منبع تحقیق با موضوع ناصر خسرو، حجرالاسود، مسجد الحرام، وجود خداوند

دانلود پایان نامه ارشد

پيروان ايشان، زناشويي با دختر و خواهر و نيز ميگساري جايز بود.117 ولي درباره مصرف شراب دوخويه مي گويد که ظاهرا در ابتدا جايز بوده است ولي بعدها براي تقويت انضباط آن را منع کرده باشند.118 عده اي از مستشرقين قول ديگر مورخين درباره بي مبالاتي قرامطه را قبول ندارند. آنها قائلند ” در جامعه قرمطي بر فرد فرد جامعه واجب بود که پاکي بورزند”119 لويي ماسينيون مي گويد عبادت واقعي در نزد قرامطه درک چگونگي شناخت مراحل تکامل جهان در وجود خداوند بود.120 گفته شده است که بعد از شکل گيري يک نهاد اجتماعي و به نظر اشتراکي توسط قرمط، او به داعيان دستور داد که در يک شبي تمام زنان خود را در يک جا گرد آورند تا بدون آن که فرقي در ميان باشد، با هر مردي درآميزند. چون که اين کار به عقيده وي نهايت و کمال الفت و اشتراک برادرانه بين آنها بود. حمدان، از آن جهت که خود را حاکم علي الاطلاق بر روح و جان پيروانش و آنها را نيز مطيع محض خود مي دانست؛ جان و مال مخالفان را براي پيروان مباح دانست و هر اباحي گري را جايز دانست. او به پيروان خود آموزش داده بود که خود را از قيد نماز و روزه و ديگر فرايض ديني آزاد سازند و به آنان مي گفت که من صاحب الحق را به شما شناسانده ام و اين معرفت براي شما کفايت مي کند و در پرتو ايمانتان، ديگر نبايد از گناه و عذاب بترسيد. مورخين اشتراک ثروت و واريز يک پنجم درآمد قرمطيان به خزانه حمدان را قبول دارند ولي قبول مطالبي درباره اشتراک زنان که ظاهرا از بلاذري نقل شده است، را مشکل ميدانند.121 بعضي اما قائلند اتهاماتي که به قرامطه زده مي شود که آنها تکاليف شرعي مانند نمازو روزه را رفع نموده اند و هر آنچه خداوند حرام کرده حلال کرده اند، همه اينها اتهاماتي است که به تمامي حرکات سياسي ديني و انقلابي مخالف خلافت زده شده است. وقتي ما در رفتار قرمط حرکاتي را مي بينيم که از آيات قرآني سرچشمه گرفته است اين امر نشان مي دهد که قرامطه متمسک به شريعت بوده اند.122 به طور کلي بايد گفت که قرمطيگري در ادبيات رايج عباسي و سنّي معنايي جز الحاد، بي ديني، واباحي گري نداشت. برخي از اقدامات توجيه ناشدني و ناپسند قرامطه و به ويژه قرمطيان بحرين، از قبيل نسخ شريعت پيامبر – هرچند در دوره اي کوتاه – حمله به کاروان هاي حجاج، تصرف و هتک حرمت خانه خدا و انتقال حجرالاسود به احسا در جا افتادن تبليغات منفي عباسي ها و سنّي هاي متعصب بر ضد اينان بسيار موثر افتاد.123
شريعت گريزي ها در حمله ابوطاهر به قبله مسلمين:
در ادامه کشتار مسلمين توسط قرمطيان، ابوطاهر قرمطي در سال 317 ق با لشکريان فراوان به مکّه حمله برد و تعداد زيادي از حجاج را کشت، پرده‏هاي کعبه را به يغما برد و چاه زمزم را از کشتگان پرکرد. لشکريان ابوطاهر در حمله به کعبه، حجر الاسود را کندند و با خود به لحسا بردند، اين سنگ تا سال 339ق در اختيار آنان بود124 کندن حجرالاسود به اين دليل بود که پايان يافتن دوره اسلام و قريب الوقوع بودن ظهور مهدي منتظر را که ناسخ شرايع قبلي است، نشان دهند.125 قرمطيان کساني را که مرقدها و سنگها را احترام مي کردند و يا حجر الاسود را مي بوسيدند، نکوهش مي کردند.126 دراين حمله به دستور ابوطاهر بسياري از زنان و فرزندان مسلمانان را به اسارت گرفتند و برده ساختند.127 قاضي عبدالجبار در تثبيت دلائل النبوه، ميگويد آيا نمي بينيد گروهي از قرامطه و باطنيه که در احساء هستند، به شتم و سب انبيا پرداخته و شرايع الهي را تعطيل کردند و حاجيان را مي کشند.128 تفصيل ماجرا بدين گونه است، در سال 317 هـ .ق اجراي مناسک شروع شده بود که در هشتم ماه يا روز قبل از آن ناگهان اين خبر شايع شد که ابوطاهر پيشاپيش يک لشگر قرمطي نزديک مي شود. لشگر وي مرکب از 600 سواره و 900 پياده بود. ابن محلب امير مکه به سرعت با بعضي از بزرگان شهر به استقبال ابوطاهر رفتند و تلاش کردند با پرداخت پول، او را از نزديکي به مکه منصرف کنند، ولي ابوطاهر هرگونه پيشنهادي را رد کرد. آنها بعد از کشتن مدافعان شهر، وارد آن شدند و يک راست به سمت کعبه رفتند و به دنبال آن فاجعه اي وحشيانه و وصف ناپذير رخ داد. وحشت همه حاجيان را فراگرفته بود، فقها و شيوخ مکرم در حالي که به پرده کعبه چنگ زده بودند، گريسته و دعا مي کردند. زنان به هر سو مي دويدند و لشگر ابوطاهر دست به قتل عام زده بودند و همه را زير پاي خود لگدمال مي کردند و با ريشخند بر سر قربانيان فرياد مي کشيدند: “يا حمير الستم قلتم في هذا البيت “و من دخله کان آمنا” و کيف يکون آمنا؟” يکي از سواران قرمطي به يکي از کساني که مجروح بوده، گفته بود که سوره فيل را خوانده اي ؟ و او جواب مثبت داده است. سپس فرد قرمطي از او پرسيده که پس طير ابابيل کجايند؟ و در جواب شنيده است آنجا که خدا خواسته است. در نهايت قرمطي به او گفته که شما خراني بيش نيستيد، سنگها را مي پرستيد، به گرد آنها طواف مي کنيد، آنها را مي بوسيد و به افتخار آنها هروله مي کنيد، اگر پيشوايانتان که اين ديوانگي ها را به شما ياد داده اند، کاري از اين بهتر نمي شناسند، براي خاتمه دادن به اين حماقتها چيزي جز شمشير باقي نمي ماند. مورخان نقل کرده اند که قرمطيان بين شش تا دوازده روز در مکه ماندند و اعمال وحشيانه خود را پي گرفتند، آنها همه چيز را به تاراج مي بردند و اگر کسي مقاومت مي نمود، با شمشير پاسخ مي گرفت. آنها مردان و زنان را دستگير مي کردند و ظاهرا به عنوان غلام و کنيز بين نيروهاي خود تقسيم مي نمودند.129 نقل شده که ابوطاهر در هنگام ترک مکه اين ابيات را مي خواند:130
فلو کان هذا البيت الله ربنا لصبّ علينا النار من فوقنا صبّا
لا ناحججنا حجة جاهليه محللّه لم تبق شرقا و لا غربا
و انّا ترکنا بين الزمزم و الصفا جنائز لا تبغي سوي ربّها ربّا
اين سال شوم را عام الجنّابي مي گفتند. البته فساد و رشوه خواري و قحطي و فقر سرتاسر خلافت ضعيف شده عباسي را گرفته بود و کسي ياراي مقابله با قرمطيان را نداشت چه خود هم اهل همين چپاولها و خودسري ها بودند.131 ابوطاهر در زمان قدرتش نامه اي به خليفه عباسي مي نويسد و در آن نامه خود را دعوت کننده به تقواي الهي، برپا دارنده امر خداوند و خونخواه رسول خدا معرفي مي کند؟! او در اين نامه در توجيه قتل حجاج و آشوب در مکه و ديگر شهرها مي گويد که چون برهاني آشکار همچون خورشيد داشته و رفتار مردم را چون فاجران و تبهکاران ديده است، دست به چنين کاري زده است. او رفتار خود را بر اساس حکم الهي مي داند. ابوطاهر همچنين علت سوزاندن مساجد را جمع شدن عده اي گمراه و اهل ضلالت در آنجا مي داند که به خدا و رسولش دروغ مي بستند و اهل بدعت بوده اند. او در پايان مقتدر خليفه عباسي را امير فاسقان و نه امير مومنان مي داند و او را شايسته اينکه مخاطب وعد و وعيد قرار گيرد نمي داند و خداوند را پشتيبان خود مي داند.132 سهيل ذکار در توجيه حمله قرمطيان به سرکردگي ابوطاهر قرمطي به مکه مي گويد که حج منسک و آييني است که اسلام به آن تشخص پيدا مي کند و وجه مميز آن است. حج در واقع عمل واحدي است که به شکل ظاهري و جهان شمولي از استمرار اسلام و عمل به مبادي آن حکايت مي کند. در حالي که نماز، پرداخت زکات، روزه ماه رمضان و بيان لفظي شهادتين، اعمالي است که ممکن است انسان ها به شکل فردي و حتي در خفا ممارست به آنها داشته باشند. ولکن حج فقط در مکان محدود مسجد الحرام و به صورت علني انجام مي شود. استمرار حج اين چنيني دلالت بر ناکامي و به بن بست رسيدن حرکاتي بود که در راه اعلان قيامت انجام شده بود. و پيروزي و به ثمر رسيدن قيامت در تعطيل شريعت و استقرار دين کشفي آورده شده توسط قائم به جاي دين قبلي بود.133 در زمان قرمطيان وقتي ابوطاهر يک ايراني زرتشتي را به عنوان مهدي منتظر معرفي کرد، قدرت به او تفويض شد و در اين راستا تمامي مذاهب پيشين بي اعتبار اعلام شد و دين راستين که دين اصلي حضرت آدم که بدون تشريع بود، اکنون آشکار شده بود. در اين برهه تاريخ است که اباحي گري پنهان اسماعيليه براي نخستين بار آشکار مي شود.134 شايد بتوان گفت يکي از دلايل مهم توفيقات شگفت انگيز دعوت اسماعيلي، چشم انداز فريبنده ظهور قريب الوقوع مهدي قائم بود که دين اصيل بهشتي عاري از شريعت را به ارمغان مي آورد.135پس از ابوطاهر، امير قرمطي لحسا فرمان داد در مسجدها آتش افروزند و اگر کسي آتش را خاموش کند دستش را ببرند و همچنين اگر کسي به دم آن را بميراند زبانش را ببرند.136 همچنين بغدادي مي گويد فردي که بعد از سليمان بن حسن قرمطي در بحرين و احسا به روي کار آمد، براي پيروانش لواط را سنت ساخت.137 همچنين نقل شده که در ميان قرمطيان بحرين آنان که به معرفت حقيقت مي رسيدند از اداي بسياري از فرايض اسلام معاف بودند.138 قرمطيان اعتقاد داشتند که در دور قيامت عمل به باطن باعث نجات و رستگاري است و عمل به ظاهر موجب هلاکت و تباهکاري. آنها ديگر مسلمانان را که به ظاهر قرآن و سنت عمل مي‏کردند، فاسق و فاسد مي‏دانستند و شايد به همين دليل به قتل و غارت آنان مي پرداختند. صدور اين‏گونه اعمال ناروا از جانب قرمطيان، باعث شد تا در سراسر جهان اسلام مبارزه‏اي جدي بر ضدّ قرمطيان و اعتقادات نادرست آنان آغاز شود. با ظهور سلطان محمود غزنوي در ايران بر شدت اين مبارزه افزوده شد. او مي‏گفت: “من از بهر قدر عباسيان انگشت در کرده‏ام در همه جهان و قرمطي مي‏جويم و آن‏چه يافته آيد و درست گردد بردار مي‏کشم.”139 در باب اجزاي شريعت قرمطيان بايد گفت، معني نماز در پندار قرمطيان دوستي امام و مفهوم حج ديدار وي و پايداري در بجاي آوردن خدمت امام آنان بود، مراد از روزه در اعتقاد آنان امساک از خوراک نبود بلکه امساک از گشادن راز امام بود، آشکار کردن راز امام علاوه بر اين‏که مبطل روزه بود زنا محسوب مي‏شد و آن‏که زنا مي‏کرد زنش بر وي حرام مي‏شد. زنا کار يا گشاينده راز امام آنچه را داشت بايد به تهيدستان صدقه مي‏داد، بندگان او نيز از آن روز به بعد آزاد بود. در اثر مهم منسوب به جعفر پيشواي قرمطيان يمن به نام تاويل الزکوة که در عربستان و ظاهرا در زمان معز نوشته شده، اين گونه آمده است: هر امام در زمان خود براي هم عصرانش از اسماءالله است و پيروي از وي پرستش واقعي خدا است. هرکسي که امام عصر را بشناسد با او بيعت کند در همه امور تسليم او شود شريعتش را بشناسد و بدان عمل کند حق هر کسي را به خود او بدهد و از راه حق دور نشود معرفتش نسبت به خدا تمام است. اين کتاب تمام آنچه از قرمطيان مي دانيم را تاييد مي کند به طور مثال تمام احکام قرآن را از باب تاويل فقط ظواهري مي داند که به اطاعت کامل از امام امر مي کند: مومنان واقعي کساني هستند که تنزيل الهي را به اين طريق تفسير مي کنند؛ کساني را که تنها به ظواهر قرآن و سنت اکتفا مي کنند شايسته عنوان مسلماني نمي داند و آن ها را خران و کافران مي داند. 140
2-2-2 توصيف ناصر خسرو از شريعت در جامعه قرامطه
ناصر خسرو سفري به لحسا (احسا) مکان زندگي قرامطه بحرين که تحت حکومت ابوسعيد قرمطي بوده اند، داشته است، او در سفرنامه خود به توصيف اين شهر پرداخته که نکات مهمي را در باب نگاه قرمطيان آن ديار به شريعت مي توان يافت: و گفتند سلطان لحسا مردى بود شريف بود و آن مردم را از مسلمانى باز داشته بود و گفته “نماز و روزه از شما برگرفتم”. و دعوت كرده بود آن مردم را كه مرجع شما جز با من نيست. و نام او بو سعيد بوده است. چون از اهل آن شهر پرسند كه “چه مذهب دارى؟” گويد كه “من بوسعيديم “. نماز نكنند و روزه ندارند و ليكن بر محمّد مصطفى(ص) و پيغامبرى او مقرّند. بوسعيد ايشان را گفته است كه “من باز پيش شما آيم”، يعنى پس از وفات. و گور او به شهر لحسا اندر است. و مشهدى نيكو جهت او ساخته‏اند. و وصيّت كرده است فرزندان خود را كه محافظت كنند رعيّت را، به عدل و داد، و مخالفت يكديگر نكنند تا من باز آيم. اكنون ايشان را قصرى عظيم است و از رعيّت عشر چيزى نخواستند. و اگر كسى درويش شد يا صاحب قرض، او

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع ظاهر و باطن، عقد ازدواج، تعدد زوجات، نماز جمعه Next Entries منبع تحقیق با موضوع ظاهر و باطن