منبع تحقیق با موضوع مصادره به مطلوب

دانلود پایان نامه ارشد

مصدق از چنين جايگاهي برخوردار است، اما اين موضوع سبب نمي‌شود تا بي‌بي‌سي فارسي از تلاش خود براي تبديل يا تقويت اين انگاره به يک باور عمومي (لااقل نزد مخاطبان خود) دست بردارد. اين مسئله را نمي‌توان در تعارض مستقيم با جمهوري اسلامي تلقي کرد، اما در نگاه گفتماني به موضوع، قهرمانسازي را از دکتر مصدق به‌عنوان يک چهرهي محبوب تاريخ معاصر در گفتمان “ناسيوناليسم ايراني”، مي‌توان نقطهي مقابل جايگاهي ديد که براي امام خميني(ره) در گفتمان “اسلام سياسي” نزد عامهي مردم ايران وجود دارد. اين باور، زماني تقويت مي‌شود که به‌صورت موازي چهرهي آيت‌الله کاشاني به‌عنوان نماد گفتمان “اسلام سياسي” در آن زمان مورد هجمهي شديد اين رسانه قرار مي‌گيرد و در طرف مقابل انگاره‌هاي مثبتي چون تحصيل‌کرده، چهرهي استعمارستيز، قانون‌مدار و مردمي از دکتر مصدق ساخته مي‌شود.
همان‌گونه که اشاره شد يکي از خط‌هاي اصلي که در اين مجموعه گزارش‌ها ارائه مي‌شود، انگاره‌هاي منفي با ابعاد مختلف از شخصيت آيت‌الله کاشاني است، اعم از اينکه وي همدست بيگانگان در کودتا بوده، يا اينکه ، فردي قدرت‌طلب، منفعت‌طلب و خائن به منافع ملي معرفي مي‌شود.
اصولاً بي‌بي‌سي فارسي در موضوع مبارزات ملي کردن نفت و حتي همکاري با کودتاچيان براي آيت‌الله کاشاني اصالتي قائل نيست و نقش وي را در هر دو مقطع، حاشيه‌اي و کم‌اهميت مي‌داند. هرچند حاشيه در هر دو طرف منطقي به نظر نمي‌رسد، اما کاملاً در يک راستا قرار دارند؛ زيرا با قائل شدن به نقش حاشيه‌اي در مبارزات، از ارزش و جايگاه اين فرد و طرفداران وي کاسته مي‌شود و اصالت به ساير گروه‌ها داده مي‌شود. القاي اين مفهوم در قالب يک همکاري کوچک يا حتي خانه‌نشيني و کمک نکردن آيت‌الله کاشاني و طيف همراهشان به دولت مصدق کافي است تا مخاطب نسبت به خود آيت‌الله کاشاني به شکل خاص و اين نوع تفکر و گفتمان “اسلام سياسي” در کل بدبين و مظنون شود.
1-1-5- گزارش‌هاي “ويژه‌ي شصتمين سالگرد کودتاي ?? مرداد”
اين پژوهش از بين مجموعهي گزارش‌هاي پخش‌شده از اين رسانه، 7 گزارش را که بيشترين نمود و بروز گفتماني بي‌بي‌سي در آنها تجلي مي‌کند، انتخاب و مورد بررسي قرار داده. نکتهي قابل ‌ذکر در اين گزارش‌ها پرداختن به کليات، بدون بررسي موارد ريز و جزئي و در بسياري موارد ناديده گرفتن خيلي از مسائل مربوط به آن دوران است. در واقع بي‌بي‌سي با مسکوت گذاشتن خيلي از اتفاقات و موضوعات مناقشه برانگيز، هم خود را از يک جهت‌گيري‌ در آن خصوص خلاص مي‌کند و هم با مطرح نکردن آن از ارزشش نزد مخاطب مي‌کاهد. عمدهي گفتمان‌هاي مطرح‌شده در اين گزارش‌ها، عبارتند از: گفتمان ناسيوناليسم ايراني، پاد گفتمان توطئهي خارجي، گفتمان اسلام‌ستيزي، گفتمان ابرقدرتي آمريکا، گفتمان خيانت رهبران مذهبي به منافع ملي و گفتمان کمونيسم.
در طي اين گزارش‌ها، تصويري که از دکتر مصدق ارائه مي‌شود، تصوير فردي آرمان‌خواه، قهرمان و آزاده است که حتي از حق و جايگاه خود براي همراهي با مردم چشم‌پوشي مي‌کند. در نقطهي مقابل، آيت‌الله کاشاني به‌عنوان نماينده و رهبر نيروهاي مذهبي و اسلام‌گراي درگير در مبارزات ملي کردن صنعت نفت، فردي خائن به منافع ملي و همدست بيگانگان معرفي مي‌شود. در مورد آمريکا و انگليس نيز اين توضيح لازم است که در اين گزارش‌ها تأکيد اصلي روي سازمان سيا و نيروهاي آمريکايي است و آن‌طور که پيمان مؤيدي، سردبير بخش برنامه‌ريزي بي‌بي‌سي، در برنامهي ديدبان مورخ 15 شهريور در اين مورد توضيح مي‌دهد، پشتوانه اين نوع تصويرسازي از آيت‌الله کاشاني مبتني بر اسنادي است که از سوي سازمان سيا ارائه‌شده است؛ اما خام‌دستانه بهنظر مي‌رسد که بتوان از مأموريت بي‌بي‌سي فارسي براي تطهير چهرهي منفي دولت انگليس در اذهان مخاطبانش، صرفاً به اين دليل ساده، صرف‌نظر کرد.
فصل مشترک بيشتر اين گزارش‌ها برجسته کردن خطر حزب توده و نفوذ کمونيسم براي مردم ايران و کل جهان است؛ خطري با عنوان “جنگ سرد” که گفته مي‌شود جهان درگير آن بوده و دولت آمريکا ناگزير بوده است تا در اين ‌باره اقداماتي انجام دهد و با دخالت مستقيم مقابل اين خطر بايستد. جهت‌گيري کلي اين گزارش‌ها را بايد در دو راستاي نزديک به هم جستجو کرد که در نهايت و در نقطهي تعارض با جمهوري اسلامي، با هم تلاقي مي‌کنند. خط اول، قهرمانسازي از دکتر مصدق و بزرگ کردن اين باور است که تاريخ معاصر ايران، چهره‌اي استعمارستيز و آزادي‌خواه در سطح وي ندارد. البته اين کار از خيلي قبل‌تر در دستور کار بي‌بي‌سي فارسي قرارگرفته بود، يعني از نوروز سال 1390 که دکتر مصدق به‌عنوان چهرهي تأثيرگذار در تاريخ ايران انتخاب شد. خط دوم را بايد در راستاي ديپلماسي عمومي و به‌خصوص ديپلماسي رسانهي غرب و انگليس پيگيري کرد. بي‌بي‌سي‌ فارسي در اين مورد خاص تلاش مي‌کند تا هر چه بيشتر نقش مستقيم انگليس را کمرنگ کند و آمريکا مقصر اصلي جلوه داده شود. البته اين رسانه کار را به همين‌جا ختم نمي‌کند و بههر طريق ممکن تلاش دارد تا حتي از نقش غير قابل ‌انکار آمريکا در کودتا بکاهد و با فرافکني ارتش و مردم، گروه‌هاي مذهبي به‌خصوص آيت‌الله کاشاني را شريک جرم نشان دهد.
در اولين گزارش به بهانهي بررسي فراز و فرود زندگي دکتر مصدق، از وي چهره‌اي قهرمانانه و اسطوره‌اي مي‌سازد؛ فردي که عليرغم جدا ‌شدن از جايگاه اشرافي خود، تحصيلات غربي و روز را داراست و سابقهي اجرايي و نمايندگي ملت را هم دارد. اين گزارش با تکيه ‌بر گفتمان “ناسيوناليسم ايراني” در راستاي خط اول موارد بالا عمل مي‌کند و انگاره‌هايي تماماً مثبت از قبيل مردمي، بريده از اشرافيت، تحصيل‌کرده، باسابقه و باتجربه از دکتر مصدق ترسيم مي‌کند.
دومين گزارش نيز با بررسي مطبوعات آمريکا در دوران مصدق و کودتا، باز هم لب به ستايش از دکتر مصدق، آن‌هم از زبان يک خبرنگار غربي مي‌گشايد. به اين نحو که يک مجلهي غربي او را به‌عنوان مرد سال 1951 معرفي مي‌کند و اين را دليل ديگري بر درستي مقصود و آرمان مصدق معرفي مي‌کند. بي‌بي‌سي فارسي گفتمان قهرمان ملي را معبر گفتمان نژاد برتر آنگلوساکسونِ مشروع نشان مي‌دهد. در مورد گزارش‌هاي کودتا نيز سيا مقصر شناخته مي‌شود و از دکتر مصدق دفاع مي‌شود. هرچند از زاويه‌ي کارشناسان غربي از گفتمان “غرب” و “ديگري” وارد مي‌شود تا رفتارهاي دکتر مصدق غير قابل فهم عنوان شود.
گزارش سوم بهبهانهي بررسي حوادث روزهاي 25 تا 28 مرداد، تلاش دارد با پررنگ کردن نقش عوامل داخلي مانند ارتش، زاهدي و مردم و حتي همکاري آيت‌الله کاشاني با کودتاگران، از ميزان تأثير عوامل خارجي کودتا بکاهد. همچنين القا مي‌کند که مردم بهخاطر ترس از کمونيست‌ها به صحنه آمدند. در مورد آيت‌الله کاشاني نيز انگاره‌هايي بهکل منفي، اعم از خيانت به نهضت نفت و همدستي با بيگانگان ترسيم مي‌شود.
گزارش چهارم با عنوان “مصاحبه‌اي اختصاصي و منتشرنشده از مأموري مرده” و با آب‌وتاب پخش مي‌شود. هرچند اين گزارش به‌نوعي تدارک و مواجهه براي افشاگري تلق مي‌شود و عنوان مي‌شود که کار شگرف روزنامه‌نگاري است، اما در بطن خود حرف تازه‌اي براي گفتن ندارد. تنها مي‌توان به گفتمان “ژورناليسم عيني” مدنظر بي‌بي‌سي اشاره کرد که به مخاطب خود بقبولاند: “ببين ما چه رسانه بي‌طرفي هستيم که حتي صحبت‌هايي که در آن مستقيماً ما را متهم مي‌کند، پخش مي‌کنيم؛ پس بقيهي گزارش‌هاي ما هم با همين دقت و بي‌طرفي تهيه‌شده است!” موضع بالايي را که روزولت در صحبت‌هاي خود دارد و برنامهي کودتا را علي‌رغم مشکلات بهوجود آمده، براي مأموران سي‌آي‌اي بسيار راحت توصيف مي‌کند نيز نبايد از نظر دور داشت. موضعي که در آن تلاش مي‌شود گفتمان “ابرقدرتي آمريکا” به مخاطب گوشزد شده و فهمانده شود که اگر آمريکا تهديد مي‌کند، عملي کردن آن تهديد اصلاً برايش دشوار نيست.
گزارش پنجم که به بررسي پيامدهاي کودتا اختصاص‌يافته است، ابعاد مهمي را از طرز فکر خبرنگاران و مسئولان بي‌بي‌سي نه‌تنها در مورد کودتا بلکه در مورد حکومت پهلوي و نظام اسلامي مشخص مي‌کند. اين رسانه با توجه به روي کار آمدن دولت يازدهم و زنده شدن اميدهاي غرب براي شکست گفتمان “استکبارستيزي” و برقراري رابطه با آمريکا، سعي در فضاسازي براي انجام اين مهم دارد. در همين راستا با اشاره به اشغال سفارت آمريکا، آن را پاسخ به دخالت اين کشور در واقعهي کودتاي ?? مرداد تعبير کرده و از سويي ديگر با مطرح کردن استقلال شاه ضمن داشتن روابط صميمانه با آمريکا بعد از کودتاي ?? مرداد ذيل گفتمان”سلطنت” به مخاطب خود اين پيام را مي‌دهد که اين رهبران انقلاب هستند که به گفتمان “صلح‌طلبي” آمريکايي‌ها، با کوبيدن بر طبل جنگ‌طلبي و کينه‌ورزي مي‌تازند.
نکتهي مهم در گزارش هفتم شبيهسازي اين موضوع با مذاکرات هستهاي جمهوري اسلامي ايران با گروه 1+5 است. مذاکراتي که با برگزاري انتخابات يازدهم رياست جمهوري در ايران و انتخاب حسن روحاني به‌عنوان رئيسجمهور جديد و به تبع آن تشکيل تيم جديد مذاکرهکننده با سياستهاي جديد شروع شد. در همان زمان نيز طرف غربي از اين دور از مذاکرات به‌عنوان دور آخر مذاکرات ياد ميکرد. در اين گزارش نيز بيبيسي فارسي به مخاطب خود گوشزد ميکند که آمريکا و غرب حق دفاع از ارزشها و خواستههاي خود را به هر قيمتي دارند و در صورت بينتيجه ماندن مذاکرات، ايالات‌متحده مجبور به استفاده از راه‌ حل نظامي، يا بهقول خودشان استفاده از ساير گزينههاي روي ميز خواهند بود.

2-1-5- مستند “مصدق، نفت و کودتا”
در اين مستند که از ترکيب گفتار متن و مصاحبه با افراد مختلف ساخته ‌شده بود، نسبت به گزارش‌ها و ويژهبرنامه‌هاي بي‌بي‌سي دربارهي کودتا از صراحت لهجه بيشتري برخوردار بود و بعضاً مواضع تندتري را نيز اتخاذ مي‌کرد. عمدهي گفتمانهاي مطرح در اين مستند عبارتند از: گفتمان “منافع ملي”، گفتمان “ملي‌گرايي”، گفتمان “قيم مآبي آمريکا”، گفتمان “گسترش و خطر کمونيسم”، گفتمان “استعماري انگليس”، گفتمان “سکولاريسم”، “پاد گفتمان اسلام سياسي”، گفتمان “ناسيوناليسم ايراني”، گفتمان “توهم توطئه‌ي مذهبي‌ها”، گفتمان “صادق بودن انگليسي‌ها”، گفتمان “ابرقدرتي آمريکا”، گفتمان “قهرمان ملي”، گفتمان “ضد مذهبي” و درنهايت “پاد گفتمان مقاومت” و گفتمان “تسليم و سازش”.
مضمون اول مستند با شروع نخست‌وزيري دکتر مصدق آغاز مي‌شود و از همان ابتدا با ساخت انگاره‌هاي مثبت از وي تمام تلاش و زحمات قبلي سايرين را ناديده گرفته و همه را بهنفع دکتر مصدق مصادره به مطلوب مي‌کند؛ مانند زحماتي که نمايندگان اقليت مجلس پانزدهم کشيدند تا لايحهي الصاقي گس- گلشائيان بهتصويب نرسد، يا اين مورد که اگر فداييان اسلام دست به ترور سپهبد رزم‌آرا نمي‌زدند، نخست‌وزيري دکتر مصدق که هيچ، حتي ملي شدن صنعت نفت امر محال به نظر مي‌رسيد. با اين‌حال مستند با اين توجيه که تنها بهبررسي دورهي نخست‌وزيري دکتر مصدق مي‌پردازد، به‌راحتي از کنار اين مسائل مي‌گذرد و آنها را ناديده مي‌گيرد. گفتمان اصلي اين مضمون گفتمان “ملي‌گرايي و منافع ملي” است که با کمک انگاره‌هايي چون فردي هوشمند، تحصيل‌کرده و سياستمداري سالم از دکتر مصدق، ساخته مي‌شود. نکتهي بارز، قرار دادن دکتر مصدق در کانون اين مبارزات عليه انگليس است، تا با اين کار از وي چهره‌اي قهرمان بسازد، قهرماني که با هدف هم‌طراز قرار گرفتن با امام خميني مطرح مي‌شود و به مخاطب القا مي‌شود که در تاريخ معاصر ايران پيش از امام خميني دکتر مصدق در مبارزه با استعمار پيشرو بوده است.
مضمون دوم که کارکردي توجيهي براي نگراني آمريکا و انگليس دارد، با تأکيد بر خطر کمونيسم و انگاره‌هايي منفي چون خائن به منافع ملي، خودفروخته و دست‌نشاندهي شوروي، تلاش دارد تا گفتمان “گسترش کمونيسم” را براي مخاطب خود کاملاً ملموس نشان دهد. در مورد حزب توده و خيانت‌هايش به ايران در تاريخ معاصر جاي هيچ شک و شبه‌اي وجود ندارد، اما تأکيد بيش ‌از حد در اين مستند و گزارش‌هاي بي‌بي‌سي، بيشتر براي موجه نشان دادن دخالت در امور داخلي ايران است، هرچند که

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع آمريکا، "ابرقدرتي، "پاد، انگليس Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حکومت اسلامی، جامعه اسلامی، آخرالزمان، حقوق بشر