منبع تحقیق با موضوع ظاهر و باطن

دانلود پایان نامه ارشد

را تعهّد كردند تا كارش نيكو شود. و در شهر لحسا مسجد آدينه نبود و خطبه و نماز نمى‏كردند، الّا آنكه مردى عجمى آنجا مسجدى ساخته بود، نام آن مرد علىّ بن احمد، مردى مسلمان و حاجى بود و متموّل. و حاجيان كه بدان شهر رسيدندى او تعهّد كردى.و در آن شهر خريد و فروخت و داد و ستد به سرب مى‏كردند. اگر كسى نماز كند او را باز ندارند، و ليكن خود نكنند. و چون سلطان برنشيند هر كه با وى سخن گويد، او را جواب خوش دهد، و تواضع كند. و هرگز شراب نخورند. و پيوسته اسبى تنگ بسته با طوق و سرافسار به در گورخانه بو سعيد به نوبت بداشته باشند، روز و شب، يعنى چون بو سعيد برخيزد بر آن اسب نشيند. و گويند بوسعيد گفته است فرزندان خويش را كه “چون من بيايم و شما مرا باز نشناسيد، نشان آن باشد كه مرا با شمشير من بر گردن بزنيد، اگر من باشم در حال زنده شوم”. و آن قاعده بدان سبب نهاده است تا كسى دعوى بوسعيدى نكند. و يكى از آن سلطانان در ايّام خلفاى بغداد با لشكر به مكه شده است وشهر مكه ستده و خلقى مردم را در طواف در گرد خانه كعبه بكشته و حجر الاسود از ركن بيرون كرده و به لحسا برده و گفته بود “اين‏ سنگ مقناطيس مردم است، كه مردم را از اطراف جهان به خويشتن مى‏كشد”. و ندانسته كه شرف و جلالت محمّد مصطفى، صلّى اللّه عليه و آله بدانجا مى‏كشد، كه حجر از بسيار سالها باز آنجا بود و هيچ كس به آنجا نمى‏شد. و آخر حجر الاسود از ايشان باز خريدند و به جاى خود بردند. و در شهر لحسا گوشت همه حيوانات فروشند، چون گربه و سگ و خر و گاو و گوسپند و غيره، و هر چه فروشند سر و پوست آن حيوان نزديك گوشتش نهاده باشد، تا خريدار داند كه چه مى‏خرد. و آنجا سگ را فربه كنند همچون گوسپند معلوف، تا از فربهى چنان شود كه نتواند رفتن، بعد از آنش بكشند و بخورند.141
داعي اباحه گر:
ذکار مي گويد بعد از اينکه داعي الدعاة فيروز به علي بن فضل ملحق شد، او در اعلاني در باب قيامت کبري به اصحابش گفت: من امام مهدي هستم و شما را به خودم دعوت مي کنم ….. و مباح کرد براي آنها هرآنچه برايشان حرام بود و براي آنها گفت که بهشتي که در قرآن کريم ذکرش آمده همانا دخول در همين لذتهايي است که از اين مردم کتمان و منع شده است …. محارم را نقض کرد و شرايع را نسخ نمود و بعد از آن ادعا نمود که او پيامبري است که به وسيله او خداوند نبوت محمد (ص) را نسخ نموده بدين گونه که هرآنچه بر او حرام بوده حلال نموده ……. و مي گفت که من به راحتي اجازه داده شده و اباحي گري محض مبعوث شده ام که منظور ترک عبادات و پشت پا انداختن محضورات مي باشد.142 همچنين در کتاب “العسجد المسبوک فيمن ولي اليمن من الملوک” در باره علي بن الفضل آمده است که او وقتي به صنعاء رفت مذهب و دين خبيث خود را آشکار کرده و مرتکب محضورات شرعي گشت و براي اصحابش شرب خمر و نکاح با دختران و خواهران و ديگر محرمات را مباح کرد و ….143 قاضي نعمان نيز مي گويد: او محارم را حلال مي شمرد و از ظاهر شريعت روگرداني کرد و مردم را به اباحه گري دعوت مي نمود.144 درباره ابن فضل گفته شده است که اکثر مراجع سني و حتي اسماعيلي قائلند که اين داعي از شريعت اسلامي و مذهب اسماعيلي خارج است. آن هم به دليل اعتقاد ابن فضل به آزادي از اوامر شرعي و مباح بودن ازدواج با محارم بوده است.145 ابن فضل در شعري عقايد اباحه گرانه خود را اين گونه توضيح مي دهد:146
خذي الدف ياهذه و العبي‌ و غني هزاريک ثم اطربي‌
تولي نبي بني هاشم‌ و هذا بني بني يعرب‌
أحل البنات مع الأمهات، و من فضله زاد حل الصبي
‌ و قد حط عنا فروض الصلا ة و حط الصيام و لم يتعب
‌ إذا الناس صلوا فلا تنهضي‌ و إن صوموا فکلي و اشربي
‌ و لا تطلبي السعي عند الصفا و لا زورة القبر في يثرب‌
و لا تمنعي نفسک المعرسين‌ من الأقربين أو الأجنبي‌
فکيف حللت لهذا الغريب‌ و صرت محرمة للأب‌
أليس الفراش لمن ربه‌ و رواه في الزمن المجدب
‌ و ما الخمر إلا کماء السماء حلالا فقدست من مذهب
وصلّ الهي علي احمد و أخز الفويسق من يعرب
و حرّم عليه جنان النعيم فقد باح بالکفر لم يرقب
مير خواند در روضه الصفا مي نويسد: مذهب قرمطيان به درستي معلوم نبود و بعضي مي گويند که مردم را به نبوت احمد بن محمد بن الحنفيه مي خواندند.147 برنارد لوييس نيز مي گويد که بعضي از مستشرقين مانند کازانو قائلند که قرمطيان ريشهاي حنفي از محمد بن حنفيه دارند.148 در اين باره در تاريخ طبري آمده است که “از جمله چيزهايي كه از مذهب اين قرمطيان حكايت كرده‏اند اين است كه نوشته اي آوردند كه در آن چنين آمده بود: “به نام خداى رحمان رحيم، بدو شناسانيد كه نماز چهار ركعت است، دو ركعت پيش از برآمدن خورشيد و دو ركعت پيش از فرو رفتن آن، و اذان در هر نماز اينست كه گويد: الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر، اشهد ان لا اله الا الله، دو بار، اشهد ان آدم رسول الله، اشهد ان يوحنا رسول الله، اشهد ان ابراهيم رسول الله، اشهد ان موسى رسول الله، اشهد ان عيسى رسول الله، اشهد ان محمدا رسول الله و اينكه در هر ركعت استفتاح را كه بر احمد بن محمد بن حنفيه نزول يافته خواند. قبله به طرف بيت المقدس است، حج نيز به بيت المقدس است. روز جمعه، روز دوشنبه است كه در آن كار نبايد كرد، سوره اين است: “الحمد لله بكلمته و تعالى- باسمه المتخذة لاوليائه باوليائه. قل ان الاهلة مواقيت للناس ظاهرها ليعلم عدد السنين و الحساب و الشهور و الايام و باطنها اوليائى الذين عرفوا عبادى سبيلى، اتقون يا اولى الالباب و انا الذى لا اسأل عما افعل و انا العليم الحكيم و انا الذى ابلو عبادى و امتحن خلقى فمن صبر على بلائى و محنتى و اختبارى القيته فى جنتى و اخلدته فى نعمتى و من زال عن امرى و كذب رسلى اخلدته مهانا فى عذابى و اتممت اجلى و اظهرت امرى على السنة رسلى و انا الذى لم يعل على جبار الا وضعته و لا عزيز الا اذللته و ليس الذى اصر على امره و داوم على جهالته و قالوا لن نبرح عليه عاكفين و به مؤمنين اولئك هم الكافرون.” آنگاه ركوع كند و در ركوع خويش بگويد: “سبحان ربى رب العزة و تعالى عما يصف الظالمون.” اين را دو بار بگويد، و چون سجده كند بگويد: “الله اعلى، الله اعلى، الله اعظم، الله اعظم”. از رسوم شرايع وى اين است كه روزه به هر سال دو روز است كه روز مهرگان است و نوروز، نبيذ حرام است ولي شراب حلال است. در جنابت غسل لازم نيست مگر وضويى همانند وضوى نماز. هر كه با وى نبرد كند، كشتنش واجب است و هر كس از مخالفان كه با وى نبرد نكند، جزيه از او گرفته شود. حيوان نيش دار و حيوان پنجه دار خورده نمي شود.”149 پس از آن‏ که خلافت فاطميان شکل گرفت، اختلافات ميان فاطميان و قرمطيان عميق‏تر شد، هنگامي که خبر ربودن حجر الاسود و غارت قافله حجاج و حمله به مکه معظمه و کشتار حاجيان در حرم به عبيد اللّه مهدي رسيد، نامه‏اي به ابوطاهر امير لحسا نوشت و در آن وي را سرزنش کرد و گفت که تو در تاريخ لکّه سياهي براي ما بجا گذاشتي که زدودني نيست و گذشت زمان آن را پاک نخواهد کرد. تو با اين کارت سلسله ما را و مذهب ما و داعيان ما را بدنام کردي و زنديق و بي‏ايمان جلوه دادي.150 در زمان فاطميان، قرمطيان همچنان عقايد خود را که به نظر شاخه فاطمي اسماعيليه آن را رد کرده بود، مستحکم حفظ کرده بودند. مثلا تصور تناقض آميز آنها از شريعت اسلام که بر اين اساس طرفداران شان مدعي بودند که معناي باطني نهفته در پشت صورت لفظي شريعت و قرآن کريم، جايگزين معناي لفظي و ظاهري شده است. براي اين گروهِ معتقد به معناي باطني و نهفته شريعت، شريعت اسلامي بدان صورتي که ديگر مسلمانان سني و شيعه عمل مي کردند ديگر قابل کار بستن و عمل نبود. به همين روي وجوب عمل کردن به شعائر و آيين هاي اسلامي از ميان رفته بود.151همچنين معز خليفه فاطمي نامه اي به حسن بن احمد قرمطي نوشت و در آن از شريعت گريزي او انتقاد کرد. او در اين نامه براي استدلال خود به آيات گوناگوني از قرآن کريم از جمله آنها آيه 122 سوره توبه “فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَه مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّين …” و آيه 13 سوره شوري “شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً …” استناد کرده است. او به آنچه در سنن و واجبات جمع شده و شرايع قديم و سنن قاطع و فراميني که شريعت از واجب و سنت و قطع و يقين صادر کرده براي اقرار به خداوندي خداوند يکتا استفاده مي کند. او از حضور خود در فسطاط مي گويد و آن که در هنگامه حکومت داري حدود را با براهين آشکار برپاشته و شهر را مطابق احکام و آداب الهي و حق و صواب اقامه کرده است. او حسن بن احمد را جدا شده از هدايت آباء و اجداد و به دور از دين پيشينيان و کسي که از فرقه سنت و جماعت خارج شده مي داند. معز به حسن مي گويد که بدترين گناهان را برگردن گرفتي. او قائل است که قيامت فرا رسيده و خورشيد از مغرب طلوع کرده است. او با ذکر آيه اي از قرآن در باب قيامت حسن را وعده به آن روز مي دهد که عملش ضايع مي شود چون زندگاني دنيا را به آخرت ترجيح داده و دچار هوي و هوس شده است. “با جعفر بن فلاح جنگيدي و بر خداوند گستاخي ورزيدي فرمان او را زير پاي گذاشتي آنگاه اموال آنان را مباح شمردي و زنانشان را آواره کردي و چيزي تو را از ريختن خون دين باز نداشت و به عهد و يقين پاي بند نبودي و بيني تو مالامال از هلاکت و شقاوت و سخت دلي و کشتار بود. آيا اينها باعث بيداري و مانع عمل تو و موجب تذکر و بازدارنده از اعمال تو نيست؟” آيا از کتاب خداوند عبرت نمي گيري که فرمود : “وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا”152 معز مي گويد تو با خداوند و اولياي او دشمني ورزيدي و کفر و طغيان و بهتان برايشان روا داشتي. معز حسن را توصيه مي کند که به جبران مافات پرداخته و هر آنچه از مردان و زنان که اسير کرده و اموالي را که غصب کرده تا آخرين مورد که حتي عقال شتران باشد بازگرداند و يا اينکه منتظر قصاص باشد. که در هر دو صورت شايد مقداري از گناهان او کاسته شود. معز کاملا به عنوان يک امام واجب الطاعة و حاکم شرع سخن مي گويد. او در پايان نامه خود با الهام از آيات قرآن وعده آتش زبانه کش را به دروغ گويان مي دهد و فرجام فاسقان را هلاکت مي داند و از افسوس آنها براي بازگشت به دنيا و انجام عملي جز اين که انجام داده اند مي گويد.153
2-3 فقه و شريعت از منظر انديشمندان اسماعيليه نخستين
از حيث تاريخي، تا قبل از شکل گيري دولت فاطمي، پيروان فرقه اسماعيليه را اسماعيليان نخستين نام مي برند. در بين اين گروه از اسماعيليان، انديشمنداني همچون ابوحاتم رازي و ابويعقوب سجستاني وجود داشتند که به بيان نظريات و انديشه هاي خود در باب اعتقادات اسماعيلي اما با رويکردي غير فاطمي پرداختند. در اين بخش از پژوهش، به بيان وجوه بارز انديشه دو تن از مهمترين متکلمين اين دوره يعني ابوحاتم رازي و ابويعقوب سجستاني در باب شريعت و همراهي ظاهر و باطن دين مي پردازيم.
2-3-1 شريعت از منظر ابوحاتم رازي
يکي از داعيان بزرگ دوره اسماعيليان نخستين، احمد بن حمدان رازي معروف به بوحاتم باطني داعي ري و آذربايجان بوده است. او در سال 260 ق به دنيا آمده است. اهل فشاپويه نزديک ري بوده، و خود نيز در کتاب الزينه گفته است که با زبان فارسي پرورش يافته است.154 ابوحاتم پس از سال 290ق به امر دعوت اسماعيلي پرداخت. ابوحاتم در فقه، کلام و فلسفه مهارت داشته و تاليفات او نيز در همين موضوعات است. کرماني که خود از داعيان ممتاز اسماعيليه است، او را از زمره شيوخ دعوت برشمرده است که به “سداد طريقه” معروف اند.155 فعاليتهاي ابوحاتم با تاسيس حکومت فاطمي همزمان بود، ولي او به فاطميان نپيوست و بر همان اعتقادات اسماعيليه نخستين باقي ماند. به همين خاطر رابطه او با قرامطه بحرين که آنان نيز بر اعتقادات پيشين بودند و عبيدالله

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع ناصر خسرو، حجرالاسود، مسجد الحرام، وجود خداوند Next Entries منبع تحقیق با موضوع ظاهر و باطن، نماز جماعت، سوره بقره، امام صادق