منبع تحقیق با موضوع ظاهر و باطن، امثال و حکم

دانلود پایان نامه ارشد

اما قبول کردنشان همراه با کراهت است. زيرا آنها به حقايق شريعت واقف نيستند و معرفتي به حکمتهاي درون آن ندارند. بلکه از روي اجبار و نه اختيار شريعت را قبول کردند. ابوحاتم مي گويد که علاوه بر آنچه ناطقين به عنوان ظاهر احکام دين که شامل فرائض و سنن باشد، ترسيم کردند؛ آنچه که آنها از امثال و حکم بر زبان جاري مي کنند و در آنها اثري از امر و نهي هم نيست، نيز شريعت نام مي گيرد.178 ابوحاتم شريعت در معناي لغوي را به طريق و راه بسوي آب تعريف نموده است. سپس مي گويد آنچه از اصول دين که در ظاهر احکام ترسيم يافته است را شريعت مي گويند و چون آب مثلي براي علم قرار داده اند پس همانطور که بوسيله آب حيات هر چيز زنده اي تضمين مي شود، همچنين به وسيله اين علم هر کسي در دين زنده و جاودانه است. زيرا انسانها به وسيله علم در اين دنيا مي زي اند و زندگي عالمانه و شريعت محور است که سبب نجات آنها و سرنوشت نيکشان در آن دنيا يعني آخرت مي باشد. بنابراين شريعت که ظاهر رسوم ناطقان است بر حقايق علوم دلالت مي کند و شريعت طريقي به سوي آن حقايق است همچنان که شريعه مردم را به آب رهنمون مي سازد. و صاحبان شرايع نيز کساني هستند که به وضع احکام و فرائض پرداخته و مردم را به انجام آنها همچون نماز، زکات و روزه ملزم مي سازند. همچنين ابوحاتم اصحاب عزائم يا اولوالعزم را کساني مي داند شرايع جديد آورده و آنچه ما قبل آنها بوده را نسخ کرده اند.179
سپس ابوحاتم صاحبان شرايع را شش نفر مي داند که از آدم تا خاتم (حضرت محمد) باشند. او آدم را اولين نفر آنها دانسته و مي گويد که او اولين کسي بود که سنت و رسومي را در هر دو جهت ظاهري و باطني، بنيان نهاد. و آخرين فرد داراي شريعت را که بعد از او ديگر شريعتي نيست، پيامبر اسلام مي داند. او قائل است که شريعت اسلام متصل به قيامت است. ولي بنابر نقل او اصحاب عزائم پنج نفر هستند و نوح اولين آن پنج نفر است زيرا اولين کسي بود که شريعت آدم را نسخ کرده و انسانها را به ملزم به پذيرش آنچه خود آورده بود کرد. البته ابوحاتم با تعريف دور به مدار اهل عالم و آنچه که در آن از تدبيرات جاري مي شود. اصحاب ادوار را هفت نفر مي داند که اولين نفر آنها آدم است و آخرين شان کسي است که بشارت نبي درباره او وجود دارد. او صاحب دور هفتم را مؤلف شريعت جديد نمي داند بلکه او را صاحب کشف مي داند که در اين خصيصه از شش فرد ديگر ممتاز است. و اينکه صاحب دور هفتم به شريعت ما قبل خود که همان اسلام باشد رجوع مي کند و دعوت خود را بر همان شريعت واحده استوار مي سازد. حال بايد ديد که منظور ابوحاتم از اين کشف آيا همان نسخ و ترک شريعتي است که ديگران در اسماعيليه مي گويند که در اين صورت بايد پرسيد که منظور ابوحاتم از قيامتي که تا آن زمان شريعت اسلام پابرجا است کدام است؟ شريعت ستر و پوششي براي دعوت و دعوت مخفي شده بوسيله شريعت معرفي شده است. ابوحاتم از هفت روز هفته مي گويد که شش روز زمان عمل است و روز هفتم در هر شريعتي عيد است و نتيجه مي گيرد که شش نفر از نطقا امر به عمل کردند و تاليف شريعتشان بخاطر عمل بود اما هفتمين آنها تاليف شريعت نمي کند و به همان قبلي عمل نموده بلکه امر جديدي را اعاده مي کند.180
ابوحاتم قائل است که کسي که گمان کند اولين ناطق شريعتي نداشته است اشتباه مي کند. اولين ناطق اولين کسي بود که سنت هايي از امر و نهي را در دين رسم نمود و بدانها عمل کرد. هر رسم و هر امر و نهي چه صغير و چه کبير و چه کم و چه زياد که از ناطقين بيان شده باشد و در جامعه جاري باشد، شريعت است. بعضي از آنان در شريعت احکام زيادي تاليف کردند و بعضي بر قليل احکام اکتفا کردند. همچنان که روزه در شريعت موسي کمتر از شريعت عيسي است و در شريعت عيسي بيشتر از شريعت محمد (ص) است. پس معلوم شد که جايز نيست گفته شود ناطق اول شريعت نداشته و دور اول که طولاني ترين دور بوده، بدون عمل منقضي شده است. دليل اين مطلب اين است که زماني که عمل و رسوم ظاهري نباشد، تاويل و باطن و دعوت حقيقي هم نيست. چون دعوت بر شريعت قوام مي يابد و تاويل مقتضي تنزيل است و باطن اقتضاي ظاهر را دارد. پس زماني که ظاهر و تنزيل و شريعت نباشد باطن و تاويل و دعوتي نيست. آن چنان که اصل حکمت در ميان حکما بدين گونه است که علم با عمل است. و اگر ناطق اول شريعت نداشته باشد، جزو ناطقين قرار نمي گيرد. اولين مورد امر و نهي الهي در عهد آدم ظاهر شد. آنجا که خداوند ملائکه را امر به سجده به آدم کرد و سجود را اولين حکم در شريعت قرار داد. و روايت شده که آدم و يا پسرش شيث خانه کعبه را بنا کردند و يا اينکه خدا خود خانه را بنا کرد و آن را قبله آنها قرار داد. و اينکه روايت شده خداوند به آدم امر کرد از ميته و دم و گوشت خوک بپرهيزد. و اينکه از آدم چهار فرزند به دنيا آمدند که در زمان ازدواج به امر آدم هرکسي با قل خود که با هم به دنيا آمدند ازدواج نکردند. و وقتي آدم فوت نمود به جبرئيل در نماز ميت اقامه کردند. و اينکه شيث امر به غسل و کفن و دفن و حنوط شد. تمامي اين موارد از قرباني و ازدواج و سجود و حج و احکام ميت همه از رسوم شريعت است.181 و اما اينکه گفته شود اولين ناطق دعوت به توحيد ولي بدون عمل کرده است، نيز با عقل نمي سازد زيرا علم توحيد درک نمي شود مگر به اعمال و رسوماتي که از سوي ناطقين بيان مي شود و شريعت هايي که تاليف مي کنند.182
اما اعلام النبوه، کتابي از ابوحاتم است که شرح ماوقع مناظرات علمي او با محمد بن زکرياي رازي در باب دين و اعتقادات ديني مي باشد. ابوحاتم در کتاب نامي از زکرياي رازي نبرده و از او به عنوان ملحد ياد ميکند. مناظره ابوحاتم با زکرياي رازي براي مقابله با الحاد صورت گرفت. محتويات کتاب بيشتر مسايل کلامي است، اما مواردي که مربوط به امور فقهي و شرعي بوده است، از آن کتاب اخذ شده است. او در جواب به ادعاي زکرياي رازي که اهل شرايع هنگامي که از آنها دليل براي اعتقاداتشان ميخواهي، سب و شتم نثارت مي کنند و خون سوال کننده را هدر مي دانند؛ ميگويد که هيچ امتي از آنچه مردم خود در دين داخل مي کنند، خالي نيست و اکثر مردم، معمولا به کمال عقل و فهم و صبر نمي رسند. و در ميان آنها همه نوع از نظر مقدار علم و عقل يافت مي شود و در رسم شرايع الهي نيز اين نيست که فقط اکمل را بپذيرند و آنها که از حيث عمل ناقصند را رد نمايند، زيرا حساب و کتاب به عهده خداوند است و او بر حسب علم خود به ميزان اطاعت و معصيت بندگانش، ثواب و عقاب به آنها عطا مي کند. او در پايان مي گويد که عمل سفيهاني که آداب و رفتارشان زشت است، حجتي بر عليه علما و اهل معرفت نمي باشد، چون اهل علم نظر کسي را دفع نمي کنند و از حجت ها و براهين نمي ترسند.183 ابوحاتم در جواب به ادعاي زکرياي رازي درباره اينکه خداوند با اعطا نکردن عقل کامل به زنان و کودکان در حق آنها ظلم کرده است، ضمن بري دانستن ذات احديت از اين تهمت ميگويد که اهل شرايع درباره تمامي بندگان خداوند قائلند که آنها همگي متعبد به دستورات الهي، مامور به انجام واجبات و منهي از انجام محرمات هستند و براي اعمالي که بر طبق نيات و تلاششان انجام دادهاند مجازات مي شوند و اينکه آنها بر چيزهايي مانند بحث و جستجو که طاقت آن را ندارند مکلّف نيستند. بلکه اين عقلا هستند که بر اين امور مکلّفند و اگر تقصير بورزند عقاب شده و اگر اجتهاد نمايند مثيب هستند و اگر عاجز باشند، خداوند وعده داده است که عفو نمايد. پس وقتي چنين است؛ مردان، زنان و کودکاني که اهل علم نيستند، عذرشان در اطاعت از بزرگان ملت “رؤساء اهل الملّة” و آگاه شدن به وسيله آنها براي خلاصي از وبال اين دنيا پذيرفته است. تقليد آنها هم تا زماني که خود مهارتي در اين باب ندارند و شخصاً سبيل هدايتي نمي يابند، جايز است. ابوحاتم در ادامه مي گويد که آيا تقليد عامه مردم از اهل شرايع بهتر است که مردم را ترغيب به ثواب عمل صالح کرده و از عذاب ظلم و فساد مي ترسانند يا از متفلسفاني که اهل الحاد هستند و تقليد از آنها منجر به اهمال کاري مي شود؟184 ابوحاتم به دفاع از شرايع تمام پيامبران پرداخته و قائل است که شريعت هاي آنان همگي بر اساس علم و حکمت تاسيس شده است. همچنين کتب و رسم و سنت آنها نيز اين چنين است. و همه آن شرايع از حيث معنا متفق هستند، اگرچه در احکام ظاهري شان تفاوت هايي وجود دارد. پيامبران امت هاي خود را امر به اقامه ظواهر دين کرده اند تا امور بندگان در اين دنيا قوام يابد و اين رسوم دلالت بر معاني اي مي کنند که به وسيله آن نجات مردم در آخرت نيز امکان پذير است. او سپس مي گويد که انبياء صاحب شريعت چند نفر معدود هستند و باقي پيامبران دعوت به شريعت ها و احکام انبياي صاحب شريعت مي کردند، اگرچه قصد تمامي اصحاب شرايع يکي بوده که همان اقامه دين حقيقي بوده است.185 ابوحاتم در ادامه مي گويد که صلاح امر عالم در اين دنيا بدون اجبار و قهر و غلبه (وجوب و حرمت همراه با قصاص و حدود) صورت نمي گيرد، چونکه خلق و خو و سرشت مردم و همت هاي آنان در امور دنيايي و ديني متفاوت است، به همين روي مردم در قبول ظاهر شريعت هايي که بر معاني لطيفي (باطن) دلالت مي کنند، مجبور شده اند و دين نيز بر قبول توامان ظاهر و باطن تاسيس شده است. او دوباره تاکيد مي نمايد که پذيرش ظاهر شريعت و حدود و سنن الهي توسط مردم، سبب قوام يافتن امور دنياي آنها و جلوگيري از ريخته شدن خونشان و حفاظت يافتن اموالشان و ذراريشان مي شود و آنها را از فتنه و تعدّي و فساد در زمين و بغي و هرج منع مي نمايد. او مي گويد که پس از آنکه آنها سنتها و احکام ظاهري را بر پا داشتند، اختيار کارشان به خودشان داده مي شود. وي در ادامه در جمع بين آنچه آيات و روايات مي گويند، قائل است که بعد از شهادت به وحدانيت خداوند و قبول شرايع الهي، امر دين تفويض به مردم مي شود و آنها در شناختن حدود الهي و اداي حقوق آن که قيام به ظواهر شريعت باشد، مخير هستند و اجبار نمي شوند. او سپس مي گويد که اين شيوه انبياي الهي بوده است و کلام آنها بر حکمت بنا شده است و حکمت عمل به آنچيزي است که به آن علم داريم. آنگاه هر وقت علم و عمل با هم باشند، حکمت شکل مي گيرد و به کسي که علمش با عملش توامان است؛ حکيم مي گويند ولي کسي که بدون علم کاري را انجام مي دهد جاهل است که اين جهلش او را به عدوان و بغي مي کشاند.186 تاکيد ابوحاتم بر همراهي ظاهر و باطن با يکديگر، در جواب او به اشکالات زکرياي رازي نمايان است، آنجا که او مي گويد هر کس به شيوه ملحدين سلوک نمايد و در رسوم انبيا تنها قضاوت به ظاهر آنها نمايد و توجهي به معاني و تأويل ظواهر نداشته باشد؛ در شک و شبهه ميافتد و به بي بصيرتي و حيرت دچار شده و در نهايت قائل به تعطيل و الحاد مي شود. او البته ضعفايي را که مقلّد هستند از اين حکم خارج مي داند، چون در وسع آنها اين مجادلات علمي نيست و وظيفه آنها در آيات و رواياتي که ظاهرشان دلالت بر تشبيه مي کند، رجوع به علما است.187 ابوحاتم در دفاع از شرايع انبيا ميگويد که تمامي شريعت هايي که پيامبران آوردهاند حق است وليکن عدهاي بعد از آنها بدعت هاي خود را داخل در سنت هاي پيامبران نمودند، همچناني که علف هم بين آنچه کشت شده ميرويد. او اهل بدعت در هر شريعتي را کساني مي داند که بخاطر حب رياست و رقابت در امور دنيا، به تکذيب آنچه پيامبران آورده اند ميپردازند. در دين کم و زياد کرده و باعث گمراهي ضعيفاني ميشوند که به رموز سخنان پيامبران آگاه نيستند. بنابراين آنچه حق است ظواهر رسوم انبيا است که در بين مردم رواج دارد و آنچه اهل بدعت مخلوط در دين نموده اند باطل است.188
او در جواب ابن زکرياي رازي که گفته است دين مداري در جامعه سبب جنگ و خونريزي مي شود، ميگويد، ما خيلي از جنگ ها را مي بينيم که به خاطر تنازع و رقابت در امور دنيايي صورت گرفته است. اين جنگ ها حتي در ميان مسلمانان هم ديده مي شوند در حالي که آنها منکر آنچه پيامبر اسلام آورده نيستند و بر تمسک به شريعت و اجراي اتفاق نظر دارند. مردم با آنکه يقين به ثواب و عقاب آخرت دارند و لکن دنيا را به آخرت

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع ظاهر و باطن، نماز جماعت، سوره بقره، امام صادق Next Entries منبع تحقیق با موضوع ظاهر و باطن، کشف المحجوب، حضرت محمد (ص)، خلف بن احمد