منبع تحقیق با موضوع عصر اطلاعات، پرسشگری، انتقال دانش، تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه ارشد

خلاق، آغازگر بوده و توانایی یادگیری مداوم را در طول زندگی داشته باشند.
مشاغل و نقشهای اجتماعی داراي درجهای از ثبات و قابليت پیش بینی هستند که افراد میتوانند به محض ترک مدرسه آنها را انجام دهند.
زمانی که افراد مدرسه را ترک میکنند، نوع شغلها و نقشهای اجتماعی که وارد آنها میشوند، بواسطه تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فنی و دنیایی مرتبط به هم جهانی دگرگون شدهاند.

3-5-6- تغییر مرجعیت دانش
در عصر اطلاعات مرجعیت دانش از مدارس به سوی دیگر منابع دانش تغییر میکند. زمانی مدارس و به تبع آن معلم و کتابهای درسی به عنوان یگانه مرجع دانش تلقی میشد. مدارس واسطههايي بودند که از طریق آن دانش از متخصصان رشتههای مختلف به دانشآموزان انتقال مییافت. مدارس تنها درگاههایی بودند که دانش و دستاوردهای علمی را طي فرايندي استاندارد با محتوايي يكسان و سالهای مشخص در سطح جامعه توزیع و به تک تک افراد منتقل میكردند. در سايه پيشرفتهاي فناورانه این اقتدار و مرجعیت دانش در مدارس در حال کم رنگ شدن است، بواسطه اینکه منابع متفاوتی برای دستیابی به دانش در حال ظهور است که با انعطاف بیشتر منابع مختلفی از دانش و اطلاعات را در دسترس میگذارد. کتابخانههای دیجیتال گرفته تا سایتهای تخصصی در زمینههای مختلف، از نجوم گرفته تا کیهانشناسی و زیستشناسی. بواسطه آن، چیزهایی که دانشآموزان از کتابهای غیر درسی یاد میگیرند بسیار بیشتر و متنوع تر از مباحثی است که در مدارس و از طریق کتابهای درسی انتقال داده میشود. زیرا اساساً مراجع دیگر این كار را بهتر، متنوع تر، سهلتر و با انعطاف بیشتری در اختیار قرار میدهند. اين دسترسی بلاواسطه دانشآموزان به منابع دانش نمایندگی انحصاری معلم و مدارس را در انتقال دانش به چالش کشیده شده است. در واقع معلم و محتوا به عنوان یکی از منابع ممکن است نه منبع اصلي اطلاعات. با چنين استدلالي فلسفه وجودی مدارس نمیتواند برای مدت زیادی بر اساس توزيعكنندگي دانش قابل توجیه باشد. البته این به معنای برچیده شدن ظاهری مدارس نیست چه بسا مدارس با این شیوه قدیمی و منسوخ به کار خود ادامه دهند و در ظاهر شکل پوشالي خود را حفظ کنند. از اين رو مدارس باید مأموریت جدیدی برای خود تعریف کند و به تغییر پاردایم از توزیعکنندگی اطلاعات به سوي مجهز كردن دانشآموزان براي کسب، مدیریت و توليد دانش در این دنیای مملو از اطلاعات بپردازند.

3-6- مهارتهای عصر اطلاعات و ارتباطات
بسياري از انديشمندان پرسشگري را به عنوان يكي از مهارتهاي عصر اطلاعات و ارتباطات بر شمردهاند. کوستا و کالیک (2000، 2009) 16 عادت ذهنی مهم که برای موفقیت در مدرسه، کار و زندگی ضروری است مشخص کردهاند كه پرسشگري و طرح مسئله يكي از این 16 عادت ذهنی است:
1. پشتکار: پشتکار داشتن در یک کار تا اتمام آن. متمرکز ماندن بر یک کار.
2. مدیریت تکانشگری: فکر کردن قبل از عمل. حفظ آرامش، فکورانه بودن، و اندیشمندانه
3. گوش دادن با فهمیدن و همدلی: اختصاص انرژی ذهنی به افکار و ایدههای فرد دیگر، به تعلیق در آوردن افکار خود برای درک نقطه نظرات و احساسات دیگران.
4. تفکر انعطافپذیر: جستجوی روشهای جدید. قادر به تغییر دیدگاهها، خلق جایگزینها، در نظر گرفتن گزینهها.
5. مهارتهای فراشناختی: تفکر درباره یادگیری
6. تلاش برای صحت و دقت: تمایل به دقیق بودن، امانتداری و صداقت.
7. پرسشگری و طرح مسئله: داشتن یک نگرش پرسشگری، دانستن اینکه چه دادههایی مورد نیاز است و توسعه استراتژیهای پرسشگری برای تولید اطلاعات است.
8. بگارگیری دانش قبلی در موقعیتهای جدید: استفاده از آنچه شما یاد بگیرند! دسترسی به دانش قبلی، انتقال دانش فراتر از وضعیت که در آن آموخته شد.
9. تفکر و برقراری ارتباط را با وضوح و دقت: تلاش برای برقراری ارتباط دقیق هم در نوشتن و هم در گفتن. اجتناب از تعمیم بیش از اندازه، تحریف و حذف.
10. جمع آوری دادهها از طریق تمامی حواس: جمع آوری اطلاعات از طریق تمام مسیرهای حسی -چشایی، بویایی، لمسی، حرکتی، شنوایی و بینایی.
11. خلق، تخیل و نوآوری: امتحان روش های مختلف. تولید ایدههای جدید و مبتکرانه.
12. واکنش همراه با شگفتانگیزی و احترام: درک کردن جهان بسیار جذاب و مرموز، و با شیفتگی به پدیدهها و زیبایی.
13. خطرپذیری مسئولانه: ماجراجو بودن؛ زندگی در لبه شایستگی فرد.
14. شوخ طبعی: یافتن موراد عجیب، نامتجانس و غیر منتظره. توانایی خندیدن به خود.
15. استقلال عقلانی: توانایی کار کردن با دیگران و آموختن از دیگران در موقعیت های متقابل.
16. گشوده بودن برای یادگیری پیوسته: یادگیری از تجارب. داشتن فروتنی و غرور زمانیکه میپذیریم نمیدانیم، مقاومت در برابر رضایت خاطر از دانستن قطعی بود.
همچنين مهرمحمدي (1391) برخورداري از ذهن پرسشگر و آبستن پرسش را به عنوان يكي از 12 مهارت اساسي براي زيست موفقيت آميز در عصر اطلاعات و ارتباطات برشمردهاند. شايان ذكر برخي از مهارت هاي ديگر اين فهرست با پرسشگري ارتباط عميقي دارند. اين مهارتها به شرح زير هستند:
1. سواد اطلاعاتی شامل سواد کامپیوتري، جستجوي موثر، کنش مسئولانه و هوشمندانه در محیط وب و کمک به افزایش بهره هوش جمعی و همچنین تسلط به زبان انگلیسی
2. دستیابی به سطوح عالیتر یادگیري دانش و بصیرت، ذهن ترکیب کننده
3. مدیریت دانش، خود سازماندهی یادگیري و اعمال آگاهانه مدیریت بر اکولوژي یادگیري خویشتن، یادگیري مادام العمر، خود اتکائی در یادگیري
4. فهم ماهیت فناوري سواد فناوري (تقویت اراده و حفظ تمرکز) بروز واکنش مناسب در برابر وسوسه دائمی به اصطلاح “سرك کشیدن” و “نوك زدن” به منابع مختلف
5. برخورداري از ذهن پرسشگر و آبستن پرسش
6. تقویت تمایل به حضور در متن واقعیتها و طبیعت به عنوان مجراي غیر قابل جایگزین شناخت و وسیلهاي ممتاز براي کسب معرفت
7. تربیت شهروندي و مهارتهاي زیست مردم سالارانه
8. خویشتنداري کف نفس و تقویت قدرت قضاوت عقلانی
9. مهارتهاي چند فرهنگی، سواد جهانی
10. فرد باوري تا مرز خلل به هویت جمعی
11. خویشتنداري و پرهیز از رفتارهاي غیراخلاقی خودستایانه یا خودپسندانه

3-7- پرسشگری در عصر اطلاعات
پرسشگري را ميتوان به عنوان شالوده اصلي برخي از موضوعاتي در نظر گرفت كه در زندگي عصر جديد نقش مهمي بازي ميكنند. مهارت پرسشگري در عصر اطلاعات و ارتباطات و توجه به پرورش آن از چند جهت داراي اهميت است كه در ادامه به بررسي آنها ميپردازيم.

3-7-1- ساخت (تولید) دانش
یکی از موضوعاتی که همواره در نظریههای ساخت و سازگرایانه برجسته بوده بحث ساخت يا توليد دانش195 است. اسکاردامالیا و همکارانش (2003) ساخت دانش را به عنوان فرایندی از ساخت و سازگرایی عمیق در نظر میگیرند. در عمیقترین شکل ساخت و سازگرایی، افراد مرزهای دانش را در جامعه خود گسترش میدهند. این هدف فعالیتهای آنها را هدایت کرده و شکل میدهد. فعالیتهایی مشخص مانند شناسایی مسائل، تعیین و پالایش اهداف، جمعآوری اطلاعات، نظریهپردازی، طراحی آزمایش، پاسخگویی به پرسشها و تایید نظریهها، ساخت مدلها، نظارت و ارزیابی فرایند پیشرفت و گزارش کردن بسوی ساخت دانش هدایت میشوند. از نظر اسکاردامالیا رویکردهایی که به عنوان ساخت و سازگرایانه شناخته میشوند بر روی پیوستاری قرار گرفتهاند که در دو سر آن ساخت و سازگرایی عمیق و محدود قرار دارند. اندیشه “اکتشاف هدایت شده” ساخت و سازگرایی حد وسطی را پیشنهاد میکند. این رویکرد ساخت و سازگرایی به عنوان یادگیری ساخت و سازگرایانه طبقه بندی میشود بیشتر از آنکه ساخت دانش در نظر گرفته شود. در اين رویکرد ساخت و سازگرایی، افراد از طریق پرسشگری، گفتگو و بهبود مداوم اندیشهها به درکی عمیق درباره موضوعی خاص و ساخت دانش نائل میآیند. در محدودترين نوع ساخت و سازگرايي دانشآموزان درگير فعاليتهاي ميشود كه در آنها انديشه ها حالت آشكار نداشته و بيشتر حالت ضمني دارند. در عميق ترين شكل ساخت و سازگرايي افراد به عنوان پيشتازان توسعه مرزهاي دانش در جامعه خود حركت ميكنند. شايان ذكر است مفهوم ساخت دانش و توليد دانش به نوعي ابهام آفرين است. در حالي كه ساخت دانش به مفهوم يادگيري نزديك است و اشاره دارد به دستيابي افراد به دانش موجود كه با تلاش و كوشش فردي اتفاق ميافتد. در حالي كه توليد دانش ميتواند به مفهوم افزودن به دانش موجود در نظر گرفته شود، همان فرايندي كه بصورت نظاممند توسط دانشمندان انجام ميشود.
با ورود به عصر اطلاعات و ارتباطات و ویژگیهای مترتب بر آن، اندیشه ساخت دانش تجلی ویژهای یافته است. در نظر گرفتن دانشآموزان به عنوان مصرف کننده و یادگیرنده صرف دانش و “ذخیره برای استفاده در آینده”196 دیگر نمیتواند برای حل مسائل و پاسخگویی به پرسشهای قرن 21 مفید و کافی باشد. در این قرن علاوه بر اینکه لازم است افراد را به مهارتهایی تجهیز کنیم تا دانش را به روشهای نوآورانه در بافتها و ترکیبهای جدید مورد استفاده قرار دهند (بولستاد، گیلبرت و همکاران، 2012) بلکه باید به مهارتهایی مجهز باشند تا اطلاعاتی را که از منابع مختلف به دست میآورند به دانش تبدیل کرده و در ساخت دانش مشارکت کنند. ساخت و سازگرايي به هر معني كه بكار برده شود ارتباط نزديكي با پرسشگري دارد. به عبارتي ديگر فرايند ساخت دانش چه به معني يادگيري باشد چه به معني توليد دانش با پرسشگري آغاز مي شود. بر این اساس نظامهای تعلیم و تربیت باید با بازاندیشی در روشهای مرسوم، ایجاد محیطهای یادگیری دانش ساخت197 را در دستور کار خود قرار دهند و پرسشگری را به عنوان اولین مرحله فرایند ساخت دانش مورد تأکید و ترغیب قرار میدهد. در واقع یک جامعه دانشمحور باید در وهله اول یک جامعه پرسشگر باشد تا بتواند با دستیابی به فرهنگی از پرسشگری به تولید دانش اقدام کند.
بر اساس اقتضائات عصر اطلاعات و ارتباطات، بازتولید دانش موجود دیگر نمیتواند هدف اصلی تعلیم و تربیت باشد، زیرا ممکن نیست بطور دقیق تعیین کرد افراد در زندگی پس از مدرسه به کدام دانش نیاز خواهند داشت، زیرا “آينده نامعلوم مبناي قابل اطميناني براي برنامهريزي درسي نيست” (آیزنر، 2004).

3-7-2- گزینشگری آگاهانه
در طوفان اطلاعات یافتن مسیر درست بسیار دشوار است. در کنار امکان دسترسی به اطلاعات فراوان، مشکلات چشمگیری در بهرهگیری از انبوه اطلاعات بروز مینماید. در این میان، مشکل تشخیص و گزینش اطلاعات معتبر در پدیده آلودگی اطلاعات خود را نشان میدهد (مهرمحمدی و همکاران، 1383). پرسه زدنهای بیهدف در دریای بیکران اطلاعات یکی از مهمترین چالشهای این عصر است که موجب میشود به جای بهرهبرداری مناسب از اطلاعات موجود اسیر امواج خروشان و طوفان این دریا شده و بیهدف و سرگردان با هر موجی جابجا شویم. اگر ما پرسشی نداشته باشیم به دنبال کدام پاسخی باید باشیم؟ بنابراین باید بپذیریم یکی از مهارتهای اساسی مورد نیاز و برجسته انسان عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات گزینشگری آگاهانه اطلاعات است. چنین مهارتی، لزوماً در نتیجه گذر زمان و افزایش سن به دست نمی‌آید بلکه محصول توانایی پرسشگری و تفکر انتقادی است. داشتن چنین مهارتی است که میتواند بشر امروزی را در برابر آسیب‌ها توانمند ساخته و ما را از گمگشتگی در این دریای بیکران برهاند. در واقع رسالت جديد نظامهای آموزشي متناسب با ويژگيهاي عصر جديد، قادر ساختن نسل جديد به گشت و گذار جدی، جهتدار و هدفدار در منابع اطلاعاتي بیحد و حصر است که مهمترین پیش نیاز آن را باید مجهولات و پرسشهای فرد دانست (مهرمحمدی، 1384). پرسش فیلتر شناختی و عاطفی مناسبی است که از پرسه زدنهای بی جهت و هدف در دشت بیکران اطلاعات جلوگیری میکند. دست و پا زدن در دریای اطلاعات نه تنها موجب رشد و کمال نیست، بلکه میتواند موجب هلاک باشد. دست کم حجم و وسعت بیسابقه اطلاعات در عرصههای مختلف میتواند اضطراب، احساس درماندگی و یأس ایجاد کند و بدین ترتیب سلامت، امنیت و بهداشت روانی فرد را به مخاطره بیندازد. پرسش خوب، حکم نقشه راه یا وسیله نجات را دارد. پرسش میتواند به معنادار شدن اطلاعات بینجامد یا

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع آموزش و پرورش، عصر اطلاعات، فناوری اطلاعات، دسترسی به اطلاعات Next Entries منبع تحقیق با موضوع عصر اطلاعات، تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش، فناوری اطلاعات