغ راهنمايي باشد (فواصل زماني بين زرد و تمام – قرمز) در اكثر موارد وسايل‌نقليه‌اي كه رعايت چراغ قرمز را نمي‌كنند اغلب در حين خاتمه زمان سبز سعي در عبور دارند.
مشكلاتي كه در وقوع اين‌گونه تصادفات مؤثرند عبارتند از:
• ناتواني در تشخيص چراغ‌ها يا ساير علايم راهنمايي به‌دليل سرعت، محيط راه يا بازتابش شديد نور،
• سرعت‌هاي بيش از اندازه زياد،
• اين باور كه هنوز زمان كافي براي عبور از چراغ زرد وجود دارد،
• ترس از اينكه وسيله‌نقليه ديگري سپر به سپر با او حركت نمايد،
• عدم‌توجه به سيستم چراغ راهنمايي به‌ويژه از سوي رانندگان وسايل‌نقليه غيرموتوري،
• چگونگي طراحي تقاطع و زمان‌بندي چراغ راهنمايي مي‌تواند به‌دلايل زير در بروز تصادفات مؤثر باشد:
• عرض بيش از اندازه مسير‌هاي منتهي به تقاطع،
• چرخه زماني كوتاه: اگر طول چرخه زماني از 120 تا 30 ثانيه كاهش يابد، تعداد تصادفات دو برابر و تعداد برخوردها با زاويه قائم چهار برابر مي‌گردد،
• اما طراحي تقاطع و زمان‌بندي چراغ راهنمايي مي‌تواند در كاهش تصادفات نيز مؤثر باشد:
• تركيب و شكل‌بندي تقاطع كه رانندگان را به سرعت‌هاي مناسب تشويق مي‌نمايد مثل انحراف اندك در مسير عبوري از طريق جا‌به‌جايي در مسيرهاي رو‌به‌رو،
• ايجاد جزيره مياني،
• كاهش فاز “تمام – قرمز” به‌حداقل چراغ‌هاي راهنمايي راه‌هاي مختلف يك تقاطع نبايد نسبت به يكديگر ديد داشته باشند(نوری امیری و قربانی، 1384).
د) نقاط تداخل در تقاطع‌ها:
يك تقاطع بر حسب حركت‌هاي موجود در آن، داراي يكسري نقاط برخورد مي‌باشد و در يك طراحي مطلوب سعي مي‌شود كه شدت برخوردهاي بالقوه در اين نقاط به حداقل كاهش يابد. انواع حركت‌هاي تداخلي را مي‌توان به‌صورت ذيل طبقه‌بندي نمود كه بر حسب افزايش شدت تصادف احتمالي ناشي از حركت‌ها ارايه گرديده است:
الف)واگرايي: همراه با خط كاهش سرعت
ب)همگرايي: همراه با خط افزايش سرعت
ج)تلاقي: بايك رفوژ ميانه مناسب، اين حركت‌ها مي‌توانند در دو مرحله كامل شوند.
تعداد نقاط تداخل با افزايش تعداد مسيرهاي منتهي به تقاطع افزايش مي‌يابد. وضعيت ترافيك در تقاطع با اقدامات ذيل بهبود مي‌يابد:
• با كمترين تعداد نقاط تداخل، به‌خصوص اگر حجم ترافيك در تقاطع بالا بوده باشد. در نتيجه سه راه‌ها نسبت به تقاطع‌هاي چهار راه ايمن‌تر هستند و براي تقاطع‌هاي با تعداد راه‌هاي بيشتر بايد به دنبال راه‌حل‌هاي ديگر هم‌چون احداث ميدان بود. جلوگيري از حركات بدون رعايت حق‌تقدم يا گروه‌بندي دو حركت با هم از تعداد نقاط تداخل خواهد كاست،
• با ايجاد يك سيستم فاز‌بندي مناسب (تقاطع‌هاي مجهز به چراغ راهنمايي)،
• با ايجاد فواصل بيشتر بين نقاط تداخل به وسيله ايجاد جزيره‌هاي ترافيكي يا خطوط اضافي،سرعت وسايل‌نقليه و نياز احتمالي به محل ذخيره بايد در نظر گرفته شود. در تقاطع‌هاي چراغ‌دار،‌ تفكيك زماني بين حركات وسايل‌نقليه، نياز به تفكيك فضايي را كاهش مي‌دهد،
• زاويه‌اي كه برخوردها صورت مي‌پذيرد بايد به صورت زير كنترل شود:
• زاوية بين مسيرهاي همگرا يا واگرا بايد خيلي كوچك باشد (كمتر از 5 درجه) لذا نياز به خط تغيير سرعت وجود دارد،
• براي حركت‌هاي عبور از عرض، زاويه بين مسيرها بايد تا حد ممكن به صورت قائم باشد (بين 75 تا 105 درجه). اين‌كار قابليت ديد و ارزيابي سرعت ساير وسايل‌نقليه را بهبود مي‌بخشد و از مسافت عبور از عرض‌راه مي‌كاهد،
• براي حركت‌هاي تداخلي، زاويه مسيرها سرعت ورود به تداخل را كنترل مي‌نمايد. اين زاويه بايد بين 20 تا 60 درجه باشد(بهبهانی، 1373).
طرح اندونزيايي
مخصوصاً در حالت وجود چراغ راهنمايي هر دو جريان گردش ‌به ‌چپ در راه‌اصلي (داراي حق‌تقدم) نبايد مانع يكديگر شوند. طرح اندونزيايي كه در آن هر دو جريان گردش ‌به ‌چپ يكديگر را قطع نمي‌نمايند در اين‌زمينه مفيد مي‌باشد.
اگر حجم ترافيك به‌اندازه‌ كافي باشد خطوط انتظار گردش ‌به ‌چپ در تمام مسيرهاي منتهي به تقاطع ايجاد مي‌شوند. اما اين طرح معمولاً به چراغ راهنمايي براي تعيين اولويت حركت دو گردش به چپ نسبت به دو گردش ديگر نياز دارد. بنابراين كاربرد اين طرح بيشتر در مناطق شهري مي‌باشد.
در تقاطع‌هاي چراغ‌دار كه داراي حجم‌هاي سنگين گردش ‌به‌ چپ هستند احداث دو و بعضي اوقات سه خط ذخيرة مركزي گردش‌به‌چپ موجه خواهد بود، اين آلترناتيوها داراي مزايا و معايبي هستند:
مزايا:
• تراكم و تأخيرها كاهش مي‌يابد،
• طول خط انتظار و تداخلات قبل از تقاطع كاهش مي‌يابد،
• فاز سبز كوتاه تر مي‌باشد و زمان اضافي براي ساير حركت‌ها تخصيص مي‌يابد.
معايب:
• پتانسيل برخورد با عابرين پياده افزايش مي‌يابد،
• در پايين دست راه‌هاي منتهي به تقاطع توزيع ناهمگوني از وسايل‌نقليه در درون خطوط وجود مي‌آيد،
• مسير نمايي در ناحيه گردش واضح نمي‌باشد،
• معمولاً فضاي كافي براي حركت‌هاي وسايل‌نقليه وجود ندارد،
• راه‌حل كم‌هزينه‌تري نيز ممكن است وجود داشته باشد(نوری امیری و قربانی، 1384).

شكل 2-3: تقاطع طرح اندونزيايي
2-16- موانع ترافيكي
2-16-1- موانع مياني خيابان
موانع مياني يا مركزي خيابان براي تفكيك مسيرهاي متضاد ترافيك و جلوگيري از عبور عابرين پياده در نقاط خطرساز مورداستفاده قرار مي‌گيرند. يكي از كاربردهاي ايمني اين موانع اين است كه تصادف جلو‌به‌جلوي (سپر به سپر) ترافيك در مسيرهاي متضاد جلوگيري مي‌نمايد و عابرين پياده نيز به استفاده از تسهيلات ويژه عبور از عرض خيابان و يا انتخاب يك نقطه امن‌تر براي عبور تشويق مي‌شوند.
مي‌بايست تفاوت بين موانع مياني كه در مديريت ترافيك براي هدايت ترافيك به‌كار مي‌روند و موانع ايمني را درك نمود. موانع ايمني مي‌بايست حجيم‌تر باشند زيرا براي بازگرداندن خودروها به مسيرهاي اوليه خود و جذب قسمت عمده‌اي از انرژي برخورد آن‌ها به كار مي‌روند. اين موانع معمولاً به ارتفاع 600 ميليمتر يا بيشتر مي‌باشند، در حالي كه موانع مياني كه فقط براي هدايت رانندگان به‌كار گرفته مي‌شوند، مي‌توانند به صورت يك جدول برجسته يا نرده كوتاه باشند.
يكي از روش‌هاي به‌كار رفته براي تفكيك مسيرهاي حركتي خيابان‌ها استفاده از جداكننده‌هاي بتني است. اين نوع جداكننده شامل دو رديف جدول بوده و فاصله بين آن‌ها با بتن پر شده است، لازم به‌يادآوري است كه ارتفاع و عرض پيشنهادي، 30 سانتي‌متر است، نوع ديگر از جداكننده‌ها كه كاربرد دارد.

شكل 2-4: جداكننده‌هاي مياني
مزايا و معايب گزينه‌هاي فوق را مي‌توان به‌صورت زير بيان كرد.
مزايا:
الف ـ رواني ترافيك عبوري
ب ـ افزايش سرعت وسايل‌نقليه
پ ـ كاهش توقف وسايل‌نقليه به‌دليل انجام حركت‌هاي گردش ‌به ‌چپ
ت‌ـ كاهش چشم‌گير مدت زمان تأخير به‌ازاي هر وسيله
ث ـ كاهش تداخل حركت‌هاي گردشي
معايب:
الف ـ هزينه‌دار بودن اجراي طرح
ب ـ افزايش وسيله‌نقليه ـ كيلومتر براي حركت‌هاي گردش ‌به‌ چپ
پ ـ كاهش دسترسي وسايل‌نقليه به كوچه‌ها و معابر(بهبهانی، 1373).
مشكلات:
معمولاً عابرين پياده به مسيرهاي انحرافي طولاني جهت يافتن يك نقطة امن براي عبور، تمايل نشان نمي‌دهند و موانع مياني خيابان اغلب باعث مي‌شوند تا عابرين پياده يك مانور پرشي يا صعودي در وسط خيابان انجام دهند.
در مواردي كه يك خودرو دچار نقص فني شده باشد يا خودروهاي اورژانس نياز به عبور از يك راه‌بندان را داشته باشند، موانع مياني خيابان باعث محدوديت در حركت ترافيك شوند. مصالح مورداستفاده در ساخت موانع مياني خيابان را مي‌توان براي مقاصد ديگر نيز به‌كار برد و برخي از كشورها نيز با مشكل عدم‌صداقت‌كاري پيمانكاران رو‌به‌رو مي‌باشند.
جزئيات انتهاي اين نوع موانع از اهميت خاصي برخوردار است، زيرا انتهاي يك مانع مياني كه مورد حفاظت قرار نگرفته باشد،مي‌تواند يك عامل بالقوة مرگ‌آفرين در مركز جاده باشد.
براي حصول اطمينان از اين امر كه رانندگان به‌اشتباه يا از روي عمد به رانندگي در مسير آن‌سوي مانع اقدام ننمايند به تابلوهاي واضح و مؤثر و هم‌چنين نظارت بر حسن اجراي قوانين نياز است (بهبهانی، 1373).
راه‌حل‌هاي ممكن/ فرآيند:
• از موانع فيزيكي ممكن است در مواردي استفاده گردد كه اثرات ناشي از عدم‌توجه رانندگان به‌علايم‌راهنمايي مي‌تواند باعث تصادفات شديد شود و درعين حال با نصب اين نوع موانع مي‌توان اهداف ديگر را نيز برآورده نمود. اين موانع اغلب در مركز خيابان‌هاي وسيع چند بانده شهري نصب مي‌شوند و شامـل موانع مخصوص عابرين پياده نيز مي‌باشند.چنين موانعي باعث جلوگيري از دور زدن خودروها مي‌شود كه اين دور زدن‌ها يكي از مانورهاي بسيار خطرناك و مزاحم است. اين موانع مي‌توانند بر مبناي ويژگي‌هاي خود از تصادفات جلو‌به‌جلو نيز جلوگيري نمايد. در خيابان‌هاي كندروي شهري استفاده از جزاير مياني با عرض كامل و

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع تقاطع‌هاي، گردش‌، افزايش Next Entries منبع تحقیق با موضوع اصلاح هندسی، متغیر مستقل، تحلیل داده