منبع تحقیق با موضوع عمر بن عبدالعزیز، گلستان سعدی، خلافت عباسی، هلال ماه

دانلود پایان نامه ارشد

363).

4-1-21 – سوره‌ي اسراء، آیه‌ي 89
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبى‏ أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُوراً.
(ولى با اينكه از هر درى در این قرآن برای مردم سخن گفته‏ايم باز بيشتر مردم كافرند و ناسپاس‏)
نکته ها:
سه دسته به دنيا غريب هستند: اوّل قرآنى كه در خاطره و حفظ فرد ظالم باشد.دوّم مرد صالح و درستكار در ميان مردم بدو خيانت پيشه گویند، سوّم مصحف كه در خانه مردم بى‏علاقه باشد كه آنرا نخوانند.
پيام ها :
1. يكى از فواید اين آيه اين است كه اين گونه كلام از توانایى انسان خارج است كه الفاظ آن رسا و استوار است و اشارتش با دقّت و مهارت گفته شده است
2. عبارت قرآن براي استفاده‏ى عموم است و اشارات آن براى خواص است و لطائف آن براى اولياء است و حقايق آن مختص پيغمبران است (عاملى،1360، ج‏5: 471).
شواهد شعري سعدي مربوط به قسمت نكته ها :
عـالم انـدر میـانه‌ي جـهّال
شاهدی در میان کوران است

مثـلی گـفته‌اند صدیـقان
مصحفی در سرای زندیقان
(سعدی، 1384: 296)
شرح ابيات :
صدیقان: جمع صدیق: صیغه مبالغه به معنی بسیار راستگو
شاهد: زیبا روی
مصحف : بضم اول و فتح ثالث به معنی قرآن، جمع آن مصاحف
زندیقان: جمع زندیق. زندیق در اصل “زندیک” بوده منسوب به زند، زند تفسیر پهلوی اوستاست بنابراین بر حسب لفظ، زندیقان، پیروان زند هستند لکن مسلمین این عنوان را بر نامسلمانان مشرک و بیشتر بر پیروان مانی اطلاق کرده اند. و به تدریج معادل با، بی دین شده است. جمع آن زنادقه و مصدر آن زندقه است.در اوایل خلافت عباسیان کسانی بسیار به زندقه متّهم شدند و به قتل رسیدند مراد سعدی از این قطعه آن است که جاهلان از دانا بهره‌اي بر نمي‌دارند چنانکه کوران از منظر زیبا رویان طرفی
نمي‌بینند و زندقیان بی دین از قرآن مجید فایده‌اي نمي‌دارند (خزائلی، 1366: 714).

4-1-22- سوره‌ي انبیاء، آیه‌ي 81
وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلى‏ الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها وَ كُنَّا بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عالِمِين.‏
(و باز براى سليمان به فرمان آورديم باد سخت را كه به امر او مي وزيد و مي رفت به آن سرزمين كه فرخنده‏اش كرديم و در آن بركت داديم چه به هر چيز دانا بوديم [و توانا])
نكته ها :
سليمان پيغمبر با آن همه مرتبت و منزلت او را گفتند: اى سليمان به دست تو جز بادى نيست و آن باد نيز به دست سليمان نبود بلكه به امر خداوند جهان بود.
پیام ها:
1. تقدير الهى آن بود نه تدبير سليمانى مملكتى بدان عظيمى بر هوا مي برد.
2. سليمان زنبيل مي بافت و زندگى ميكرد و از بيت المال خرج نمي كرد (عاملى،1360، ج‏6، ص: 161).
شواهد شعري سعدي مربوط به قسمت 1 پيام ها :
نـه بـر بـاد رفتی سحـرگاه وشـام
در آخـر ندیدی کـه بـر بـاد رفـت
کسـی زین میان گوی دولت ربود
بـه کـارآمـد آنها کـه بـرداشتـند

سـریـر سـلیـمان علیـه السـلام
خنـک آن که با دانش و داد رفت
کـه در بنـدِ آسـایـشِ خـلق بـود
نـه گـرد آوریـدنـد و بـگذاشتـند
(سعدی، 1383: 79)

شرح ابيات :
بر باد رفت: از میان رفت، نابود شد.
خنک: خوشا
گوی دولت ربود: کامیاب شد به بازوی دین ……یعنی به نیروی دین گوی دولت را مي‌ربایند و کامیاب
مي‌شوند
به کار آید: ثواب کارهای خیری که کردند و با خود توانستند برد به کارشان آمد.
اجل: در مصراع اوّل به معنی بزرگ است.(در لغت بزرگتر) و در مصراع دوم به معنی مرگ.
(یوسفی، 1369: 256)

4-1-23- سوره‌ي نور،آیه‌ي 5
إلا الذين تابوا من بعد ذلك و أصلحوا فإن الله غفور رحيم‏.
(مگر آنها كه از آن پس پشيمان شدند و درستكار البته خداوند آمرزنده است و به ايشان مهربان است‏)

نكته ها :
– «إلا الذين تابوا» در مقصود اين جمله اختلاف است:
1- چون در جلو گفته شده است: هر كس پاكدامنى را بدكار خواند تنبيه شود و فاسق است و شهادت او پذيرفته نيست با اين جمله گفته شده است كه اگر توبه كرد فاسق نخواهد بود ولى پس از توبه هم شهادتش قبول نيست. 2.پس از توبه فاسق نيست و شهادتش پذيرفتنى است.
پيام ها :‌
-اين آيه اشاره به پرده‏پوشى خداوندى است كه اگر كسى عيب ديگرى نمودار كرد و درستى سخنش معلوم نشد در سه مرحله تأديب مي شود تا به صفت ستّارى و پرده‏پوشى خوى بگيرد و عيب برادران خود بپوشد ( عاملى،1360، ج‏6: 297).
شواهد شعري سعدي مربوط به قسمت پيام ها:
کـرا زشـت خـوئـی بـود در سـرشت
طـریقی طلـب کز عقـوبـت رهــی

نبیند ز طاووس جز پای زشـت
نه حرفی که انگشت بر وی نهی
(سعدی، 1383: 221)
شرح ابيات :
کرا: هر کسی را
عقوبت: کیفر- مجازات (یوسفی،1369 :390).
اگر ذات و سرشت کسی بد باشد خوبی دیگران را نمي‌بیند. بنابراین باید درون را پاک کرد و ذات خود را به حسن ظن به دیگران آراسته کرد.

4-1-24- سوره‌ي ق، آیه‌ي 45
نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَقُولُونَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخافُ وَعِيد.
(و ما به گفته‏ى كافران داناتريم [كه رستاخيز باور ندارند] و تو نتوانى كه ناچارشان كنى پس به قرآن پند آن كسان ده كه ز تهديد خداوندى بترسند)
نكته ها:
– همه‏ى نفوس آماده‏ى دريافت حقايق و معانى قرآن نيستند.
پيام ها :
– كساني كه لايق هستند و به خدا و قرآن ايمان كامل دارند در دل انديشناك مي شوند و به حقايق قرآن پي مي برند (عاملى،1360، ج‏8: 45).
شواهد شعري سعدي مربوط به قسمت پيام ها :
كـسى را كـه پـنـدار در سـر بـود
ز علمش ملال آيد از وعـظ ننــگ
گـرت دُرِِّ دریـای فضل است خیز

مپندار هرگز كـه حـق بشنــود
شقايق به بـاران نـرويد ز سنـگ
به تـذکیـر دریـای درویش ریـز
(سعدی، 1383: 170)

شرح ابیات:
پندار: گمان، در این جا یعنی خود بینی،خود پسندی،خود بزرگ پنداشتن
دُرِِّ : مروارید
تذکیر: یادآوری، پنددادن، به تذکیر یعنی به صورت وعظ و نصیحت (یوسفی، 1369: 348).

4-1-25- سوره‌ي قیامت، آیات 26-27
كَلاَّ إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ وَ قِيلَ مَنْ راقٍ.
بلى چون روح به گلو رسد و ياران گويند: شود كه افسونگر آيد و بهبود بخشد؟
نکته ها:
(كلا إذا بلغت) يعنى:
1. نه كافران ايمان آورند به آنگاه‏ كه برسد روح 2- حق است و درست كه چون برسد روح.
پیام ها:
«من راق» 1- خانواده‏ى او مى‏گويند: كى او را با، ورد و دعا بهبود مى‏بخشد؟ و پزشك و دارو براى او مى‏خواهند و سود نمى‏برند.
2- يعنى ملائكه مى‏گويند كى او را به بالا مى‏آورد آيا فرشته‏ى رحمت به آزار و خوارى؟
(عاملى،1360، ج‏8: 411).
شواهد شعري سعدي مربوط به قسمت پيام ها :
كوس رحلت بكوفت دست اجـل
اى كـف و دست و ساعد و بـازو
بـر من اوفتاده رگ دشمن كـام
روزگــارم بـشـد بــه نـادانــى

اى دو چشم وداع سر بـكنيد
هـمه تـوديع يـكدگر بـكنـد
آخر اى دوستان گـذر بكنيد
من نكردم شما حـذر بـكنيد
(سعدی، 1384: 43)
شرح ابيات :
میان امید بسته و عمر گذشته بازآید: شبه تضاد است زیرا باز در این جا مفید معنی تکرار است و ضد بسته نیست
دست اجل : اضافه دست به اجل اضافه‌ي استعاری است.
وداع: به فتح واو و تودیع هر دو بیت معنی است و به درود گفتن و از یکدیگر جدا شدن است.
وداع به کسر واو و به معنی ترک کردن است.
کف : مخفف کفّ است به معنی کف دست.
ساعد: اندام میان مچ دست تا آرنج
بر من افتاد مرگ دشمن کام: یعنی مرگی که با من از جهت غرض مقصود مخالف بود و با کام دشمن موافق مي‌آمد، بر من چیره گردید.
بشد: یعنی از دست رفت.”ب” در “بشد” برای تأکید است.
نادانی : مرکب است از( نا)، ادات نفی و (دان) ریشه دانستن و یاء مصدری
قاعده راجع به صفت منفی: در منفی صفت‌هاي مشبهه که با نون و الف ختم شده،
الف حذف مي‌شود، به جای “نادانا” و “ناتوانا””می گوییم” نادان و ناتوان.
من نکردم : از جمله‌ي من نکردم، کلمه خود به قرینه جمله دوم افتاده است ،لکن، معمول و بهتر این است که به قرینه‌ي جمله اوّل کلماتی از جمله دوم حذف کنند(خزائلی، 1366: 253).

4-2- شواهد شعری بوستان و گلستان سعدی در تفسیر خسروی
4-2-1- سوره‌ي بقره، آیه‌ي 261
مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ.
مثل نفقه و خرج آنانكه دارایيهاى خود را در راه خدا مصرف و انفاق مى‏كنند- يا- مثل آنانكه اموال خود را در وجوه خير (از واجب مانند زكاة و خمس يا مستحب مانند صدقه) به مصرف مي رسانند مانند مثل زارعى است كه حبّه (يعنى دانه گندم يا برنجى) را در زير خاك مى‏كند هفت خوشه بيرون مى‏آورد كه در هر خوشه و ساقه‏اى يكصد دانه است و خداوند آنرا براى هر كس بخواهد (بر حسب حال منفق و به فضل خويش) چند برابر مى‏كند (و بدين جهت مراتب اعمال در مقادير ثواب متفاوت مي شود) و خداوند كرمش وسعت دارد (يعنى از بخشيدن بر او تنگ نميشود) و داناى به حال انفاق كنندگان (و مقدار انفاق و نيّت آنان) است (و به تناسب حالشان پاداش ميدهد
نکته ها:
(منفق يا متصدّق) مانند دهقانى است كه هر اندازه در كارش آگاه و حاذق‏تر باشد و دانه‏اى كه مي افشاند نيكو و پاكيزه باشد و زمين او آباد باشد كشت او بيشتر و بهره‌ي او بهتر خواهد بود ولی اين منفق، هر گاه خودش صالح و مالش طيّب و نيّتش خالص و بخشش را در محل و جاى خود كند ثواب و مزد و پاداش او بيشتر خواهد بود.
پیام ها:
1.صدقه‌ي مؤمن از صاحبش آفات دنيا و فتنه‌ي قبر و عذاب قيامت را بر طرف ميسازد.
2. هر كس درباره‌ي فقیران و یتیمان و بینوایان كوشش كند مانند كسى است كه در راه خدا جهاد كرده است ( میرزا خسروانى، 1390، ج‏1: 344).
شواهد شعری سعدی مربوط به قسمت پیام ها
يكـى از بـزرگــان اهـل تـمــيـــز
كـه بـودش نگيـنى بر انـگشتـــرى
به شب گفتى از جـرم گيتـى فــروز
قــضا را در آمــد يـكى خـشک سال
چــو در مــردم آرام و قـوّت نـديــد
چــو بـيند كسى زهــر در كـام خلق‏
بـفرمـود و بـفـروخـتندش بـه سيـم‏

حـكايـت كنـد ز ابـن عبـد العزيز
فـرو مانـده از قيـمتش مشتـــرى
درى بـود در روشـنـایى چــو روز
كه شد بـدر سيـماى مــردم هلال
خـود آسـوده بـودن مـروّت نديــد
كيش بگـذرد آب نوشین بــه حـلق‏
كه رحم آمـدش بر فـقيـر و يـتـيم‏
(سعدی، 1383: 64)

شرح ابیات:
اهل تمیز: اهل شناخت و معرفت
ابن عبدالعزیز: منظور عمر بن عبدالعزیز خلیفه اموی است که از 99 تا 101 هـ .ق خلافت کرد و به عدالت و پاک سیرتی و پرهیز از تجمّل معروف است. این حکایت یادآور روایتی است درباره عمربن عبدالعزیز، وی به پسر خود که انگشتری به هزار درم خریده بود نوشت : چون نامه من به تو رسد آن بفروش و هزار شکم گرسنه را سیر کن و انگشتری ساز از دو درم و نگین او آهن چینی و بر او بنویس: رحم الله امراء اعرف قدر نفسه: خدای رحمت کناد بر آن که اندازه خویش داند.
جوهری:گوهر فروش، جواهری
بدر، هلال: بدر ماه تمام را گویند که شکل آن کاملاً گرد است.هلال ماه نو و شکل کمانی ماه است. شبیه مصراع دوم برای نمایش لاغر شدن چهره مردم است.
نوشین: شیرین، گوارا (یوسفی، 1369: 242).

4-2-2- سوره‌ي بقره، آیه‌ي 264
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏ كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ.
اى كسانيكه به خدا و رسول خويش ايمان آورده‏ايد صدقات خودتان (و كارهاى خير و انفاقتان) را به منّت نهادن و آزار دادن باطل نكنيد (و اگر چنين كنيد) مانند كسى خواهيد بود كه مال خود را براى نمايش دادن به مردم انفاق مى‏كند.
نکته ها :

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع اقدام به جنگ Next Entries منبع تحقیق با موضوع بایزید بسطامی، رسول خدا (ص)