منبع تحقیق با موضوع ظاهر و باطن، عقد ازدواج، تعدد زوجات، نماز جمعه

دانلود پایان نامه ارشد

مساجد به آنان داده مي شده است.87 داغ اتهام ترک فرايض ديني همچون نماز و روزه به جهت دريافت باطن حقيقي رسوم ديني بر پيشاني دسته هايي از اسماعيليه نخستين خورد. در ميان اين گروه هم تصديق کلي باطن يا معناي دروني شريعت و هم انتظار زماني که در آن شريعت اعتبار خود را از دست مي دهد، حضور داشت. اسماعيليان هرگز نتوانستند از اين مساله که از آغاز نهضت هميشه دامن گيرشان بود، بگريزند و دشمنان آنان هميشه آماده بودند تا اتهام ترک شريعت را به آنان بزنند.88 غزالي در فضائح الباطنيه مراحل دعوت اسماعيلي را مي شمارد که در مرحله تشکيک، داعي به ايجاد شک در احکام شرعي، همچون وجوب قضاي روزه و نه نماز براي زن حائض، وجوب غسل و شستشو به ترتيب براي خروج مني و بول و ديگر احکام، براي فردي که قرار است اسماعيلي شود مي کند.89 و دو مرحله آخر از درجات دعوت اسماعيليه که مرتبط با ترک شريعت است، خلع كه اسقاط تمامى اعمال و افعال مذهبى از او است و سلخ که خروج از اعتقادات دينى و اركان دين است و در اين مرحله همه لذتها بر او مباح ميشود و شريعت براى او تأويل ميگردد.90 در حالي که دفتري قائل است که اسماعيليان نخستين بر تمايز بنيادي جنبه هاي ظاهر و باطن کتب مقدس و اوامر و نواهي ديني تأکيد داشتند. آنها همچنين اعتقاد داشتند که ظاهر يا احکام و شرايع ديني که پيامبران ابلاغ کرده اند، دوره به دوره تغيير و دگرگوني مي پذيرد و حال آنکه باطن که حقايق معنوي مندرج در آنها است ثابت و بدون تغيير مي ماند. اسماعيليان نخستين چون که به مفهوم باطن در آن تعالي بخشيدند، بقيه مسلمانان شاخص ترين فرقه مبلغ باطن گرايي مي دانستند و از اين رو نام باطنيه را به طور عموم بر آنها نهاده بودند. اين عنوان و صفت را منابع ضد اسماعيلي اغلب به عنوان مذمت براي اسماعيليه به کار مي بردند و آنها را کاملاً متهم مي داشتند که ظاهر يعني اوامر و نواهي اسلام را ناديده مي گيرند. امّا شواهد موجود از جمله متون ناقص سوگند عهد يا سوگند ميثاق بروشني نشان مي دهد که اسماعيليان نخستين به هيچ وجه و به هيچ معنايي از رعايت و پيروي از شريعت و شعائر ديني و احکام آن معاف نبوده اند. اتهاماتي از قبيل اباحه که به اسماعيليان زده شده است ريشه در دشمني هاي معاندان آنها دارد که کل نهضت اسماعيليه را به خاطر نظرات ضد اسلامي و اعمال خلاف قرمطيان، بويژه کارهاي قرمطيان بحرين ملامت و محکوم مي کردند. اصحاب اهل جدل سني مذهب بعضي از نظرياتي را که غاليان قديم شيعي مطرح ساخته بودند و از قرار معلوم چنين تعليم مي دادند که به کار داشتن احکام شريعت بر آن دسته از مسلمانان که امام محقّ و راستين زمان خود را شناخته و از او اطاعت مي کنند، واجب نيست، به اسماعيليان نخستين نسبت مي دادند.91 از طرفي ديگر در روايات تاريخي که مربوط به دوران آغازين نهضت اسماعيلي است آمده که در آن زمان چون امام اسماعيلي کاملا مستور بوده، و ارتباط مردم و داعيان با او قطع بوده است داعياني که زکات مردم را جمع آوري مي کردند، نمي دانستند که زکات را بايد به چه کسي تحويل دهند. در سيره جعفر آمده که داعيان شهرهاي مختلف مقدار زيادي کالا و مبالغ زيادي پول نقد را نزد امام (ظاهرا عبيدالله که اولين امام بعد دوران ستر است) در سلميه مي بردند.92 اگرچه شيوه برخورد متکلمين اهل سنت همچون بغدادي و غزالي قابل دفاع نيست، اما دفاع دفتري از اسماعيليه نيز قدري مبالغه آميز است. همانطور که ذکر شد ابوحاتم که از داعيان بزرگ اسماعيلي است، ابوالخطاب را که از غاليان است از بزرگان اسماعيليه نخستين مي داند و کتاب ام الکتاب نيز اگرچه منبع مسلمي نيست ولي مويد اين مطلب است. پس قول به اين که آيا واقعا اسماعيليان نخستين در همه جهات تارک شريعت و يا عامل به شريعت بوده اند، در لابلاي نقل قول هاي طرفدارانه دو سوي قضيه، سردرگم است.
2-2 شريعت در منظر قرامطه
در سال 260 ق حمدان بن اشعث قرمط پايه گذار حرکتي شد که بعدها قرمطيان نام گرفت. حمدان و عبدان به تبليغ مهدويت محمد بن اسماعيل مي پرداختند. اما در سال 286 ق، با انشقاقي از بدنه اصلي اسماعيليان جدا گشتند، حمدان قرمط با ردّ امامت عبيدالله مهدي، همچنان محمد بن اسماعيل را قائم آل محمد و هفتمين امام دانسته که نمرده و غايب است و به عنوان قائم ظهور خواهد نمود. در حالي که عبيدالله مهدي پايه گذار جرياني شد که به ادامه امامت قائل شدند و با يک حکومت شريعت مدارانه ظهور محمد بن اسماعيل را به عنوان قائم القيامه به بعد موکول کردند. قرمطيان قائل بودند، چون دوران قائم آخرالزمان شروع شده بنابراين شريعت منسوخ گرديده و قوانين شريعت ديگر قابل اجرا نيست. بنابراين رسيدن دوران قائم و نسخ شريعت را اعلام نمودند. امري که سبب انجام بعضي امور قبيح از سوي آنان گشت. در اين بخش به بررسي اجمالي اين امور و اعتقادات گروه قرامطه ميپردازيم. قرامطه مي پندارند که محمد بن اسماعيل نمرده است و او همان قائم و مهدي است که به پيامبري بر مي خيزد و با آوردن آييني جديد، دين محمد را از ميان برداشته و نسخ مي کند.93 آنها در باب نسخ اسلام به رواياتي از امام جعفر صادق استناد کرده که از جمله اين اخبار اين مورد است؛ امام فرمود : “لو قام قائمنا علمتم القرآن جديداً” يعني اگر قائم ما اهل بيت ظهور کنند قرآن را تازه خواهيد يافت94. يا اينکه در مورد ديگري از امام صادق نقل مي کنند که فرموده است: “ان الله تبارک و تعالي جعل لمحمد بن اسماعيل جنة آدم صلي الله عليه” يعني که خداوند بزرگ بهشت آدم را که درود بر وي باد ويژه محمد بن اسماعيل ساخته است. برداشت آنها از اين حديث اين است که خداوند همه محرمات و آنچه را که در اين دنيا آفريده بر ياران محمد بن اسماعيل حلال کرده است.95 چنانکه در قرآن مي فرمايد: “فکلا منهما حيث شئتما و لا تقربا هذه الشجرة”96 يعني از آن بهشت به فراواني بخوريد ولي مبادا که به اين درخت نزديک شويد. در نظر قرامطه معناي آيه اين گونه است که هر کار روا و ناروا که مي خواهيد بکنيد ولي به موسي بن جعفر بن محمد عليهم السلام و فرزندان وي و هرکه پس از او دعوي امامت مي کند نزديک نشويد. ايشان چنين پندارند که همه چيزهايي را که خداوند بر بندگان واجب فرموده و پيامبر اسلام سنت گذارده است، ظاهر و باطني دارد. منظور، عمل به باطن آنهاست که باعث نجات و رستگاري است نه ظاهر آنها که موجب هلاکت و تباهکاري ميباشد. اين فرقه مانند بيهسيه97 و ازارقه98 که از خوارج بودند، کشتن مردم و غصب ظالمانه اموال آنها و برده گرفتن زنانشان را جايز مي دانند و با گواهي دادن به کفر ديگر مسلمانان، به اين آيات تمسک مي کنند که “فاقتلوا المشرکين حيث وجدتموهم”99 و يا “لاتذر علي الارض من الکافرين ديّاراً”100 و همچنين “قاتلوا الذين يلونکم من الکفار و ليجدوا فيکم غلظة”101 .آنها در اين راه نخست از کساني که به امامي غير اسماعيلي، اقتدا مي کنند شروع کرده و تاکيدشان بر قائلين به امامت موسي بن جعفر و فرزندانش مي باشد.102 قرمطيان قائل بودند محمد بن اسماعيل دين جديدي نخواهد آورد، بلکه تمام شرايع از جمله مذاهب اسلامي را منسوخ خواهد کرد. لغو تمامي شريعت ها (رفع الشرايع) راهگشاي دين اصلي بهشتي و عاري از آداب مذهبي يا شرايع خواهد بود که ملائک و حضرت آدم پيش از حبوط بدان عمل مي کردند که در حقيقت دين اصلي او فقط شامل ستايش خالق و يگانه دانستن او (توحيد) بود.103 بعضي قائلند که بين قرامطه و مجوس شباهت وجود دارد. بغدادي نيز مي گويد تاويل احکام شرعي به نحوي که منجر به رفع شريعت شود، يا آنچه قرمطيان براي فرزندانشان مباح کرده اند که شامل نکاح با خواهران و دختران خود باشد و يا اينکه شرب خمر و ديگر لذات را مباح گردانيده اند، همه نشان دهنده عقايد مزدکي و مجوس در بين آنها است.104 البته هميشه در آنچه بغدادي مي گويد مي توان تأمل بيشتري نمود.
2-2-1 شريعت در جامعه حمدان قرمط
حمدان قرمط بر هر مرد و زن و کودکي پرداخت يک درهم را به عنوان فطره و بر انسانهاي بالغ پرداخت يک دينار را تحت عنوان هجرت واجب نمود. بعد از مدتي مردم را ملزم به پرداخت 7 دينار کرد.105 نويري در نهاية الارب از اخو محسن نقل مي کند: زکرويه (يار حمدان در کوفه) با پيوستن اين گروهها به او قدرت يافت و طمعش افزون شد. پس از آن به گرد آوري اموال آنان پرداخت و آنچه را قرمط بر کساني که به دعوت او پاسخ مثبت مي دادند و به او مي گرويدند واجب ساخته بود به ايشان بيان کرد و توانست در تسلط بر همه ثروت هاي آنان از مقداري اندک شروع کند و سپس بر آن بيفزايد. در آغاز نخستين چيزي را که بر آنان واجب ساخت و بدان وسيله آزمايششان کرد اين بود که از آنان خواست براي هر نفر مرد، زن يا کودک در هر سال يک درهم بپردازند. او اين را “زکات فطرت” ناميد و مردم نيز به سرعت پذيرفتند. پس از مدتي “زکات هجرت” را بر آنان واجب کرد و آن يک دينار بود براي هر فردي که دست به ناپاکي بزند. او آيه (خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزکيهم بها وصل عليهم ان صلاتک سکن لهم)106 را بر آنان تلاوت نمود و گفت که تفسير آن همين است. او مدتي ديگر “زکات بلغه” را که هفت دينار است بر آنان مقرر داشت و مدعي شد که مقصود از برهان در آيه (قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقين)107 همين است. وي مدعي شد که اين زکات خاص کساني است که خواهان ايمان و قرار گرفتن در رديف السابقون السابقون اند که (اولئک المقربون)108. او به هر کس که اين هفت دينار را مي پرداخت، طعامي لذيذ و شيرين که به شکل گلوله هايي تهيه کرده بود مي خورانيد و مي گفت که اين غذاي اهل بهشت است که بر امام نازل شده است. او بسته هايي از اين غذا فراهم مي ساخت و براي هر داعي صد بسته مي فرستاد و در برابر از او هفتصد دينار مي خواست. پس از اين وي خمس اموال و درآمدها را بر آنان واجب کرد و اين آيه را خواند که (واعلموا انما غنمتم من شيء فان لله خمسه و للرسول و …)109 مردم نيز تمامي اموالي را که در اختيار داشتند اعم از جامه و چيزهاي ديگر قسمت گذاري کردند و خمسش را به او پرداختند تا آنجا که هر زني خمس نخ هايي را که تافته بود و هر مردي خمس درآمدهايي را که به دست آورده بود در اختيار او قرار داد. پس از استوار شدن اين امر، وي “الفت” را بر آنان واجب ساخت و آن اين که همه اموال خويش را در يک نقطه گرد آورند و آنگاه همه به نحو يکسان از آن استفاده کنند.110 ظاهرا تعدد زوجات در ميان آنها مرسوم نبوده است و زنانشان هم حجاب نداشتند.111 در باب قرامطه شمال که اتباع زکرويه بودند، گفته شده آنها براي خود مباح مي دانستند که يک زن با چند مرد ازدواج کند و عقد ازدواج را به مانند ديگر مسلمين اعتقاد نداشتند.112 تاييد اين ادعا واقعه اي است که ابن اثير ذکر کرده است و در آن چند مرد با زن هاشميه اي نزديکي کرده و بعد از به دنيا آمدن فرزند معلوم نبود، از آن کدام يک از قرمطيان است، آن زن سرنوشت خود را اين گونه تعريف مي کند: من زنى هاشمى هستم (از بنى هاشم و از بنى العباس بايد باشد) اين قوم پدرم و تمام افراد خانواده‏ام را سر بريدند و رئيس آنها مرا اسير كرد كه پنج روز نزد او ماندم بعد فرمان قتل مرا داد. چهار مرد از سالاران او در خواست كردند كه مرا بآنها ببخشد و نكشد او هم مرا بآن چهار فرمانده بخشيد. من هم تسليم هر چهار نفر شدم به خدا نمى‏دانم اين فرزند از كدام يك از چهار مرد بوجود آمده.113 حسن ابراهيم حسن اشتراکيت در زنان را درباره زمان قرمط تهمتي مي داند که به قرمط زده مي شود واشتراکيت در اموال را راهي مي داند که حمدان قرمط توانست با آن جامعه را مديريت کند تا در آن فقيري نباشد.114 آنها شرب خمر را سخت منع ميکردند اما فرايض ديني ديگر مانند نماز، نماز جمعه و رزوه را منسوخ اعلام کرده بودند. قرآن را بخاطر معاني و تاويلات باطني که براي آن قائل بودند، محترم ميشماردند.115 در پرداخت هاي مالي خود بدين گونه بودند که “سهم امام” را اگر يکباره پرداخت ميکردند معادل خمس تمام اموال، و اگر ساليانه پرداخت مي کردند، به عنوان خمس درآمد حساب ميشد.116 بغدادي ميگويد، در اعتقاد قرمطيان و براي

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع امام صادق، حضرت محمد (ص) Next Entries منبع تحقیق با موضوع ناصر خسرو، حجرالاسود، مسجد الحرام، وجود خداوند