منبع تحقیق با موضوع ظاهر و باطن، ناصر خسرو، هلال ماه

دانلود پایان نامه ارشد

پيامبر اکرم نيز نظام وظايف شش گانه را به وصيت خود درباره وصي بعدش حفظ نمود. پس ولايت او را اظهار کرد و او را خازن علم خود و مستودع سر خويش قرار داد. و آن قولي که بايد تاکيد شود اين است که ولايت در ميان فرايض آخرين است در حالي که رتبه آن از بقيه والاتر و شريف تر است. به حدي که بر طبق قول او انساني که در رتبه هفتم خلقت بعد از معادن و نباتات و … است اگر ولايت را از شريعت جدا کند و آن را نپذيرد مانند آن است که در درجه هفتم خلقت نباشد و از بهائم باشد.392 مويد في الدين درمورد همراهي ظاهر و باطن با يکديگر ميگويد آنچه در آيه 40 سوره هود آمده است393 که در کشتي از هر چيزي زوجي قرار دادند، مي توان اهل بيت پيامبر اکرم را نام برد که اعتقاد به ظاهر وباطن را با هم دارند. ظاهر و باطني که هر کدام زوجي براي همراهش مي باشد، کسي که خداوند را عبادت مي کند و تدين او نسبت به خداوند بر اساس ظاهر و عمل اوست که همراهي علم را با خود ندارد؛ مثلش مثل اموات است. و از آن طرف تمسک به باطن و علم که عملي در کنارش نيست مستحيل است.394
او در جاي ديگري دوباره بر اين امر تاکيد ميورزد. اينکه پيامبر و ائمه به دستور خداوند قيام نمودند براي آنکه بين ظاهر و باطن تعديل ايجاد کنند و دعوت وبعث به سوي آن دو نمايند و اينکه مردم به آن دو از روي علم و عمل اعتقاد پيدا کنند. و هرکدام از ظاهر و باطن همراه خود را تاکيد و تثبيت و تاييد مي نمايد. پس مانند جسم و روحي که در خلق خداوند سبحان مقرون يکديگر هستند. اگر کسي باطن را بدون ظاهر بپذيرد و علم را بدون همراهي عمل قبول کند مانند کسي است قوام روح را بدون جسد پذيرفته است. در حالي که خداوند مي فرمايد: “إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِح”395 و کلام طيب نفس هستي يافته به وسيله شناخت کلمه اخلاص و علم حقايق است و عمل صالح نيز طهارت و نماز و زکات و اقامه ديگر ارکان دين به تمامه مي باشد. در اين بين نيز راهي براي قطع آنچه خداوند وصل کرده است از سبب ظاهر به باطن و سبب باطن به ظاهر وجود ندارد.396 مويد في الدين اظهار تعجب مي کند از آنها که تمسک به تاويلي که قرين و همراه تنزيل است نمي کنند در حالي که خداوند تاويل را قرار داد تا انسانها از معايب راحتي يابند و از شوائب حفظ شوند و اهل بيت پيامبر را مخزن اين تاويلات قرار داد.397 او در بحث صوم و حکمت آن ميگويد در روايات آمده است کسي که عصيان امام بورزد روزه اش قبول نيست، همچنين فرزند عاق شده تا زماني که بخشيده شود و زن ناشزه تا زماني که توبه کند. او مي گويد ظاهر موضوع روزه ماه رمضان نيکو است فضلاً از معنا و باطن آن. و اين روزه بنابر قواعد حکمت تاسيس شده است زيرا علت در برانگيختن انبياء اين بوده است که مردم از عادات حيوانات جدا شوند و درجات مقربين وشمايل ملکوتي را جايگزين آن کنند. و از عادات حيوانات و چارپايان اين است که تا وقتي که خوردني و نوشيدني بيابند و از اين حيث فقير نباشند، مي خورند و هيچ توقيفي در مقابل أکل خود نمي بينند. در حالي که صاحبان شرايع همراه با روزه اي آمدند که سدي در مقابل دهانها است که در آن وقت معلومي بدون هيچ خوردني و نوشيدني طي مي شود که با رسم بهائم منافات دارد و عدول از راه آنان مي باشد. اما از حيث تاويل و حکمت بايد گفت که ماه رمضان نهمين ماه سال است و عدد نُه نهايت در اعداد يک رقمي است و بعد از آن دهگان و صدگان و … است. ماه رمضان در مسير شناخت توحيد نهايت آحاد است و بعد از آن سه ماهي از سال مي ماند که براي باقي حساب و کمال در شناخت حدود قرار داده شده است.398
بحث صحت رويت هلال در اثبات ماه رمضان و يا عدم آن ظاهرا از اهميت ويژه اي در ميان داعيان اسماعيلي برخوردار بوده است. زيرا علاوه بر مويد في الدين که در مجالس خود آن را ذکر کرده، کرماني نيز سابقا رساله مجزّايي در اين باره تاليف کرده بود. مويد في الدين ميگويد بعضي ها گمان مي کنند که ماه رمضان گاهي تمام و گاهي ناقص مي شود و در اين باره به قول پيامبر که فرمود “صوموا لرؤيته و أفطروا لرؤيته، فان غني عليکم فأکملوا العدة ثلاثين” احتجاج مي کنند. اين قول فاسد است و ما دليل مي آوريم که ماه رمضان هميشه تمام است. او قائل است اين حديث در زمان بعضي غزوات پرسيده شده که نزديک ماه مبارک رمضان بوده است. در حالي که فحواي خبر دلالت مي کند بر اينکه روزه و افطار بر طبق روزه و افطار پيامبر واجب است و در نبود او بايد بر طبق عمل جانشين پيامبر انجام داد. اما روزه بر طبق رؤيت از امور بديهي است زماني که پيامبر و امام قائم مقام او نباشند. و در زماني که پيامبر يا امام حاضر هستند (امام اسماعيلي) بايد طبق رفتار آنها سلوک نمود. اما اينکه خود پيامبر بر طبق رؤيت هلال روزه مي گرفتند به سه دليل باطل است: 1- پيامبر در اقوال خود صادق است و جبرئيل صبح و شام براي بيان وحي و اخبار آسمان ها به محضر پيامبر مي شتافته است. در اين صورت پيامبر اکرم نيازي به اينکه به طلب هلال ماه صورت خود را بچرخاند، نداشته است 2 – پيامبر در حديثي مي فرمايد که من به راههاي آسمان نسبت به راههاي زمين از شما بيشتر آگاهترم. 3 – پيامبر اکرم منزه است از اينکه اختلافات هلال هاي ماه و ديگر مباحث نجومي که بر منجم مخفي نيست، از او مخفي بماند. دلايل ديگري که مويد في الدين ميآورد اين است 1- بر طبق آيات قرآن روزه بر ما واجب شده است همانطور که بر پيشينيان و اديان گذشته مانند مسيحيان واجب شده بود. اين در حالي است که مسيحيان در گرفتن روزه کاري به رويت هلال نداشته و بر طبق حساب روزها روزه مي گرفتند. 2 – قانون يک سال اين است که شش ماه کامل و شش ماه ناقص باشند. بنابراين با شروع ماه کامل محرم، ….. ماه رمضان نيز کامل مي باشد. 3 – در بحث کفارات براي يک روز که به عمد افطار شده باشد، حکم به شصت روز روزه پشت سرهم و يا در صورتي که نتواند، حکم به اطعام شصت مسکين مي نمايند. و اين نشان دهنده سي روز کامل بودن ماه رمضان است.399 مويد في الدين در باب ميگويد نماز با تکبيرة الاحرام شروع و با سلام پايان مي يابد و در بين آن دو قرائت و رکوع و سجود و تشهد است. و مجموع اين سکنات که نماز ناميده مي شود در باطن به معناي دعوت حق است و در دعوت بازاء تکبير معاهده است و بازاء تسليم و سلام پايان، تسليم است. پس کسي که معاهده و تسليم را دارا باشد اقامه نماز کرده است و در غير اين صورت نمازش فايدهاي برايش ندارد.400 که اين امر نشان دهنده مرتبط بودن يک عمل ظاهري با آنچه در پس پرده آن عمل است، مي باشد.
در جاي ديگر مويد في الدين ميگويد صلات شامل قيام و رکوع و سجود است. واين اقسام سه گانه هر کدام شامل يک شخص در عالم مي باشد. کساني که قيام مي کنند و اما صلاتي که شامل هر سه اينهاست نشان مي دهد که کسي نماز مي خواند شريف ترين فرد در عالم است زيرا حائز تمام فضيلتهايي است که در بقيه انسانها به طور تک موردي وجود داشت. مويد الدين از معناي لفظي صلاة مي گويد که به معناي گرفتن چوب روي آتش براي نرم شدن آن است. او مي گويد وقتي مصلي در موضع نماز مي ايستد و اعتقاد دارد به اينکه بين دستهاي خداوند قرار گرفته خداوند ابا ميدارد که آتش خود را لين ننمايد. او ميگويد نمازي که چنين تاثيراتي دارد آيا سزاوار است که انسانها در خواندن پنج وعده آن سستي بورزند؟401 شيرازي در ادامه از زکات و صوم و حج نيز ميگويد. زکات را دادن اضافه اموال اغنيا به فقرا مي داند و حکمت روزه را همانطور که قبلا گفته شد تمييز اشکال نفوس انساني از چارپايان به وسيله تحريم اکل و شرب در يک ماه از سال مي داند و در مورد حج مي گويد عده اي قائلند اين خانه وسط دنيا و نقطه پرگار عالم است و بدور اين نقطه همه اشياء دور مي زنند. 402
3-3-2-1 رد قول اباحه گران
مويد في الدين قول برخي مدعيان تشيع را نقل مي کند در اينکه صلات و زکات و موارد ديگر از تکاليف شرعي اشاره به حدود دين الهي دارد که واجب است آنها شناخته شوند و بعد از معرفت به اين اشخاص عمل و تکليف ساقط مي شود و بعد از اباحه محرمات سخن مي گويند و به طور مشخص حرف از حليت خمر زده و باب ارتکاب منکرات و شهوات را مفتوح مي بيينند. او مي گويد قول آنها کذب است و آنها تارک طريق ارشاد و سالک در گمراهي هستند. و اينکه تحريم خمري که در ميان تمامي اديان حلال است فضلي براي پيامبر ما مي باشد.403 مويد في الدين مي گويد پناه بجوييد از اين قوم که مخالفت با احکام شرع کرده و حرام را حلال شمرده و خود را در وادي هلاکت مي اندازند. نظرات مويد في الدين شيرازي نشان مي دهد او نيز مانند ديگر انديشمندان فاطمي قائل به لزوم مرعي داشتن ظاهر و همراه کردن آن با باطن است و قيام قائم القيامه و آنچه او در باب شريعت انجام مي دهد را مربوط به الان نمي داند، چونکه امروزه او در بين فاطميان شريعت گراست و هنوز دوره هفتم فرا نرسيده است. داعي ادريس به نقل از مويد الدين شيرازي در باب ناطق هفتم مي گويد: کسي که به او راحتي است و نزد او استراحت است (از انجام شريعت) که در آن روز نفوس شريفه با قرار گرفتنشان در مجامع روحاني لطيف به استراحت مي پردازند. و شرايع به معنايي مي رسند که از حجاب ها و پرده ها متجلي است. 404
3-3-2-2 نمود شريعت در اشعار مويد في الدين
مويد في الدين علاوه بر آثار کلامي، ديوان شعري نيز دارد که در آن اعتقادات اسماعيلي خويش را به نظم کشيده است. او در شعري از لزوم مرعي داشتن علم و عمل مي گويد و اينکه ما چگونه ميتوانيم شريعت انبياي الهي را ترک کنيم، در حالي که به غير از آن براي ما مرجعي نيست:405
فکيف شرع الانبياء ندفع *** و ما لنا الا اليه مرجع
بنوره في الدرجات نرتقي *** و بالکرام الکاتبين نلتقي
يا رب فالعن جاحدي الشرايع *** و ارمهم بافضح الفجائع
و العن الهي من يري الاباحه *** بلعنة فاضحه محتاجه
و العن الهي غالياً و قالباً *** و لاتذر في الارض منهم باقيا
فاخزهم و اخز من رمانا *** بريبة و لقه الهوانا
فاننا لأهل علم و عمل *** لله دنا بهما عزوجل
3-3-3 ناصرخسرو و شريعت اسماعيليه
ابومعين ناصربن خسرو قبادياني مروزي انديشمند و شاعر اسماعيلي است که در سال 394 ق در بلخ به دنيا آمد. او که در خراسان ساکن بود، سفرهايي به شهرهاي گوناگون از جمله مکه کرد و همچنين به مصر سفر کرد و محضر خليفه فاطمي را درک نمود. او با قبول مذهب اسماعيليه به عنوان داعي و با لقب حجت خراسان، مشغول به کار شد. پادشاهان و علماي سلجوقي که او و انديشه اش را در تقابل با خود مي ديدند، به او سخت گيري نموده و حکم به الحاد او کردند. در سال 452 ق دشمني علماي اهل سنت که ناصر خسرو را به الحاد متهم کردند و خانه او را ويران نمودند، وي را مجبور به فرار به درّه يمگان در بدخشان نمودند.406 او مجبور به مهاجرت شد. و در نهايت در سال 481 ق در يمگان وفات يافت.407 در اين بخش به بررسي شريعت از منظر او پرداخته شده است. ناصرخسرو در ابتداي سفرنامه خود مي گويد که در اوايل زندگي خود آنچنان دقت در امور شرعي نداشته و مسئله فقهي همچون حرمت شرب خمر را رعايت نمي کرده است. او بر اثر خوابي که مي بيند، حرامي را که شرب خمر باشد، ترک نموده و واجبي را که خواندن نماز و انجام اعمال حج باشد، اتيان مي کند. بعد از اين واقعه ناصر چهار بار حج به جاي آورده است. دفعه اول قبل از رفتن به قاهره و سه حج بعدي زماني صورت گرفته است که در خدمت فاطميان بوده است.408 او ميگويد “پس از آنجا به جوزجانان شدم و قريب يك ماه ببودم، و شراب پيوسته خوردمى پيغمبر (ص) مى‏فرمايد كه: “قولوا الحقّ و لو على انفسكم”. شبى در خواب ديدم كه يكى مرا گفتى “چند خواهى خوردن از اين شراب كه خرد از مردم زايل كند اگر بهوش باشى بهتر”. من جواب گفتم كه “حكما جز اين چيزى نتوانستند ساخت كه اندوه دنيا كم كند”. جواب دادى “در بيخودى و بيهوشى راحتى نباشد حكيم نتوان گفت كسى را كه مردم را به بيهوشى رهنمون باشد، بلكه چيزى بايد طلبيد كه خرد و هوش را بيفزايد”. گفتم كه: “من اين از كجا آرم؟”. گفت: “جوينده يابنده باشد” و پس

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع عالم مثال، صدرالمتألهین، عالم ماده، یونان باستان Next Entries منبع تحقیق با موضوع ناصر خسرو، ظاهر و باطن، نماز جمعه، زنان حرمسرا