منبع تحقیق با موضوع نماز جماعت

دانلود پایان نامه ارشد

عبادت و نماز و روزه قيام مي نمودند و به احکام شرعي قائل بودند و در زمره اسماعيليه و نزاريه بودند و از اينجا چون امور ديني و ارکان شرايع فرو گذاشتند ايشان را ملحد خواندند. او مي گويد تا اين اتفاق در ميان نزاريه نيفتاده بود عباسيان هم دليلي براي انتقاد آنها نداشتند. اما با اعلام قيامت از سوي حسن دلهاي اهل اسلام ملول گشت تا به حدي که خاندان ايشان به کلي برانداختند.658 البته امير حسين شاه خليلي قائل است که حسن علي ذکره السلام نماد تأويلي تاريخ الموت و اعتقادات مسلمانان شيعه اسماعيلي است و تأکيد دارد: اعلان عيد قيامت به هيچ وجه به معناي برداشتن تکاليف شرعي نبوده، بلکه صلاي قيامت روحاني او، صلاي زايش روحاني انسان و سمت يابي او بسوي قطب الهي است. يعني چرخش وجودي که توجه انسان را از ظاهر جهان مادي بر مي گيرد و او را متوجه باطن و جهان معنا و قيامت مي کند و او را در بعُد عمودي وجود به صورت موجود زنده ائي که شايسته مقام “و لقد کرمنا بني آدم” است به حرکت در مي آورد تا انسان قيامتي گردد.659 اما اين کلام به نظر توجيهي مي آيد که نمي توان آن را قبول داشت. اعلام قيامت در بين نزاريان شام و مومن آباد قهستان: نزاريان شام نيز به تبع الموت اعلام قيامت کردند. رهبر اسماعيليانِ شام راشد الدين سنان بود. او از دوستان حسن دوم بود. سنان نيز دور قيامت را در شام اعلام کرد. او مراسمي مشابه آنچه در ايران برپا شد برگزار کرد.660برنارد لوئيس از مورخي به نام کمال الدين درباره نزاريان شام نقل مي کند : و خود را آلوده فسق و فجور مي کردند. آنها خود را زنان و مردان اهل صفا مي دانستند براي خوردن شراب در هم مي لوليدند و هيچ يک از مردان آنها از خواهر و يا دخترش نمي گذشت و زنان لباس مردان مي پوشيدند يکي از آنها ميگفت سنان معبود است.661در قهستان نيز رئيس مظفر در 28 ذي‏قعده سال 559 قمري در دژي که مؤمن‏آباد نام داشت منبر نهاد، ولي نه در جهت قبله بلکه در خلاف آن و همان گونه که امامش در الموت کرده بود انجام داد و محمد خاقان پس از رئيس مظفر بر منبر رفت و پيغام حسن را با مضمون زير به اطلاع اسماعيليان رساند: … امروز من، حسن، اعلام مي‏کنم که خليفه خدا بر روي زمين هستم و رئيس مظفر خليفه من است، شما بايد از دستورهاي او پيروي کنيد و انجام دستورهاي وي را وظيفه خود بدانيد.662 در آن روز که اين مسئله اعلام شد در مؤمن‏آباد مردم چنگ و ديگر آلات موسيقي نواختند و بر پله‏هاي منبر نزديکِ آن شراب نوشيدند. جويني مي گويد: … و آن روز که بر ملحدستان مومناباد افشاي اين مخازي (رسوايي ها) و تقرير اين مساوي (بدي ها) رفت، هم در پايه آن منبر و حريم آن مجمع چنگ و رباب زدند و شراب آشکارا بخوردند.663
توضيح قيامت: بنابراين قاعده تکاليف شرعي از مردم برخاسته است چه همه را در اين روز قيامت من کل الوجوه روز با خدا بايد داشتن و ترک رسوم شرايع … گرفتن در شريعت فرموده بودند که در شبانروزي پنج نوبت عبادت خداي عزوجل بايد کردن و خداي را بنده بودن آن تکليف ظاهر بود. و در قيامت به دل دايما خداي را بايد بودن و روي نفس خود پيوسته متوجه حضرت الهي داشتن که نماز حقيقي اين است و هم بر اين قياس همه ارکان شريعت و رسوم اسلام را تاويل کردند.664 در توجيه قيامت نزاري در روضة التسليم آمده است: چون احکام شريعت به کمال غايت رسيد لازم گرديد که احکام و تعاليم قيامت در پي آن بيايد.665 در کتاب “مطلوب المومنين” خواجه نصير آمده است: آن کس که دائم در ياد خداست به شرط آنکه يک دم از ياد او غافل نشود مي تواند ترک شريعت گويد. اما آن کسي که به کمال روحاني نرسيده باشد و ترک شريعت کند ” نه مرد شريعت باشد نه مرد حقيقت ملحد و بدبين است”.666 خواجه نصير مي گويد که کشف، يا ستر و حقيقت، يا شريعت بر طبق امر امام است و هر دو مناسب مومنين است و آنها بايد به عنوان پيرو امام به آن عمل کنند.667 جويني “حاصل اين مذهب بي حاصل” و “سرّ اين دعوت سراسر شر” را اين مي داند: گفتند قيامت نيز آن وقت باشد که خلق با خدا رسند و بواطن و حقايق خلايق ظاهر گردد و اعمال طاعت مرتفع شود؛ که در عالم دنيا همه عمل باشد و حساب نه، و آخرت همه حساب باشد و عمل نه.668
سه مرتبه وجود در قيامت: اسماعيليان به دسته بندي انسان ها در دوران قيامت پرداخته و قائلند که دسته اول گروهي هستند که در برابر امام معاندند. بدين خاطر که هنوز به قوانين و دستورات شرعي معتقد و متکي هستند. اين گروه اهل تضاد ناميده مي شوند (در نگاه نزاريان تمامي مسلمانان از اهل سنت و غيره جزو اين گروه مي باشند) اينان دائما چون بهائم مي باشند چون فقط به ظواهر عمل کرده و از حقيقت غافل هستند! در قيامت وقتي برانگيخته مي شوند از راه باطلي که رفته اند هراسان بوده و اگر توبه نکنند نابود مي شوند. دسته بعد عامه اسماعيليان هستند که از ظاهر شريعت گذشته و به باطن توجه کرده اند و پيوسته بنده با وفاي امام هستند. اين گروه اهل ترتب هستند اما هنوز به کون حقيقت نرسيده اند. ولي سومين گروه که اهل وحدت مي باشند بر حقيقت کلي دست يافته اند چونکه ظواهر را به دور افکنده چيزي جز امام خود را نمي بينند.669
عدم جواز مخالفت با قيامت: در مقابل قيامتي که نزاريان اعلام کرده بودند، کسي حق مخالفت نداشته است. به نحوي که گفته شده است، حسن در اجراي دستورات ديني خود به خشونت توسل مي جست. او براي آنان که در قلمرو حکومت وي همچنان به احکام شرعي تأسي مي کردند، حکم به جواز قتل شان مي نمود. زيرا همچنان که در دور شريعت و پيش از قيامت اگر کسي صرفا عبادت روحاني مي نمود، از آنجا که بنابر نظر امام تقيه (رعايت شريعت در ميان ديگر مسلمين) واجب بود – گناه کبيره بود و مي شد حکم به قتلش داد، امروز هم که دور قيامت مي باشد، عامل به شريعت نسخ شده، مرتکب معصيت گشته است.670 بعد از اعلام قيامت بعضي از اسماعيليان به مخالفت برخاستند اما مجبور به ترک وطن شده تا بتوانند اعمال شرعي خود را انجام دهند. جويني مي گويد : چون اظهار اين بدعت و الحاد جايز داشتند، جماعتي از اهالي آن ديار که از عقل نصيبي داشتند … و توطّن در ميان آن گمراهان ترک گفتند و نهان و آشکارا خود را به بلاد مسلمانان مي افکندند … 671 بعد از اعلان قيامت نزاريان همچنين مخالفان خود را مجبور به سکوت مي کردند. آن طور که نقل شده است فخر رازي را به سبب بلاغت و فصاحت متهم کردند که از داعيان ملاحده (نزاريان) مي باشد. او براي رفع تهمت از خود بر سر منبر درس ملاحده را لعن نمود. بعد از اين جريان محمد بن حسن يک فدايي را فرستاد تا تحت عنوان شاگردي، فخر رازي را متوجه اشتباهش بکند. يک روزي که فدايي خلوتي يافت خنجر کشيده و بر سينه فخر رازي نشسته و او را مجبور به توبه از آنچه گفته است، نمود. در اين هنگام رازي مختار بين دو راه شد يا همراه فدايي به الموت بيايد و اگر رغبت به اين کار ندارد، در ميان جمع به مذمت و لعنت آنها نپردازد. فدايي با دادن 365 دينار به فخر رازي او را ترک نمود.672 “بعد از آن در اثنا درس قاعده او چنان بودي گفتي “خلافا للملاحدة لعنهم الله” …. از آنگاه باز آن لفظ بگردانيد بدين عبارت “خلافا الاسماعيلية” از تلاميذ يکي پرسيد که مولانا ايشان را به “لعنهم الله” ياد کردي و اکنون خلاف آن ميفرمايند، موجب اين تغيير معلوم نيست؟ گفت: اي عزيز بس کن که ايشان برهاني قاطع و حجتي ساطع دارند”!673تنها مخالفت علني و مهمي که نسبت به قيامت حسن دوم انجام پذيرفت به مرگ او منجر شد. حسن ناماور برادر زن او که از بقاياي آل بويه بوده و همچنان به شريعت اعتقاد داشت، به دليل اين ترک شريعت شوهر خواهر خود را به قتل رسانيد. اگرچه بعدا محمد پسر حسن، قاتل و تمامي خاندان او را به قتل رسانيد. از اين به بعد ديگر شريعت گريزي ها نقل محافل نزاري بود. جويني داستان عاميانه اي را نقل مي کند که بر طبق آن امامي که در پاي تپه الموت مي زيست (اين که او کيست معلوم نيست) با زن محمد بن بزرگ اميد زنا کرد. محمد (فوت 607 هـ) که از اين راز آگاه شد، امام را در نهان بکشت …. هاجسن از مولف دبستان مذاهب نقل مي کند که زنا از لحاظ امام بي اشکال است. 674
تاويل ارکان شريعت نسخ شده: اصول شريعت اسماعيليه نزاري به اين ترتيب ذکر شده است: شهادت، طهارت، نماز، روزه، زکات، حج و جهاد. اين اصول و در مجموع شريعتي که توسط پيامبر اسلام آورده شد، در دوره حسن علي ذکره السلام با يک جريان جديدي مواجه گشت. بر طبق اين جريان اصل امامت که در ميان اسماعيليه از اهميت برخوردار است، داراي يک اهميت مضاعف گشت، بدين صورت که حليت و حرمت بر محور امام معنا شد يعني آنچه شريعت مباح دانسته براي هرکسي که امام رانشناخته حرام؛ و براي کسي که معرفت به امام پيدا کرده، محرمات شرع اسلام نيز مباح شمرده مي شود که از اين جمله مي توان شراب خوري را نام برد.675 در اين مورد در کلام پير آمده است : مولانا قائم القيامه، خداوند زمان، لذکره السجود و التسبيح …. احکام قيامت و احکام او باطن شريعت باشد ….. اهل جنت آنها که از ظاهر برهند و به باطن نگرند؛ و جزاي ايشان در دنيا آنکه تکاليف شرعي از ايشان بردارند.676
زکات: دکتر مجتبي علي مي گويد پس از شناخت امام زکات يا صدقه دومين اصل مهم نزاريها است و در باطن به معناي دريافت و درک بشريت است …. اما در عمل اين است که يک چهارم درآمد خود را به امام يا يکي از نايب هاي او بپردازد. در همين باره مولف کتاب شناخت امام مي گويد : و آنکه دين اين طايفه تعاليم حقيقي مولانا وحجت او مي باشد و بايد که قدر (مادي) آن حقيقت که هر دو بدان معرفت دارند مايملک مالک باشد نه عشر مال که شريعت بدان حکم کرده است. اين عشر بهاي شريعت باشد که بيش از اين قدر ندارد و کسي که ذره اي به خود اختصاص دهد به حقيقت نرسد اما اگر مال خود را به او عطا کند سلطان و مولاي دو عالم گردد.677
طهارت: طهارت درگذشتن از آداب و سنن است. طهارت پاک کردن خويش است از کردار ظاهريان؛ و وضو ساختن رجوع به علم امام است چه آب در تأويل علم حقيقت است. غسل کردن تجديد ميثاق است. زنا راز با اهل ظاهر گفتن است …. و از حدث صحبت با نااهلان و مخالفان رستن است.678
نماز: در کلام پير نماز پيوستگي به معرفت امام ودين حق است.679 و معني مسجد جامع حجت است که همه آنجا گرد آيند؛ و مساجد ديگر معلمان. و معني قبله آنکه همه را روي با حجت بايد و حجت را روي جز با امام نيست.680
روزه: روزه آنکه در اعمال امام خاموش باشي؛ بر آن خرده نگيري و اعمال او را حق و صواب بداني اگرچه به نظر قابل ايراد و خلاف شرع بيايد.681 همچنين در کلام پير آمده است روزه آن است که تقيه کني و دين دعوت از مخالفان نگاه داري.
حج : به حکم تاويل به طلب امام شدن است و هفت دور طواف گرد کعبه مختص امام است. حج بيرون شدن از اعتقادي که اول در آن بوده، منزل به منزل مستجيب به مستجيب تا حجت و لبيک گفتن قبول دعوت داعي کردن و احرام گرفتن از ظاهر و اهل ظاهر واگشتن.682 وقتي قيامت اعلام شد و شريعت ملغي گرديد حج نيز به عنوان يک فريضه ديگر در شهر مکه موضوعيت نداشت و به طور مثال در قلعه مومن آباد قهستان مناسک آن که احتمالا تقديس امام بوده است انجام پذيرفت.683
جهاد: يعني آنکه خودت را در ذات خداي معدوم کني ….. و جهاد يعني در ادله مبطلان دقت نظر کني و با اسناد عقلاني وادله محکم گفته آنان را بي اثر نمايي.684
6-3 جلال الدين و بازگشت به شريعت با رويکرد اهل سنت
بعد از حسن صباح، کيا بزرگ اميد و محمد بن کيا بزرگ که روش يکساني در اجراي شريعت داشتند، حسن علي ذکر ه السلام و پسرش نورالدين محمد نيز روشي مشابه در ترک شريعت داشتند، تا اينکه در سال 607 ق نوبت به جلال الدين رسيد که بازگشتي به دوران اوليه خداوندگاران الموت کرد. جلال الدين براي اعلان تغيير مذهب خويش نامه هايي به رؤساي حلقه هاي الموت و حکومت هاي مجاور قلعه نوشت و فقهاي اهل سنت را به الموت آورد و به برپايي نماز جماعت مانند گذشته همت گماشت. جلال الدين در جلسه اي با حضور فقهاي اهل سنت واعيان قزوين به اجداد خود لعنت فرستاد و کتابهاي حسن

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع مواد مخدر، ظلم و ستم، امام زمان، آخرالزمان Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع ایران باستان، عالم مثال، مثل افلاطونی، عالم برزخ