منبع تحقیق با موضوع علوم ارتباطات

دانلود پایان نامه ارشد

بهشکل سنتي، گفتمان “ليبرال سرمايه‌داري” با گفتمان “کمونيسم” در تعارض قرار دارد.
مضمون سوم که به بررسي جايگاه آمريکا در مناقشهي نفتي اختصاص داشت، با در نظر داشتن گفتمان “هژموني آمريکا” و گفتمان “قيم‌مآبي آمريکا”، جايگاه يک کشور بي‌طرف و مصلح را براي اين کشور ترسيم مي‌کند. بدين شکل که ترومن و هريمن -به نمايندگي از وي- تنها براي حل بحران از طريق راه‌ حل بينابيني و خسارت کمتر به طرفين پا به عرصهي مذاکرات گذاشتند و بدون نفع شخصي براي خود يا کشورشان، تنها به برطرف کردن بحران مي‌انديشيدند.
مضمون چهارم نيز در ترسيم مشکلات پيش روي ايران، شاه و ناتواني‌اش را در مقابله با مصدق بهانه قرار مي‌دهد تا به انگليسي‌ها اين حق را بدهد که از گفتمان “استعمار انگليسي” خودشان وارد عمل شده و مشکلاتشان را حل کنند. در ضمن اين مضمون براي تأييد بيشتر گفتمان “ملي‌گرايي”، در تقابل شکل‌گرفته بين گفتمان “سلطنت” و گفتمان “ملي‌گرايي”، جانب ملي‌گراها را مي‌گيرد و معتقد است که سلطنت در راستاي ضد منافع ملي گام برمي‌دارد و براي تأمين منافع ملي بايد در راستاي گفتمان “ملي‌گرايي” گام برداشت.
مضمون پنجم که به اتفاقات قيام 30 تير اختصاص يافت، در تقابل شکل‌گرفته بين آيت‌الله کاشاني و دکتر مصدق، به‌وضوح از دکتر مصدق طرفداري مي‌کند و به تخريب چهرهي آيت‌الله کاشاني مي‌پردازد. در اين مضمون، از قوام – از طيف شاه و طرفداران سلطنت- انگارهي يک سياستمدار باتجربه و خردگرا بهنمايش گذاشته مي‌شود.
مضمون ششم نيز دوباره بر حزب توده و خطر اشغال ايران از سوي کمونيست‌هاي شوروي تأکيد مي‌کند و باز هم بر گفتمان “کمونيسم” متمرکز مي‌شود؛ خطري که در آن روزهاي بحراني بيش‌ازپيش احساس مي‌شد. البته در واقعيت، خطر حزب توده هرگز تا آن حد که در مستند و گزارش‌هاي بي‌بي‌سي فارسي برجسته مي‌شود، جدي و فراگير نبوده است، اما اين رسانه باز هم در راستاي ديپلماسي رسانه‌اي خود و توجيه تجاوز کشور متبوعش به ايران بايد تا اين حد روي خطر فراگير کمونيسم و قدرت حزب توده تأکيد کند، تا مخاطب را قانع کند که در آن برهه چاره‌اي جز دخالت مستقيم نبوده است.
مضمون هفتم که به فضاسازي آمريکايي‌ها و مقدمه‌ي رسانه‌اي براي کودتا مي‌پردازد، باز خطر گفتمان “کمونيسم” را به مخاطب يادآور مي‌شود و وقتي “فال” اين ديپلمات بازنشسته به دکتر مصدق در بستن سفارت انگليس حق مي‌دهد، از مأموران انگليسي و دولتشان انگاره‌اي مثبت، صادق و راست‌گو در ذهن مخاطب ساخته مي‌شود. در ادامه نيز به بهانهي تشريح فضا، بار اصلي کودتا بهگردن آمريکا انداخته مي‌شود و در کنار کمرنگ کردن نقش دولت انگليس، انگاره‌اي قدرتمند و داراي موضع بالادستي در چارچوب گفتمان “ابرقدرتي آمريکا” شکل مي‌گيرد؛ قدرتي که آمريکا از استفاده از آن عليه دشمنانش فروگذار نيست.
مضمون هشتم، روايتگر روزهاي 24 تا 27 مرداد است که بيشترين صراحت را در گزارش بي‌بي‌سي در اين رابطه بهخود اختصاص داده است. در اين مضمون با اينکه از عملکرد دکتر مصدق در آن چند روز انتقاد مي‌شود و تعلل در تصميم‌گيري و تحليل اشتباه وي را يکي از دلايل موفقيت کودتا برمي‌شمارد، اما جايگاه قهرمان و حافظ منافع ملي را همچنان براي وي قائل است. اين انتقاد نيز در اين راستا است که انتظاراتي که از دکتر مصدق به‌عنوان رهبر جنبش (به‌زعم کارگردان) مي‌رفت، از سوي وي برآورده نشده است. در اينجا با ايجاد دوقطبي بين دکتر مصدق و آيت‌الله کاشاني، سکوت ايشان را مساوي همکاري با نيروهاي بيگانه برشمرده و وي را يکي ديگر از عوامل موفقيت اين کودتا معرفي مي‌کند. به عبارتي بدين شکل در قالب گفتمان “ضد مذهبي” به گفتمان “اسلامي” حمله مي‌شود. نکتهي مهم ديگر در اين مضمون که نبايد از نظر دور داشت، هوشمندي و مديريت بحران نيروهاي آمريکايي و کودتاگران است که تلاش دارند بهمخاطب خود بقبولاند وقتي‌که آمريکا به‌عنوان يک ابرقدرت بخواهد از روش‌هاي خشونت‌آميز نظامي و دخالت مستقيم به‌عنوان آخرين راه‌حل استفاده کند، از تمام توان و نيروي خود استفاده مي‌کند و تا زمين‌گير کردن حريف از پاي نخواهد نشست. در واقع معادل امروزي آن، گزينه‌هاي روي ميز است که به‌کرّات از سوي مقامات مختلف آمريکايي بيان مي‌شود. وقتي اين گزارهها کنار هم قرار مي‌گيرد، يعني اگر آمريکا در مذاکرات هسته‌اي به نتايج دلخواه خود نرسد، براي استفاده از روش‌هاي نظامي و خشونت‌آميز لحظه‌اي درنگ نخواهند کرد؛ به‌خصوص اينکه اين مستند در سال ?? يعني زمان به‌ بن‌بست رسيدن مذاکرات ساخته‌ شده بود. بههمين دليل مي‌توان گفت اين مستند از لحن تندتر و صراحت لهجهي بيشتري در مقايسه با ديگر گزارش‌هاي “شصتمين سالگرد کودتا” برخوردار است.
مضمون نهم که ترجيع‌بند اين مستند به شمار مي‌آيد، با گزارهي يأس و نااميدي دکتر مصدق و پيروزي کودتاگران به‌ پايان مي‌رسد. اين مضمون به مخاطب يادآوري مي‌کند که گفتمان “مقاومت” همواره در معرض شکست قرار دارد و نبايد روي آن حساب کرد و از اين راه چيزي عايد کشور و مردم نمي‌شود؛ حتي دکتر مصدق که نمونهي يک انسان آزادي‌خواه، قهرمان و مبارزه است، نتوانست در مبارزهي خود با استعمار توفيقي بهدست آورد. در عوض اگر با پذيرش “ابرقدرتي” انگلستان در آن روزها، حاضر به همکاري و تعامل -که نام ديگر گفتمان “سازش و تسليم” است- مي‌شد، هرگز چنين مشکلاتي نه براي خودش و نه براي مردم و کشور ايران پيش نمي‌آمد. يادآور مي‌شوم تخريب چهرهي آيت‌الله کاشاني، به‌عنوان رهبر نيروهاي مذهبي آن دوره تا آخرين لحظه از دستور کار کارگردان خارج نشده و تلاش دارد تا از اين طريق گفتمان “اسلام سياسي” با قرائت شيعي را زير سؤال ببرد.
2-5- جمع‌بندي
براي تحليل گفتمان تلويزيون بي‌بي‌سي فارسي دربارهي “کودتاي 28 مرداد ????”، پس از بررسي گزارش‌هاي “ويژه‌ي شصتمين سالگرد کودتاي ?? مرداد” و مستند “مصدق، نفت و کودتا”، به‌طور خلاصه به اصلي‌ترين چارچوب‌هاي ساخته‌شده توسط اين گزارش‌ها و مستند پرداخته‌شده که در آن گفتمان‌ها و انگاره‌هاي مرتبط با چارچوب‌هاي رسانه‌اي آن شکل و پرورش ‌يافته است.
اصلي‌ترين چارچوب مورد استفاده در اين برنامه‌ها، در بررسي کودتاي 28 مرداد و حوادث و وقايع آن، چارچوب “ديپلماسي رسانه‌اي غرب” در عرصهي حاکميت سياسي و روابط بين‌الملل بوده است.
هدف از ديپلماسي رسانه‌اي در تبليغات سياسي و عمليات رواني فراملي، ايجاد تنفر از حاكميت کشور هدف، اعمال فشارهاي سياسي، فرهنگي و نظامي كشورهاي ديگر عليه كشور هدف، ايجاد رغبت و علاقه در مخاطبان كشور هدف به كشور كارگزار و مشروعيت و توجيه اعمال و رفتار كارگزاران تبليغات سياسي يا ديپلماسي رسانه‌اي است (محمدي، ????، ??). از همين رو مي‌توان گفت برجسته‌ کردن گفتمان‌هايي چون گفتمان “ابرقدرت بودن آمريکا”، گفتمان “سلطنت”، گفتمان “منافع ملي”، گفتمان “ملي‌گرايي و ناسيوناليسم ايراني”، “گفتمان کمونيسم”،‌ گفتمان “تئوري توهم توطئه” و در طرف مقابل، مطرح کردن پاد گفتمان‌هايي چون “پاد گفتمان استکبارستيزي”، “پاد گفتمان توطئهي خارجي”، “پاد گفتمان اسلام سياسي” و “پاد گفتمان مقاومت” توسط ‌بي‌بي‌سي فارسي در چارچوب ديپلماسي رسانه‌اي قابل تفسير است.
در کنار اين چارچوب مي‌توان گفت اين رسانه‌ که خاستگاه ليبرال-سرمايه‌داري دارد، در جهت حفظ منافع خود و نيز سرنگون کردن بزرگ‌ترين خطر اين جبهه، يعني حاکميت اسلام سياسي با قرائت شيعي در چارچوب روايتي خود از واقعه کودتاي ?? مرداد، سعي کرده تا با ترسيم دوگانهي مصدق-کاشاني گفتمان ناسيوناليسم ايراني را در مقابل گفتمان اسلام سياسي قرار دهد. در همين راستا و در جهت پررنگ کردن ابعاد داخلي کودتا بي‌بي‌سي تأکيد زيادي بر نقش آيت‌الله کاشاني در همراهي کودتاگران و خائن جلوه دادن وي نسبت به منافع ملي دارد.
همچنين در طي اين گزارش‌ها، براي کم کردن نقش انگليس و آمريکا در جريان کودتاي 28 مرداد، اين رسانه انگليسي تلاش کرده تا وزن بيشتري به عناصر داخلي درگير در کودتا بدهد و مردم را که از قدرت حزب توده ترسيده بودند، همراه با نظاميان و اوباش در کودتا نشان مي‌دهد. بي‌بي‌سي فارسي همچنين تلاش دارد تا با برگزيدن واژهي “زورخانه‌دار و پهلوان”، بار منفي کلمهي اوباش شرکت‌کننده در درگيري‌هاي خياباني را کم کند. اين شبکهي ‌ماهواره‌اي در روايت خود، با برجسته کردن خطر کمونيسم و حزب توده، اقدام دولت آمريکا را در دخالت در کودتاي ?? مرداد، بهدليل حفاظت منافع خود و کمک به مردم ايران توجيه مي‌کند.
در خلال اين گزارش‌ها، بر مذاکرات بين ايران و انگليس براي حل بحران نفتي تأکيد مي‌شود و اينگونه به مخاطبان القا مي‌شود که تنها زماني آمريکا حاضر به استفاده از روش نظامي براي سرنگوني دولت قانوني دکتر مصدق شد که پس از دو سال، هيچ پيشرفتي در مذاکرات حاصل نشده بود و با به بن‌بست رسيدن مذاکرات بود که طرح کودتا عملياتي شد.
يکي ديگر از مسائل مورد تأکيد بي‌بي‌سي، عذرخواهي مقامات آمريکايي بهخاطر دخالتشان در امور داخلي ايران بود. بي‌بي‌سي به مخاطبان خود القا مي‌کند که مسئلهي کودتا مربوط به گذشته است و دليلي براي وجود و استمرار اين‌همه خصومت بين دو کشور پس از 60 سال وجود ندارد. اين اقدام رسانه‌اي را مي‌توان در جهت نظريهي “توليد موافقت و مشروعيت” تعبير کرد‌. نظريهي توليد موافقت و مشروعيت بيان مي‌کند که رسانه‌هاي خبري، پوشش خبري خود را به‌گونه‌اي سامان مي‌دهند که براي تصميمات سياسي، موافقت مخاطبان (تودهي مردم) را جلب کند (بزرگمهري، 1390، 143).
در انتها بايد گفت پيوسته کوشيده شده است تا در تمام طول گزارش‌ها، ويژه‌برنامه‌ها و مستند “مصدق، نفت و کودتا” چند خط اصلي همسو با هم دنبال شوند. هدف مشترک تمام اين برنامه‌ها، کاهش تنفر عمومي جامعه و مخاطب ايراني نسبت به دولت و حاکميت آمريکا است که مي‌توان آن را در جهت آماده کردن غير مستقيم افکار عمومي داخل کشور، براي دور جديد مذاکرات هسته‌اي تفسير کرد.
3-5- محدوديت‌هاي تحقيق
– در حوزه‌ي مباحث مرتبط با مستندهاي تاريخي و ارتباط بين رشته‌هاي تاريخ و رسانه، خلأ تئوريک وجود دارد.
– مباحث حل‌نشده و مناقشه برانگيز در حوزهي تاريخ معاصر، به‌خصوص تاريخ ملي شدن صنعت نفت که خارج از اين رساله بوده و در حوزهي تخصصي تاريخ معاصر و علوم سياسي قابل ‌بحث است.
4-5- پيشنهادها
1-4-5- پيشنهادهاي آموزشي
– توجه به درس تاريخ معاصر ايران در تمامي رشته‌هاي دانشگاهي، به‌خصوص در رشته‌هاي دانشگاه صداوسيما مانند: کارگرداني، انيميشن و در مقطع کارشناسي ارشد: مديريت رسانه و ارتباطات.
– همواره در تدريس تاريخ روي معرفي و شناساندن گروه‌ها و افراد مختلف در دوره‌هاي تاريخي صحبت بهميان ‌مي‌آيد. اما در اين آموزش‌ها کاملاً ضروري است تا به موضوع “جريان‌شناسي جريان‌ها و گروه‌ها” پرداخته شود. پرداختن به اين مهم در بحث آموزش تاريخ بسيار ضروري و حياتي بهنظر مي‌رسد، چرا که معرفي صرف دوره‌ها و افراد مختلف، اگرچه به دانش‌آموز يا دانشجو اطلاعات تاريخي مي‌دهد، اما بصيرت لازم در مورد اتفاقات تاريخي و موضوعي -که مورد تأکيد مقام معظم رهبري نيز هست- تنها در سايهي جريان‌شناسي حاصل مي‌شود.
– برگزاري نشست‌هاي مشترک بين اساتيد رشته‌هاي تاريخ، رسانه و علوم ارتباطات، ضروري بهنظر مي‌رسد. همچنين توجه به مباحث تئوريک و تلاقي‌گاه مشترک اين دو رشته نبايد مغفول واقع شود.
– تلاش براي استفاده از روش‌هاي جذاب‌تر تدريس تاريخ -بهکمک فيلم و صوت و حتي بازديد- در مدارس و دانشگاه‌ها به‌منظور بالا بردن سواد تاريخي و سطح تحليل دانش‌آموزان و دانشجويان از مسائل تاريخ معاصر ضرورت دارد.
– تشکيل کارگاه‌هاي آموزشي تحليل فيلم و مستند در دانشگاه‌ها توصيه مي‌شود.
– تربيت نيروي انساني کارآمد به‌صورت تخصصي در زمينهي مستندسازي، به‌خصوص مستندهاي سياسي-تاريخي نياز ضروري کشور است.
– آموزش همگاني مستندسازي به‌صورت ساده، براي کليهي اعضاي جامعه به‌منظور افزايش سواد رسانه‌اي مخاطبان مي‌تواند راهگشا باشد.
2-4-5-پيشنهادهاي پژوهشي
– انجام پژوهش‌هاي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حکومت اسلامی، جامعه اسلامی، آخرالزمان، حقوق بشر Next Entries منبع تحقیق با موضوع امام صادق، دانشگاه امام صادق(ع)، جهان اسلام، دانشگاه تهران