منبع تحقیق با موضوع نماز جماعت، جهان اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

صباح را آتش زد. او با دختر امير گيلان ازدواج نمود و در سال 609 هجري همسر و مادرش را به حج تمتع اعزام نمود.685 جويني مي گويد، جلال الدين حسن از حُسن اعتقاد يا از راه عناد که با پدر داشت … چنان فرا نموده که او بر خلاف پدر به عقيدت مسلمان است و چون نوبت از پدر بدو رسد، رفع الحاد و تمهيد قاعده اسلام کردن … از ابتداي جلوس اظهار مسلماني کرد و قوم و شيعت خود را به توبيخ و تشديد، از الحاد زجر و منع کرد و بر التزام اسلام و اتباع رسوم شرع داشت.686 رشيد الدين قائل است، جلال الدين حسن که آمد، رسم اذان و صلوة و صيام تازه گردانيد و مسلماني که حکم مصحف داشت به خانه زنديق، عزيز و مکرم گشت چون آثار رسول الله صلي الله عليه و سلم.687 جلال الدين دستور داده بود كه در تمام دهات و روستاها نه تنها مسجد بلكه حمام نيز احداث كنند. علاوه بر مناطق ذكر شده پيروان و داعيان اسماعيلي در ديگر سرزمينهايي كه حضور داشتند اقدام به بناي مسجد نمودند.688 مستوفي درباره جلال الدين مي گويد که او چون “در زمان پدر به دار الخلافه و پيش سلاطين فرستاده بود كه بر كيش پدر منكرست، در نوبت حكومت خود تقويت آن معنى واجب ديد. منهيات از ملك خود برداشت و اوامر و نواهى شرع را رواج داد و براءت ساحت خود را از آن طريقه مذمومه به اظهار رسانيد.689 در زمان جلال الدين حسن (فوت 618 هـ) قوانين شرعي پس از چهل و وهفت سال تعليق دوباره در سرزمينهاي اسماعيلي استقرار يافته بود. و نسل جواني که دوران شريعت را نبوده بود، مجبور گشت که نحوه انجام فرايض ديني به شيوه اهل سنت را فرا بگيرد. مردم قهستان و تا حدودي شام مطيع فرمان جلال الدين بودند. در اين بين اسماعيليان شام نيز با انتخاب مذهب شافعي همانند خود جلال الدين بازگشت به شريعت خود را نشان دادند.690 جلال الدين سختي زيادي کشيد تا مسلمانان، اسماعيليان را به مسلماني بپذيرند. او در همين حين مادرش که ظاهرا مسلماني معتقد بوده است را به سفر حج و زيارت خانه خدا اعزام کرد. او به هر طريق کوشيد تا بي ديني و اباحي گري گذشتگان خود را به هر طريق ممکن از دامن خود مبرا سازد.691 بدون شک اعتقادات مادرِ جلال الدين حسن در اصلاح ديني وي مؤثر بوده و باعث بازگشت اسماعيليان به جهان اسلام گرديد.692 خليفه بغداد ناصر نيز اهتمامي به خرج داد تا همه جا بر مسلماني حسن و رعايت تمامي حقوق مسلمانان درباره اسماعيليان فتوا نوشتند. حسن همچنين در اين شيوه جديد خود چهار زن سني گرفت.693 ظاهرا جلالالدين حسن در اعلام تسنن خود صادق بوده و حسن نيت داشته، اما پيروان او اين مساله را حمل بر تقيه وي مي کردند.694 نظريه اي نيز اين است که برخلاف تفکر پيروان جلال الدين حسن درباره تقيه او در ابراز مسلماني، بايد از کياست و تدبير جلال الدين نام ببريم که با اين عمل خويشتن را در رسيدن به قدرت ياري داد. 695
6-3-1شريعت باوري جلال الدين و برخورد خليفه و مسلمين
از دار خلافت به اسلام او حکم کردند و در حق او عاطفت ها فرمودند و با او طريق مکاتبات و مراسلات مفتوح داشتند و او را القاب به حرمت نوشتند و به آن وسيلت حميده (به واسطه بذل توجه خلافت) از همه بلاد اسلام ائمه به اسلام او و قومش فتوي نوشتند و بر مواصلت و مناکحت (ازدواج) با او رخصت دادند و ذکر او به جلال الدين نو مسلمان معروف شد و اشياع او را در عهدش نو مسلمان خواندند. و در ولايات خود فرمود: تا مساجد عمارت كردند و از اطراف خراسان و عراق فقها را طلب داشت و ايشان را اعزاز و اهتمام کرد تا به قضا و خطابت و امثال اين اَشغل (مشاغل) ديني در ملك او قيام نمودند. 696همچنين او از بزرگان قزوين خواست تا به الموت آمده و با ارزيابي کتب کتابخانه هاي آنجا هرچه را که “مضمون آن تقرير مذهب الحاد و زندقه بود و خلاف عقايد مسلمانان جدا کردند” و سپس به امر جلال الدين اين کتابها سوزانده شد. جويني ميگويد که کاغذي را در دست بزرگان قزوين ديده است که در آن “در التزام مسلماني و قبول شِعار (دستور و سنت) شريعت و تبرا از الحاد و مذهب آبا و اسلاف” حسن گفته شده است و خود او نيز چند خطي بالاي کاغذ نوشته و در آن اجداد خود را با دعاي “ملأ الله قبورهم ناراً” ياد کرده است.697
6-3-2 شريعت در دوران بعد جلال الدين حسن
بعد از جلال الدين حسن اماماني که مي آيند هرکدام روش يکي از اجداد خود را اخذ مي کنند و اوضاع تا سقوط الموت به يک منوال ثابت پيش نمي رود. بعد از جلال الدين پسرش علاءالدين(فوت 653 هـ) به رأس کار آمد و مجددا سلوک و روش مذهبي را تغيير داد و پيروان مذهب سني را برکنار و عقايد حسن علي ذکره السلام را دوباره به جريان انداخت. اين رفت و آمد هاي مذهبي باعث شده بود که مردم فاسد شوند زيرا نه اسماعيلي پرشور بودند و نه مسلمان سني مذهب با عقايدي محکم.698 با روي کار آمدن او اوضاع دوباره بر عکس شد …. طائفه اي که از ترس پدرش مقلد شريعت اسلام شده بودند و هنوز معتقد مذهب فاسد جدّش، چون از ارتکاب منکرات و محظورات مانع و زاجري نديدند و بر تتبع فرايض و سنن باعثي نديدند، با سر الحاد رفتند …699 و ديگران که قبول اسلام از بصيرت کرده بودند و خواهان مداومت بر آن مذهب بودند، از قصد و نکايت (قهر بر دشمن با قتل) آن ملحدان خائف گشتند و از خوف جان ديگر بار اسلام نهان کردند. الحاد مرة ثانيه در ميان آن قوم مذموم شايع شد و ديگر قواعد ملت … بدين سبب مهمل ماند.700 در زمان علاءالدين محمد تا چند سال با اينکه در اجراي احکام و دستورات شرعي سخت گيري زيادي نمي شد ولي سياست مماشات ظاهري با اهل سنت ادامه يافت.701 رکن الدين خورشاه که آمد “بعد از سه روز که از رسم تعزيت فارغ شد و بر جايگاه پدر نشست … به تمام ولايت ها کس فرستاد که مسلماني کنند …” 702در زمان حکومت محمد سوم (618 – 653) برپايي نماز که مورد تاکيد شريعت بود در مراکز اصلي اسماعيلي جريان داشت اما شريعت به تدريج ناتوان شد و عقايد و اعمال قيامت دوباره احياء گرديد.703 خواجه نصر در روضة التسليم دوره محمد سوم را دوره ستر مي نامد که به زعم او دوره قبول و سلطه شريعت است.704
6-4 نزاريان بعد از الموت، آقاخان ها و شريعت اسماعيلي
بعد از سقوط الموت و ديگر قلاع اسماعيلي در پي حمله مغول ها در بين سالهاي 654 – 669ق تا مدتها هيچ نشاني از آنها نبود. به نحوي که بعضي از مورخين همچون جويني فکر کردند که ديگر فرقه اسماعيليه ايران از صحنه روزگار محو شده است.705 اما نزاريان وارد دوران ستر ديگري شدند و با ورود در جامعه صوفيان کمتر با نام و نشان اسماعيلي حضور يافتند و امامان آنها خود را در جامه درويش و صوفي به پيروان خود معرفي مي کردند. بعدها انشعاب ديگري در ميان اسماعيليان شکل گرفت و آن تقسيم نزاريان به دو گروه محمد شاهي و قاسم شاهي بود. محمد شاهي ها به مرور زمان در شيعه اماميه و يا فرقه ديگر نزاري منشعب شدند، اما انشعاب قاسم شاهي در انجدان و کرمان ادامه حيات داد تا به آقاخان ها رسيد که امروزه آقاخان چهارم شاه کريم حسني، پيشواي چهل و نهم اسماعيليان نزاري قاسم شاهي است. در اين فصل به بررسي سير شريعت در دوره بعد از الموت پرداخته مي شود. نزاريان اعتقاد دارند به اينكه عمل هر انسان بايد با شريعت، طريقت و حقيقت تطابق داشته باشد، و اينكه براي معاملات و عبادات احكامي هست اما بر حسب مصالح و گذشت زمان تغييراتي در آن حاصل مي شود، در دين سلوك لازم است كه از آن به طريقت تعبير مي كنند و هر مسلماني براي دريافت واقعيات احكام الهي بايد در پي كشف حقيقت باشد. همچنين نقل شده است که بعد از الموت مقامات اين فرقه کوشش کردند تا دوباره گروه خاصي را مشمول برخورداردي از امتياز تاويل معرفي کنند. از نظر آنها اجراي احکام ظاهري شريعت براي آن دسته از عوام که به مرحله حقيقت نرسيده اند، واجب مي باشد و اگر انجام ندهند از جمله کساني هستند که تارک ظاهر و دسن نيافته به باطن هستند و در حکم ملحد مي باشند. ولي اجراي اعمال جسماني براي کساني که دعوي علم حقيقت مي کردند، لازم دانسته نشده است که ظاهرا اين گروه از عوام مردم نباشند.706 در اين قسمت با مراجعه به کتبي که توسط افرادي معمولاً غير اسماعيلي درباره زندگاني امامان معاصر نزاري نوشته شده، به بيان گوشه اي از زندگاني و سخنان آقاخان ها که مرتبط با شريعت است، پرداخته شده است.
6-4-1 شريعت در عملکرد آقاخان ها
آقاخان اول و شريعت: درباره آقاخان اول امده است که در همه باشگاهها او را مي شناسند و از مشتري هاي هميشگي و دايمي تفريحگاهها و کسي است که در مسابقات اسب دواني شرط مي بندد و شرط قبول مي کند و با فوت و فن هاي شرط بندي بيگانه نيست.707 ماهر بوس به نقل از برتون ميگويد: “آقا (آقاخان اول) تازه شام خورده بود و براي بازي تخته نرد يا شطرنج آماده مي شد. مي دانست بازي را مي برد چون کسي جرأت نمي کرد از او ببرد. جامهاي شراب و بطريها به ترتيب در يک خط برابرش چيده شده، نوازندگان در گوشه اي از اتاق صداي آلات موسيقي را در مي آوردند و جيغ مي کشيدند …”708 زندگي او را مي توان با حسن صباح مقايسه کرد که او چگونه با پسر خود که شراب خورده بود و يا فردي که ني زده بود، برخورد کرد. از اين مقايسه مي توان فهميد که آقاخان ها کاملا به روشي که حسن سوم در الموت باب کرد، عمل مي کنند. در جاي ديگري آمده است “آقا چند هفته اي در قلمرو پادشاهي جديد (مکاني در هند) خود بسر برد و زندگي خوشي را پيش گرفت شايد کمي در مشروب خواري و عشقبازي زياده روي کرد …… بعد از حمله بلوچ ها به محل زندگي او آنها ذخائر مشروب و حرم آقا را تصاحب کردند …. سلطان مايملک بسيار با ارزش شراب و ساير نوشابه هاي الکليش را از دست داد” چارلز ناپير فرمانده نيروهاي انگليسي در سند ميگويد: “او (آقا) درآمدش عظيم است اجازه نمي دهد که هيچ يک از افراد فرقه اش دست او را با پرداخت پولي کمتر از بيست روپيه ببوسد … هر گناهي را که مي خواهد مرتکب شود فضيلت و پاکدامني جلوه مي دهد. وقتي مي گويم پيروانش نمي توانند و جرأت نمي کنند چيزي را از او دريغ کنند راست ميگويم. زنان، دختران، بردگان، پول، خانه ها و اثاثيه همه مال اوست …” ماهر نکته اي را گوشزد مي کند که بسيار قابل تامل است و آن اينکه ناپير اين تناقض آشکار و واضح را به خوبي فهميده بود. انساني که در عين اينکه يک لرد فئودال شهوت ران است، مردي مذهبي است که از مذهب براي حقانيت بخشيدن به خواسته ها و لذات جسماني خود سود مي جست.709 آقاخان در 1861 ميلادي بر آن شد تا از اعضاي جماعت خوجه ها قول وفاداري نسبت به خود و نسبت به کيش نزاري بگيرد. بدين منظور سندي در ميان جماعت بمبئي پخش کرد که در آن آداب و فرايض کيش شيعه نزاري، بويژه درباره ازدواج، طهارت، مراسم تدفين و امثال آن، به صورت فشرده و خلاصه، آمده بود، و از همه آنها که اين اصول را قبول داشتند خواسته شده بود سند را امضا کنند. اين سند از آن جهت تهيه شده بود که در روزنامه ها و نشريات ديگر مطالبي چاپ شده بود داير بر اينکه خوجه ها سني مذهب هستند، و آقاخان سعي داشت که آنها را اجباراً به مذهب شيعه درآورد. در مقابل اين سند، خوجه هاي معاند حزب باربهايي مي گفتند که خوجه ها هميشه سني مذهب بوده اند و هيچ شيعي از جمله امام نزاري حق ندارد که سهمي و صدايي در اداره امور املاک و اموال عمومي متعلق به جماعت خوجه ها داشته باشد.710 درباره زندگي مذهبي آقاخان آمده است که او هر روز صبح در جماعت خانه حضور مي يافت و درباره اصول اخلاقي که پيروانش بايد از آن پيروي مي کردند موعظه مي کرد. آقاخان اوّل، در بعضي از ايام خاص مذهبي در جماعت خانه بمبئي حضور مي يافت، و نماز جماعت خوجه ها به امامت او در آنجا برگزار ميشد. هنگامي که در بمبئي بود هر روز شنبه بار مي داد و پيروانش را به حضور مي پذيرفت و آنها را فيض و برکت مي داد.711 بر خلاف مساجد مسلمانان که در آن قرائت قرآن مرسوم بود، در جماعت خانه به ندرت قرآن خوانده مي شد. پسر آقاخان نيز گاهي در کارهايي به پدر کمک مي کرد. به طور مثلا برکت دادن به عروس در مراسم عروسي که اين بار يک رسوايي براي او فراهم آورد و آن هم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع ایران باستان، عالم مثال، مثل افلاطونی، عالم برزخ Next Entries منبع تحقیق با موضوع سلطان محمد، کرامت انسان، استان خراسان، آداب و رسوم