منبع تحقیق با موضوع نماز جمعه

دانلود پایان نامه ارشد

در زمان خلفاي فاطمي بنا شدند و بيانگر توجه اسماعيليان به مساجد و همچنين عمل به شريعت بوده است. از جمله آن مساجد مي توان به “جامع الازهر، جامع الحاكم جامع الاقمر، جامع الظافر، جامع راشدة، جامع مقسل” و مساجد ديگر اشاره کرد.230 در اين بين مسجد الازهر اولين مسجد بنا شده در قاهره به دست فاطميان اسماعيلي بود و اولين نماز جمعه را فاطميان در اين مسجد اقامه كردند.231 آنچه از تاريخ فاطميان بر مي آيد اين است که نماز جمعه و جماعات کاملا برپا بوده است، فقط وقتي که فاطميان در مصر مستقر شدند، تغييرات مورد نظر خود را در اين مراسمات دادند. به طور مثال نام خليفه عباسي از خطبه هاي نماز جمعه حذف شد و به جاي آن از المعز خليفه فاطمي در خطبه ها تجليل شد. و يا اينکه لباس امامان جمعه از رنگ سياه عباسي به رنگ سفيد مورد علاقه فاطميان تغيير يافت و يا در مورد اذان عبارت “حي علي خير العمل” افزوده شد که به عنوان يکي از شعائر شيعي شمرده مي شد.232
3-1-3 اجراي شريعت در جامعه
در باب اجراي شريعت اسلامي در عرصه اجتماع بخصوص بازار مسلمين بايد گفت، رئيس شرطه در عهد خلافت فاطميان به مراقبت از بازارهاي قاهره مي پرداخت و اشياء فاسد و يا حرامي را که عرضه ميشد، مصادره کرده و سپس دکان متخلفان را مي بست و پلمپ مي نمود. او اين قدرت را داشت که مواد غذايي احتکار شده را به وسيله آتش بسوزاند و يا ظروفي را که براي شراب بود بشکند. همچنين او شراب خوراني را که عربده مي کشيدند و در سطح جامعه با حالتي غير طبيعي حاضر مي شدند را تازيانه بزند و زورگويان را براي تنبيه به طور برعکس بر چارپايان سوار کند. او اقدام به مجازات کم فروشان و هرآنکس که به شيوه هاي گوناگون غش در معامله و خريد و فروش مي کرد، مي نمود. همچنين دکان داران را به رفع عيوب ترازوهايشان که سبب ضرر و زيان به خريداران مي شد، مجبور مي نمود. اين ترازوها در مکان خاصي سنجيده مي شدند تا در هماهنگي بين دو کفه آن خللي نباشد و تفاوتي در وزن مشاهده نشود. رئيس شرطه ماموراني را براي نظارت بر فروشندگان در بازار انتخاب کرده بود. ماموران شرطه بر شيوه زندگي مردم نيز نظارت داشتند. آنها از اينکه کسي بخواهد به زندگي مردم سرک بکشد و به اصطلاح تجسس نمايد و يا از پنجره خانه خود به خانه ديگران نگاه کند جلوگيري مي کردند. ماموران به زنان قاهره اجازه نمي دادند که در ورودي خانه هايشان و يا در مسير رفت و آمد مردان بنشينند. آنها معلمان را از زياده روي در تنبيه و مجازات دانش آموزان بر حذر مي داشتند. نقل است که در زمان ورود سپاه فاطمي به مصر مردم در اوضاع بد اقتصادي قرار داشته و از کمبود مواد غذايي نالان بودند. بيماري ها و قحطي بر تعداد روز افزون مردگان مي افزود و بازماندگانشان که از امور کفن و دفن آنها درمانده بودند آنها را به رود نيل مي انداختند که جوهر سردار فاطمي با استمداد مالي از مغرب به وضع معيشت مردم سامان داد و بيماري و گرسنگي و قحطي را از بين برد.233
3-1-4 نمود شريعت در امور مالي فاطميان
در عصر فاطميان داعيان اسماعيليه مالى را به نام فطره و نجوا مى‏گرفتند و اين حكم را به استناد آيه‏ى 12 سوره‏ى مجادله (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ناجَيْتُمْ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً) اعمال مى‏كردند و مبلغ آن 3 و يك سوم درهم بود. مستنصر خليفه‏ى فاطمى در 481 ق طى فرمانى اعلام نمود كه صدقات نجوا بر هر مؤمنى واجب است و كسى كه آن ‏را ترك نمايد، مثل اين است كه امرى واجب همانند نماز و روزه و حج و جهاد را ترك كرده و اين امر باعث مى‏شود كه بيت‏المال تکميل نگردد. بر حاکمان واجب است نسبت به پرداخت آن تعهد گيرد تا اعمال صالحه‏ى شما را ارتقا بخشد و باقيات‏الصالحات را نصيب شما گرداند. موقوفات از مواردى بود كه در عصر فاطميان مورد نظر بود. دولت فاطمى تشكيلات خاصى را براى امر وقف وضع نمود؛ به اين صورت كه در عصر معز (363ق) طى فرمانى قرار شد كه درآمدهاى مالى حاصل از موقوفات را به بيت‏المال منتقل نمايند كه اين امر سود فراوانى براى دولت داشت.234 فاطميان براى اداره و تعمير مساجد، دادن حقوق خدام و مؤذن‏ها، هزينه‏هاى جارى اماكن مذهبى ديگر و حمام‏ها، آب انبارها، بيمارستان‏ها و… زمين‏ها و اماكنى را به عنوان وقف مى‏دادند.235 در بحث ارث زنان نيز در سال 516 ق فرمانى صادر شد كه زنان شيعه مى‏توانند تمامى ميراث شوهرانشان را ببرند و با زنان غير شيعى بر اساس مذهب آنها رفتار شود.236 بخش مهمى از منبع درآمد فاطميان ماليات بود. ماليات‏هاى اصلى شامل فئ و خمس و زكات مى‏بود و غير از موارد ياد شده ماليات‏هاى فرعى بود كه عبارت بود از عوارض گمركى و مواردى كه براى رفع نياز بيت‏المال اخذ مى‏شد.237
3-1-5 بررسي اجمالي رفتارهاي شريعت محورانه خلفا
در اين بخش به واکاوي اجمالي وجوه بارز عملکرد خلفاي فاطمي در باب شريعت در هنگام خلافتشان مي پردازيم. اين بخش با توجه به منابعي که در باب تاريخ سياسي خلفاي فاطمي موجود است، تنظيم شده و چون سرگذشت تمامي ائمه فاطمي به طور کامل ذکر نشده، تنها به رفتار بعضي از آنان اشاره شده است.
عبيدالله المهدي (322 ه): ابوعبدالله شيعي نماينده عبيدالله در مغرب، قوانيني ديني در شهر قيروان برقرار کرده بود که بر طبق آن اگر کسي شرب خمر مي کرد و يا شراب به شهر مي آورد؛ به مرگ محکوم مي شد.238 در شمارش عوامل موفقيت فاطميان در مغرب به پايبندي به شريعت مي توان اشاره کرد: “از ديگر عوامل تاثير گذار در دعوت فاطميان تدين و پايبندي به شريعت و رعايت احکام ظاهري دين توسط داعيان اسماعيلي و شهرت به ورع و زهد آنان بود که بيشتر منابع بر آن مهر تاييد نهاده اند”.239 ابوعبدالله تعديلاتي در جمع آوري ماليات ها به وجود آورد. در موردي ابوعبدالله فرمان به بازگرداندن خراج عشور داد؛ چون معتقد بود بر اساس شيوه صحيح و عادلانه جمع آوري نشده است.240 بغدادي نامه اي را منتسب به عبيداللّه مهدي کرده است و که در آن امور قبيحي گفته شده است. عبيدالله در قسمتي از نامه خود روابط آزاد جنسي را مطرح مي‏کند و مي‏گويد: “هيچ تعجبي از اين بالاتر نيست که مردي ادعاي خردمندي کند و او را خواهر يا دختري زيبا باشد و او را زني بدان زيبايي نبود و او را بر خويشتن حرام کند و به بيگانه زني دهد و اگر آن مرد نادان، عقل داشت، مي‏دانست که وي به خواهر و دخترش سزاوارتر از مردي غريبه است و اين نيست جز از آن روي که رهبر آنان ايشان را از چيزهاي گوارا باز داشته و آنان را به پنهاني که قابل تعقل نمي‏شود ترسانيده است” او در پايان نامه خطاب به سليمان بن حسن گويد:”تو و دوستانت کساني هستيد که بهشت و نعمتها و لذتهاي اين گيتي را به ارث برده‏ايد که آنها بر مردمان ناداني که در بند دين و قانون‏اند، حرام است پس آنچه را که از آسايش و نعمت يافته‏ايد بر شما گوارا باشد”241 در حالي که به نظر مي آيد انتساب اين نامه توسط بغدادي به عبيدالله صحيح نباشد. چون با ديگر رفتارهاي او هم خواني ندارد. بررسي قيام فاطيمان در مغرب آشکار مي‏سازد که حرکت فاطميان در دوران نهضت از هر نوع اباحي‏گري به دور بوده است و علماي سني مخالف چون مي‏خواستند در دل مسلمانان تخم نفرت و کينه را نسبت به فاطميان بيفشانند، اين اتهامات را مطرح کرده‏اند. آنچه به طرح اين اتهامات کمک ميکرده، اعمال به دور از شرع قرمطيان بوده است که نويسندگان مخالف تفاوتي بين فاطميان و قرمطيان نگذاشتهاند، در حالي که فاطميان خود از اين گونه اعمال تبري مي‏جستند و از ديدگاه اعتقادي و عملي با قرمطيان در اين اعمال موافق نبودند و به شدت نسبت به بعضي از اين حرکات اظهار تنفر مي کردند. نکته مهمي که بايد ذکر شود اين است که مذهب در بين ساکنان بربر مغرب پايگاهي قدرتمند داشته و اباحي‏گري نمي‏توانسته، عامل گرايش آنها به فاطميان باشد.242 شروع خلافت عبيدالله با نام مهدي در روز جمعه بوده است. ابوعبدالله شيعي بعد از خواندن نماز جمعه اعلام عمومي مي کند که مهدي امير المومنين است.243 بعد از آنکه حکومت کامل به او منتقل شد و نخستين جمعه به نام او خطبه خوانده شد، پس از آن مردم مجبور شدند که در نماز جمعه حاضر شوند و به مذهب فاطمي بپيوندند. نمازهاي روزانه نيز به امامت افراد منسوب از حکومت مانند ابوعبدالله و ديگران برگزار مي شد و کسي که به امامان جماعت فاطمي اقتدا نمي کرد، زندان و يا مرگ در انتظارش بود.244 عبيدالله همچنين مخالفان خود را به جرم ارتداد به قتل رساند. او که در آغاز سال 297 ق وارد رقاده شد، در سال بعد ابوعبدالله و برادرش را که در مهدي بودن عبيدالله شک کرده و بر ضدش همدست شده بودند، به قتل رساند و پس از کشتن آنان به پيروان خود در مشرق اين نامه را نوشت: شما مي دانيد که ابوعبدالله و برادرش ابوالعباس چه منزلتي در اسلام داشته اند. ليکن چون شيطان آنان را گمراه کرده بود با شمشير تطهيرشان کردم. والسلام عليکم.245 دوخويه در پي کشف راز قتل حمدان و عبدان برآمده و مي گويد که اگر بتوان رابطه اي بين روي گرداني قرمط و عبدان با به فرمان روايي رسيدن عبيدالله يافت، مي توان حدس زد که قتل عبدان و شايد کشته شدن حمدان، به فرمان او انجام پذيرفته باشد. او علت اين حکم را اين چنين بيان مي کند که در احکام شرعي اسماعيليان، سزاي ارتداد مرگ است که در اين مورد با حکم اسلام تطابق دارد. پس مي توان گفت که جديت عبيدالله در حفظ حکومت و تقيد سرسختانه او به شريعتي که عبيدالله را به چنين جايگاهي رسانيده؛ تاثير بسزايي در بدون کيفر نماندن اين گناه داشته است، به ويژه آنکه عدم برخورد با آنها مي توانست ديگران را نيز ترغيب به چنين اعمالي نمايد. در حالي که درباره اين قتل، عارف تامر قائل است که اين واقعه اي است که مورخان هنوز علّت آن را نيافته اند،246 بعد از کشتن ابوعبدالله شيعي و برادرش ابوالعباس دستور داد که آنها را غسل و کفن کنند و بر آنها نماز خواند.247 عبيدالله دوبار پسر خود را به از مغرب به سمت مصر روانه کرد. نخستين بار در سال 301 هجري اسکندريه و الفيوم را گرفت و به جمع آوري ماليات و خراج آن دو شهر و برخي از توابع مصر عليا پرداخت.248 مواردي نيز به عبيدالله نسبت داده شده است، اينکه او خواندن نماز را در ماه رمضان ممنوع کرد و در فرماني روزه دو روز قبل از ماه رمضان را واجب ساخت. همچنين در هفدهمين سال خلافت خود، فريضه ديني حج را ملغي ساخت.249 صنهاجي نيز قائل است از جمله کارهايي که عبيدالله برخلاف سير طبيعي (طبق نقل کتاب اخبار ملوک بين عبيد) انجام داد اين بود که دستور داد در ماه رمضان نماز تراويح نخوانند و دو روز مانده به ماه رمضان روزه بگيرند(اين مورد ظاهرا به دليل اختلاف نظر اهل سنت و اسماعيليه در اثبات روز اول ماه است، به نحوي که اسماعيليه از علم نجوم استفاده کرده ولي اهل سنت قائل به رويت هلال است) او همچنين گفته بود در نماز جمعه قبل از رکوع قنوت بخوانند و در نمازهاي واجب “بسم الله الرحمن الرحيم” را بلند بگويند. عبيدالله مهدي با تغييراتي اذان صبح را اصلاح کرد همچنين جمله “الصلاة خير من النوم” را از اذان صبح حذف و به جاي آن جمله “حي علي خير العمل، محمد و علي خير البشر” را اضافه کرد.250 صنهاجي مي گويد در طول حکومت بين عبيد (فاطميان) اجزاي اذان بدين شکل بوده است که بعد از تکبير و اداي شهادتين، دو بار حي علي الصلاة، دو بار حي علي الفلاح، دو بار حي علي خير العمل، محمد و علي خير البشر و يک با لااله الا الله مي گفتند. بعد از اتمام اذان موذن با عباراتي همچون “اي نگهبان دين و دنيا و اي متحد کننده اسلام و مسلمين خداي تو را زنده داردو با شمشيرت همه ملحدان را نابود سازد” امير فاطمي را دعا مي کردند. در زمان عبيدالله و با توجه به حمله ابوطاهر قرمطي به مکه و فجايعي که به بار آورد، در سال 317 هجري مراسم حج برگزار نشد.251
المنصوربالله (341 ه): منصور از فقها و محدثين حرف شنوي داشته است. او در ميان عوام مردم بيان کرد که مناديان اباحي گري بدون اطلاع پدر و يا جد او چنين کردهاند. منصور از مقدار مالياتها کم کرد و در ظاهر به

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع امر به معروف، آداب و رسوم، امام زمان Next Entries منبع تحقیق با موضوع نماز جمعه، ظاهر و باطن، حجرالاسود، هتک حرمت