منبع تحقیق با موضوع نکاح منقطع، فسخ نکاح، قانون مدنی، شخص ثالث

دانلود پایان نامه ارشد

آن مهر ذکر نشده باشد و یا زوجین قرارداده باشند که نکاح بدون مهر واقع شود.33(شهید ثانی، 1413ه.ق، ج8، 201)
منظور از مهری که شرط عدم آن در نکاح میشود، مهرالمسمّی میباشد والّا چنان‌چه در نکاح مهر معین نشود و شرط کند که در اثر نزدیکی نیز زوجه مستحق مهرالمثل نگردد، شرط مزبور باطل خواهد بود، زیرا استحقاق مهرالمثل در اثر نزدیکی حکم قانونی و از قوانین آمره است و شرط عدم استحقاق آن، شرط نامشروع و طبق بند 3 ماده‌ی 232 قانون مدنی باطل میباشد. (امامی ،1377 ،ج4، 484)
ب: نکاح مفوّضه المهر
نکاح مفوّضه المهر، نکاحی است که اختیار تعیین مهر به عهده‌ی یکی از زوجین یا شخص ثالث گذارده شود.34(شهید ثانی، 1413ه.ق، ج8، 215) نکاح مفوّضه المهر صحیح است، زیرا چنان‌که گذشت مهر در نکاح دائم شرط صحّت آن نمیباشد، لذا زوجین ضمن عقد نکاح میتوانند اختیار تعیین آن را به یکی از طرفین یا شخص ثالث واگذارند. (امامی ، 1377 ،ج4 ،489) ماده 1089 قانون مدنی نیز به این مسئله اشاره کرده است.
بنابراین، مطالب این گفتار به دو قسمت تقسیم میشود، ابتدا چگونگی مهر در انحلال نکاح مفوّضه البضع و سپس مهر در انحلال نکاح مفوّضه المهر بحث خواهد شد.
1- مهر در انحلال نکاح مفوّضه البضع
علل انحلال نکاح شامل طلاق، فسخ و فوت میشود که در این قسمت به تأثیر هر یک به طور جداگانه در فرض عدم تعیین مهر (نکاح مفوّضه البضع) میپردازیم.
الف: تاثیر طلاق در فرض عدم تعیین مهر
از آن‌جایی که تأثیر طلاق بر مهر، قبل از زناشویی و بعد از زناشویی متفاوت است لذا آن‌ها را به‌طور جداگانه بیان میکنیم.
یک: تأثیر طلاق قبل از زناشویی
در صورت وقوع طلاق پیش از نزدیکی و تعیین مهر، زن مستحق مهرالمتعه خواهد بود. (شهید ثانی، 1413ه.ق، ج8، 203) ماده‌ی 1093قانون مدنی در این خصوص میگوید: «هرگاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر پیش از نزدیکی و تعیین مهر، زن خود را طلاق دهد، زن مستحق مهرالمتعه است و اگر بعد از آن طلاق دهد مستحق مهرالمثل خواهد بود.»
برای تعیین مهر المتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می‌شود. بنابراین در مهرالمتعه، برخلاف مهرالمثل، وضع و حال زن ملاک عمل نیست بلکه وضع مالی شوهر در نظر گرفته میشود. اگر شوهر ثروتمند باشد ده دینار و اگر متوسط باشد،پنج دینار و اگر فقیر باشد می تواند یک دینار بدهد.35 (شهید ثانی، 1413ه.ق، ج8، 207) ماده 1094 قانون مدنی هم به تبع فقه به این مسئله پرداخته است.
پرداخت مهرالمتعه از ناحیه‌ی زوج به نظر فقهای امامیّه الزامی است ولی به نظر علمای عامّه امری مستحب است. (نجفی، 1392 هـ.ق ، ج 31، 51) مستند فقهای امامیّه بر این فتوی کتاب و سنت متواتره میباشد و از کتاب خدا به آیه‌ی 236 سوره بقره تمسک شده است.( محقق داماد،1372 ،264)
دو: تأثیرطلاق بعد از زناشویی
در صورتی که قبل از تعیین مهر از طرف زوجین نزدیکی بین آن‌ها واقع شود، زوجه مستحق مهر المثل خواهد بود زیرا در عقد مزبور، زن در اثر نزدیکی مستحق مهرالمثل میگردد.36قسمت سوم ماده 1087 قانون مدنی به این موضوع تصریح کرده است.
ب: تاثیر فسخ نکاح در فرض عدم تعیین مهر
چگونگی مهریه در فسخ نکاح قبل از نزدیکی با چگونگی آن در فسخ نکاح بعد از نزدیکی متفاوت است بنابراین آن‌ها را بطور جداگانه بررسی مینماییم.
یک: فسخ نکاح قبل از زناشویی
در صورتی که نکاح مفوّضه البضع پیش از نزدیکی و تعیین مهر به جهتی از جهات در اثر فسخ منحل شود، زوجه حقی بر زوج ندارد، زیرا نکاح بدون مهر تحقق یافته و نزدیکی که موجب استحقاق زن نسبت به مهرالمثل گردد، واقع نشده است. وحدت ملاک ماده‌ی 1101 ق.م. می- گوید: «هر گاه عقد نکا ح پیش از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد، مگر در صورتی که موجب فسخ عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح زن مستحق نصف مهر است.» چنان‌که از اطلاق ماده استنباط می شود فرقی نمینماید که فسخ از طرف شوهر شده باشد یا از طرف زن. (امامی ،1377 ،ج4 ، 488)
دو: فسخ نکاح بعد از زناشویی
درصورتی که در نکاح مفوّضه البضع قبل از تعیین مهر و پس از نزدیکی نکاح به جهتی از جهات فسخ گردد، زن مستحق مهرالمثل میگردد، زیرا در اثر نزدیکی زن مستحق مهرالمثل شده است وفسخ نکاح تغییری در آن نمیدهد. مفهوم ماده‌ی 1101 ق .م. این امر را تأیید مینماید. ماده 1101 می‌گوید: «هرگاه عقد نکاح پیش از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح زن مستحق نصف مهر است.»
ج: تاثیر فوت در فرض عدم تعیین مهر
تاثیر فوت بر مهر، قبل و بعد از زناشویی متفاوت است و به طور جداگانه به آن میپردازیم.
یک: قبل از زناشویی
در صورتی که در نکاح مفوّضه البضع یکی از زوجین قبل از تعیین مهر و نزدیکی بمیرد، زوجه هیچ گونه حقی به عنوان مهر نخواهد داشت. 37زیرا بنا به فرض نه ضمن عقد مهری معین شده و نه پس از آن، و استحقاق مهر المثل هم منوط به نزدیکی است که انجام نگردیده است. مهرالمتعه نیز یک امر استثنائی و مخصوص مورد طلاق است و قابل تعمیم به مورد فسخ و فوت نمیباشد. از ماده‌ی 1101 قانون مدنی هم میتوان آن را استنباط کرد. (صفایی و امامی ،1384 ،178) بنابراین در صورت فوت پیش از نزدیکی و تعیین مهر، زن حق مهر ندارد.
دو: بعد از زناشویی
در صورتی که در نکاح مفوّضه البضع قبل از تعیین مهر و بعد از نزدیکی، یکی از زوجین فوت نماید، زن مستحق مهرالمثل خواهد بود، زیرا نزدیکی موجب استحقاق زن نسبت به مهرالمثل شده است و فوت یکی از زوجین در آن تغییری نمیدهد. بنابراین چنان‌چه شوهر بمیرد به مقدار مهرالمثل از ترکه‌ی او به زن داده میشود و هرگاه زن بمیرد، شوهر باید پس از کسرسهم خود بقیه‌ی مهرالمثل را به ورثه‌ی دیگر زن بدهد. ( امامی ،1377 ،ج4 ،487)
2- مهر در انحلال نکاح مفوّضه المهر
در نکاح مفوّضه المهر، اختیار تعیین مهر به عهده‌ی یکی از زوجین یا شخص ثالث گذارده شده است. کسی را که زوجین برای تعیین مهر ضمن عقد نکاح انتخاب مینمایند، داور در این امر است. در صورتی که نکاح مفوّضه المهر پس از توافق در تعیین مهر یا تعیین آن از طرف داور منحل شود یا قبل از آن، نکاح در اثر عوامل مختلف دچار انحلال گردد؛ وضعیت مهر قابل بررسی میباشد. بنابراین چگونگی مهریه را در این دو مورد متفاوت بررسی مینماییم.
الف : مهریه پس از توافق یا تعیین آن از طرف داور
پس از توافق در تعیین مهر یا تعیین آن از طرف داور یا یکی از زوجین یا شخص ثالث یا اشخاص دیگر، نکاح از وضعیت مفوضه المهر خارج شده، تابع مقررات نکاحی خواهد بود که مهر در آن ذکر شده باشد. بدین جهت چنان‌چه پس از تعیین مهر به توافق زوجین یا از طرف داور، زوج، زوجه‌ی خود را طلاق دهد به دستور ماده 1092 عمل میشود. ماده‌ی 1092 قانون مدنی: «هرگاه شوهر پیش از نزدیکی زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهر خواهد بود و اگر شوهر بیش از نصف مهر را قبلاً داده باشد حق دارد مازاد از نصف را عیناً یا مثلاً یا قیمتاً استرداد کند.» و هرگاه زوج پس از نزدیکی زوجه را طلاق دهد تمامی مهر را خواهد پرداخت و هر گاه نکاح فسخ گردد به دستور ماده 1101 ق.م. عمل میشود. ماده 1101 ق .م.: « هرگاه عقد نکاح پیش از نزدیکی به جهتی فسخ شود، زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح زن مستحق نصف مهر است. ( امامی ، 1377 ،ج4 ،490)
ب: مهریه قبل از توافق یا تعیین آن ازطرف داور
در صورتی که داوری مهر به زوج یا زوجه واگذار گردیده باشد، چنان‌که داور پیش از نزدیکی و قبل از تعیین مهر فوت نماید، مستنداً به روایت محمد بن مسلم، مهرالمتعه مقررمی- گردد.38 در صورتی که بعد از نزدیکی، فوت داور اتفاق افتد و هنوز مهر تعیین نشده باشد، در این صورت اگر داور زوج بوده «مهر المثل» مقرر میگردد و اگر زوجه داور بوده « مهرالسنه» مقرر میشود. این فتوای مشهور فقهاست.39(شهید ثانی، 1413ه.ق، ج8، 217)
قانون مدنی حکم صورت جدایی به علت مرگ قبل از نزدیکی و قبل از تعیین مهر در مورد « مفوضه البضع» را به موجب ماده‌ی 1088 بیان داشته ولی در مورد « مفوضه المهر» به سکوت برگزار نموده است و نمیتوان هر دو صورت را همانند دانست زیرا در صورت نخستین، زن خود را مجاناً تسلیم نموده و حال آن که درصورت اخیر برای تعیین مهر داور تعیین کرده است. (محقق داماد ، 1372 ،255) در صورتی که طلاق پیش از نزدیکی باشد و داور قبل از دادن مهربمیرد، زن مستحق مهرالمتعه خواهد بود و مانند نکاح مفوّضة البضع نمیشود تا حقی بر شوهر نداشته باشد. (امامی ،1377 ،ج4 ،491)
در صورتی که زوج قبل از تعیین مهر از طرف داور، زوجه خود را طلاق دهد یا نکاح فسخ گردد یا یکی از زوجین فوت نماید، داور پس از انحلال نکاح مهر را تعیین خواهد نمود، زیرا داوری مطلق بوده است و انحلال نکاح آن را زائل نمینماید. (امامی، 1377 ،ج4 ،490)
درمبحث دوم از بخش اول، چگونگی مهریه در اثرانحلال نکاح دائم مورد بررسی قرار گرفت و از آن‌جا که مهریه در نکاح منقطع هم مطرح میشود و از ضروریات نکاح منقطع می‌باشد پس در مبحث سوم، مهر در انحلال نکاح منقطع بحث میشود.

مبحث سوم: مهر در انحلال نکاح منقطع
در نکاح منقطع، برخلاف نکاح دائم ، مهر یکی از ارکان اصلی عقد است. از آن جا که نکاح منقطع نیزدر اثر عوامل مختلف دچار انحلال میگردد؛ در این مبحث چگونگی مهریه در انواع انحلال نکاح مننقطع به طورجداگانه بررسی میشود.
گفتار اوّل: مهر درمورد انقضای مدّت
زن به وسیله عقد انقطاع مالک مهر خود میگردد و میتواند آن را از شوهر خود بخواهد ولی تمام آن مراعی به نزدیکی وتمکین او در تمام مدت است . بنابراین چنان‌چه زن در تمامی مدّت معینه در عقد ناشزه نگردد، مستحق تمامی مهر خود میباشد اگر چه شوهر با او نزدیکی ننموده باشد؛ زیرا با آماده بودن زن برای تمکین، هرگاه شوهر از او متمتع نشود، برخود تفویت منفعت نموده واقدام به ضرر خود کرده است. ولی چنان‌چه زن مقداری از مدت را ناشزه گردد، مهر به نسبت مدت مزبور تسقیط می شود. مثلاً هرگاه زن نصف مدّت ناشزه شود نصف مهر را مستحق میگردد. از نظر فن حقوقی نکاح منقطع مانند اجاره است. (امامی ، 1378 ،ج5 ، 127)
گفتاردوّم: مهر در مورد بذل مدّت
بذل مدّت یکی ازعوامل انحلال نکاح منقطع میباشد و چگونگی مهر در بذل مدّت ، پیش از نزدیکی یا پس از نزدیکی متفاوت است و نیاز به بحث جداگانه دارد.
1- مهر در بذل تمام مدّت پیش از نزدیکی
در نکاح دائم، هرگاه پیش از وقوع نزدیکی، زن وشوهر به وسیله‌ی طلاق از هم جدا شوند، زن مستحق نصف مهر است. این حکم را به طور کامل در نکاح منقطع نمیتوان اجرا کرد زیرا، اگر مرد تا پایان مدت با زن نزدیکی نکند یا بخشی از مدّت را به او ببخشد، زن مستحق تمام مهر خویش است وفقط « در صورتی که پیش از نزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد بایدنصف مهر را بدهد.» (ماده 1097 ق .م.) منظور از تمام مدت ، باقی مانده آن است . بنابراین، اگر بعد از چند ماه شوهر باقی مدت را به زن ببخشد، در صورتی که نزدیکی واقع نشده باشد، زن مستحق نصف مهر است. (کاتوزیان ،1382 ،ج1 ،178-177 )
2- مهر در بذل تمام مدّت بعد از نزدیکی
چنان‌چه در عقد دائم گذشت، زن مهر را به عقد مالک میشود ولی نصف آن به طور مستقر و نصف دیگر به وسیله زناشویی مستقرمی‌گردد. اما در نکاح منقطع زن به‌وسیله‌ی نکاح مالک مهر می‌گردد و استقرار آن مراعی به نزدیکی و تمکین او در تمام مدت است. لذا بذل مدّت پس از نزدیکی، تأثیری در مهر نمینماید. زیرا شوهر خود منفعت را تفویت نموده است. بنابراین زن پس از نزدیکی شوهر با او در بقیه‌ی مدت تمکین ننماید، نسبت به آن مدت مهر تسقیط میشود. (امامی ، 1378 ،ج5 ،128)
گفتار سوّم: مهر در مورد فسخ نکاح منقطع
در نکاح منقطع، هرگاه نکاح پیش از نزدیکی فسخ گردد؛ خواه از طرف شوهر باشد خواه از طرف زن، زن حق مهریه ندارد و چنان‌چه پس از نزدیکی باشد، زن

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع شخص ثالث، قانون مدنی، انصاف و عدالت، نکاح و طلاق Next Entries منبع تحقیق با موضوع قانون مدنی، طلاق رجعی، فسخ نکاح، نفقه زوجه