منبع تحقیق با موضوع قرآن کریم

دانلود پایان نامه ارشد

پیمانه‌ي ما را پر کن و از ما به صدقه دستگیری کن که خدا صدقه بخشندگان را نیکو پاداش مي‌دهد. بعد یوسف برادران را عفو کرد و با آنان مهربانی نمود.
چشم داریم: در مورد چشم داشتن، ندارند چشم: چشم داشتن یعنی توقع و امید داشتن. انتظار داشتن
بی بضاعت: بی سرمایه، بی چیز، تهیدست از طاعت و عبادت
عزیز: در این جا علاوه بر صفت خدا یادآور عزیز مصر (یوسف نیز تواند بود)، از صفات خداست که در قرآن کریم بارها آمده به معنی بی همتا، ارجمند (یوسفی، 1369: 419).

4-2-13- سوره‌ي انفال، آیه‌ي 47
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ.
(شما اى مؤمنان مانند (اين جماعت كافراني كه) از خانه هاى خود در مكّه با خود پسندى و شرارت و كبر و خيلاء بيرون آمدند مباشيد (كه وقتى به آنها گفتند كاروان ابوسفيان نجات يافته است برگرديد ابوجهل گفت خير بايد تا بدر پيش برويم و شراب بخوريم و نوازندگان براى ما ساز و آواز بنوازند و دف و طنبور بزنند و پيشرفت ما به گوش جامعه عرب برسد و بر افتخارات ما افزوده شود و ديديم كه مآل امر و فرجام كارشان بكجا رسيد خداوند تعالى نوشيدن شراب را به نوشيدن جام مرگ و ساز و آواز نوازندگان را به نوحه سرایى نوحه گران و نحر شتران را بنحر گلوگاه مردمان مبدّل ساخت) و مانند آنان رياكار ظاهر ساز مشويد كه مردم را از راه خدا باز ميدارند (و اين خود از عوامل محو و هدم و فناء است) و بدانيد كه خداوند به اعمال و افعال آنها و آنچه آنها مي كنند احاطه دارد و چيزى از او مخفى نيست و جزاء و كيفر كردارشان را خواهد داد.)
نکته ها :
-«كَالَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ» اهل مكّه را مي فرمايد كه براى حمايت كارواني كه بوسيله‌ي
ابوسفيان مى‏آمد از مكّه خارج شدند و بعد واقعه‌ي بدر واقع شد.
-«بَطَراً» بطر و أشر هر دو فخر كردن به نعمت با تكبّر و اظهار فرح كردن به طوري كه منجر به فراموشى حق شود.
‏ -«رِئاءَ» أصل آن رياء است يعنى زيبایى را ظاهر كردن و زشتى را پنهان كردن و خود را خوب و بى‏عيب جلوه دادن است.
پیام ها :
1.نصایحی را که در این آیات تلاوت مي‌شود برای مسلمانان متکفّل پیروزی و ثبات و ذکر حق و عبرت است.
2.آرزوی برخورد و ملاقات دشمن را مي‌کنید و هنگامی که ملاقات کردید شکیبا باشید و هرگز دشمن را کوچک مشمارید (میرزا خسروانى، 1390، ج‏3: 439).
شواهد شعری سعدی مربوط به قسمت پیام ها
دانى كه چه گفت زال با رستم گُـرد
ديديم بسى که آب ز سر چشمه خرد

دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد
چـون بـيشتر آمـد شتر و بار ببرد
(سعدی، 1384: 34)

شرح ابیات:
زال: در اصل زار” ar^z ” به معنی پیر بوده و راء آن به لام مبدل شده و پدر رستم به مناسبت سفیدی این وصف موصوف یا به این نام موسوم گردیده.
رستم: رستم در ریشه پهلوی مرکب از رس به معنی نموّ و تَهَم به معنی دلیر با تهمتن همه ریشه و هم معنی است.
گُرد: به معنی شجاع و پهلوان و در این جا صفت رستم است.
نتوان: فعل است و غالباً مسند الیه آن را حذف مي‌کنند چنانکه میگوییم نتوان یا نمي‌توان گفت (خزائلی،1366 : 241).

4-2-14- سوره‌ي هود، آیه‌ي 47
قالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَ إِلاَّ تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخاسِرِينَ.
(نوح (پس از شنيدن اين عتاب) عرضه داشت اى پروردگار من و اى مالك جان و هستى من امن به خودت پناه مي برم كه از تو چيزى را بخواهم كه علم صحيح به آن ندارم (و ندانم كه صواب است خودت مرا موفّق به رضاى خود ساز و مرا به خودم وامگذار) و اگر تو مرا نيامرزى (از خواهشى كه بيجا كردم) و به من رحم نكنى (و توبه مرا نپذيرى) (و مرا مشمول رحمت واسعه خود قرار ندهى) من در
زمره‌ي زيانكاران خواهم بود.)
نکته ها :
قرابت و خويشاوندى و اُخوّت دينى و برادرى در راه خدا از قرابت و خويشاوندى نسبى حتّى پدر و فرزندى قويتر و نيرومندتر است و مؤمنين و مؤمنات بستگان و أولياء يكديگرانند و پسر نوح چون كافر شد به حكم الهى از پسرى نوح و از خاندان و اهل او هم بيرون شد.

پیام ها :
ايمان و صلاح را ارتباط و علاقه‏اى به وراثت و نسبت سببى و نسبى نيست و جزاى ايمان و كردارهاى صالح و شايسته غالبا در دنيا و حتماً در آخرت عايد صاحب آن خواهد گرديد.(میرزا خسروانى، 1390، ج‏4: 287).
شواهد شعری سعدی مربوط به قسمت نکته ها :
پـسر نـوح بـا بـدان بـنشست
سگ اصحاب كهف روزى چند

خانــدان نـبوّتش گـم شـد
پى نيكان گرفت و مردم شـد
(سعدی، 1384: 33)
شرح ابیات:
بیت اوّل این قطعه اشاره دارد به قصّه‌ي طوفان نوح، هنگامی که طوفان روی زمین را فرا گرفت و نوح نیکان را در کشتی جای داد. یکی از پسران نوح که صالح نبود دعوت پدر را نپذیرفت و گفت به کوهستان پناهنده خواهم شد. امّا اندیشه‌ي وی تحقّق نیافت و دستخوش طوفان شد. حضرت نوح به خداوند عرضه داشت که او فرزند من است. پاسخ آمد که او به واسطه‌ي اعمال ناشایست خود در زمره‌ي اهل تو نیست. بعضی نام این پسر را کنعان ضبط کردند و تورات او را از نوادگان نوح معّرفی کرده، این قصّه در سوره‌ي یهود آیه ی42 تا 48 مذکور است.
سگ اصحاب کهف: اشاره دارد به داستان اصحاب کهف که در قرآن مجید سوره‌ي کهف خلال آیات 9 تا 22 مذکور است و در داستان‌هاي اروپایی هم، خفتگان شهر افصوس شهرتی دارند و به قراری که در کتاب اعلام قرآن آمده است قصّه‌ي اصحاب کهف حادثه‌ي تاریخی است که حاکی از منازعات دو فرقه‌ي مسیحی بوده است.یکی از این دو فرقه نسطوریها و فرقه دیگر طرفداران او تیش بودند خلاصه‌ي قصّه این است که در زمان یکی از پادشاهان روم، دقیانوس (دسه ئوس) که دعوی الوهیت داشت عدّه‌اي خدایی او را نپذیرفتند و به خدای یگانه معتقد شدند و از ترس خشم پادشاه راه بیابان پیش گرفتند.سگی همراه آنان شد. ایشان پس از طی مسافتی در مغاره‌اي جای گرفتند و در آن غار چندین سال بخواب فرو رفتند. پس از انقضاء عصر توحش و روی کار آمدن دولت توحید از خواب گران بیدار شدند.
مردم : به معنی انسان از ریشه پهلوی “martom”در این جا معنی مجازی آن مراد است. زیرا سگ اصحاب کهف به صورت انسان در نیامد بلکه چون طالب راه حقیقت شد از این رو سزاوار نام مردم گردید(خزائلی،1366: 240).
در انتخاب دوست و همنشین باید دقت کرد با هر کسی که رابطه دوستی برقرار کنی اعمال و رفتار او در انسان تأثیر مي‌گذارد. وقتی انسان بخصوص در ایام جوانی که ایام اوج عواطف و احساسات و غرایز و امیال است به انسانی که مثبت است و از روش و منش پاک و با منفعت بهره دارد دل ببندد و با او رفیق و همنشین شود و نشست و برخاست کند یقیناً پاکی و مثبت بودن او در انسان اثر مي‌گذارد و هنگامی که آدمی با شخصی گمراه، بی تربیت و بی ادب در حالی که قدرت بر تغییر او ندارد همنشین گردد و به او دلبستگی پیدا کند منش و روش نامطلوب او در انسان اثر مي‌گذارد و وی را به چاه بدبختی و محرومیت از شکوفا شدن استعدادها سرنگون مي‌سازد (انصاریان: 1384:49).
4-2-15- سوره‌ي یوسف، آیه‌ي 87
يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ.
(بنابراين اى پسران من برويد و در جستجوى يوسف و برادرش (بنيامين باشيد) و تفحّص حال آنها را بكنيد و از روح و راحت و فرج و رحمت خداوند نوميد نشويد زيرا از فرج و رحمت الهى جز كافران (كه ايمان به او ندارند) كسى نومید نخواهد شد.
نکته ها :
«فَتَحَسَّسُوا» طلب احساس است يعنى برويد حواس خود را جمع كنيد و اخبارى از يوسف به دست آوريد.
«رَوْحِ اللَّهِ» يعنى راحت و فرج و رحمت خداى تعالى.
پیام ها :
1. خداوند به حضرت یعقوب(ع) مژده‌ي زنده بودن فرزندان ( یوسف و بنیامین) را داده بود و گفت تا مي‌توانی به مسكينان کمک کن که محبوب ترین بندگان در نزد من هستند.
2.خداوند به حضرت یعقوب(ع) گفته : آيا ميدانى چرا نور چشمت را از تو دور كردم و كمرت را كمانى ساختم؟ چون گوسفندى سر بريديد و مسكينى به در خانه‌ي شما آمد و با اينكه روزه‏دار بود خوراكى به او نداديد پس يعقوب از آن پس توجه بیشتری به مسکینان و روزه داران مي‌کرد (میرزا خسروانى،1390، ج‏4: 417).
شواهد شعری سعدی، مربوط به قسمت نکته ها:
نخواهى كه باشى پـراكنده دل
كسى نيك بيند به هر دو سراى‏

پـراكندگان را ز خاطر مـهـل‏
كه نيكى رساند به خلق خداى‏
(سعدی، 1383: 97)

شرح ابیات:
پراکنده دل: پریشان خاطر در این بیت همین پریشان خاطر تعریف شده
پراکندگان: پریشان خاطران در این بیت همین معنا وجود دارد. (یوسفی، 1369 : 272).
یکی از راههایی که موجب رستگاری انسان در دنیا و آخرت این است که نیکی و احسان به دیگران در خلق و خوی انسان ملکه گردد.

4-2-16- سوره‌ي نحل، آیه‌ي 18
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ.
(و اگر شما بخواهيد نعمتهاى خداى سبحان را كه به شما اِنعام فرموده است تعداد كنيد و به شماره آوريد و به تفصيل آنها را بشناسيد احصاء و شماره‌ي آنها در قدرت و امكان شما نيست حتّى در آن نعمى كه خداى سبحان با جمال ذكر فرموده است نعمى است لا تحصى و بدانيد كه خداوند آمرزنده است نسبت به تقصير شما در شكر نعمتهاى خود و مهربان است كه با قصور و تقصير شما در سپاسگزارى، نعمتهاى خود را قطع نمى‏فرمايد.)
نکته ها :
-شکرگذاری خداوند به تنهایی کافی نیست.
– اگر چه شمردن نعمت های الهی ممکن نیست، امّا ذکر ویاد آنها لازم است
پیام ها :
-هر گاه آدمى تمام عمر خود را صرف اعمال صالحه و شكر گذارى ‏پروردگار كند براى شكر نعمت وجود، به تنهائى كافى نخواهد بود چه رسد به ساير نعمتهایى كه او عطا فرموده است (میرزا خسروانى،1390، ج‏5: 156).
شواهد شعری سعدی مربوط به قسمت پیام ها:
عذر تقصير خدمت آوردم‏
عاصيان از گناه توبه كنند

كه ندارم بطعت استظهار
عارفان از عبادت اسـتغفار
(سعدی، 1384: 89)
شرح ابیات :
استظهار: پشت گرمی. مصدر باب استفعال از ظهر به معنی پشت.
عاصی: نافرمان. گناهکار. اسم فاعل، مصدر آن معصیت و عصیان بکسر عین است.
عارفان از عبادت استغفار: یعنی مردم عادی اگر گناه کنند به توبه و پوزش مکلّفند اما عارفان چون
مي‌دانند که از عهده شکر و عبادت بر نمي‌آیند، عبادت خود را شایان قبول نمي‌بینند و درخواست آمرزش دارند (خزائلی، 1366: 348).

4-2-17- سوره‌ي اسراء، آیه ی، 52
يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ وَ تَظُنُّونَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً.
(روزى كه (به زبان فرشتگان در نفخه‌ي دوّم صور شما را از قبورتان) بخوانند و بگويند اى استخوانهاى خاك شده و اى پوستهاى پوسيده برگرديد بدانسان كه بوديد و در آن حال، شما دعوت ملائكه را اجابت مي كنيد در حالتى كه اعتراف به حمد و ثناى او داريد. و بدانید که نمانده اید مگر اندکی ]در گورها[)
نکته ها :
زندگى خود را در دنيا اندك شمريد نسبت به آن، پس خردمندِ آگاه بايد كه حيات دنيا را در جنب زندگى عقبى اندك شمرد تا در آن روز به عذاب حسرت و ندامت در نماند
پیام ها :
بعضى از مفسّرين معتقدند كه اين آيه خطاب به مؤمنان است زيرا آنان كسانى هستند كه خداوند را با حمد او اجابت مى‏كنند و بر احسان او حمد و ثنا مي گويند(میرزاخسروانی، 1390، ج‏5: 272).

شواهد شعری سعدی، مربوط به قسمت نکته ها:
به دنیا توانی که عقبی خری

کسی گوی دولت ز دنیا برد

بخر جان من ورنه حسرت خوری
(سعدی، 1383: 103)
که بـا خود نصیبی به عـقبی بـرد
(همان:97)
شرح ابیات :
عقبی: آخرت، جهان دیگر
گوی دولت برد : گوی ربودن = (بردن)
– در بازی گوی و چوگان نشانه پیروزی و سبقت گرفتن بر دیگران است و گوی ربودن یعنی در آن کار بر دیگران پیروز

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع امام علی (ع)، پیامبر (ص)، قرآن کریم Next Entries منبع تحقیق با موضوع فرهنگ فارسی، فرمانبرداری، اهل بیت (ع)، پیامبر (ص)