منبع تحقیق با موضوع مصادره به مطلوب

دانلود پایان نامه ارشد

الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً» قَالَ‏ النَّبِيِّينَ‏ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ وَ الصِّدِّيقِينَ‏ عَلِيٌّ(ع)‏ وَ الشُّهَداءِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ‏ وَ الصَّالِحِينَ‏ الْأَئِمَّةُ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً الْقَائِمُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ‏.197
در تفسير قمى در ذيل اين آيه شريفه198 مي فرمايد: منظور از نبيين پيامبر اكرم(ص) و صديقين على(ع) و شهداء حسن و حسين(ع) و صالحين ائمه‏ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً قائم آل محمّد(ع)است.
21) خبر انس
رَوَى الشَّيْخُ الطُّوسِيُّ(ره) فِي كِتَابِ مِصْبَاحِ الْأَنْوَارِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَنَسٍ قَالَ: صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) فِي بَعْضِ الْأَيَّامِ صَلَاةَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْنَا بِوَجْهِهِ الْكَرِيمِ فَقُلْتُ لَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ رَأَيْتَ أَنْ تُفَسِّرَ لَنَا قَوْلَهُ تَعَالَى‏ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً فَقَالَ(ص) أَمَّا النَّبِيُّونَ فَأَنَا وَ أَمَّا الصِّدِّيقُونَ فَأَخِي عَلِيٌّ(ع) وَ أَمَّا الشُّهَدَاءُ فَعَمِّي حَمْزَةُ وَ أَمَّا الصَّالِحُونَ فَابْنَتِي فَاطِمَةُ وَ أَوْلَادُهَا الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ الْخَبَرَ.199
شيخ طوسى(ره) در كتاب مصباح الانوار باسناد خود از انس نقل ميكند: كه روزى با پيامبر اكرم(ص) نماز صبح را خوانديم در اين موقع آن جناب رو بجانب ما برگردانيد من عرض كردم: يا رسول اللَّه(ص) براى ما اين آيه را تفسير بفرمائيد؛ حضرت فرمودند: منظور از پيامبران منم و صديقين برادرم علي(ع) اما شهداء عمويم حمزه و صالحين دخترم فاطمه(س)و اولاد او حسن و حسين(ع) هستند.

فصل چهارم: پاسخ به شبهات آيه صادقين

در اين فصل به شبهات رسيدگي نموده و پاسخ آنها را بررسي مي نمائيم. در ابتدا با توجه به نظرات فخر رازي در اين آيه شريفه و تبيين آنها در فصل دوم ضمن اشاره به پاسخ آن پرداخته و سپس شبهات ديگر مستشكلين را بررسي مي نمائيم.
گفتار اول: شبهات فخر رازي
چنانكه در فصل دوم گذشت فخر رازي با اينكه به تعصب و شكاكيت معروف است، ولي اين حقيقت را پذيرفته است كه خداوند، مؤمنان را امر به همراهي با صادقين نموده اند و آيه دلالت بر عصمت صادقين دارد تا در پرتو او از خطا مصون بمانند، و اين معنى در هر زمانى هست، و هيچ دليلى بر اختصاص آن‏ به عصر پيامبر(ص) ندارد. ولكن در پايان مطلب معصوم را اجماع امت مي داند نه يك فرد، و به تعبير ديگر اين آيه دليل بر حجيت اجماع مؤمنين و عدم خطاى مجموع امت است.200
پاسخ
اولين پاسخ از فخر رازي اين است كه اگر منظور از صادقين مجموع امت باشد، خود اين «پيرو» نيز جزء آن مجموع است، و در واقع پيرو جزئى از پيشوا مى‏شود، و اتحاد تابع و متبوع خواهد شد، در حالى كه ظاهر آيه اين است كه پيروان از پيشوايان، و تابعان از متبوعان جدا هستند.
اشكال اينكه صادقين جمع است و بايد در هر عصرى معصومان، متعدد باشند. اين است كه مخاطب در آيه تنها اهل يك عصر نيستند، بلكه آيه تمام اعصار و قرون را مخاطب ساخته و مسلم است كه مجموع مخاطبين همه اعصار با جمعى از صادقين خواهند بود، و به تعبير ديگر چون در هر عصرى معصومى وجود دارد، هنگامى كه همه قرون و اعصار را مورد توجه قرار دهيم سخن از جمع معصومان به ميان خواهد آمد، نه از يك فرد. شاهد اين موضوع آن است كه در عصر پيامبر(ص) جز او كسى‏كه واجب الاطاعة باشد وجود نداشت، و در عين حال آيه به طور مسلم شامل مؤمنان زمان او مى‏شود، بنابراين مى‏فهميم منظور جمع در يك زمان نيست بلكه جمع در مجموع زمان هاست.
پاسخ ديگر اينكه اگر آيه درصدد بيان صدق براي عموم جامعه مي بود لازم بود كه بفرمايد من الصادقين نه مع الصادقين اين امر قرينه است بر اينكه صادقين گروه خاصي هستند. همچنين امر بدون قيد و شرط بر تبعيت از افراد دلالت بر عصمت آنهاست، آنچنانكه اين مطلب را نيز فخر رازي اذعان نموده است. اما مسئله اطلاق معصوم بر مجموع امت و متفرع دانستن وجوب تبعيت بر علم به معصوم، اجتهاد در مقابل نص است و مجموعي كه يك عنوان انتزاعي است نمي تواند معصوم باشد در حالي كه افراد تشكيل دهنده آن خود معصوم نيستند.
علامه مجلسي(ره) نيز در مقام پاسخ به وي برآمده ودر ضمن چند مطلب از اشكالات فوق جواب داده اند: اول: او خود اعتراف نمود كه خداوند اين دستور را داده تا امت در هر زمان از خطا محفوظ باشند، اگر آنچه مدعى شده كه معنى آيه اجماع است صحيح باشد چگونه مى‏توان در اين زمانها كه دانشمندان در شهرها پراكنده هستند علم به اجماع پيدا كرد. دوم: اگر اين اجماع هم تحقق يابد در مقدار كمى از مسائل است پس چگونه مى‏تواند از خطا جلوگيرى كند. سوم: اين مطلب از آيه كاملا مشهود است آنهائى كه بايد با صادقين باشند غير از خود صادقين هستند بنا بر آنچه او مدعى شد هر دو يكى خواهند شد.
چهارم: اگر منظور از صادق در آيه كسى است كه في الجمله صادق باشد شامل تمام مسلمانان مى‏شود. زيرا آنها به ناچار در كلمه توحيد لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏ صادقند ، يا مراد كسى است كه در تمام گفتار صادق باشد. قسم اول صحيح نيست بدليل آنكه لازم مى‏آيد مأمور به پيروى از يك يك مسلمانان باشند چنانچه از ظاهر جمع با الف و لام «الصادقين» استفاده مى‏شود.پس بايد قسم دوم صحيح باشد كه آن هم موجب عصمت خواهد بود.
پنجم: دليلى كه نقل كرد براى بطلان ادعاى شيعه در معرفت امام مردود بودن آن كاملا ظاهر است زيرا هر نادان و گمراه و دين ساز مى‏تواند براى عدم لزوم پى‏گيرى از حق و گردن نهادن بشرايع، همين ادعا را بكند.201

گفتار دوم: شبهات ابن تيميه
صاحب كتاب «منهاج السنه» مي نويسد شيعه بر اين اعتقاد است كه اين آيه دلالت بر عصمت دارد و از ميان چهار خليفه فقط علي بن ابيطالب(ع) است كه داراي اين ويژگي است سپس استدلال شيعه را اينگونه تبيين مي كند: خداوند بر ما واجب نموده است كه با كساني كه به صادق بودن آنها علم داريم همراه باشيم، و اين فرد كسي نيست جز معصوم زيرا احتمال كذب در غير معصوم وجود دارد و معصوم علي بن ابيطالب(ع) است زيرا از ميان خلفا جز علي كس ديگري معصوم نيست. وي با نقل ضعيف استدلال شيعه در تبيين آيه فوق در صدد رد آن بر آمده است؛ حال آنكه اگر وي تمام استدلال و ادله را به درستي نقل مي نمود شايد جواب و رد آن بر وي سخت و دشوار مي نمود. وي شبهات را اينگونه مطرح مي كند. با توجه به اينكه شبهات وي بعضا به هم پيوسته اند و گاهي پاسخ از آنها پيوسته است لذا ابتدا به ذكر شبهات پرداخته و سپس پاسخ آنها مي آيد:
شبهه اول: صديق ابوبكر است
صديق مبالغه در صادق بودن است پس هر صديقي صادق است ولكن هر صادقي صديق نيست و به ادله كثيره ابوبكر صديق بودنش ثابت است پس واجب است كه آيه شامل او شود بلكه شمول آيه براي او اولي است از شامل شدن آن براي ديگر صحابه؛ بنابراين با اقرار به لزوم معيت با ابوبكر نمي توان به امامت علي بن ابيطالب(ع) اقرار نمود پس آيه بر نقيض مطلوب شيعه دلالت دارد.202
پاسخ: ادعاي فوق مصادره به مطلوب و صرف ادعا از سوي وي و بدون ارائه مدرك و دليل متقن است، مضافا اينكه رواياتي كه در فصل دوم از كتب اهل سنت ذكر شد به بيانهاي مختلف حضرت اميرالمؤمنين(ع) را صديق معرفي نموده اند. و نيز گذشت كه صادقين بايد معصوم باشند همچنانكه فخر رازي نيز اذعان نمود در صورتى كه صادقين معصوم نباشند، اجتماع امر و نهى كه ضدين هستند لازم مى‏آيد. زيرا از يك سو پيروى را واجب مى‏نمايد و از سوى ديگر در صورتى كه آن شخص دچار معصيت گردد پيروى از وى را حرام نموده است. حال كه مطابق معناى اين آيه، امير المؤمنين(ع) صادق و معصوم است، امامتش ثابت مى‏گردد؛ زيرا عصمت يكى از شرايط امامت است و به اجماع، هيچ كدام از صحابه به استثناى على(ع) معصوم نبوده‏اند. و نيز امر خدا مبنى بر پيروى كامل مردم از يك شخص، حاكى از امامت آن شخص نسبت به مردم است.203

شبهه دوم: معيت با سه خليفه اول اولي است
علي بن ابيطالب(ع) يا صديق است يا صديق نيست . اگر صديق نيست ابوبكر صديق است و همراهي با صديق از همراهي با صادق بالاتر است چون صادق الزاما صديق نيست. و اگر صديق است پس عمر و عثمان نيز صديق هستند پس اگر هر چهار نفر صديق هستند لزومي ندارد كه آيه اختصاص به علي بن ابيطالب(ع) پيدا كند و اگر تعارض پيش آمد ميان معيت با علي(ع) و سه تن ديگر، معيت با آن سه نفر اولي است زيرا هم تعدادشان بيشتر و هم در صدق اكمل از ديگران هستند. 204
پاسخ: اين شبهه با شبهه اول هم افق است، همانگونه كه در پاسخ به شبهه اول گذشت اولا صديق بودن ابوبكر محل بحث است زيرا ثابت شد كه صادقين در اين آيه معصومند زيرا امر به اطاعت محض از آن آمده است و خود ابوبكر نيز ادعاي عصمت ننموده است ثانيا روايات صديق اميرالمؤمنين(ع) نيز به تفصيل گذشت و ادعاهاي ديگر همگي بدون دليل و استحساني است.
شبهه سوم: نزول آيه در جريان كعب بن مالك
اين آيه در جريان كعب بن مالك كه از سپاه پيامبر(ص) در غزوه تبوك جدا شد و تخلف نمود نازل شده است و به بركت صدقي كه داشت توبه او پذيرفته شد و اين مطلب در كتب تفسيري و سيره و در صحاح و مسندها موجود است و به علي بن ابيطالب(ع) اختصاصي ندارد.205
پاسخ: مطلب فوق مربوط به شأن نزول آيات قبل است درباره آن چند مطلب مي توان گفت؛ اول: اين كه شأن نزول مخصص نيست؛ دوم: ثابت است كه منظور از صادقين در آيه شريفه معصومين يعني پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين(ع) است زيرا آنها متصف به صدق هستند، نه ديگران زيرا بر عدم عصمت آنها اجماع داريم.206 سوم: اينكه با تواتر ثابت شده كه تكليف‏هاى قرآن متوجه تمام مكلفين است تا روز قيامت، امر و دستور اين آيه هم مانند ساير دستورات است. چهارم: صيغه و سياق آيه شامل تمام اوقات است زيرا استثناء از آن صحيح نيست. پنجم: چون زمان معينى در آيه ذكر نشده نمى‏توان گفت حمل كردن آيه را بر يك زمان معين بهتر و صحيح‏تر است از حمل آن بر ساير زمانها يا بايد گفت مربوط به هيچ زمانى نيست در اين صورت معنى آيه تعطيل مى‏شود كه اين باطل است يا مربوط به تمام زمانها است كه مطلوب ما نيز همين است.
شبهه چهارم: نزول آيه در جريان تبوك و عدم ادعاي عصمت آنان
اين آيه در جريان تبوك نازل شده و درباره سه نفري است كه ابتدا تخلف نموده و سپس توبه نموده اند و هيچيك از آنها نه علي(ع) و نه غير او، ادعاي عصمت ننموده است.207
پاسخ: براي پاسخ به اين شبهه كه درصدد اختصاص دادن آيه به شأن نزول است، ادله اي كه در رد شبهه قبل گذشت كفايت مي كند؛ همچنين در پاسخ از ذيل اين شبهه كه مدعي است آيه دلالتي بر عصمت ندارد، بايد گفت كه آيه نه تنها بر عصمت دلالت دارد بلكه بر امامت نيز دلالت مي نمايد، زيرا آيه دلالت بر تبعيت از صادقين دارد كه آنها همان معصومين هستند و مي دانيم كه غير از علي بن ابيطالب(ع) كسي معصوم نيست. استدلال آن اين است كه امر به تبعيت اقتضا دارد كسي كه مأمور به تبعيت از او شده ايم معصوم باشدو امر به تبعيت غير معصوم قبيح است، و ادعاي عصمت براي غير از علي بن ابيطالب(ع) مكابره و ادعاي بدون دليل است.
شبهه پنجم: جمع بودن صادقين
در آيه شريفه تعبير صادقين به صيغه جمع آمده است، حال آنكه علي(ع) يك نفر است.208
پاسخ: جواب از اين شبهه در پاسخ به شبهات فخر رازي بيان شده است.
شبهه ششم: همراهي با صادقين به معناي راستگو بودن است
همراهي با صادقين دو معنا مي تواند داشته باشد يكي به معناي همراهي با صادقين در صداقت و راستي است ديگري به معناي همراهي با آنها در همه افعال. اراده معناي دوم قطعا غلط است زيرا در كارهاي مباح ضرورتي به همراهي با صادقين نيست. بنابراين صورت اول باقي مي ماند و اگر صورت اول درست باشد به معناي اين است كه راستگو باشند و دروغ نگوئيد.209
پاسخ: پاسخ از اين شبهه اين است كه او از احاديث وارده در ذيل آيه كه مفسر صادقين است غفلت

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع صادقين، أبي، اتَّقُوا، كُونُوا Next Entries منبع تحقیق با موضوع فعل مضارع