منبع تحقیق با موضوع قانون مدنی، عقد نکاح، نکاح منقطع، فقه و قانون

دانلود پایان نامه ارشد

340) بهترین دلیل آن، همان صیغه‌ی عقد ازدواج است که در آن رسماً «مرد» و «زن» به عنوان دو رکن اساسی پیمان ازدواج به حساب آمدهاند و مهر یک چیزی اضافی است و در حاشیه قرار گرفته است. به همین دلیل اگر در صیغه‌ی عقد، اسمی از مهر نبرند عقد باطل نیست. (حسینی روحانی، 1412ه.ق، ج22، 156) در حالی که اگر در خرید و فروش و معاملات اسمی از قیمت برده نشود مسلماً باطل خواهد بود. البته، باید توجه داشت اگر در عقد ازدواج نامی از مهر برده نشود شوهر موظف است که در صورت آمیزش جنسی، «مهر المثل» یعنی مهری همانند زنانی که هم طراز او هستند بپردازد. از آن‌چه گفته شد نتیجه میگیریم که مهر جنبهی «جبران خسارت» و «پشتوانه ای برای احترام به حقوق زن» دارد نه قیمت و بها. (مکارم شیرازی و همکاران، 1354، ج3، 263)
از آن‌جا که یکی از مسائل مهم پس از انحلال نکاح، مهریه میباشد، به همین منظور این بخش را به چگونگی وضعیت انواع مهریه در صورت انحلال نکاح اختصاص دادهایم. برای رسیدن به این هدف، درمبحث اول به مفهوم مهریه و انواع آن میپردازیم و در مباحث آتی چگونگی وضعیت انواع مهریه در زمان انحلال نکاح دائم و منقطع را بررسی خواهیم نمود.

مبحث اول: مفهوم مهریه و انواع آن
وقتی سخن از حق و حقوق زوجه مطرح میگردد، ذهن آدمی به واژه‌ی مهریه متبادر می- گردد. در حقوق ایران، سه منبع مالی برای زنان پیش بینی شده است که عبارتند از مهریه، نفقه، و ارث. در حال حاضر، مهریه به هنگام خواستگاری و نامزدی از سوی بزرگان و خانواده های پدر و دختر تعیین میگردد، بنابراین، مهر، توافق مالی فی مابین زن و مرد به هنگام عقد نکاح بوده (ماده 1080 ق.م.) و نوعی الزام قانونی و شرعی است که بر شوهر تحمیل میشود و فقط زوجین می‌توانند هنگام عقد یا پس از آن، مقدار مهر را به تراضی تعیین نمایند. مهر به عنوان صداق، صداقیه، کابین، قرض و مهریه نیز نامیده میشود. (زمانی درمزاری، 1386، 37)
برای آشنایی و تبادر ذهن خواننده با موضوع مهریه، مطالب این مبحث را به دو قسمت تقسیم می‌نماییم؛ گفتار اول: مفهوم مهریه و ماهیّت آن، گفتار دوم: انواع مهریه
گفتار اول: مفهوم و ماهیّت مهریه
مهر کلمهای است عربی و در فارسی آن را کابین گویند و لغات دیگر مترادف آن در عربی، صداق، نحله، فریضه و اجر میباشد. منظور از صداق المرأة، صداقتها و صدقتها، کابین ومهریه زن
است که به او داده میشود. (خسروی حسینی، 1383، ج2، 389)در فقه اسلامی مهر، عبارت است از مالی که عوض بضع پرداخته میشود.15(حسینی روحانی، 1412ه.ق، ج22، 107(
مهر در لغت به معنای پول یا مالی است که به ذمه شوهر گذاشته میشود که به زوجه بدهد. (معین، 1347، ج4، 4462) مهر در اصطلاح حقوقی عبارت از مالی است که به مناسبت عقد نکاح، مرد ملزم به دادن آن به زن میشود. (کاتوزیان، 1382، ج1، 138)
در قرآن مجید واژهای به نام مهر به کار نرفته بلکه از لغات مترادف آن استفاده شده است. آیات زیر مبنای فقهی مهر در قرآن است:
1) وآتو النساء صَدُقاتِهن نحلَة (صداق های زنان را به عنوان بخشش پرداخت نمایید.) سوره‌ی نساء (4)، آیه‌ی 4. واژه‌ی صداق و نحله از این آیه اتّخاذ گردیده است.
2) وَ اِن طلَّقتموهُنَّ مِن قَبلِ اَن تَمَسّوهُنَّ و قَد فَرَضتم لَهُنَّ فریضةً فَنِصفُ ما فَرَضتُم (هرگاه زنان را قبل از همبستری طلاق دادید نیمی از مهر آنان را پرداخت کنید.) سوره‌ی بقره (2)، آیه‌ی 237. واژه‌ی فریضه از این آیه اتّخاذ گردیده است.
3) فَمَا اِستَمتَعتُم بِه مِنهُنَّ فَاتوهنَّ اُجورَهُنَّ (یعنی از زنانی که استمتاع میبرید اجر آنان را پرداخت کنید.) سوره‌ی نساء (4)، آیه‌ی 24. این آیه بر نکاح منقطع تفسیر شده و لذا بر مهریه‌ی نکاح منقطع اجر (مزد) اطلاق گردیده است. (محقق داماد، 1372، 223)
نهاد مهر در حقوق ایران مبتنی بر سنت و مذهب است و نظیر آن را در حقوق غربی نمی- توان یافت. اگر چه تعیین مهرهای سنگین که به تازگی معمول شده عیوبی دارد و به ویژه میتوان آن را سدی در راه تشکیل خانواده محسوب دانست، با این وجود مهر که از جانب مرد به زن داده میشود میتواند کمبود سهم الارث زن را در حقوق ما تا حدّی جبران کند. به علاوه مهر در عرف نشانه‌ی ارج و احترامی است که مرد برای زن قائل است و مظهر تعهد شوهر برای تأمین زندگی زن است. گاهی مهر، که معمولاً هنگام انحلال ازدواج مطالبه میشود، مانع گسستن پیوند زناشویی میگردد و تضمینی برای دوام ازدواج به شمار می آید. در صورت وقوع طلاق نیز گاهی مالی که زن به عنوان مهر میگیرد در زندگی او بسیار مؤثر است و مانع پریشانی و درماندگی وی میگردد. (صفایی و امامی، 1384، 141)
مهر بر خلاف آن چه غربیان تصور کردهاند و برای ما تعجب آور است، بهای فروش زن نیست؛ زیرا اولّاً هیچ کس نمیتواند خود یا دیگری را در مقابل مالی بفروشد. از زمانی که برده فروشی لغو شده است، انسان هیچ گاه موضوع حق واقع نمیشود، بلکه همیشه طرف حق است. ثانیاً در خرید و فروش، قیمت باید هنگام معامله معین و معلوم باشد وگرنه قرارداد باطل است، لیکن در نکاح دائم تعیین مهر شرط صحت قرارداد نیست و ممکن است نکاح بدون تعیین مهر واقع گردد. در این صورت، زن پس از نزدیکی مستحق مهر المثل خواهد بود. (صفایی و امامی، 1384، 142)
فلسفه‌ی مهریه شامل: تجلّی فطرت و طبیعت، قانون عشق و جذب، پاداش و نشانهی حیاء و عزّت زن، باعث بقای خانواده و باعث تعادل اقتصادی میباشد. (مطهری، 1366، 235-231)
نتیجه آ‌ن که مهریه از نظر اسلام تنها جنبه‌ی مادی ندارد، بلکه افزون بر آن، حکمت های دیگری نیز در تعیین مهریه نهفته است. بنابراین، نه تنها به زنان به عنوان کالا نگاه نشده بلکه ارزش و احترام زن به وسیله‌ی وضع و تأیید چنین قانونی محفوظ مانده است. مقررات راجع به مهر در مواد 1078 تا 1101 قانون مدنی آمده است که همگی از فقه امامیّه گرفته شده است. در فقه و قانون مهر بر سه گونه است: مهر المسمی، مهر المثل، و مهر المتعه که هر یک دارای شرایط و احکامی است. از آن‌جا که تمامی احکام در این مختصر نمیگنجد لذا در ادامه به تعریف انواع مهر و مختصری از احکام آن میپردازیم.

گفتار دوم: انواع مهریه
همان‌طور که قبلاً نیز بیان شد؛ مهر در فقه و قانون بر سه گونه میباشد: 1- مهر المسمی، 2- مهر المثل، 3- مهر المتعه در ادمه توضیحاتی راجع به انواع مهریه بیان مینماییم.
1- مهر المسمی: قانون تعریفی از مهر ننموده است ولی از مواد مربوط به مهر معلوم می شود که مهر عبارت است از مالی که زوج برای نکاح به زوجه تملیک مینماید. چنان‌چه کسی زنی را به نکاح خود در آورد و مثلاً خانه‌ی معیّنی را مهر او قرار دهد، در اصطلاح مهری که در عقد نکاح معیّن میگردد، مهر المسمی نامیده میشود. (امامی، 1377، ج4، 442)
زن و شوهر میتوانند در باب مقدار و نوع مهر با یکدیگر توافق کنند؛ یعنی در کنار عقد نکاح، قرارداد دیگری نسبت به چگونگی الزام مرد به دادن مهر منعقد سازند. این قرارداد تابع قواعد عمومی سایر معاملات است و موضوع آن تنها جنبه‌ی مالی دارد، زیرا بدین وسیله مرد مالی را از بابت الزام قانونی خود به زن تملیک میکند. تعیین مقدار مهر نیز به تراضی طرفین واگذار شده است.16
آنان میتوانند خود عهده دار تعیین مهر شوند با به تراضی، شخص ثالثی را برای این منظور معیّن کنند. (کاتوزیان، 1382، ج1، 140)
مهری که در حین انعقاد عقد با توافق طرفین معیّن میگردد (مهر المسمی) از جهت حداکثر، سقف محدودی ندارد و زوجین میتوانند به هر اندازه که مایل باشند توافق نمایند. پس از توافق و انعقاد عقد، زوج ملزم به پرداخت خواهد بود. از جهت حداقل تا آن‌جا که چیزی صدق مال بر آن بشود و قابل تملّک باشد، میتواند مهریه قرار گیرد. (محقق داماد، 1372، 224)
قراردادی که زن و مرد راجع به مهر میبندند یک قرارداد تبعی است، یعنی قراردادی است راجع به مال که جدا از اصل نکاح ولی تابع عقد مزبور است و بدین جهت شرایط اساسی صحت معامله در مورد قرارداد مهر نیز لازم الرعایه است. بنابراین، چیزی که به عنوان مهر تعیین می شود باید دارای شرایط عمومی مورد معامله باشد. این شرایط عبارتند از:
1- مهر باید مالیت داشته باشد17، یعنی دارای ارزش داد و ستد اقتصادی باشد و به عبارت دیگر بتواند عوض در یک قرارداد معوض قرار گیرد.
2- مهر باید قابل تملک به وسیله‌ی زن باشد. (ماده 1078 ق.م.) بنابراین، اموال و مشترکات عمومی (مانند جاده ها و باغ های عمومی) و موقوفات را نمی توان مهر قرار داد.
3- هرگاه مهر عین معیّن باشد، باید در زمان عقد موجود باشد. اگر معلوم شود که آن عین در زمان عقد موجود نبوده، تعیین مهر باطل خواهد بود. (مستنبط از ماده 361 ق.م.)
4- مالی که مهر قرار داده میشود، باید ملک شوهر باشد.
5- مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آن‌ها بشود معلوم باشد.18
6- مهر باید معیّن باشد، یعنی نمیتوان یکی از دو یا چند چیز را به طور مردد، مهر قرار داد. (مستنبط از ماده 190 ق.م.)
7- مهر باید منفعت عقلایی داشته باشد. (مستنبط از مواد 215 و 348 ق.م.)
8- شوهر باید قدرت بر تسلیم مهر داشته باشد وگرنه تعیین مهر درست نخواهد بود. (مستنبط از ماده 348 ق.م.) (صفایی و امامی، 1384، 144-143)
9- اعیان و منافع و حقوق مالی مطلقاً میتواند مهریه قرار گیرد، به شرط آن‌که صدق مال بر آن شود و قابل تملک باشد. کار و نیروی انسانی نیز از آن‌جا که منفعت محسوب است، میتواند مهریه قرار گیرد؛ هرچند که کار خود زوج باشد، مثل آن‌که زوج بر عهده گیرد که زوجه را به علمی از علوم یا فنّی از فنون آموزش دهد. 19
2- مهرالمثل: عبارت از مقدار مالی است که به عنوان مهر برای امثال و اقران زن در نکاح معیّن میگردد. در تعیین مهر المثل وضعیت طبیعی زن از حیث زیبایی، سن، بکارت، سلامت مزاج و عقل، و هم چنین وضعیت اجتماعی او از حیث دانش، ادب، عفت، تموّل، و موقعیت خانوادگی در نظر گرفته میشود. بالجمله در تعیین مهرالمثل آن‌چه مورد رغبت و تمایل در ازدواج با زن است مورد توجه قرار می‌گیرد.20(طوسی، 1407، ج4، 382)
قانون مدنی برای مهرالمثل سقفی معیّن نکرده و در این جهت از یکی از دو قول موجود میان فقهاء تبعیت نموده، قول اول فقها همان شرطی است که مهرالمثل نباید از مهرالسنه (پانصد درهم) تجاوز نماید. (نجفی 1392 هـ.ق.، ج31، 54) با توجه به این‌که در قانون مدنی این نظر پذیرفته نیست و محدودیتی در تعیین مهرالمثل نیست؛ در صورت بروز اختلاف دادگاه میزان مهرالمثل را با توجه به عوامل مختلفی که در آن مؤثر است تعیین خواهد کرد.
برابر قانون مدنی، زن در موارد زیر مستحق مهرالمثل است:
1- هرگاه مهر در عقد تعیین نشده باشد و قبل از تراضی بر مهر معین، میان زوجین نزدیکی واقع شود. (شهید ثانی، 1403ه.ق، ج5، 347) در ماده 1087، ق.م هم به این مورد اشاره شده است.
2- هر گاه عدم مهر در عقد شرط شده باشد و قبل از تراضی زوجین بر مهر، نزدیکی واقع شود. (ماده 1087، ق.م.)
3- هرگاه توافق درباره‌ی مهرالمسمی به جهتی باطل باشد، چنان‌که مال تعیین شده مجهول باشد یا مالیّت نداشته باشد. (ماده 1100، ق.م.)
4- هرگاه نکاح باطل و زن جاهل به بطلان بوده و نزدیکی هم واقع شده باشد. ماده 1099 قانون مدنی در این خصوص میگوید: «در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی، زن مستحق مهرالمثل است.» (صفایی و امامی، 1384، 164)
در مورد زمان تعیین مهرالمثل، نظر فقهای اسلامی در این خصوص متفاوت است. به نظر می‌رسد که اقوی قیمت زمان نزدیکی است. به دیگر سخن، مهرالمثل با توجه به ارزش های آن زمان تعیین میشود. در روز دخول است که مهرالمثل در ذمه شوهر ثابت و واجب میشود، مانند قیمت مال مضمون که در روز تلف در ذمه قرار میگیرد؛ پس قیمت آن روز باید ملاک عمل باشد. (نجفی، 1392 هـ.ق.، ج31، 53)
3- مهرالمتعه: متعه در لغت به معنای بهره مند شدن و لذت بردن است. اصطلاح مهر المتعه از آیه 236 سوره بقره گرفته شده است. (صفایی و امامی، 1384، 177)
در فقه آمده است، چنان‌چه در عقد نکاح،

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع نکاح منقطع، قانون مدنی، فسخ نکاح، عقد نکاح Next Entries منبع تحقیق با موضوع عقد نکاح، قانون مدنی، ساختمان سازی