منبع تحقیق با موضوع ناصرالدین شاه، امام خامنه ای، امپراتوری عثمانی، ناصرالدین شاه قاجار

دانلود پایان نامه ارشد

برتافتند.»
2-1-6-فریدون آدمیت
دیدگاه دکتر فریدون آدمیت، به ویژه نسبت به بهائیان، به شدت منفی است. از نظر او، دو مسلک بهائیت و ازلیت، که از بابیت انشعاب شده، دو «مذهب سیاسی» هستند که طی تاریخ، با استعمار روس و انگلیس در پیوند بوده و از لطف و حمایت آن ها بهره داشته اند.
وی با اشاره به درگیری و اختلاف بین پیروان باب، و تفرقۀ آنان به دو گروه بهائی (هواداران میرزا حسینعلی بهاء) و ازلی (مریدان میرزا یحیی صبح ازل)، خاطرنشان ساخته است: «در اوایل سال ۱۲۸۵.ق بهاءاللَّه و اتباعش را به عکا، و صبح ازل و اصحابش را به جزیرۀ قبرس، که در آن موقع جزء امپراتوری عثمانی بود، فرستادند. میرزا حسینعلی کاغذی از ادرنه به ناصرالدین شاه می نویسد و در آن، شاه را ”ظل اللَّه فی الارضین“ خطاب می کند و خود را ”عبد ذلیل“ می خواند و این پیشوای مذهبی التجا و انابت می کند که اجازه داده شود به ایران بازگردد (عین این نامه فعلاً در یکی از کتابخانه های بزرگ اروپا موجود می باشد). کرزن نیز از صبح ازل یاد کرده می نویسد: ”فعلاً در جزیرۀ قبرس می باشد و دولت انگلیس یک مقرّری دربارۀ او و اتباعش برقرار نموده است (آدمیت،256:1323).
چنان که ملاحظه می گردد، ازلیان (بابیان) به حمایت انگلیس پشت گرم، و روس ها نیز میرزا حسینعلی و بالنتیجه بهائیان را زیر حمایت گرفته بودند و به همین جهت است که ادوارد براون به طبع ”نقطه الکاف“ [از کتاب های تاریخی کهن بابیه ] که جانشینی صبح ازل را ثابت کرده و مقام میرزا حسینعلی را غصبی می نماید، دست یازیده و یک مقدمۀ پر آب و تابی بر آن نوشته که اگر درست در آن دقت شود، از یک دست، بابی ها را حمایت نموده، غم آنان را می خورد و از دست دیگر، بهائیان را تحقیر کرده پرده از روی مقام غصبی آنان برمی دارد (آدمیت،258:1323).
انسان وقتی که کتاب ”یک سال در میان ایرانیان“ تألیف ادوارد براون را مطالعه می کند می بیند این مرد دانشمند انگلیسی چگونه با عبا و ردا و تسبیح و سجاده در ایران مسافرت کرده و در یزد و کرمان به تریاک کشیدن نیز مشغول شده و بیشتر مصاحبت خود را با مردم عوام می کند و محور صحبت او در همه جا و همه وقت از بابیگری می باشد، آن وقت می فهمد این افسر آزمودۀ انگلیسی چقدر در نشر عقاید بابیگری کوشیده و چه خدمت بزرگی به دولت خود کرده است.
به همین جهت والنتین چیرول، مخبر معروف روزنامۀ تایمز، که از جمله کسانی بود که در مورد پیمان نحس ۱۹۰۷، وزارت خارجۀ انگلیس با وی مشورت کرد، در کتاب معتبر خود ”مسئلۀ شرق وسطی“ یا ”چند مسئله سیاسی راجع به دفاع هندوستان“، بهائیان را جاسوس روس ها معرفی می کند. وی کاپیتان تومانسکی را از مبارزترین مأموران و عاملان آن دولت قلمداد می نماید، و حتی اشاعۀ بابیگری را نتیجۀ علاقۀ روس ها و اقدام در انتشار آثار آنان می داند. این مورخ معتبر اضافه می کند که تومانسکی در این راه به دولت متبوع خود خدمت کرد. ما هم با همین سنخ استدلال، ادوارد براون انگلیسی را از کسانی می دانیم که مأموریت های رسمی در اشاعۀ این مذهب سیاسی داشته است و با انتشار آثار بابی ها و نوشتن مقالات متعدد دربارۀ آن ها مساعی زیادی به خرج داده.
جنگ بین المللیِ گذشته در سرنوشت بابی ها مؤثر گردید و سقوط حکومت تزار به عمر حمایت آنان از بهائیان خاتمه بخشید. از آن طرف سرزمین فلسطین به دست انگلیس ها افتاد و بهائیان را به سوی خود کشیدند.»(آدمیت،256:1323)
2-1-7-محمدرضا فشاهی8
محمدرضا فشاهی، البته نسبت به جنبش بابیت نخستین، دیدگاهی مثبت داشته و به رغم انتقاد از شخص باب، به عنوان کسی که «با وجود تسلط بر فلسفه و عرفان، از آیین سیاست و مبارزۀ اجتماعی، آگاهی چندانی نداشت و به نوشتن رساله و بزرگداشت طلسمات و بازی با اعداد دل خوش کرده بود»، فصلی از کتاب خویش (از گات ها تا مشروطیت) را با لحنی جانب دارانه به موضوع باب و آشوب هواداران وی در زمان محمدشاه و ناصرالدین شاه قاجار اختصاص داده و از آن ها با عنوان «نهضتی انقلابی» یاد کرده است.
دیدگاه فشاهی در مورد فرقۀ بهائیت، اما، از اساس، سخت منفی است و آن را از بابیتِ (نخستین) جدا کرده و به عنوان گروهی ارتجاعی و وابسته به قدرت های بیگانه، آماج انتقاد و حمله ساخته است. به اعتقاد وی: دودستگی میان بابیان (پس از مرگ باب) و تقسیم آن ها به دو گروه «ازلیان» (به ریاست یحیی صبح ازل) و «بهائیان»(به ریاست حسینعلی بهاء) یکی از عوامل مهم شکست جنبش بابیه بود. زیرا به اعتقاد او: «این واقعه، نیروی ”بابیان“ را تحلیل برد» و پس از آن ،صبح ازل روحیۀ انقلابی را رها نمود و گوشۀ عزلت اختیار نمود و به پیروان اندکش، بسنده کرد و دست از مبارزه با قاجاریه کشید… از طرف دیگر، بهاءالله نیز به دامن سیاست های بیگانه (روس و انگلیس) پناه برد و زیرکانه جنبه های انقلابی نهضت را تضعیف نمود و ”اخلاق“ را به جای آن قرارداد و با ناصرالدین شاه از در سازش درآمد.(فشاهی ،102:1386).
او به پیروان خود سفارش می نمود که: ”باید کشته شدن را بر کشتن ترجیح داد“ و در دورانی که ”ناسیونالیزم“ ایرانی، برای مبارزه با تسلط سیاسی و اقتصادی بیگانه و نیز حکومت فئودال محلی دست نشاندۀ آن، به منزلۀ یکی از حیاتی ترین سلاح های توده و روشنفکران ایران بود، به مبارزه با این سلاح پرداخت و گفت: ”لیس الفخر لمن یحبّ الوطن بل الفخر لمن یحب العالَم“ [حب وطن افتخاری ندارد، حب جهان افتخار دارد!] و بدین وسیله ”جهان وطنی“ را رسماً تائید نمود و سر انجام در یکی از الواح خود (لوح سلطان)، خود را ”غلام و عبد“ و ”ناصرالدین شاه“ را ”ملیک زمان“ اعلام نمود.(فشاهی ،106:1386)
بعدها جانشین او، عباس افندی، رسماً به دفاع از محمدعلی شاه در مقابل مشروطه خواهان برخاست و در یکی از الواح خود چنین نوشت: ”طهران، حضرت ایادی امر الله، حضرت علی قبل اکبر علیه بهاء الابهی (هو الله)
ای منادی پیمان، نامه ای که به جناب منشادی (حاجی سید تقی) مرقوم نموده بودید ملاحظه گردید و به دقت تمام مطالعه شد.. از انقلاب ارض طا (تهران) مرقوم نموده بودید، این انقلاب در الواح مستطاب مصرح و بی حجاب، ولی عاقبت سکون یابد و راحت جان حاصل شود… و سریر سلطنت کبری در نهایت شوکت استقرار جوید و آفاق ایران به نورانیّت عدالت شهریاری (محمدعلی شاه) روشن و تابان گردد.
مکدر مگردید، جمع یاران الهی را به اطاعت و انقیاد و صداقت و خیرخواهی به سریر تاجداری دلالت نمایید، زیرا به نصّ قاطع الهی، مکلَّف برآن اند.
زنهار، زنهار، اگر در امور سیاسی، نفسی از احبّاء مداخله نماید، یا آنکه بر زبان کلمه ای براند…
باری، گوش به این حرف ها مدهید و شب و روز به جان و دل بکوشید و دعای خیر نمایید و تضرع و زاری فرمایید تا… در جمیع امور نوایای خیریۀ اعلیحضرت شهریاری واضح و مشهور، ولی نوهوسانی (مشروطه خواهان) چند گمان نمایند که کسر نفوذ سلطنت، سبب عزّت ملت است. هیهات، هیهات، این چه نادانی است… اعلیحضرت شهریاری الحمدلله شخص مجرّب اند و عدل مصوَّر؛ عقل مجسَّم و حلم مشخّص و… و السلام علی من اتبع الهدی، ۱۱ ج ۱ سنۀ ۱۳۲۵ [قمری ] “.»
فشاهی در ادامه افزوده است: «سیاست دفاع از محمدعلی شاه و دولت روس تزاری تا هنگام پیروزی مشروطه خواهان و فرار محمدعلی شاه ادامه یافت و پس از آن، این فرقه یکسره در دامن دولت انگلیس درغلطید.»(فشاهی ،216:1386).
2-1-8- احسان طبری
احسان طبری، از مخالفت حسینعلی بهاء (مؤسس بهائیت) با «تعصبات ملی و دینی»، که بهائیان بدان افتخار می کنند، تلقی مثبتی نداشته و این آموزه را موجب بدآموزی هایی چون انصراف ملت ها از مبارزات اجتماعی ــ سیاسی خویش، و تعطیلی هرگونه قیام و جنگ (اعم از دفاعی یا تجاوزی) از سوی آنان، دانسته است.
به نوشتۀ طبری: «بهاءاللَّه اعلام داشت که همۀ افراد بشر بارِ یک دار و برگ یک شاخسارند و با تعصبات ملی و دینی مخالفت ورزید. بر اساس اصل اخوت عمومی افراد بشر و نفی تعصب، به ناچار بهائیه با مبارزۀ اجتماعی، مخالفت با دولت، نبرد طبقاتی، قیام و انقلاب، جنگ اعم از دفاعی یا تجاوزی مخالف اند و این توصیه صلح کل در واقع به توصیۀ انصراف از نبرد طبقاتی می انجامد و به بهائیگری رنگ جهان وطنی و صلح گرایی منفعل می دهد. به همین جهت برخی بهائیگری را ایدئولوژی قشر لال بورژوازی (کمپرادر) می دانند که سازش با دولت وقت و سازش با استعمارطلبان، لازمۀ ادامۀ ”کسب“ آن ها است.»
طبری، در ادامۀ مطلب، از روابط عباس افندی (جانشین حسینعلی بهاء) پس از فروپاشی عثمانی و سیطرۀ بریتانیا بر فلسطین) با مقامات انگلیسی سخن گفته و نوشته است: «دربارۀ رابطۀ محافل بهائی با امپریالیسم انگلستان و امریکا مطالب زیادی گفته می شود. جهان وطنی بهائیان و عقاید ضدانقلابی آن ها و دوری آن ها از مذهب مسلط در کشور ما و وجود مراکزی از آن ها در امریکا و اروپا و کیفیت نیمه مخفی کار آن ها و همبستگی درونی آن ها، همه و همه به این شایعات مایه می دهد. آنچه که مسلّم است نمی توان هر بهائی را یک عامل بیگانه دانست، ولی در وجود رابطه مابین مراکز عمدۀ بهائی، مانند مراکز داشناک و صهیونیست (صهیونیسم) با محافل امپریالیستی تردیدی نیست و می توان حدس زد که سازمان های جاسوسی امپریالیستی از قبیل سیا و اینتلجنس سرویس از سازمان بهائی برای مقاصد خود استفاده می کنند… .»
احسان طبری در پایان خاطرنشان ساخته است: «بانو بهیّه ربّانی، سازمانگر عمدۀ محافل روحانیِ بهائی (پس از شوقی افندی) در مصاحبه ای که در تابستان ۱۹۷۶ با روزنامۀ فرانسوی ”لوموند“ کرد، تأکید نمود که بهائیان همه جا به دولت های موجود و قوانین موجود احترام می گذارند و در کادر آن عمل می کنند. مخبر لوموند پرسیده که آیا در افریقای جنوبی محافل بهائی وجود دارد و چون پاسخ شنید آری، این سؤال بجا را مطرح کرد که مابین شعار برادری انسانی بهائیان و احترام به قوانین نژادگرایانۀ رژیم آپارتاید در پرتوریا چه تناسبی می تواند وجود داشته باشد؟ البته بانو ربّانی به این سؤال نتوانست پاسخ مقنع بدهد و از آن طفره رفت. بهائیانی که خلق و میهن خود را دوست دارند باید با دیدگان باز از افتادن در دام عمال امپریالیستی هم کیش خود که از اعتقاد آن ها به سود مراکز اساسی جنایت و دزدی جهانی استفاده می کنند، بپرهیزند.» (طبی ، 1356، 117)
2-1-9-دیدگاه ژاک آتالی
در کتاب «یهودیان، جهان و پول» با یکی از خطرها و چالش‌های بزرگ قرن معاصر که برآورد نسبت میان پول در تاریخ معاصر یهود با اداره جهان است به گفتگو پرداخته و نشان داده که قوم یهود چگونه با باور یکتایی و توانگری خود و با تصور فرماندهی متمرکز در راهبری جهان، به فکر اداره آن به واسطه پول است.آتالی در سطرهای مختلف این کتاب سعی می‌کند از لابه‌لای حوادثی که منجر به شکل‌گری قوم یهود می‌شود به بررسی راز ماندگاری این قوم و و بررسی علل آزارها و کشتارهای آنها در طول تاریخ می‌پ‍ردازد.به عقیده نویسنده، حوادثی که بر این قوم سرگردان در طول تاریخ می‌گذرد، استعاره‌ای است از اسفار تورات و او نیز بر همین مبنا به بررسی خط سیر اقتصادی این قوم و مراحل تکامل آن می‌پ‍ردازد که در نهایت نیز به بررسی شرایط کنونی اسرائیل و همسایگانش و گمانه‌زنی در مورد آینده آن منتهی می‌شود.(سرحدی ،103،1391)
2-2-دیدگاه های مراجع تقلید و علما در مورد بهائیت
2-2-1- حضرت آیت الله امام خامنه ای
از آنجا که در شهرستان (…) استان فارس تعداد کمی از بهائیان به شغل مغازه داری مشغول شده اند و مردم روزانه با آنها معاشرت و به داد و ستد می پردازند لذا از محضر جنابعالی استدعا می رود به سوالات زیر پاسخ نمائید.

۱- آیا بهائیان مسلمان هستند و یا کافر و نجس ؟

۲- حکم سلام و دست دادن با آنها چگونه است؟

۳- حکم خرید از مغازه آنها و فروش چیزی به آنها چگونه است ؟

۴- آیا بر سر سفره ایشان می توان حاضر شد و از غذای این فرقه ضاله خورد ؟
جواب : جمیع افراد فرقه ضاله بهائی محکوم به کفر و نجاست هستند و از غذا و سایر چیزهایی که با رطوبت مسری در تماس با آنها بوده است باید اجتناب کرد و بر مومنین واجب است که با جیله و

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع قانون اساسی، جنگ جهانی اول، امام خمینی (ره)، آداب و رسوم Next Entries منبع تحقیق با موضوع بین النهرین، جنبش اجتماعی، دوره قاجاریه، شهرهای اسلامی