منبع تحقیق با موضوع ظاهر و باطن، حضرت محمد (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

و در اداء فرائض و سنن استمرار و دوام نداشته باشد و معتقد باشد که با علم بدون عمل نجات مي يابد و بر ارتکاب معاصي و گناهان کبيره اصرار داشته باشد و چنين شخصي دچار ندامت ابدي و عذاب دائمي در دوزخ خواهد شد.370 کرماني مي گويد که آنچه کمال نفس انساني و حيات آن بدان وابسته است در چيزهاي زيادي بروز دارد که آنها در دو چيز جمع مي شوند: يکي از آن دو شريعتي است که جامع ارکان کمال نفس است و آن شريعت مراسم عبادتين است که شامل علم و عمل است و آن شريعت مطابق با عمل انبيا است. و دومين آن دو امامي است که جامع حدود است و قيام به حفظ شريعت و نشر و بسط نشانه هاي آن مي پردازد. امامي که دعوت به علم و عمل مي کند و با تعليم اين دو (علم و عمل) است که انسانيت انسان وجود پيدا مي کند.371
او قائل است طاعات کساني که هم علم و هم عمل را در پرستش خداوند رعايت مي کنند شريف تر و نيکوتر از طاعت آن کساني است که يکي را رعايت مي کنند و ديگري را وا مي گذارند، خواه اين را و خواه آن را (علم و عمل).372 کرماني در مشرع دهم در بخش هفتم در توضيح ناطقه بودن نفس انساني مي گويد که منظور ما از ناطقه، بودن نفس فاعل، آن چيزي که مقتضي کمال نفس است و همچنين اينکه عامل به احکام دين الهي و سنن آن مي باشد. و در جاي جاي اين بخش تاکيد مي کند نفس ناطقه به اين رتبه والا نرسيده است مگر به وسيله امور شرعي و طي کردن تدريجي رياضت ها و عمل به سنن الهي ظاهري و باطني با هم.373 کرماني ميگويد: آن کسانيکه خود را پايبند به شريعت ساختند و خويش را مقيد به تکاليف و احکام آن نمودند در حقيقت برادران ما هستند و کساني که خود را از زير بار شريعت بدر بردند و احکام آن را ترک کردند به خود ستم نمودند. او همچنين مي گويد اگر نفس (وصي پيامبر و يا هرکس ديگري) عامل به شريعت و احکام آن نباشد و از اوامر الهي تبعيت نکند، نمي تواند نائل به کمال خويش گردد. به اين دليل که نفس حسي اگر فاعل در محسوسات نباشد، معقولاتي را که در آن کمال اوست، متصور نمي شود. کرماني وقتي که به بيان ترتيب در دعوت اسماعيليه مي پردازد، مي گويد ترتيب در دعوت بدين گونه است که مومن ابتدا مشغول به تعليم عبادت ظاهري گردد که اين عبادت جاري مجري محسوسات گشته است و فرائض و سنن را اقامه کند، سپس منتقل به معرفت و شناخت تاويل عبادت و شريعت گردد که در اين تاويل شناخت حدود دين الهي قرار دارد. بدين صورت که نفس در مرتبه اول فاعل محسوسات است تا اينکه بتواند آنها را تصور کند و سپس تفکر در شناخت کيفيت محسوسات و ماهيت آنها مي کند و در نهايت بعد از معرفت نسبت به تاويلات آن مي تواند معقولات را تصور کند.374
ديگر کتاب او الرياض در جهت داوري و حکميت بين (الصّادين) يعني کتاب الاصلاح ابوحاتم رازي و النصرة ابويعقوب سجستاني تاليف شده است. حميدالدين کرماني در نقد سجستاني مي گويد که او گفته است خداوند در معني شرايع و ترک استعمال آن به انبياء رخصت داده است و در اين قول خود به آيه ” لَيْسَ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ”375 استدلال کرده است. اما کرماني مي گويد: آيه ذکر شده نه از حيث ظاهر و نه باطن دلالتي بر ترخيص انبيا در ترک استعمال شرايع ندارد. تفسير آيه به خلاف آنچه سجستاني مي گويد عبارت است از آنکه خداوند متعال چونکه دانست نفوس بشر سعادتمند نمي گردند و به درجه کمال نائل نمي شوند و از حد قوه به سوي حد فعل خارج نمي شوند، مگر به عمل و علم توامان، به همين روي تمامي ابناء بشر را مکلف به اقامه عبادتين که علم و عمل هر دو باشد، نمود تا به وسيله آن دو به سعادت هر دو دنيا نائل شوند. و وقتي که روال اين گونه باشد، نفوسي که هر دو عبادتين و يا يکي از آنها را ترک کنند، نيل به کمال در آنها بعيد شمرده ميشود.376 و طبق آنچه قبلا گفتيم نفوس جزء به عمل و اصلاح اخلاق که جهاد اکبر است، قائم نمي شود. کرماني در ادامه مي گويد وقتي احوال نفوس در عبادت اين گونه باشد، پس چگونه براي ناطقين و يا حدود پايين تر جايز باشد که عمل و اصلاح نفوس را ترک کنند. اما تاويل صحيح آيه غير از آن چيزي است که سجستاني گفته است و آن چيزي که ترخيص در آن داده شده است، قرائت علومي است که از اعتقادات آنها شمرده نمي شود و اين ترخيص نيز با شروطي است که اقامه عبادتين و اطاعت خداوند، رسول و امام از جمله اين شروط است. مهم ترين بحث کرماني نتيجه گيري پاياني او در اين بخش است. آنجا که مي گويد هر تاويلي که منجر به “تحليل ما حرم الله يا تحريم ما احله” شود، و يا اينکه مراتب حدود الهي را تغيير دهد و يا عيب يا نقطه ضعفي براي شريعت و مناسک دين حنيف ملت باشد، پس آن تاويل فاسد است. و تمامي ائمه طاهرين ما “عليهم السلام” از چنين تاويلي و يا هر تاويل مخالف با آنچه پيامبر آورده است، به سوي خدا برائت ميجويند.377 کرماني درباره شريعت در زمان حضرت آدم و نوح عليهم السلام قائل است که اولين نطقاء چون تاليف شريعت نمودند، جزو ناطقين شمرده شدند و اگر اين گونه نبود، از نطقا شمرده نمي شدند. همچنين اگر آنها شريعت و دعوتي نداشته باشند، رسومي نبود که ديگران بعد از اين ناطقان اوليه، به آن رسوم قيام کنند. او قائل است که جايز نيست اين دور را خالي از تنزيل و شريعت بدانيم، زيرا امر و نهي به وحي خداوند است و تنزيل هم اظهار امر خداوند است. در اين صورت وقتي امر و نهي خداوند باشد و تنزيل هم صورت بپذيرد؛ شريعتي که ظاهر کننده رسوم است، ثابت مي شود و اين قضيه دلالت مي کند که ناطق اول داراي شريعت بوده است و ديگر هم نيازي به اثبات شريعت به وسيله برهان اضطراري آن طور که حکما گفتهاند، نيست. کرماني در اين رابطه به آيه قرآن استدلال مي کند “وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ”378 او ميگويد قرباني(که در اين آيه در زمانه حضرت آدم ذکر شده است) يکي از شريعت هاي الهي است که بسيار نيز مورد تاکيد مي باشد. آنگونه که خداوند در هر شريعتي به آن امر کرده است و آن را از موارد اصلي عبادت و طهارت قرار داده است.379
3-3-2 شريعت در انديشه مؤيد في الدين شيرازي
يکي ديگر از عالمان صاحب فکر فاطمي، هبه الله ابو نصر بن موسي الشيرازي داعي الدعاة، متکلم و شاعر بزرگ اسماعيلي است که ملقب به مؤيد في الدين مي باشد و اهل شيراز بوده است. تاريخ دقيق ولادت او مشخص نيست، اما احتمالا بين سالهاي 380 ق تا 400 ق به دنيا آمده است.380 او در ابتدا عهده دار دعوت اسماعيلي در شيراز بود اما بعدها به دليل جو سني زده شيراز مجبور به مهاجرت به مصر شد.381 او در قاهره جلسات درسي برپا کرد و مباحثي که در کلاسهاي درس خود مطرح کرد، در کتاب مجالس المؤيديه در چهار جلد جمع آوري گشت. و شامل هشتصد مجلس است که در هشت جزء واقع شده است. او در سال 470 هجري در زمان مستنصر بالله در قاهره فوت نمود. با مراجعه به کتاب مجالس به بررسي نظريات او در باب فقه و شريعت و رابطه ظاهر و باطن پرداخته شده است. محمد عبدالغفار در مقدمه خود بر کتاب مجالس المويديه مي گويد اهم آنچه مي توان از اين کتاب تلخيص نمود شش امر است که توحيد خداوند و اعتراف به انبياء و قول به وصايت اميرالمومنين و ابطال رأي و قياس چهار مورد آن است و دو مورد ديگر تصديق به آنچه در قرآن آمده است و عمل به آن از حيث ظاهر و باطن و همچنين قول به ظاهر و باطن با همديگر به طوري که ظاهر بدون باطن و باطن بدون ظاهر را قبول نمي کند.382 مويد في الدين اعتراض به کساني دارد که دريافتشان از دين بر حسب عادات و طبق رويه پدرانشان بوده است. اينها که بنابر نقل او گمان مي کنند که شريعت هاي پيامبران که اسباب نجات و راهي به سوي حيات جاودانه است، موضوعي غير عقلي دارد يعني اينکه آنها جايگاهي براي عقل در شريعت قائل نيستند. مويد الدين مي گويد آنها چگونه جايگاه عقل را ناديده مي گيرند در حالي که در قرآن کريم خطاب با “أولي الالباب” آمده است.383 همچنين معلوم است که رسول الله انسان داراي عقل سليم را مکلف به تکليف و شريعت مي کند، پس چگونه انسان ذي عقل، به چيزي مکلف شود که موضوعش عقلي نيست؟ چون آنچه غير عقلي است براي غير ذي عقل مناسب است نه آنکه داراي عقل و شعور است.384
مويد في الدين ماه حج مثال بر صاحب دور آخر گرفته و از کساني مي گويد که واسطه بين خداوند و خلق خدا مي باشند. آنها مانند حج مي باشند که ختم دهنده اعمال شرعي است. تکاليف وضعي حج در ماهي واقع مي شود (ذي الحجه) که خاتمه سال و ماه آخر آن است و اين مثال است بر صاحب دوري که به او نبوت ختم مي يابد و همچنين خانه اي که براي آن حج شده است و بر طبق قول خداوند قبله نمازگذاران ميباشد. يکي از شرايط حج انجام قرباني است که در آن وسعتي براي فقرا به فضل اغنيا است. در مورد قرباني شرايطي ذکر شده است که بايد رعايت گردد. اينکه حيوان مريض نباشد و يا اعضايش کمي و زيادي نداشته باشد و قبل از ذبح به حيوان آب داده شود. شرط صحت حيوان دليلش اين است که کسي که از آن تناول مي کند، مريض نشود. مويد الدين مي گويد اين قرباني محسوس است. اما آنچه به ازاء اين قرباني در معقولات است که در دعوت و حکمت اهل بيت پيامبر وارد شده پيمان و عهدي است که بر طبق آن بايد عادات بشري را کشت و به اخلاق ملکوتي انتقال يافت. و اگر گفته اند قرباني نبايد مريض باشد، در اينجا بدين معنا است که انسان نبايد شک کننده و پريشان خيال باشد. و اگر گفتند حيوان زياده اي در بئنش نداشته باشد، يعني انسان در دينش نظر شخصي خود را وارد نکند.385 مويد في الدين نيز مانند ديگر انديشمندان اسماعيلي اهميت ويژه اي براي ولايت قائل است و درباره رابطه ولايت و ديگر امور شريعت بعد از نقل آيه اکمال دين386 قائل است که اگر رسالت پيامبر را منحصر در دعوت به صوم و صلاة و حج و زکات بنماييم و حرفي از ولايت نزنيم قول نيکويي نمي باشد. فردي که به فرائض الهي عمل کند، اما اين عملش مقترن به اعتقاد به ولايت نباشد؛ عملش براي او افزوده اي نداشته و اهل آتش است. مويد في الدين شيرازي در باب ولايت قائل است که در زمان حيات پيامبر ولايت او محور فرائض بود پس از او ولايت بهر کس منتقل شود محور اصلي همان امام خواهد بود.387
مويد في الدين درباره صدقه و معناي حقيقي آن مي گويد صدقه که جزئي از مال است که بنده در راه خداوند به فقير مي دهد بر دو قسم است، آنچه که به جسم فائده مي رساند و از اعراض دنيايي است و آنچه که به روح فايده مي رساند و از علوم آخرت است. او مخاطبان آيه ابطال صدقه388 را کساني مي داند با شمشير شريعت خواهي کشورگشايي مي کنند و در آنجا صوم و صلاة را برقرار مي کنند، در حالي که خداوند آنها را نهي کرده است از اينکه شريعت حضرت محمد (ص) را جاري کنند در حالي که آل محمد را با ابطال حق شان اذيت کنند. در حقيقت نماز و روزه مانند صدقه است که به اذيت اين قوم باطل مي شود.389 مويد في الدين با نقل قسمتي از آيه 40 سوره اعراف390 در باب ظاهر آيات و باطن آن مي گويد، آيات خداوند که در آيه آمده است در ظاهر همين آيات قرآن است ولي در باطن اماماني هستند که مترجمين قرآن مي باشند.391 او با نشان دادن اهميت ائمه دين، به سراغ جريان خلقت عالم مي رود که خداوند هر آن چيزي که در اين دنيا خلق نمود به صورت زوج آفريد مانند ظاهر و باطن، سپس اساس دين که خانه عبادت و طريق به سوي آخرت باشد، بر طبق فطرتي که خداوند به وديعت گذاشته بود توسط نبي تاسيس شد در اين هنگام بود که پيامبر به اظهار نشانه هاي شريعت خود و رسومات آن اقدام نمود، پس او براي دين شش ستون و پايه بازاء شش روز مشخص کرد : طهارت و صلات و زکات و روزه و حج و جهاد. و همانطور که خداوند نظام روزهاي شش گانه را به روزي که در آن روز استواء علي العرش داشت، حفظ کرد،

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع ظاهر و باطن، حضرت محمد (ص)، هلال ماه Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع عالم مثال، صدرالمتألهین، عالم ماده، یونان باستان