منبع تحقیق با موضوع عزل و نصب

دانلود پایان نامه ارشد

تضمين مي‌کرد.
– بسياري از طرفداران محمدرضا شاه به‌خصوص نظاميان معتقد بودند که مصدق قصد سرنگوني رژيم سلطنتي و تشکيل يک نظام جمهوري را دارد.
– شاه به‌شدت با اين (قبول پست وزارت جنگ توسط مصدق) مخالفت کرد.
– پس از استعفاي مصدق شاه احمد قوام را به نخست‌وزيري برگزيد.
– قوام معتقد به راه‌حلي سياسي براي اين بحران بود.
– قوام در دولت قبلي‌اش کاشاني را تبعيد کرده بود و هيچ علاقه‌اي به دخالت روحانيون در قدرت نداشت.
– شاه مايل به استفاده از ابزار نظامي براي سرکوب مردم نبود.
ارزش‌هاي منتسب به آيت‌الله کاشاني و نيروهاي مذهبي:
– آيت‌الله کاشاني متحد مصدق بود.
– آيت‌الله کاشاني مردم را به شرکت در تظاهرات در حمايت از مصدق تشويق کرد.
– آيت‌الله کاشاني گفت: پشتيباني از جنبش ملي کردن نفت وظيفه‌اي شرعي است.
– افکار و انديشه‌ي آيت‌الله کاشاني از حکومت اسلامي اين بود که بايد حاکميت ملي در اختيار مردم ايران قرار گيرد. بيگانگان بر کشور مسلط نباشند.
– اکثريت قريب به‌اتفاق رهبران بانفوذ شيعه در آن زمان مخالف دخالت دين در سياست بودند و از همين رو با آيت‌الله کاشاني همراهي نمي‌کردند.
– کاشاني قوام را دشمن دين خواند و از شاه خواست او را برکنار کند.
– کاشاني خيلي کارکرد. فضاي جامعه را خيلي خيلي داغ کرد و هي اعلاميه پشت، اعلاميه مي‌داد.
– بيانيه آيت‌الله کاشاني: دهانه‌ي تيز انقلاب را با جلوداري خودم مستقيماً متوجه دربار خواهم کرد.
– در 30 تيرماه 1331 هواداران کاشاني و مصدق، عليه شاه و قوام قيام کردند.
– بقاي مصدق تا ميزان زيادي به حمايت کاشاني بستگي داشت
– کاشاني عليه مصدق موضع‌گيري کرد.
– هواداران هر يک سهم بيشتري در حکومت مي‌خواستند و مايل نبودند ديگري را در قدرت سهيم کنند.
– آيت‌الله کاشاني خود را در قيام ?? تير سهيم مي‌دانست. داعيه‌ي دخالت در حکومت هم داشت.
– کاشاني کابينه‌ي مصدق را که از وزراي غيرمذهبي تشکيل‌شده بود تائيد نمي‌کرد و هواداران او مصدق را آلت دست بيگانه مي‌خواندند.
ارزش‌هاي منتسب به حزب توده و کمونيست‌ها:
– ترس مشترک از کمونيسم هم روابط شاه و رهبران مذهبي را مستحکم‌تر مي‌کرد.
استناد:
صحبت‌هاي محمود کاشاني- فرزند کاشاني، عزت‌الله سحابي- سياستمدار مليگرا ، نصرت‌الله خازني- کارمند دفتر مصدق
پيش‌فرض:
– هر جا روحانيون وارد سياست شده‌اند دچار فساد شده‌اند، اين مسئله استثناء بردار نيست.
– ديگر بزرگان ديني زمان آيت‌الله کاشاني مانند آيت‌الله بروجردي بود که خود را از مسائل سياسي دور نگه‌مي‌داشتند کار درستي انجام دادند.
– آيت‌الله کاشاني فردي قدرت‌طلب بود که به بهانه مبارزه با استعمار وارد دنياي سياست شده بود.
– مصدق حق نداشت از شاه وزارت دفاع را مطالبه نمايد.
– طلب وزارت دفاع از شاه، نشانه‌اي بود که طرفداران شاه مبني بر توطئه عليه نظام سلطنتي را بيشتر کرد.
– شاه حق داشت روابط خود را با ارتشي‌ها نزديک و مستحکم نگه دارد؛ زيرا پدرش هم از طريق کودتا به حکومت رسيده بود. (هميشه بايد ارتش را تحت سيطره خودش نگه داشت)
– جدايي دين از سياست يک اصل خدشه‌ناپذير در سياست و اداره جامعه است.
– مبارزه و ايستادگي مقابل انگليس و قدرت‌هاي جهاني کاري نادرست و بيهوده است و به‌جاي آن بايد با آنها تعامل و روابط دوطرفه داشت.
– قوام به‌عنوان يک سياست‌مدار باتجربه و نه يک عنصر خودفروخته مخالف مواضع مصدق بود و تلاش داشت با مذاکره و راه‌حل سياسي، بحران را ختم به خير کند
– مواضع آيت‌الله کاشاني عليه قوام به خاطر مسائل شخصي و تبعيد ايشان به خارج از کشور بود.
– شاه عليرغم توان استفاده از نيروي نظامي اجازه چنين کاري را به قوام نداد.
– مصدق انسان منطقي و قانون‌مندي بود که با استعفا دست‌به‌کاري نزد درحالي‌که آيت‌الله کاشاني که به دنبال قدرت و قانون‌گريزي بود؛ دست به اعتراض عليه انتخاب شاه زد.
– پس از حوادث 30 تير و تأثيرگذاري آيت‌الله کاشاني در آن؛ وي تمام تلاش خود را براي سهم‌ خواهي از دولت به‌کار گرفت و اين امر ناشي از قدرت‌طلبي او بود.
– مصدق که فردي آزاده بود و به کسي براي اداره کشور باج نمي‌داد، اين امر براي آيت‌الله کاشاني و طرفدارانش گران تمام شد و با وي به مخالفت پرداخت.
– مذهبي‌ها انسان‌هايي هستند که مخالفان خود را متهم به جاسوسي و همکاري با بيگانگان مي‌کنند.
– آيت‌الله کاشاني و طرفدارانش براي اثبات ادعاي خود در مورد جاسوس بودن مصدق دليلي ارائه نمي‌کنند، تنها وي را متهم مي‌کنند.
دلالت‌هاي ضمني:
تداعي:
– تداعي نظرات فلاسفهي سياسي غربي در مورد ادارهي جامعه که با مثال آوردن از کشورهاي غربي، تلاش مي‌کنند تا دين را عامل جلوگيري از پيشرفت جامعه نشان دهند.
– قيام آيت‌الله کاشاني تداعي‌کنندهي اعلاميهي مبارزاتي امام خميني(ره) در سال‌هاي 42 تا 57 است.
– اتهام‌هايي که فرزند آيت‌الله کاشاني به مصدق وارد مي‌کند، يادآور اتهاماتي است که نيروها و مسئولان جمهوري اسلامي و به‌خصوص اصول‌گرايان به مخالفان خود و اصلاح‌طلبان وارد مي‌کنند.
– مخالفت‌ها و سرسختي‌هاي مصدق عليه زيادهخواهي و سهم‌خواهي آيت‌الله کاشاني، يادآور آزادگي و حرّيت و عدم وابستگي وي به فرد و يا جناحي خاص است
تلقين:
– نويسنده تلاش دارد تا حرکت و مبارزهي ضد استعماري آيت‌الله کاشاني را يک حرکت قدرت‌طلبانه و حتي ضد جريان رسمي مذهبي کشور نشان دهد.
– متن تلاش دارد تا با ارائهي تصويري مثبت از قوام و يادآوري تبعيد آيت‌الله کاشاني توسط وي، مخالفت آيت‌الله کاشاني را با قوام در حد يک خصومت شخصي و ترس از تزلزل جايگاه خود نشان دهد.
– متن براي القاي قدرت‌طلبي آيت‌الله کاشاني، اختلاف ايشان را با مصدق بر سر تقسيم و سهم‌خواهي نشان مي‌دهد.
– متن براي القاي اين باور که آيت‌الله کاشاني و طرفدارانش تا چه حد قدرت‌طلب هستند، با پخش صحبت‌هاي فرزند آيت‌الله کاشاني در مورد جاسوس بودن مصدق نشان دهد که آنها براي محکوم کردن مخالفان خود از هر حربه و ترفندي استفاده مي‌کنند.
اجماع:
– نويسندهي متن درصدد است تا همان‌گونه که رواي بيان مي‌کند “مصدق به جدايي دين از سياست اعتقاد داشت”، اثبات کند که بهترين روش ادارهي کشور و حکومت‌‌داري، بدون دخالت رهبران و عالمان ديني است. در ادامه براي اقناع مخاطب خود به اختلافات بين دکتر مصدق و آيت‌الله کاشاني اشاره مي‌کند و دلايل آن را سهم‌خواهي و قدرت‌طلبي آيت‌الله کاشاني برمي‌شمرد. حتي زماني که از مخالفت آيت‌الله کاشاني با قوام سخن بهميان مي‌آيد، با اشاره به تبعيد ايشان به لبنان در سال‌هاي قبل، تلاش دارد تا به اين مخالفت رنگ و بوي کينهي شخصي و دشمني قبلي بدهد. در واقع اين آيت‌الله کاشاني به‌عنوان رهبر طيف مذهبي مبارزان ملي کردن صنعت نفت، طبق پيش‌فرض نويسنده نه بهخاطر مقابله با استعمار خارجي و منافع ملي، بلکه بهدنبال نفع شخصي و دشمني قبلي به مخالفت با قوام (سياستمدار کارکشته و باسابقه به‌زعم کارگردان) برخاسته بود. بنابراين “جدايي دين از سياست”‌ گزاره‌اي درست و قابل ‌اعتناست. در مقابل، دکتر مصدق با مخالفت با خواسته‌هاي نامعقول اطرافيان آيت‌الله کاشاني براي دخالت در دولت و عزل و نصب‌ها، نشان داد که حاضر به باج دادن به هيچ فرد يا گروهي نيست. در انتهاي مضمون نيز با نشان دادن صحبت‌ها و اتهامات فرزند آيت‌الله کاشاني به مصدق، به ‌مخاطب مي‌قبولاند که گروه‌هاي سياسي مذهبي تمام مخالفان خود را با برچسب‌زني و اتهام، از ميدان بهدرکنند.
گزاره‌هاي اساسي:
– مصدق به اين جدايي دين از سياست اعتقاد داشت.
– رهبران بانفوذ شيعه و مراجع وقت با شاه رابطه خوبي داشتند.
– طرفداران شاه به مصدق در مورد اقدام وي براي سرنگوني رژيم سلطنتي و تشکيل نظام جمهوري ظنين بودند.
– قوام معتقد به راه‌حل سياسي براي حل بحران نفتي بود.
– آيت‌الله کاشاني در مورد عزل قوام شاه را تهديد کرد.
– 30 تير نقطه عطف در تاريخ ايران بوده که نشان داد مردم نقش مهمي در اداره کشور مي‌تواند داشته باشد.
– آيت‌الله کاشاني و مصدق در زمان کوتاه بيش از 20 ماه به اختلاف برخورد کردند و دليل آن سهم خواهي آيت‌الله کاشاني و اطرافيانش از دولت مصدق بود.
– هواداران آيت‌الله کاشاني، مصدق را به همکاري با بيگانگان (انگليسي‌ها) متهم مي‌کنند.
6-1-2-4- مضمون ششم: نزديکي حزب توده به مصدق
زمان: 28:45 – 30:45
زماني که کاشاني و بسياري از حاميان ديگر مصدق به او پشت کردند، حزب توده موضع دوستانه‌تري نسبت به او و دولتش گرفت.
محمدعلي عموي، عضو حزب توده‌ي ايران: ما بعد از 30 تير ?? وفادارترين نيروي هوادار مصدق بوديم، نزديک‌ترين ياران مصدق در لحظات حساس رهايش کردند و اين حزب توده‌ي ايران بود که مرتب از جمعيت ملي مبارزه با استعمار نشست‌هايي داشت با مصدق و برخي از اعضاي کابينه‌اش.
هواداران مصدق مي‌گويند که او دلايل خاصي براي آزاد گذاشتن فعاليت توده‌اي‌ها داشت. دلايلي که او خود هيچ‌گاه به زبان نياورد.
نصرت‌الله خازني، کارمند دفتر مصدق: فلسفه‌اش که نگه‌داشته بود، اين بود که؛ به آمريکايي‌ها و انگليسي‌ها بگويد که اگر من در قضيه‌ي ملي شدن صنعت نفت شکست بخورم، مردم به حزب توده و روس‌ها روي خواهند آورد. آن‌وقت، وقتي حزب توده حاکم شد، پاي روس‌ها هم به ايران کشيده مي‌شود و تا خليج‌فارس مي‌روند. اين را معذرت مي‌خواهم، عوامانه بگويم که اين را يک لولو درست کرده بود در مقابل آمريکا و انگليس.
بار ديگر مصدق در پيش‌بيني واکنش دولت آمريکا به فعاليت کمونيست‌ها اشتباه کرد.
مارک گازيورفسکي، دانشگاه ايالتي لوئيزيانا: در آن زمان ترس اصلي دولت آمريکا اين بود که کمونيست‌ها در سرتاسر جهان نقشه‌ي تصاحب قدرت از طرف جنبش‌هاي ملي و مردمي را داشتند به اين طريق که به جنبش‌هاي ملي مي‌پيوستند و کم‌کم خودشان قدرت را تصاحب مي‌کردند.
استخراج اطلاعات مضمون ششم:
واژگان:
مثبت: وفادارترين نيرو، هوادار؛
منفي: لولو؛
افراد و نهادها:
حزب توده: جمعيت ملي مبارزه با استعمار،
قطب‌بندي:
ارزش‌هاي منتسب به دکتر مصدق و جبهه ملي:
– هواداران مصدق مي‌گويند که او دلايل خاصي براي آزاد گذاشتن فعاليت توده‌اي‌ها داشت.
– اين را يک لولو درست کرده بود در مقابل آمريکا و انگليس.
ارزش‌هاي منتسب به حزب توده و کمونيست‌ها:
– زماني که کاشاني و بسياري از حاميان ديگر مصدق به او پشت کردند، حزب توده موضع دوستانه‌تري نسبت به او و دولتش گرفت.
– ما (حزب توده) بعد از 30 تير ?? وفادارترين نيروي هوادار مصدق بوديم
– در قضيه‌ي ملي شدن صنعت نفت شکست بخورم، مردم به حزب توده و روس‌ها روي خواهند آورد.
– به جنبش‌هاي ملي مي‌پيوستند و کم‌کم خودشان قدرت را تصاحب مي‌کردند.
استناد:
صحبت‌هاي محمدعلي عموي- عضو حزب توده‌ي ايران، مارک گازيورفسکي- دانشگاه ايالتي لوئيزيانا؛
پيش‌فرض:
– خطر حزب توده در اواخر دوره مصدق امري ملموس و در مرحله هشدار بود.
– مصدق از خطر جدي حزب توده و کمونيست‌ها آگاه نبود.
– کمونيست‌ها در دهه 50 ميلادي و جنگ سرد، در ساير نقاط جهان کشورهاي زيادي را به بلوک شرق کشاندند.
دلالت‌هاي ضمني:
تداعي:
– قدرتگيري حزب توده و ترس مردم، تداعي‌کنندهي روزهاي اوليهي پس از پيروزي انقلاب است که اعضاي حزب توده و ساير گروه‌هاي کمونيستي و مارکسيستي بهترويج افکار و اعتقادات خود و عضوگيري مي‎‌پرداختند.
تلقين:
– متن تلاش دارد تا با تمرکز روي حزب توده، خطر و نگراني آمريکايي‌ها را از نفوذ کمونيست‌ها و شوروي در ايران جدي و واقعي نشان دهد.
اجماع:
– نويسنده با همدلي با آمريکايي‌ها و حق دادن به آنها تلاش دارد تا مخاطب را قانع کند که خطر سقوط ايران و تسلط شوروي در ايران جدي و واقعي بوده است و اين خطر را تا حد از دست رفتن تماميت ارضي ايران به‌واسطهي حزب توده و توسط شوروي آن روز، کاملاً جدي و غير قابل ‌انکار مي‌داند.
گزاره‌هاي اساسي:
– ما (حزب توده) بعد از 30 تير وفادارترين نيروهاي هوادار مصدق بوديم.
– مصدق قصد داشت از اهرم حزب توده براي تحت‌فشار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی امیرالمومنین، صراط مستقیم، صلح حدیبیه Next Entries منبع تحقیق با موضوع استفاده از زور، دولت اصلاحات، وزارت خارجه