منبع تحقیق با موضوع علم اصول فقه

دانلود پایان نامه ارشد

گمان بد داشته باشد از همه کس می ترسد و وحشت دارد» به تعبیر دیگر چیزی که زندگی انسان را از حیوانات جدا می کند و به آن رونق و حرکت و تکامل می بخشد، روح تعاون و همکاری دسته جمعی است و این در صورتی امکان پذیر است که اعتماد و خوش بینی بر مردم حاکم باشد. در حالی که سوءظن پایه های این اعتماد را در هم می کوبد، پیوندهای تعاون را از بین می برد و روح اجتماعی را تضعیف می کند. افراد بدبین از همه چیز می ترسند و از همه کس وحشت دارند و نگرانی جانکاهی دائماً بر روح آنها مستولی است؛ نه می توانند یار و مونسی غمخوار پیدا کنند و نه شریک و همکاری برای فعالیتهای اجتماعی و نه یار و یاوری برای روز درماندگی! 344
4-3-2. نوع ظنی منهی عنه:
مراد از ظنی که در این آیه مسلمین مامور به اجتناب از آن شده اند ظن سوء است وگرنه ظن خیر که بسیار خوب است و به آن سفارش هم شده، چنان که از آیه ی «لولا اذ سمعتموه ظن المومنون و المومنات بانفسهم خیرا345؛ چرا مومنین و مومنات وقتی تهمت ها را می شنوند به یکدیگر حسن ظن نمی ورزند.» هم استفاده می شود.346 در واقع می توان گفت خلاصه این فقره از آیه این می شودکه : هر انسانی بریء است تا وقتی که پستی اش ثابت شود347.
و مراد از سوءظن آن چیزی است که در نفس انسان از تصورات و خیالات و اوهام ایجاد می شود بدون اینکه دلیلی ظاهر یا حجتی قطعی در مورد آن وجود داشته باشد؛348 مجرد تهمتی است که سببی بر آن وجود ندارد. مثل کسی که به دیگری تهمت می زند به چیزی از فواحش و دلیلی که اقتضای آن فحشا را داشته باشد اظهار نسازد و از مواردی که دلالت می کند بر تقیید این ظن که مامور به اجتنابش از سوءظن شده، آیه ی شریفه ی:« و ظنتم ظن السوء و کنتم قوما بورا349» پس در ظنی که مامور به اجتنابش می شویم، چیزی از ظنی که مامور به تبعیتش می شویم از مسایل دین داخل نمی شود350.
گفته شده ظن منهی عنه، ظنی است که بر آن اضرار به مردم مترتب شود351 و در جایی تنها سوءظن نسبت به اصل خیر و صلاح بدون دلیل و برهان شامل ظن منهی عنه شمرده شده است352.
مطلبی که در ابتدای عنوان حیطه موضوعی آیه بیان شد که هرگمان بدی ولو مستند به دلیل هم که باشد ممنوع است مطلبی است برخلاف نظر عمده ی مفسران و منظور از ظن در این جا گمان های بی دلیل است. بنابراین در مواردی که گمان متکی به دلیل یعنی ظن معتبر باشد از این حکم مستثنی است. مانند گمانی که ازشهادت دو نفر عادل حاصل می شود353.

4-3-3. مراد از کثیراً
مراد از « کثیراً » در اینجا ظنون سیئه ای می باشد که بر ظنون حسنه در بین مردم غلبه دارد لذا تعبیر به کثیر شده است354. چرا که در اثر تحولات در زندگی بسیار اینگونه خاطرات بر انسان درباره ی دیگران رخ می دهد و قرائنی پیش می آید که به دیگری بدگمان می شوند355.
در اینجا لفظ «کثیر» آمده آن هم به صورت نکره تا دلالت کند بر کثرت سوءظن فی نفسه نه در قیاس با سایر افراد ظن. ممکن هم هست مراد اعم از خصوص ظن گناه باشد. مثلاً خواسته بفرماید از بسیاری از مظنه ها اجتناب کنید. چه آنهایی که می دانید گناه است، چه آنهایی که نمی دانید تا درنهایت یقین کنید از ظن گناه اجتناب کرده اید356؛ لذا لفظ کثیر به طور مبهم و بدون مشخص کردن نوع گمان آمده تا در مورد هر گمانی احتیاط شود و مورد تفحص و جستجو قرار گیرد و معلوم شود از کدام نوع ظن و گمان است357.
قولی هم می گوید:« کثیراً» آمده است و نفرموده:« کل الظن» چون کلمه ی کل از صیغه های عموم است و شامل حسن ظن و سوءظن می شود. اما کلمه ی کثیر گاهی به معنی «بعض» استعمال می شود358 و نیز «معظم» و لذا مراد از کثیر هم در این آیه همین بعضی و معظم می باشد. منظور حصر موضوع آیه می باشد و دلالتش بر سوءظن359.
دیگر دلالتی که کثیر به بعضی می تواند داشته باشد اینکه ازهمه ی ظنون نهی نشده است360. قولی دیگر هم دو دلیل برای آوردن «کثیراً» می آورد: 1- بیشتر سوءظن ها حرام است، برخلاف مقدار کمی ازسوءظن ها که حرام نیست 2-ظنون کمی هستند که تحت اختیار انسان نیستند و حالت نفسانی می باشند که بدون اختیار ایجاد می شود، لذا نهی از آن ممکن نمی باشد. اما بیشتر ظن ها تحت اختیار انسان می باشد و ایجاد نمی شود مگر با تتبع و عدم انکار و … لذا فرمود «کثیراً» 361. اما به نظر می رسد دلیل دوم مورد خدشه باشد چون وقتی ظنون تحت اختیار انسان نباشد تخصصاً خود ازمورد نهی خارج می شود و لازم نیست با عنوان «کثیراً» تخصیص زده شود و آن موارد را ازخطاب نهی خارج کند.
شاید بتوان بهترین تعبیری که برای آمدن کثیراً به صورت نکره بیان کرد این باشد که فرق است بین معرفه آوردن کثیر و نکره آوردن آن. اگر معرفه بیان می شد و گفته می شد،« اجتنبوا الظن الکثیر» این تعریف اشاره بود به آنچه مخاطب آنرا می شناخت. به اینکه ظن کثیر غیر از قلیل است. ولی حال که نکره است این تنکیر برای افراد می باشد و به معنای بعضیت می باشد و آنچه مامور به اجتناب آن می شویم بعض افراد ظنی است که موصوف است به کثرت بدون تعیین اینکه کدام ظن.
فایده ی این تکلیف با این بیان در این است که مکلف در نهایت در مورد ظن احتیاط کند و مرتکب ظن نشود تا اینکه روشن شود از کدام نوع ظن می باشد: آنچه تبعیت از آن صحیح است و اجتناب از آن واجب نیست یا نوعی دیگر. در حالی که اگر کثیر معرفه ذکرمی شد معنی اش این بود که از حقیقت ظنی که موصوف به کثرت است یا همه ی افرادش نه آن مقداری که کم است اجتناب شود. و حرمت ظن معرفه به «ال» جنس و استغراق، مکلف را به احتیاط رهنمون نمی کرد. چون محرم معین اجتناب ازآن واجب است واز غیر آن اجتناب لازم نیست که آن، غیر ظن قلیل می باشد. حال چه سوءظن باشد یا ظن صادق. در حالی که معلوم است این معنی مراد نیست. در صورتی که اگر ظن موصوف به کثرت نکره باشد در این صورت تبعیت کردن از فرد مبهم از افراد آن حقیقت حرام می شود و تحریم آن منجر به احتیاط مکلف می شود تا برایش روشن شود آنچه از ظن به ذهنش خطورمی کند از کدام نوع از انواع ظن است362.
از طرفی در ادامه می فرماید:« ان بعض الظن اثم» برخی از ظنون قطعا گناه و حرام می باشند. در علم اصول فقه هم داریم که از اطراف شبهه محصوره واجب است اجتناب کرد. پس وقتی برخی از ظنون اثم باشد، واجب است اجتناب از اطراف محتمل به آن363.

4-3-4. «ان بعض الظن اثم»:
نهی از کثیری از گمان ها شده ولی در مقام تعلیل می گوید زیرا بعضی از گمان ها گناه است.این تفاوت تعبیر ممکن است از این جهت باشد که گمان های بد بعضی مطابق واقع است و برخی مخالف واقع. آنکه مخالف واقع است مسلماً گناه است و لذا تعبیر به « ان بعض الظن اثم» شده است. وجود همین گناه کافی است که از همه بپرهیزد364.
سفیان ثوری می گوید، ظن دو نوع است: 1- ظنی که در آن گناه است2- ظنی که گناهی در آن نیست. ظنی که گناه است این است که گمان ببرد و به زبان بیاورد اما ظنی که گناه نیست این است که گمان ببرد ولی به زبان نیاورد365. در جایی دیگر هم ظنی را گناه می شمرد که بر آن اثر مترتب شود. مثلاً موجب اهانت و قذف مظنون به شود366. به نظر می رسد ظنی را که می گوید دو نوع است مطلق ظن نمی باشد بلکه مراد سوء ظن است آن هم نسبت به مسلمانان.
نظر دیگری وجود دارد و آن اینکه منظور از بعض یعنی آن بعضی از ظنونی که مستحق عقوبت می باشد، ظنونی هستند که قابل دفع و رفع با علم می باشند. یعنی امکان دستیابی به علم در مورد مظنون وجود دارد ولی به ظن اکتفا می شود و آثار را بر آن مترتب می کنند367.
در حقیقت گاهی انسان به دیگری ظن پیدا می کند. این ظن یا خیر است یا شر. در هر یک نیز گاهی مطابق واقع است و گاهی خطا کرده. اثر آن ظن در اقوال و افعال فرد یا ظاهر می شود یا ظاهر نمی شود. در اطلاق حسن ظن نسبت به برادر مسلمان تطابق یا عدم تطابق با واقع مطرح نمی شود و به طور کلی حسن ظن ممدوح شمرده می شود و امر به آن شده است. پیامبرصلی الله علیه وآله می فرمایند:«ظنوا بالمومنین خیرا368» ولی سوءظن درصورت ظهور آثار آن در قول و فعل حرام می باشد369.
4-3-5. مراد از نهی:
از آن جایی که سوءظن یا حسن ظن غالباً اختیاری نیستند و هریک در اثر یک سلسله مقدماتی که خارج از اختیار انسان است به دست می آید و در ذهن منعکس می شود. پس باید دید نهی از آن چگونه است؟ به عبارت دیگر این تکلیف در ظاهر، تکلیف به مالایطاق ابه نظر می رسد.
در جواب می توان گفت سوءظن اگر اختیاری باشد که واضح است و نهی به خود آن تعلق می گیرد370و اگر اختیاری نباشد ممکن است مراد از این نهی یکی از این دو امر باشد: 1- نهی از ترتیب آثار آن371:وقتی سوءظن نسبت به مسلمانی در ذهن خطور می کند، سزاوار نیست در مرحله ی عمل به آن اعتنا کرد و نحوه ی تعامل و روابط با آن فرد را به خاطر این ظن سوء تغییر داد. آنچه گناه است ترتیب اثر دادن به آن است. موید این مطلب می تواند این حدیث شریف از پیامبر صلی الله علیه و آله باشد که :« ثلاث فی المومن لایستحسن و له منهن مخرج. فمخرجه من سوءظن ألایحققه؛372سه چیز برای مومن پسندیده نیست و برای آن راه گریزی هست. راه گریز از سوءظن این است که به آن جامه ی عمل نپوشی.
2-نهی به مبادی ظن373: انسان می تواند با تفکر کردن در مسائل مختلف خودش را از سوءظن دور کند. به این صورت که به راه های حمل بر صحت آنچه موجب سوءظن می شود فکر کند یا در ذهنش احتمالات صحیحی که در آن عمل موجود است را مجسم کند و به این صورت به تدریج بر سوءظن غالب می شود و لذا سوءظن همیشه از اختیار انسان خارج نیست. موید این مطلب می تواند این روایت شریف باشد که:« ضع امر اخیک علی احسنه حتی یاتیک ما یقلبک منه لا تظنن بکلمة خرجت من اخیک سوءا و انت تجدلها فی الخیر محملا374؛ کار برادرت را به بهترین وجه حمل کن تا دلیلی بر خلاف آن قائم شود وهرگز نسبت به سخنی که از برادر مسلمانت صادر شده گمان بد مبر مادامی که می توانی محمل نیکی بر آن یابی»375.

فصل پنجم:

مقایسه ی حجیت ظن اصولی- فقهی با ظن اخلاقی

برای مقایسه ی حجیت ظن فقهی- اصولی با ظن اخلاقی لازم است ابتدا نتایجی که از مباحث پیرامون حجیت هر یک از ظنون اصولی و اخلاقی به دست آمد مطرح شود و سپس مقایسه ی بین آنها و ادله ی حجیتشان صورت بگیرد.

5-1. نتیجه حجیت ظن اصولی:
در مورد ظن در اصول اقوال صاحبنظران بیان شد . روشن شد که اقوال مورد حکم ظن به چند صورت است : 1- عدم حجیت ظن مطلقاً 2- حجیت ظن مطلقاً 3- تفصیل و این تفصیل خود بر دو قسم می شود : 1- عدم حجیت کلی ظن مگر مواردی که با دلیل خاص حجیتش ثابت شود . 2- حجیت ظن به طور کلی مگر مواردی که با دلیل خاص عدم حجیتش ثابت شود .

├ ■( ├ ■( مطلقاً@منه منع ما الّا)}ظن حجیت @ ├ ■( مطلقاً@الخاص بالدلیل منه خرج و منه ماخصّ الّا)}ظن حجیت عدم )}اصول در ظن پیرامون اقوال

ادله ی هر یک از صاحبان اقوال نیز مطرح شد و نقد و ردهایی هم که بر آن ادله وارد شده بود تا حدّی بیان گردید . هر کدام با بیان خود قائل به این بودند که از کتاب و سنت و عقل دلیل دارند .
شاید بتوان گفت لزومی ندارد در مورد حجیت ظن اینقدر با دقت عقلی با آن بر خورد کرد و همچنان که در علم اصول عرف به تنهایی یا نهایتاً عرف متشرعه دارای جایگاه می باشد می توان به این مسأله هم کمی از دید عرفی نگاه کرد و بحث عقلی صرف همان می شود که هر کدام از قائلین به حجیت و عدم حجیت یک سلسله ادله ای را مطرح می کنند و در نهایت هم این نزاع به نتیجه ای نمی رسد چرا که در میان ادله ی هر یک از آن ها رگه هایی از خلط شدن مبحث و مغالطه دیده می شود که به نظر می رسد به خاطر نگاه کلی و عقلی صِرف است و اینکه می خواهند به کلام واحدی برسند در صورتی که در ظن نمی توان به نتیجه واحدی رسید . به همین خاطر دیده می شود به طور ضمنی ادله ی هر

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع ارزش های اخلاقی، تعلیمات اجتماعی، روابط اجتماعی Next Entries منبع تحقیق با موضوع آیات و روایات، محکم و متشابه، مطلق و مقید