منبع تحقیق با موضوع ظاهر و باطن، کشف المحجوب، حضرت محمد (ص)، خلف بن احمد

دانلود پایان نامه ارشد

ترجيح مي دهند. آن چنان که شاهد موارد بسياري از قتل نفس، أخذ اموال ديگران و ارتکاب محرمات هستيم و اين نيست مگر به دليل شهوت غريزي مردم که آنها را به اين اعمال مي کشاند و غلبه بر عقول آنها پيدا مي کند و آنها به دليل علاقه زياد به دنيا، زن و فرزند و حرصي که براي اندوختن اموال مي زنند، به اين کارها روي مي آورند. در حالي که پيامبران به نصب امامان و حاکماني مي پردازند که دستهاي سفها را قطع کنند و جاهلان را تعليم دهند و ضعيفان را ياري نمايند و حدود الهي چون قصاص را در جامعه اجرا نمايند و اهل فساد را قلع و قمع نمايند.189
2-3-2 ابويعقوب سجستاني و شريعت اسماعيليه
ابويعقوب سجستاني يکي ديگر از داعيان بزرگ اسماعيلي بوده است. نام وي اسحاق بن احمد است و در سيستان به دنيا آمده است. گاه از وي با نام ابويعقوب سجزي نيز ياد شده است. اطلاعاتي از مکان و زمان تولد و رشد او موجود نمي باشد. او در سال322 ق در بغداد مشغول تحصيل بوده و بعد از قتل نسفي در 322 ق سجستاني جانشين وي شد. احتمالا او در سال 322 ق از اعضاي دعوت بوده و بعد از ابوحاتم رازي داعي كل منطقه ايران شده است. براي سجستاني دور اسلام با آمدن قائم محمد بن اسماعيل به پايان رسيده بود امّا با گذشت زمان، سجستاني بعضي از نظريات تند و اباحي خود را تعديل کرد. وي در آخر عمر از قرامطه جدا شده و به فاطميان پيوست واين مساله به وسيله المعزلدين الله انجام گرفت و باعث شد كه تمام قرامطه ايران به فاطميان بپيوندند.190 وي را اندك زماني بعد از سال 361 ق به دستور حكمران سيستان، خلف بن احمد به قتل رسانيده اند.191 در اين بخش به بررسي نظريات او در باب شريعت پرداخته مي شود. در عقايد اسماعيلي چنانکه در آثار سجستاني نيز مشهود است وضع احکام و نهادن شرايع کار ناطق است.192 سجستاني در جواب به سوال مقدر اهل سنت درباره اينکه اگر تاويل بدين مقدار اهميت دارد چرا در در کلام حضرت محمد (ص) به روشني بيان نشده است؟ ميگويد اگر پيامبر اشاره مي کرد که تاويل از چنيني اهميتي برخوردار است پيروانش دستورها و احکام ظاهري شريعت او را رها مي ساختند. و از اقامه مراسم و شعائر ديني خود سرباز مي زدند. شارع مخصوصا موضوع تاويل را آشکارا بيان نکرد زيرا مي خواست مردم شريعت را رعايت کنند. بنابراين در اينکه اطاعت از صورت ظاهر احکام ضروري و واجب است، شکي نيست. او در بيان فلسفه وجوب احکام قائل است وقتي شارع اين احکام و قوانين را وضع کرد، آن را به نيت آنکه مدار حکومت انسانهاي ساکن اين کره خاکي باشد پديد آورد. زيرا انسان ها همه داراي جسم و روح اند و دين بايد بر هردوتاي آنها قابل اطلاق باشد. بر خلاف بعضي از اسماعيلياني که مرتد شدند و شريعت اسلام را کنار گذاشتند، در تعاليم سجستاني شريعت و تاويل هر دو داراي اهميت هستند. ظاهر همان اندازه اهميت دارد که باطن دارد. او قائل است تا وقتي نظام اجتماعي ابنا بشر جنبه جسماني دارد، تصور ظاهر بدون باطن و بر عکس محال و ممتنع است. سجستاني يادآوري مي کند که امام علي (ع) و امامان بعد از او نه تنها وجوب رعايت اعمال ظاهري را غفلت ننموده اند، بلکه با زياد کردن نوافل و مستحبات وظيفه خود را در رعايت احکام و فرائض شرعي سنگسن تر کردند. سجستاني براي کساني که ظاهر شريعت را رها سازند و يا کساني که باطن شريعت را درک نکنند، نگران است.193 او مي گويد که او از آن دسته مردمان نيست که بدون توجه به احکام دين به راه تأويل ميروند. همچنين احکام و فرايض ديني را که قائم مي تواند نسخ و ملغي سازد تنها به آنچه مقررات و احکام وصفي (وضعي) مي خواند همچون نماز و حج، در مقابل احکام عقلي، مانند نهي از قتل و دزدي، که احکام هميشگي است، محدود مي سازد.194
او به دفعات اهميت دادن به شريعت و اعمال ديني را در رديف ايمان و به کار بستن ظاهر را به همراه باطن تاکيد مي نمايد. سجستاني در کشف المحجوب در توصيف مقام پيمبري و آنچه او از احکام انجام مي دهد، مي گويد: “و ديگر که با پيمبري شمشير و تازيانه و زندان است، اما آنچه تعلق به شمشير دارد جهاد و غزوه کردن است و قصاص کردن و دست و پاي بريدن دزدان را و راه زنان را و تازيانه زدن آن کسان را که زنا کنند و مي خورند و بر دار کنند آن کساني را که بر زمين فساد کنند و بيرون رانند از شهر”(تبعيد)195 سجستاني در باب انبياي صاحب شريعت بر خلاف ابوحاتم قائل است که خداوند پنچ پيامبر را شريعت داده است که نوح و ابراهيم و موسي و عيسي و محمد صلوات الله عليهم باشند. بدين ترتيب او آدم را صاحب شريعت نمي داند.196 همچنين تاييد هر پيامبر، پيامبر قبل خود را به اين دليل مي داند که چون اين پيامبر مدتي بر شريعت قبلي عمل کرده اگر تاييد نکند، اعمال خودش دروغ در مي آيد.197 سجستاني درباره آثار انجام اعمال ديني و شرعي مي گويد که کارهاي نيک کردن از اعمال شرعي سبب يافتن برکت و دور شدن بدبختي مي شود. او مي گويد “پس چون راي هاي مردمان يکي گردد در کارهاي نيک کردن از اعمال شريعي نيکيها بسيار گردد و برکتها پيش آيد و پاينده باشد نيک بختيها و کرامتها تا در عالم صلاح بسيار شود که سبب آن کار بستن کارهاي نيک بود. ديگر همچنين هرگاه که رايهاي ايشان يکي گردد بر سستي اعمال شريعي و دست باز داشتن ارکان شريعي و ميل کردن به کارهاي بد، برکتها اندک شود و فساد دايم گردد و شوميها و بديها بسيار شوند تا فساد جهان بر مردمان جهان بسيار گردد”.198 او اشاره دارد به اين نکته که انجام امور شرعي توسط يک فرد، تبعيت ديگران را هم به دنبال مي آورد چون “که نيکوکاران تابع باشند يک ديگر را و يکي باشند همه” همچنين انجام يک واجب شرعي توسط خود انسان او را به انجام ديگز اعمال عبادي سوق مي دهد “هر کسي که شريعتي را به کار بندد رغبت کند در بستن ديگر شريعت، زيرا هرکه طهور و شستن بسيار کند، نماز نيز بسيار کند، و هرکه زکات مال خويشتن بيرون کند رغبت کند در گذاردن حج، تن خويش را”199
2-3-2-1 همراهي ظاهر و باطن در آثار سجستاني
در رابطه با همراهي ظاهر و باطن ميتوان سراغ کتاب مهم سجستاني کتاب “الافتخار” رفت که از تراث فاطمي نادر در نوع خود است. مصطفي غالب ميگويد: “جاي تعجب نيست که مولف، انديشه هاي صحيح فاطمي را عينيت بخشيده و از آنها به نحو واضحي تعبير کرده است؛ که اين تعبير شامل پاسخ کافي و قانع کننده اي است براي کساني که فاطميان را “تعطيلي” مي دانند و نظريه تاويل باطني فاطميان را خروج از تعاليم دين حنيف اسلام مي شمارند”.200 سجستاني پنج باب آخر کتاب الافتخار را به شرح تأويل پنج رکن اصلي اسلام اختصاص داده که مروري کوتاه بر آنها نشان مي دهد که سجستاني به عنوان يک فقيه و فيلسوف بزرگ در اين کتاب خود همانند ديگر کتب تاويلي اسماعيليان، به ممزوج کردن جنبه تنزيل و تاويل و يا ظاهر و باطن پرداخته است. او در اين باره يک به يک اجزاء مسائل فقهي را آورده و تاويل آن ها را ذکر مي کند. که اين امر نشان دهنده اعتقاد او به ظاهر دين و سپس باطن آن مي باشد. مطالبي که در ابتداي اين بخش از کشف المحجوب آورده شد که ثمرات مرعي داشتن عمل ظاهري بود، تاييد کننده اين برداشت است. در عين اينکه جزء به جزء احکام شرعي را بيان مي کند براي آنها وجهي تاويلي نيز ذکر مي کند. سجستاني در باب لزوم تاويل آيات مي گويد که همانا تنزيل از الفاظ متشابه فصيح شکل گرفته است، اگر تاويل آنها را تصديق نکند نفس انساني به سوي تکذيب کشيده مي شود. اما زماني که تاويل تصديق نمود، نفس سکون و اطمينان پيدا مي کند.201 در بحث شناخت وضوء و طهارت سجستاني مي گويد وظايف شرعي مبني بر حقايقي هستند. او کليت وضو را به برائت از مخالفين مدعي امامت تأويل مي کند.202 او آبي را که با آن طهارت و ازاله نجاست صورت مي گيرد را به علم تاويل ميکند که نفس را از مشکوکات و اختلافات پاک مي کند. سجستاني مي گويد خداوند نوم و يقظه را مقرون به يکديگر قرار داد. و اين دو در دين بدين گونه اند که يقظه آن چيزهايي است که رسول الله (ص) از ظواهر شريعت که حلال و حرام و امر و نهي باشد، آورده است و نوم آن چيزهايي است که در تنزيل و شريعت پيامبر مخفي است. و آن مواردي که در شريعت مخفي مانده است به کساني که از جنس پيامبر مي باشند وکالت داده شده تا آنها را اقامه کنند و در نهايت امن و امان مومنين باشد از عذابي که به واسطه شک و حيرت است.203 و اين علمي که به منزله آب سبب طهارت است، از آنچه نبي و وصي آورده اند حاصل ميشود. اما اولين فريضه وضو شستن صورت است که ما آن را به اطاعت از سول اکرم (ص) تاويل مي کنيم. چون همانطور که صورت ظاهري است که انسانها بدان شناخته مي شوند، پيامبر نيز وجه امت است. اما شستن دستها تاويل به اطاعت مومن از وصي پيامبر مي شود. بعد از مراتب جسماني وضو بايد سراغ مواردي رفت که لطيف ميباشند و منبع آنها جوهر نفس است وجوهر نفس که مربوط به حواس است در سر انسان يافت مي شود. اينجاست که وضو گيرنده بايد سر خود را مسح نمايد که اقرار او به مرتبه شريفه نفس است. و چون قرار نفس در استدلال به عقل است رِجلين به ازاء آن قرار داده شده و حکم به مسح آن شده است.204 او مي گويد، مثل آنچه ما مي گوييم در وضو مي آيد، زيرا که وضو طهارتي است که به سه قسمت تقسيم مي شود: آنچه که نه شستن است و نه مسح است و آنچه که شستن است و آنچه که مسح است. قسم اول، استنجاء و مضمضه و استنشاق است و قسم دوم، شستن صورت و دست ها است و قسم سوم، مسح سر و پا است. پس آن چيزي که نه غسل است و نه مسح، نظير اطاعت ادلاء نصب شده است که خالقت را از ناميدن با اسماء آنها تطهير ميکني. آن چيزي که غسل است، نظير اطاعت براي رسول و وصي که هر دو از ديده ها غائب هستند، مي باشد که خالقت را از صفات آن دو تطهير مي کني. و آن چيزي که مسح است، نظير اقرار به أصلين (عقل اول و نفس کلي) است که از آن دو صفات و حدود و کيفيات را پاک مي کني و سپس بعد از اقرار به آن دو خالقت را از آنچه از آنان پاک نمودي، تطهير مي کني. پس زماني که از مسح فارغ شدي وضوي تو به پايان رسيده است، يعني بعد از اينکه خالقت را از اين نام گذاري ها تنزيه کردي، پس به تحقيق از تشبيه بريء شدي.205 در بحث شناخت نماز سجستاني کليت نماز را به ولايت اوليائي که اطاعت آنها بر مردم واجب است تأويل ميبرد. او در باب اذان که بر نماز مقدم است مي گويد اذان دعوت ظاهري است. و نماز تنها به سمت قبله جايز است و قبله اينجا به معناي دعوت بر حقيقت است که ولايت اولياء باشد. و نماز با سوره حمد شروع مي شود که به معناي شکر خداوند بر نعمتهاي ظاهري و باطني است. نماز صبح شکر خداوند بر هبه سراج منير است که به واسطه آن حق از باطل مشخص مي شود. نماز مغرب شکر خداوند بر هبه نفس است هنگامي که شمس غروب مي کند و تاريکي آفاق را مي گيرد. نماز ظهر بازاء قائم دور است که صاحب ظاهر شريعت مي باشد و شکر بر اين نعمت است. نماز عصر شکر بر عدم اهمل خداوند بر ماندن انسانها در ظلمت و اعطاي تاويل است. نماز عشا شکر خداوند بر اتمام منافع دين در اين دور است.206 پس زماني که براي نماز احرام مي بندي مي گويي الله اکبر يعني زماني که شناخت توحيد را اراده مي کني خالقت و مبدعت را از موصوف وغير موصوف و از محدود و غير محدود و از مکيف و غير مکيف و از ممکن و غير ممکن و از مرئي و غير مرئي، بزرگتر بداني. و نماز يک عبادت مخصوصي است که بدون وضو جايز نيست يعني مانند اين گونه تنزيهي سزاوار نيست مگر که براي خداوند، خالق کل باشد. و اثبات او ممکن نيست مگر بعد از آگاهي از مراتب حدود جسماني و روحاني و تطهير خالق از صفات آن حدود. پس خداوند بزرگ مرتبه مي گويد: و نماز را براي ياد من بپادار207 و ياد خدا بزرگتر است.208 موردي که اعتراض سجستاني را در بحث نماز بر مي انگيزاند اختراع نماز تراويح از سوي عمر مي باشد. او ميگويد عمر با نگاه به 17 رکعت نماز واجب و 3 رکعت نماز وتر، حکم به بيست رکعت نماز تراويح نمود. امري که سجستاني آن را توهين به شريعت پيامبر اکرم مي داند، زيرا با اين کار عمر، به مردم فهمانده شد شريعت محمدي (ص) و احکامي که پيامبر وضع کرده است از سوي وحي نبوده است بلکه

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع ظاهر و باطن، امثال و حکم Next Entries منبع تحقیق با موضوع امر به معروف، آداب و رسوم، امام زمان